گروه سياسي|در شرايطي كه ايران طي 11 روز گذشته ضربات قابل توجهي را در عرصه نظامي به طرف مقابل وارد كرده، نشانههاي متعددي از تلاش بازيگران منطقهاي و فرامنطقهاي براي جلوگيري از گسترش بحران ديده ميشود. از يك سو، رويترز و الحدث خبرهايي درباره پيشنهاد پاكستان و قطر براي ازسرگيري مذاكرات منتشر كردند و از سوي ديگر، مقامهاي امريكايي در كنار تهديدهاي نظامي، بار ديگر از آمادگي براي راهحل ديپلماتيك سخن گفتهاند. الميادين به نقل از منابع پاكستاني، از ورود امروز عصر وزير كشور ايران به همراه هياتي متشكل از ۶ وزير دولت ايران خبر داده است. به گزارش الميادين و به نقل از منبعي در وزارت كشور پاكستان، قرار است وزير كشور ايران اسكندر مومني، در سفر خود به پاكستان با عاصم منير، فرمانده ارتش پاكستان، ديدار و گفتوگو كند. اين همزماني فشار و پيام، نشان ميدهد كه بحران كنوني فقط يك درگيري ميداني نيست، بلكه رقابتي چندلايه بر سر تعريف «پايان جنگ» و شكلدهي به شرايط پس از آن است. مقامات ايراني اما اعلام كردهاند اعتمادي به رفتارها و پالسهاي طرف امريكايي ندارند و منافع ملي كشور را بر اساس ملاحظات دروني پيش خواهند برد.
بازگشت به نقطه پيش از ۱۸ تير؟!
«پاكستان و قطر روز دوشنبه پيشنهاد مشتركي ارايه كردند كه بر اساس آن، ايران و امريكا بايد براي آغاز دوباره مذاكرات، به مواضع خود پيش از ۹ جولای، يعني ۱۸ تير، بازگردند.» اين پيشنهاد كه ديروز ايسنا از آن رونمايي كرده هر چند در ظاهر ساده به نظر ميرسد، اما در عمل يك پيام روشن دارد: ميانجيها ميخواهند از نقطهاي كه تنش هنوز به جنگ تمام عيار و فرسايشي نرسيده، مسير گفتوگو را دوباره فعال كنند. دليل آن هم توفيق ايران در عرصه ميداني و عجز امريكا براي دستيابي به اهدافش است. در راستاي يك چنين سناريويي است كه ترامپ كه 3 بار در كشاكش مذاكرات به ايران حمله كرده، ناگهان خوابنما شده و اعلام ميكند اكثريت امريكاييها خواستار توافق با ايران هستند و قاليباف در پاسخ به رييسجمهور امريكا گفت كه ايران استاد اين امريكاييبازيها شده و فريب صحنه آراييهاي طرف مقابل را نميخورد. در همين چارچوب، رويترز به نقل از يك منبع ايراني مدعي شد كه ميانجيگران توقف ۱۰ روزه حملات را براي ايجاد فرصت احياي توافق هستهاي موقت ميان ايران و امريكا پيشنهاد كردهاند. همزمان، الحدث نيز به نقل از يك منبع آگاه از بررسي پيشنهاد آتشبس و بازگشايي ۱۰ روزه تنگه هرمز تا دو هفته خبر داد. كانال ۱۳ اسراييل هم از طرح قطر براي آتشبس و باز شدن ۱۰ روزه تنگه هرمز خبر داده است. اين گزارشها، اگرچه از نظر منبع و سطح قطعيت متفاوتند، اما همگي بر يك نكته تأكيد دارند: تنگه هرمز و توقف درگيري، به محور اصلي هر ابتكار سياسي جديد تبديل شدهاند. در واقع، بحران از سطح تبادل موشك و پهپاد عبور كرده و به حوزه كنترل شريان انرژي جهان رسيده است؛ جايي كه هر حركت نظامي ميتواند پيامدهايي فراتر از مرزهاي ايران و امريكا داشته باشد. كيست نداند در يك چنين شرايطي اين ايران است كه دست بالا را در مواجهه با امريكا و شركاي منطقهاياش دارد. ترامپ نگران افزايش نرخ نفت و انتخابات كنگره است. ضمن اينكه ايران با حمله به پايگاه امريكا در اردن، اين اخطار را داده كه مختصات نيروهاي امريكايي را در اختيار دارد و هر زمان اراده كند قادر است از آنان تلفات بگيرد. ديروز عصر اخباري درباره حملات گسترده ايران به بحرين و كويت منتشر شد؛ اخباري كه نشان داد كشورهاي منطقه در برابر موشكهاي ايران فاقد پدافند مناسب بوده و منطقه كاملا در دسترس موشكهاي ايران قرار دارد.
