در جنگ رمضان، ميتوان گفت كه كشور اسپانيا تنها كشور اروپايي بود كه در كنار ايران ايستاد. سفارت خودش را در تهران فعال كرد. تاوان تعليق امريكا و برخي اتهامات ناتو را پذيرفت. اما با شهامت و جسارت تمام از ايران و ايراني و مردم لبنان و فلسطين و جبهه مقاومت دفاع كرد. اما بايد پرسيد، چرا همه اينها بايد اتفاق ميافتادند؟ چرا در جنگ رمضان، اسپانيا بايد از يكسري حقوق بينالمللي خود، به خاطر ما ايرانيها ميگذشت؟ چرا اسپانيا كه ميتوانست در صف كودككشان و ياغيان و غارتگران و اشقيا قرار بگيرد، در كنار مردم ايران و فلسطين ايستاد؟ پاسخ آن ساده است. اسپانيا، خود يك كشور داراي فرهنگ و تمدن ديرينهاي است و با ايران و ايرانيان نيز پيوندهاي عميق فرهنگي و تاريخي دارد. او نسبت به تمدن ايراني به خوبي آگاه است و آن را ميشناسد. حضور يك كشور متمدن در كنار كشور بزرگي به نام ايران، پيام بزرگي براي دنيا داشت كه آنهايي كه بايد ميفهميدند، فهميدند و آنهايي كه قرار نبود درك كنند، خود را به خواب زدند. و اما بخش مهم ماجرا، آغاز جام جهاني بعد جنگ رمضان بود. اين جام كه در شرايط كنوني جهان، سياسيترين رويداد ورزشي محسوب ميشد، فرصتي ايجاد كرد تا آن كشوري كه از طرف امريكا باید به خاطر دفاع از حق و حقيقت و عدالت، مورد تحريم قرار گيرد، يك تودهني بزرگي دريافت كند و به يكباره با درخشش عجيب خود به عنوان قهرمان جام جهاني، در دنيا تبديل به يك قدرت بزرگ سياسي شود. كسي فكر نميكرد كه در چنين شرايطي، اسپانيا بتواند به چنين جايگاه سترگي در جهان دست پيدا كند. بخش مهمتر ماجرا اينكه، اسپانيا پس از اين پيروزي معجزهآسا، بلافاصله پرچم فلسطين را در ورزشگاه امريكا در دست گرفت و آن را همچون خاري در چشم سياستمداران فاسد امريكايي و صهيوني فرو كرد. اين مانور زيبا و حركت تاريخي اسپانيا به جهانيان و مخصوصا متجاوزان خليجفارس و قاتلان كودكان مدرسه ميناب و... ثابت كرد كه هميشه حق پيروز ميدان است و
شايد امروز قدرت دست يك مشت اپستيني فاسد باشد و بتوانند عدهاي را در غزه و ميناب به شهادت برسانند، اما بايد بترسند از فردا و فرداهايي كه بخواهد مسلمانان عالم، با اتحاد و همدلي و همبستگي، پوزه آنان را به خاك بمالند. قهرماني اسپانيا در جام جهاني را بايد پيروزي اخلاق بر ستيزهجويي و آدمكشي و نسلكشي قلمداد كرد. اينكه بعد از جنگ رمضان، كشوري كه به خاطر طرفداري از ايران، مورد تحريم امريكاست، در دل همان امريكا بتواند با عنوان قهرماني جام جهاني فوتبال، سيلي محكمي به صورت زخمي اين ابرقدرت پنبهاي بزند، حرف بزرگي است.
به اهتزاز درآوردن پرچم فلسطين در ورزشگاه امريكا و در مقابل ديدگان جهانيان، به دو كشور ياغي و جنايتكار امريكا و رژيم صهيونيستي اعلام كرد كه بيشتر از اين در جهان، خودتان را خوار و ذليل نكنيد. اگر اراده الهي بر اين باشد كه در داخل خاك كشور خود، سرافكنده و مأيوس و سرخورده شويد، حتما اين اتفاق ميافتد.
به قدرت دو روزه پوشالي خود ننازيد. از تاريخ عبرت بگيريد كه چگونه ظالمان از اريكه قدرت، به زمين كشيده شدهاند. هماكنون كشور اسپانيا در صدر سياست جهاني است. اين كشور ميتواند از طريق سازمان ملل، بيشترين تاثير را براي احقاق حقوق مردمان مظلوم جهان ايفا كند. اين كشور ميتواند، رژيم جعلي صهيونيستي را كه در دادگاه لاهه به عنوان جنايتكار جنگي محكوم و شناخته شده، به پاي ميز محاكمه بكشاند و بسياري فعاليتهاي انساني و بشردوستانه ديگر...!!
مستندساز و منتقد