به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از سرویس دین و اندیشه ایبنا، الهام عبادتی نوشت: در میان کتابهایی که طی سالهای اخیر برای معرفی تاریخ ادیان ایران منتشر شدهاند، «دینهای ایران باستان» اثر ریچارد فولتس به ترجمه امیر زمانی که به تازگی از سوی نشر نو منتشر شده جایگاهی ممتاز دارد. این کتاب نه صرفاً تاریخ زرتشتیگری و نه صرفاً پژوهشی درباره ایران باستان است، بلکه تلاشی برای بازسازی سیر شکلگیری جهان دینی ایرانی از اعماق پیشاتاریخ تا ظهور سنتهای تاریخی است. فولتس میکوشد نشان دهد که دین ایرانی را نمیتوان صرفاً با مطالعه اوستا یا عصر هخامنشی فهمید؛ بلکه باید به لایههایی بسیار کهنتر بازگشت، به زمانی که هنوز ایرانیان به معنای تاریخی آن وجود نداشتند و نیاکان آنان در پهنه استپهای اوراسیا زندگی میکردند.
این نگاه، کتاب را از بسیاری از آثار رایج درباره ایران باستان متمایز میکند. نویسنده به جای آغاز از زرتشت، از خاستگاههای هندواروپایی و هندوایرانی آغاز میکند و نشان میدهد که بسیاری از مفاهیم بنیادین دین ایرانی، از اسطوره آفرینش گرفته تا نبرد خیر و شر و حتی تصور پایان جهان، ریشههایی بسیار کهنتر از زرتشتیگری دارند.
ریچارد فولتس و جایگاه او در مطالعات ایران
ریچارد فولتس از شناختهشدهترین پژوهشگران غربی در حوزه تاریخ ادیان، تاریخ ایران و مناسبات فرهنگی جاده ابریشم است. آثار او معمولاً بر پیوندهای فرهنگی میان ایران، آسیای مرکزی، هند و جهان اسلام تمرکز دارند. برخلاف بسیاری از ایرانشناسان کلاسیک که مطالعاتشان بر سیاست یا زبان متمرکز است، فولتس بیش از هر چیز به تاریخ اندیشه و دین علاقه دارد. ویژگی مهم آثار او نگاه فراملی و فرامذهبی است. ایران در نوشتههای فولتس نه صرفاً یک دولت یا یک قوم، بلکه حوزهای فرهنگی و تمدنی است که طی هزاران سال محل تلاقی اقوام، زبانها و سنتهای دینی گوناگون بوده است.
کتاب «دینهای ایران باستان» را میتوان یکی از آثار مهم او برای مخاطب عمومی دانست؛ اثری که میکوشد دستاوردهای پیچیده زبانشناسی تاریخی، اسطورهشناسی و باستانشناسی را در قالبی نسبتاً فشرده و قابل فهم عرضه کند.
جایگاه کتاب در سنت ایرانشناسی
یکی از مهمترین ویژگیهای کتاب، فاصله گرفتن آن از روایت ملیگرایانه رایج درباره ایران باستان است. فولتس از همان صفحات نخست تأکید میکند که هویت ایرانی پدیدهای تاریخی و پیچیده است و نباید آن را امری ثابت و ازلی تصور کرد. او یادآور میشود که مفهوم «ایران» در طول تاریخ دگرگون شده و همواره با زبان، سرزمین و تعامل اقوام مختلف شکل گرفته است.
از این منظر، کتاب در سنتی قرار میگیرد که میتوان آن را «ایرانشناسی انتقادی» نامید؛ سنتی که به جای جستوجوی یک هویت ناب و خالص ایرانی، بر فرایندهای تاریخی اختلاط فرهنگی، مهاجرت و تحول تأکید میکند.