تلاش براي حفظ كانال ديپلماسي
ماجراي عقبنشيني ترامپ اما بازخوردهاي بسياري در فضاي عمومي و شبكههاي اجتماعي داشته است. دونالد ترامپ در پستي در تروثسوشال مدعي شد كه بر اساس يك نظرسنجي، اكثريت مردم امريكا از توافق با ايران حمايت ميكنند. اين ادعا در ظاهر يك پيام داخلي است، اما در عمل حامل دو معناست: نخست، كاخ سفيد ميخواهد نشان بدهد كه ادامه جنگ، برخلاف خواست افكار عمومي امريكا است؛ دوم، ترامپ تلاش ميكند فشار سياسي بر تيم امنيتي و نظامي امريكا را به نفع بازگشت به مذاكره افزايش بدهد. ماركو روبيو، وزير خارجه امريكا نيز در ادامه همين خط گفت كه ايالات متحده همواره براي دستيابي به يك راهحل ديپلماتيك آمادگي دارد و اگر درِ گفتوگو باز شود، واشنگتن از آن استقبال خواهد كرد. او در عين حال، ايران را متهم كرد كه موشك و پهپاد به سمت كشتيها شليك ميكند و مدعي شد جهان نبايد اجازه بدهد يك آبراه بينالمللي تحت كنترل كشوري مثل ايران قرار بگيرد. اين دوگانه در مواضع امريكا قابل توجه است: از يكسو سخن از آمادگي براي مذاكره و استقبال از ديپلماسي، و از سوي ديگر ادامه اتهامزني، تهديد و تلاش براي مشروعيتزدايي از نقش ايران در تنگه هرمز. به بيان ديگر، واشنگتن ميكوشد همزمان دو پيام متضاد را پيش ببرد: يكي براي افكار عمومي و متحدان و ديگري براي اعمال فشار بر تهران.
ديپلماسي زير فشار اما بدون عقبنشيني از اصل تعهد
در تهران، موضعگيريها نشان ميدهد كه دولت و دستگاه ديپلماسي، در عين استقبال از كانالهاي ميانجيگري، نسبت به هر نوع توافق بدون ضمانت اجرايي بدبين هستند. ديروز قاليباف رييس تيم مذاكرهكنندگان ايراني با انتشار تویيتي به رفتارهاي ترامپ واكنش نشان داد و نوشت: «امريكاييها مدام تجهيزات نظامي جديد به منطقه ميآورند و ميگويند به دنبال توقف جنگ هستند.» او ادامه داد: «روي هوش ما به اندازه آيكيوي مختصر خودشان حساب كردهاند. ما در شناخت اين امريكاييبازيها به مرحله استاد تمامي رسيدهايم و بر اين اساس آماده شدهايم.» از سوي ديگر، سخنگوي وزارت خارجه هم با اشاره به حمله امريكا به تأسيسات هستهاي دارخوين گفت اين تأسيسات قرار بود براي توليد انرژي استفاده شود و حمله به چنين مراكزي نشان ميدهد كه واشنگتن با صنعت، شكوفايي اقتصادي و رفاه مردم ايران مشكل دارد. در بخش ديگري از مواضع رسمي، سخنگوي وزارت خارجه تأكيد كرد كه «بدون پايبندي طرفين به توافق، تفاهمنامه چيزي جز نوشتهاي بر روي كاغذ نخواهد بود.» او يادآور شد كه منطق ايران از ابتدا روشن بوده: تعهد در برابر تعهد. به گفته او، ايران هيچگاه پيشگام نقض عهد نبوده و هنگامي كه طرف مقابل يكييكي تعهداتش را نقض كرد، تهران نيز متقابلا اجراي تعهدات خود را متوقف كرده است. اين موضعگيريها، از منظر تحليلي، نشان ميدهد كه مساله اصلي تهران نه صرفا آغاز گفتوگو، بلكه ضمانت اجراي آن است. در تجربههاي گذشته، ايران هزينه سياسي و امنيتي بازگشت به توافق را پرداخت كرده اما طرف امريكايي يا از توافق خارج شده يا آن را تضعيف كرده است. بنابراين، هر طرح جديدي براي احياي مذاكرات ناگزير بايد با مساله اعتماد و راستيآزمايي روبهرو شود.
