به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری دانشجو؛ اظهارات اخیر دونالد ترامپ درباره لزوم «فعال شدن سوریه» در پرونده لبنان، در شرایطی مطرح شده که طی هفتههای گذشته برخی از تحرکات دیپلماتیک و امنیتی پیرامون مرزهای سوریه و لبنان افزایش یافته است. این موضع با واکنش منفی مقامهای دمشق روبهرو شد و دولت سوریه با رد هرگونه برنامه برای مداخله در لبنان، بر پایبندی خود به اصل احترام به حاکمیت و تمامیت ارضی این کشور تأکید کرد.
همزمان برخی رسانههای منطقهای و غربی این اظهارات را نه نشانه تغییر فوری در سیاست میدانی آمریکا، بلکه تلاشی برای افزایش فشار سیاسی بر بازیگران مختلف پرونده لبنان ارزیابی کردهاند.
از سوی دیگر، گزارشهای منتشرشده در رسانههای منطقه نشان میدهد بغداد نیز نسبت به هرگونه کشیده شدن تنشهای جدید به مرزهای سوریه و لبنان ابراز نگرانی کرده است. عراق که در ماههای اخیر تلاش کرده نقش میانجی و تثبیتکننده در پرونده سوریه ایفا کند، نسبت به هر اقدامی که بتواند موجب بیثباتی بیشتر در شام و سرایت ناامنی به منطقه شود، هشدار داده است. این رویکرد با توجه به نگرانی بغداد از احیای فعالیت گروههای تروریستی، تشدید ناامنی در مرزهای مشترک و برهم خوردن روند بازسازی سوریه، قابل ارزیابی است.
در چنین فضایی، این پرسش مطرح است که آیا اظهارات ترامپ را باید نشانه آغاز یک راهبرد جدید آمریکا برای افزایش نقش سوریه در معادلات لبنان دانست یا آنکه این موضع بیش از آنکه قابلیت اجرایی داشته باشد، در چارچوب جنگ روانی، اعمال فشار سیاسی و مدیریت موازنههای منطقهای است.
همچنین این پرسش مطرح است که با توجه به شرایط داخلی سوریه، رویکرد کشورهای عربی، ملاحظات امنیتی عراق و پیچیدگی معادلات لبنان، اساساً دمشق تا چه اندازه توان و اراده ایفای نقشی فراتر از مدیریت مسائل داخلی خود را خواهد داشت؟ اینها پرسشهایی است که «اللهکرم مشتاقی»، کارشناس مسائل غرب آسیا، در گفتوگو با ایسنا به آنها پاسخ داده است.
این کارشناس مسائل غرب آسیا و و دیپلمات پیشین ایران در لبنان در گفتوگو با ایسنا، در پاسخ به این پرسش که دونالد ترامپ اخیراً از نقشآفرینی سوریه در پرونده لبنان سخن گفته است، آیا این اظهارات نشاندهنده تغییر راهبرد آمریکا در قبال سوریه و لبنان است؟ اظهار کرد: سیاست آمریکاییها به شکل عام و ترامپ به شکل خاص درباره تحولات منطقه، اساساً نه پایان درگیریها، بلکه مدیریت تنش و منازعات است.
وی افزود: در حال حاضر استمرار تهدید میان سوریه و لبنان و حفظ سایه جنگ میان این دو کشور، مطلوب آمریکاست، اما در واقع زیرساختهای وقوع جنگ میان دو کشور وجود ندارد؛ نه اختلافات مرزی جدی، نه ادعاهای سرزمینی، نه آمادگی داخلی برای جنگ، نه اراده رهبران دو کشور و نه زمینه منطقهای برای چنین درگیریای وجود دارد. اگرچه اختلافات مذهبی میتواند در آینده تنشها را تشدید کند و در ماههای ابتدایی سقوط بشار اسد نیز نگرانیهایی در لبنان وجود داشت، اما نشستهای متعدد مقامات دو کشور نشان داد دمشق قصد ورود به درگیری با لبنان را ندارد.
مشتاقی تصریح کرد: آمریکا مایل است سطحی از تنش میان دو طرف شکل بگیرد، اما از تبعات غیرقابل کنترل آن و تأثیرات منفی چنین جنگی بر رژیم صهیونیستی نگران است؛ از این رو تا زمانی که از کنترل دامنه درگیری مطمئن نباشد، جنگ را به سود خود نمیداند، مگر اینکه در سالهای آینده زمینههای مصنوعی چنین تقابلی را ایجاد کند.
چهار اولویت آمریکا در لبنان
وی در پاسخ به این پرسش که تا چه اندازه میتوان موضع ترامپ را جدی گرفت و آیا این اظهارات قابلیت تبدیل شدن به سیاست عملی را دارد یا خیر، گفت: آمریکاییها در قبال لبنان چهار اولویت دارند؛ نخست، ضعیف ماندن دولت لبنان، البته نه تا حد فروپاشی کامل؛ دوم، تضعیف و خلع سلاح مقاومت؛ سوم، فعال نگه داشتن گسلهای داخلی برای بهرهبرداری در مواقع لازم؛ و چهارم، کاهش نفوذ ایران.
این دیپلمات پیشین ایران در لبنان افزود: همه اقدامات ترامپ در لبنان ذیل این چهار هدف قابل تحلیل است، اما وقوع جنگ گسترده میان سوریه و لبنان هیچیک از این اهداف را بهطور روشن محقق نمیکند و حتی ممکن است نتیجه معکوس داشته باشد.
