شاید برای بسیاری از افراد «اوقات فراغت» فقط به معنای زمان خالی از کار یا فاصله میان وظایف روزمره باشد؛ اما وقتی سخن از نوجوانی به میان میآید، این ساعات بهظاهر بیبرنامه، به یکی از مهمترین و تأثیرگذارترین بخشهای زندگی روزانه تبدیل میشوند. نوجوانی، دوره حساس شکلگیری هویت، اوج هیجانات و زمانی است که ذهن بیش از هر مرحله دیگری به تجربه، کشف و خلاقیت نیاز دارد.
اوقات فراغت، برخلاف آنچه گاه تصور میشود، زمان هدر رفته نیست؛ بلکه فرصتی ارزشمند برای تمرین استقلال، کشف علایق شخصی و حتی بازیابی توان روانی پس از فشارهای تحصیلی و اجتماعی است. نوجوانی که بتواند این زمان را به شکلی معنادار سپری کند، نه تنها از بسیاری آسیبهای دوران جوانی در امان میماند، بلکه مهارتهای زیستن را در بستری طبیعی و بیپیرایه میآموزد.
خبرگزاری ایکنا بنابر رسالت آگاهیبخشی به خانوادهها به ویژه والدین، درسگفتارهایی را در رابطه با همین موضوع تهیه کرده است که در این مجموعه، لیلا میرمحمدصادقی، روانشناس و مشاور نوجوانان، از لایههای پنهان این فرصت طلایی خواهد گفت؛ از چالشها و ظرفیتهای اوقات فراغت نوجوانان و نقشی که والدین و مربیان میتوانند در همراهی آگاهانه با نوجوانان ایفا کنند که در ادامه میبینیم و میخوانیم.
در چهارمین درسگفتار از سلسله مباحث مربوط به «نوجوانی و اوقات فراغت»، قصد داریم به این پرسش بپردازیم که ویژگیهای اوقات فراغت سالم برای نوجوان چیست؛ بهویژه هنگامی که خود نوجوان میخواهد آن را طراحی کند و خانواده نیز در کنار او باشد.
در این راستا، سه موضوع اساسی برای برنامهریزی اوقات فراغت قابل شناسایی است:
۱. حوزه آموزشی: شامل موضوعاتی که تفکر نوجوان را به چالش میکشد. این حوزه طیف گستردهای دارد؛ از مباحث درسی و مهارتهای زندگی گرفته تا آموزش توانمندیهای فردی. درواقع هدف اصلی در این بخش، درگیر کردن ذهن و ارتقای سطح فکری نوجوان است.
۲. حوزه فعالیتهای جسمانی: ورزش و فعالیتهای بدنی در این سن از اهمیت ویژهای برخوردار است، زیرا پژوهشها نشان دادهاند که فعالیت بدنی و جسمانی تأثیر مستقیم و مثبتی بر رشد مغز و تکامل طبیعی نوجوان دارد.
۳. حوزه هنری: شامل نقاشی، صنایع دستی و سایر فعالیتهای خلاقانه است. در دوران نوجوانی که هویت فرد در حال شکلگیری است، پرورش خلاقیت نقشی کلیدی ایفا میکند؛ چراکه هویت خودساخته و بالنده، در گرو نوجوانی خلاق و توانمند در استفاده از استعدادهای هنری خویش است.
اکنون پرسش مهم این است که با وجود تأکید بر انتخابگری خود نوجوان و همراهی خانواده، چگونه میتوان به نوجوانانی که میگویند: «نمیدانم چه چیزی را دوست دارم و میخواهم»، «نمیدانم چه کنم» یا «نمیدانم چگونه اوقات فراغتم را پر کنم» کمک کرد تا براساس این سه محور، برنامهریزی کرده و اوقات فراغتی سازنده و شخصیت محور برای خود طراحی کنند.