خاستگاههای دین ایرانی
فصل نخست کتاب با عنوان «خاستگاههای دین ایرانی» است و در واقع بنیان نظری کل کتاب را میسازد. فولتس در این فصل پرسشی بنیادین مطرح میکند: پیش از آنکه از زرتشتیگری، مادها یا هخامنشیان سخن بگوییم، نیاکان ایرانیان چه جهانبینی و چه نظام اعتقادیای داشتند؟ برای پاسخ به این پرسش، نویسنده از سه حوزه دانشی بهره میگیرد: زبانشناسی تاریخی، باستانشناسی و اسطورهشناسی تطبیقی. این سه حوزه ابزارهایی هستند که امکان بازسازی جهان پیشاتاریخی را فراهم میکنند؛ جهانی که هیچ متن مستقیمی از آن باقی نمانده است.
دین ایرانی پیش از ایران
مهمترین ایده کتاب را میتوان در این گزاره خلاصه کرد: دین ایرانی پیش از آنکه ایرانی باشد، هندوایرانی و پیش از آن هندواروپایی بوده است. فولتس نشان میدهد که بسیاری از عناصر بنیادین دین ایرانی، از جمله اسطوره قربانی آغازین، قهرمان اژدهاکش، تصور پایان جهان، ساختار طبقاتی جامعه، جایگاه روحانیان و تقدس اسب و گاو همگی ریشههایی در فرهنگ هندواروپایی آغازین دارند. این رویکرد اهمیت زیادی دارد، زیرا روایت رایج تاریخ ایران اغلب از دوره هخامنشی یا زرتشت آغاز میشود، در حالی که فولتس میخواهد چند هزار سال عقبتر برود.
بازخوانی مفهوم «آریایی»
یکی از جذابترین بخشهای فصل، تحلیل واژه «آریایی» است. نویسنده نشان میدهد که این واژه در اصل معنایی نزدیک به «آزادگان» یا «شریفان» داشته و بعدها به نام قومی و سرزمینی تبدیل شده است. اما اهمیت این بحث در آن است که فولتس آشکارا با سوءاستفادههای نژادپرستانه از مفهوم آریایی مقابله میکند. او یادآور میشود که نظریههای برتری نژادی قرن نوزدهم و بیستم برداشتهایی تحریفشده از دادههای زبانشناختی بودند. این موضعگیری نشان میدهد که کتاب صرفاً پژوهشی تاریخی نیست، بلکه مداخلهای در یکی از مهمترین مناقشات فکری مرتبط با تاریخ ایران نیز هست.
جهان هندواروپایی؛ خشونت، کوچ و بقا
فولتس تصویری رمانتیک از نیاکان ایرانی ارائه نمیدهد. برعکس، او جامعه هندواروپایی آغازین را جامعهای میداند که در شرایط سخت زیستمحیطی شکل گرفته بود؛ جامعهای مبتنی بر شبانی، جنگاوری، سلسلهمراتب اجتماعی و رقابت برای بقا. این بخش از کتاب اهمیت زیادی دارد، زیرا با بسیاری از روایتهای ملیگرایانه که گذشته آریایی را عصر طلایی اخلاق و تمدن معرفی میکنند فاصله میگیرد. فولتس معتقد است ویژگیهای اصلی این جوامع عبارت بودند از پدرسالاری، نظام طبقاتی، جنگاوری، اقتدار رهبران و نقش برجسته روحانیان.
اسطورهشناسی تطبیقی؛ نقطه قوت اصلی کتاب
درخشانترین بخش فصل نخست، تحلیل اسطورههای مشترک هندواروپایی است. فولتس توضیح میدهد که چگونه میتوان از طریق مقایسه روایتهای ایرانی، هندی، یونانی، اسکاندیناویایی و سلتی به الگوهای مشترک دست یافت. دو نمونه مهم عبارتاند از اسطوره قربانی آغازین؛ جهان از قربانی شدن یک موجود نخستین شکل میگیرد؛ روایتی که بعدها در اساطیر ایرانی نیز بازتاب مییابد.
اسطوره اژدهاکشی؛ قهرمانی که نیروی آشوب را شکست میدهد؛ الگویی که بعدها در روایت فریدون و ضحاک، سنت مسیحی و بسیاری از اساطیر دیگر تکرار میشود. این تحلیلها نشان میدهد که بسیاری از داستانهای مشهور ایرانی بخشی از یک میراث گستردهتر هندواروپایی هستند.