وی خاطرنشان کرد: ترامپ تلاش میکند از سایه جنگ سوریه علیه لبنان بهعنوان ابزاری برای تهدید مقاومت، ایران و دولت لبنان استفاده کند و این پیام را منتقل کند که لبنان با خطر بزرگی روبهرو است و راهی جز تکیه بر آمریکا ندارد.
ترامپ نگاهی غیرواقعی به سوریه دارد
مشتاقی در پاسخ به این پرسش که منظور از «فعال شدن سوریه در پرونده لبنان» چیست و آیا احتمال بازگشت نقش امنیتی دمشق وجود دارد، تأکید کرد: نگاه ترامپ به سوریه، نگاهی فانتزی و غیرواقعی است ؛ او سوریه را نه یک دولت مستقر، بلکه یک گروه حاکم میبیند.
وی ادامه داد: ترامپ مایل است سوریه به بازیگری تبدیل شود که در عین ایفای نقش مخرب در منطقه، در خدمت منافع آمریکا و رژیم صهیونیستی باشد، در حالی که این برداشت ناشی از شناخت نادرست از جامعه، تاریخ، سیاست و ساختار حکومت سوریه است.

این کارشناس مسائل غرب آسیا با اشاره به نقش کشورهای منطقه افزود: قطر، ترکیه، عراق و برخی کشورهای عربی تلاش کردهاند مانع از خارج شدن سوریه از کنترل شوند و تاکنون نیز در برخی پروندهها موفق بودهاند.
وی همچنین گفت: احمد الشرع نیز نشان داده برخلاف تصورات اولیه، رویکردی ماجراجویانه ندارد و با نگاهی عملگرایانه و تکنوکرات به اداره سوریه مینگرد.
انتظار لبنان از سوریه؛ امنیت مرزها و حل بحران آوارگان
این کارشناس غرب آسیا در پاسخ به این پرسش که دولت لبنان، حزبالله و دیگر جریانهای سیاسی این کشور چه نگاهی به افزایش نقش سوریه دارند، اظهار کرد: پس از سقوط بشار اسد، تقریباً همه جریانهای لبنانی با تردید و نگرانی به سوریه نگاه میکردند، اما دیدارهای مکرر مقامات دو کشور موجب کاهش این نگرانی شد.
وی افزود: به گفته وی، جریانهای مختلف لبنانی دو انتظار اصلی از سوریه دارند؛ نخست کنترل مرزها برای جلوگیری از نفوذ گروههای مسلح و دوم ساماندهی بازگشت آوارگان سوری که اکنون بیش از یک میلیون نفر و حدود ۲۰ درصد جمعیت لبنان را تشکیل میدهند.
مشتاقی تصریح کرد: سوریه در شرایط فعلی توان اثرگذاری مؤثر بر هیچ کشوری را ندارد و دستکم تا دو دهه آینده نمیتوان آن را یک بلوک قدرت یا موازنهساز منطقهای دانست، هرچند همچنان ظرفیت ایفای نقش یک «بازیخرابکن» را خواهد داشت.
بعید است عربستان، سوریه را به اقدام نظامی علیه لبنان تشویق کند
وی درباره سفر اخیر وزیر خارجه سوریه به عربستان نیز گفت: بحرانهای ۱۵ سال گذشته باعث شده دمشق دیگر توان ائتلافسازی مؤثر نداشته باشد و اغلب سفرهای خارجی مقامات سوری با هدف جذب کمکهای مالی، سرمایهگذاری و کسب مشروعیت بینالمللی انجام میشود. از این رو سفر وزیر خارجه سوریه به عربستان را نباید در چارچوب هماهنگی ریاض و دمشق درباره لبنان تحلیل کرد، بلکه بیشتر در راستای تقویت امنیت مرزها و ساماندهی آوارگان قابل ارزیابی است.
او افزود: اینکه تصور شود عربستان در حال تشویق سوریه به اقدام نظامی علیه حزبالله است، بسیار بعید است. آنچه واقعبینانه به نظر میرسد، تلاش ریاض برای تقویت کنترل مرزها و جلوگیری از انتقال هرگونه کمک به حزبالله است، نه ورود سوریه به جنگ با این جنبش.
سوریه در سالهای آینده بر مسائل داخلی متمرکز خواهد بود
مشتاقی درباره تأثیر افزایش نقش سوریه بر موازنه قدرت منطقهای اظهار کرد: سوریه دستکم تا یک دهه آینده تمرکز خود را بر بازسازی، ساماندهی سیاسی، اجتماعی و اقتصادی و حل مسائل داخلی خواهد گذاشت و نه خود تمایلی به ایفای نقش منطقهای گسترده دارد و نه دیگران چنین انتظاری از آن دارند.
وی افزود: در این شرایط، کشورهای مختلف تلاش خواهند کرد نفوذ خود را در ساختار جدید سوریه افزایش دهند و حتی بازیگرانی مانند ایران، عراق و حزبالله نیز در پی تقویت ارتباطات خود با بخشهای مختلف حاکمیت جدید سوریه خواهند بود.

این کارشناس مسائل غرب آسیا تأکید کرد: ایران بهدنبال تقابل با سوریه نخواهد بود، بلکه تلاش میکند رفتار دمشق را از مسیرهای مستقیم و غیرمستقیم مدیریت کند و در عین حال بعید است سوریه نیز به سمت اقدامات مخرب علیه ایران حرکت کند، زیرا با وجود برخی نگرشهای ضدایرانی، همچنان اشتراکات مهمی از جمله مخالفت با اشغالگری رژیم صهیونیستی و حضور جریانهای میانهرو و ضدتکفیری در ساختار جدید سوریه وجود دارد.