نقش ميانجيها در مهار بحران
در اين ميان، پاكستان و قطر به عنوان دو بازيگر ميانجي، در حال تلاش براي ايجاد يك پنجره محدود ديپلماتيك هستند. چنين پيشنهادي، بهويژه در شرايطي كه طرفين به تبادل آتش ادامه ميدهند، نشان ميدهد كه ميانجيها نه به دنبال حل نهايي بحران، بلكه به دنبال متوقف كردن روند شتابگرفته جنگ هستند. سخنگوي وزارت خارجه نيز گفت كه در اصل موضوع، ميانجيگرها فعاليت ميكنند و تلاش دارند از تشديد تنش جلوگيري كنند. او همزمان تأكيد كرد كه جمهوري اسلامي از هيچ اقدامي براي توقف جنايات امريكا فروگذار نميكند و نيروهاي مسلح ايران با قدرت واكنش نشان ميدهند. اين تركيب از ديپلماسي و مقاومت، تصويري از راهبرد فعلي تهران ارائه ميدهد: گفتوگو رد نميشود، اما تحت فشار نظامي و بدون رعايت اصل برابري، معناي واقعي نخواهد داشت. از منظر منطقهاي، قطر و پاكستان هر دو انگيزه دارند كه بحران از كنترل خارج نشود. قطر به عنوان كشوري با نقش ميانجيگرانه و پاكستان به عنوان بازيگري كه هم با جهان عرب و هم با ايران ارتباط دارد، بهدنبال كاهش خطر سرايت جنگ به حوزههاي وسيعتر هستند. بازگشايي موقت تنگه هرمز در برخي گزارشها نيز در همين راستا قابل تفسير است؛ ابتكاري كه بيش از آنكه راهحل نهايي باشد، يك مكث اضطراري براي باز كردن فضاي گفتوگو است.
پيامدهاي نظامي و پنهانكاري امريكا
گزارش نيويورك تايمز درباره پنهانكاري مقامات امريكايي در خصوص تلفات نبرد با ايران بازخوردهاي بسياري پيدا كرد. نيويورك تايمز گزارش داده كه پنتاگون اطلاعات مربوط به چندين حمله اخير ايران به پايگاههاي امريكا در اردن را كه منجر به زخمي شدن دهها نظامي امريكايي و آسيب ديدن بالگردها شده، مخفي نگه داشته است. اين روزنامه نوشته كه مقامها اين اطلاعات را به دلايل امنيت عملياتي پنهان كردهاند تا ايران از جزييات بيشتري براي هدف قرار دادن نيروهاي امريكايي استفاده نكند. در همان گزارش آمده كه از زمان آغاز جنگ در ۲۸ فوريه، ۱۶ نظامي امريكايي كشته و بيش از ۴۰۰ نفر زخمي شدهاند. اين دادهها، نشان ميدهد كه روايت رسمي امريكا از ميزان خسارتها ممكن است كمتر از واقعيت ميداني باشد. چنين پنهانكاريهايي معمولا براي مديريت افكار عمومي داخلي و جلوگيري از فشار سياسي انجام ميشود، اما در عين حال نشانهاي است از آسيبپذيري امريكا در ميدان و دشوار شدن كنترل كامل رويدادها است.