پایان جهان و تأثیر ایران بر ادیان ابراهیمی
از جذابترین بحثهای کتاب، بررسی ریشههای اندیشه آخرالزمانی است. فولتس استدلال میکند که برخی از تصورات مربوط به پایان تاریخ، نبرد نهایی خیر و شر و نوسازی جهان احتمالاً از سنت ایرانی به ادیان ابراهیمی راه یافتهاند. او به مفهوم «فرشکرد» در سنت ایرانی اشاره میکند و آن را در کنار نمونههای مشابه هندواروپایی قرار میدهد. این موضوع یکی از مهمترین حوزههای پژوهش در تاریخ ادیان است و کتاب با زبانی روشن آن را برای خواننده عمومی توضیح میدهد.
نکته مهم دیگر صداقت علمی نویسنده است. فولتس بارها یادآور میشود که بازسازی گذشتههای بسیار دور همواره با حدس و گمان همراه است و هیچ نتیجهای قطعی نیست. این رویکرد محتاطانه از نقاط قوت کتاب است. نویسنده برخلاف بسیاری از آثار عامهپسند تاریخی، میان فرضیه و واقعیت تمایز قائل میشود و محدودیتهای دانش موجود را پنهان نمیکند.
نخستین نقطه قوت کتاب، رویکرد بینرشتهای آن است. فولتس با تلفیق زبانشناسی، باستانشناسی و اسطورهشناسی تصویری جامع از خاستگاههای دین ایرانی ارائه میدهد. دومین نقطه قوت، فاصله گرفتن از روایتهای ایدئولوژیک است. کتاب نه در دام ملیگرایی افراطی میافتد و نه در دام نفی کامل میراث ایرانی. سومین مزیت، نثر روشن و آموزشی آن است. نویسنده مفاهیم دشوار مطالعات هندواروپایی را به زبانی نسبتاً ساده توضیح میدهد. چهارمین نقطه قوت، تأکید بر پیوند ایران با جهان بزرگتر اوراسیا است؛ رویکردی که تاریخ ایران را از انزوای فرهنگی بیرون میآورد.
با وجود ارزش فراوان کتاب، چند نقد نیز میتوان مطرح کرد. نخست آنکه اتکای فراوان به بازسازیهای زبانشناختی گاه مرز میان فرضیه و واقعیت تاریخی را کمرنگ میکند. بسیاری از بازسازیهای مربوط به جامعه هندواروپایی هنوز محل اختلاف پژوهشگراناند. دوم آنکه تمرکز شدید بر ریشههای هندواروپایی ممکن است نقش فرهنگهای بومی فلات ایران، مانند ایلامیان، کاسیان و دیگر گروههای پیشاآریایی را کمتر از واقع نشان دهد؛ هرچند خود نویسنده به اختلاط این گروهها اشاره میکند. سوم آنکه کتاب گاه چنان بر شباهتهای میان فرهنگها تأکید میکند که تفاوتهای مهم تاریخی آنها در حاشیه قرار میگیرد.
«دینهای ایران باستان» اثری است که میکوشد تاریخ دین ایرانی را از محدوده شناختهشده زرتشتیگری فراتر ببرد و آن را در افقی چند هزار ساله و اوراسیایی قرار دهد. ارزش اصلی کتاب در این است که خواننده را با این واقعیت روبهرو میکند که بسیاری از عناصر فرهنگ ایرانی، از اسطورهها و آیینها گرفته تا مفاهیم مربوط به نظم، قهرمانی و آخرالزمان، حاصل فرایندی طولانی از مهاجرت، اختلاط فرهنگی و تحول تاریخیاند.
فولتس در این کتاب گذشته ایران را نه بهعنوان میراثی ایستا و مقدس، بلکه بهمثابه محصول تعامل اقوام، زبانها و جهانبینیهای گوناگون بازسازی میکند. برای مخاطب امروز، که اغلب میان روایتهای ملیگرایانه و روایتهای ضدتاریخی سرگردان است، این کتاب فرصتی ارزشمند برای آشنایی با پیچیدگی واقعی ریشههای فرهنگی ایران فراهم میآورد. چنین رویکردی مهمترین دلیل اهمیت این اثر در فضای فکری و فرهنگی امروز ایران است.
216216
∎