شناسهٔ خبر: 78999059 - سرویس استانی
نسخه قابل چاپ منبع: ایرنا | لینک خبر

«قُرُق شکنی» سنتی برای خلق شادی

بابل - ایرنا - اهالی روستای «رمنت» بخش مرکزی بابل بر اساس یک رویه چند ساله با انجام سنت قرق شکنی و صید دسته جمعی ماهی از آببندان این روستا، نه تنها به هر میزانی که توانایی صید داشته باشند برای خود ماهی جمع می کنند بلکه این امر زمینه ای برای خلق شور و نشاط مردمانی است که در روز قرق شکنی از سراسر کشور خود را به آببندان رمنت می رسانند.

صاحب‌خبر -

به گزارش ایرنا، قرق شکنی سنتی است که در طول یک سال برداشت ماهی از آب بندان ممنوع است و بر اساس تاریخی که اهالی روستا از قبل اعلام می کنند با همراهی اهالی همان روستا سنت قرق شکنی و صید ماهی در آببندان را برگزار می کنند.

قرق‌شکنی سنت دیرینه کشاورزان مازندرانی است که امسال هم مانند سال‌های گذشته با شور و حال خاصی در آببندان ماهی روستای رمنت بابل برگزار شد.

این سنت شادی بخش پس از پایان آب دهی به زمین‌های شالیزاری و قبل از برداشت محصول برنج انجام می شود.

در مراسم قرق شکنی آببندان ماهی روستای رمنت بابل، یک روز پس از پایان کار آبیاری زمین‌های کشاورزی، کشاورزان در یک ساعت مشخص قرق شکنی کرده و همه مردم روستا که افزون بر ۲ هزار نفر هستند با انواع وسایل ماهی‌گیری به آببندان می‌روند و برای خود ماهی صید می‌کنند که این کار با نشاط و تفریح وصف ناپذیر برای اهالی، همراه است.

این اکوسیستم‌های آبی از ذخیره‌سازی آب برای کشاورزی، زیستگاه پرندگان ایجاد منظرهای زیبا و فواید بسیار دیگر از اهمیت زیادی برخوردار است. همچنین این مکان یا آببندان محل مناسبی برای پرورش ماهیان گرم آبی است.

همه اهالی این روستا منتظر چنین روزی هستند پیر و جوان در کنار هم با وسایل سنتی ماهی گیری«کَن و چَپی وکِرفا» پیاده یا سوار بر نوو، دل به آب می‌زنند. برای ماهی بیشتر، رقابتی که برد - برد است و بازنده ای ندارد.

« قرق شکنی» سنتی برای خلق شادی

همه خوشحالند و هیچ‌کس بدون روزی برنخواهد گشت. آنچه مهم‌تر از صید ماهی است این شکوه و خنده‌های درهم تنیده تمام اهالی این روستا است که به گستره این آببندان جمع شده و در تورها بیش از ماهی، طراوت از آب صید می‌ شود.

قرق‌شکنی جشن آببندان است تا دوباره فراخوان از روستا دور ماندگان از رمنت را به گستره این آب خوان کنار هم جمع کند آن‌ها که به دورترین نقاط کشور کوچ کرده‌اند را چون چلچه‌های سنجاق شده بر نسیم باد نوروزی، به خانه می‌کشاند مانند همه جشن‌های اصیل که وطن را مفهوم می‌بخشند.

جشنی بی‌پایان است شور و نشاطی که چنین روزی دوباره بعد از یک سال تمرین دوستی انسان و طبیعت به روی صحنه می‌رود.

نمایش، کل سال در حال اجراست و تمام سال این دوستی آن‌ها در آب‌بندانهای طبیعی در جریان و سال‌های بسیاری چنین بوده و این دورهمی، بی‌ پایان است.

فصل‌ها می‌آیند و دست زاینده و بخشنده طبیعت در دست انسان صحنه را مهیا می‌کند این لحظه‌ها یکتاست نه فقط بخاطر اینکه هرگز چنین جمعیتی از یک خانواده بزرگ (روستا) را در هیچ جشن دیگری نمی‌توان دید بلکه این همایشی فراتر از انسان‌ ها است برای همه ساکنان روستا چرا که همه میزبان هستند و میهمان جشن ماهی‌ها، پرندگان و سنجاقک‌هاست که به برکت چنین روزهایی، خانه‌شان پابرجا می‌ماند و نوید آن است که آب‌بندان طبیعی و مردمی خواهد ماند.

حفظ زیست طبیعی در آببندان

خوش به‌حال مردمانی که هنوز سبزی بر آب‌بندان‌هایشان جاری‌ست، آنها بی‌شک شادی را بسیار سخت‌تر گم خواهند کرد. به امید روزی که این جشن بر تمام آب‌بندان‌های بابل دوباره برپا گردد.

« قرق شکنی» سنتی برای خلق شادی

قرق‌شکنی در روستای رمنت بابل که قدمتی دیرینه دارد قبل از شروع فصل برداشت برنج و پایین رفتن سطح آب، تمام روستا به‌صورت دسته جعی در زمانی مشخص آغاز می‌شود با وسایل مختلف به ماهیگیری می‌پردازند.

این سنت بسیار زیبا و شادی‌بخش بعد از تبدیل بسیاری از آب‌بندان‌ها به حوض مصنوعی پرورش ماهی برای دوست داران محیط زیست دیدنی است.

آببندان، استخر یا تالاب دست ساز خاکی و بسیار بزرگ است که از گود کردن و خاکبرداری یک محدوده و ریختن و کوبیدن و ایجاد دیواره خاکی دور این محدوده به وجود می آید تا روان آب ها در آن برای بهره برداری کشاورزی ذخیره شود.

این سازه ذخیره ساز آب کشاورزی، مختص استان های شمالی کشور است که در مازندران به آن «اندون » در گیلان «سل » و در استان گلستان ' بندسار ' می گویند.

« قرق شکنی» سنتی برای خلق شادی

بر اساس آمار رسمی، مساحت کل آب بندان های استان های گلستان، مازندران و گیلان حدود ۳۳ هزار هکتار است که آب آبیاری حدود ۱۵۰ هزار هکتار اراضی شالیزاری را تأمین می کند.

رواج سدسازی در کشور به همراه استفاده بی در و پیکر از سفره های زیرزمینی و دلخوشی به شیوه های نوین آبیاری در چند دهه گذشته سبب شد تا تعداد زیادی از آببندان های این استان ها رها شده و خشک شوند در حالی که تا اواخر دهه ۴۰ و ۵۰ این سازه ها تنها تامین کننده آب کشاورزی در شمال کشور بود.