به گزارش گروه رسانهای شرق،
مدتی است نبرد آمریکا با ایران وارد مرحله تازهای شده؛ اگر تا پیش از این تصور میشد هندسه درگیریهای ایران و آمریکا به آبهای نیلگون خلیج فارس محدود است، این روزها معادلات به کلی دگرگون شده است. جمهوری اسلامی ایران با طراحی عملیاتی چون «صاعقه» و نصر ۲ و اجرای آن در چندین مرحله متوالی، نشان داد نهتنها از انفعال راهبردی فاصله گرفته، بلکه با خوانشی دقیق از شبکه آسیبپذیریهای دشمن، مفهوم «حیاطخلوت» را برای واشینگتن به چالشی وجودی بدل کرده است. حملات پهپادی و موشکی به پایگاههای کلیدی در اردن، کویت، سوریه، عمان و بحرین، همزمان با انهدام هواپیماهای بدون سرنشین و سرنشیندار آمریکایی، بیانگر ورود به مرحلهای جدید از تقابل هوشمندانه است؛ مرحلهای که در آن ایران، «بازی در زمین حریف» را به «بازتعریف خود زمین بازی» تبدیل کرده است.
اردن؛ ستون فقرات ائتلاف منطقهای
روزنامه نیویورکتایمز در تازهترین گزارش خود، حملات اخیر به پایگاههای اردن را نه یک عملیات تاکتیکی که «حملهای راهبردی به پیکره ائتلاف منطقهای آمریکا» توصیف کرده است. به اعتراف مقامات آمریکایی، اردن در ماههای اخیر به هاب اصلی لجستیکی پنتاگون تبدیل شده بود؛ چراکه سایر متحدان عربی، میدان هوایی خود را روی عملیاتهای واشینگتن محدود کرده بودند. ایران با هدف قراردادن پایگاه هوایی «موفقالسلطی» در ازرق، جایی که بالگردهای بلکهاوک و جنگندههای اف-۱۵ در آن مستقر بودند، عملا به مرکز ثقل شبکه هوایی آمریکا ضربه زد. والاستریت ژورنال نیز با انتشار جزئیات دقیقی، از انهدام چندین فروند هواپیمای سرنشیندار و بدون سرنشین در این حملات خبر داد. به نوشته این روزنامه، اصابت دقیق موشکها به آشیانههای نگهداری بالگردها و جنگندهها، نشان از عمق اطلاعاتی و دقت بالای تسلیحات ایرانی دارد. این در حالی است که تصاویر ماهوارهای منتشرشده از پایگاه «ملک فیصل» نیز خسارتهای گستردهای را تأیید میکند که فراتر از تلفات انسانی، تجهیزات راهبردی گرانقیمت را نیز در بر گرفته است.
کویت؛ دروازه ورود نیروهای آمریکایی در آتش
اما اوج تغییر راهبرد ایران را باید در عملیات همزمان علیه دو پایگاه حیاتی در کویت جستوجو کرد. اردوگاه «العدیری» در فاصله ۱۰۴کیلومتری مرزهای ایران، یکی از مهمترین مراکز پشتیبانی و تجدید سازمان نیروهای آمریکایی در منطقه به شمار میرود. در روزهای گذشته، ارتش جمهوری اسلامی ایران با بهکارگیری پهپادهای انهدامی، این اردوگاه را که انبار مهمات راهبردی ارتش آمریکا محسوب میشود، هدف قرار داد. همزمان، پایگاه هوایی «علیالسالم» که به عنوان دروازه اصلی ورود نیروهای نظامی به غرب آسیا شناخته میشود و نقش محوری در ترابری هوایی پنتاگون دارد، با حملات سنگین پهپادی، دچار اختلال عملیاتی شد. رادار پاتریوت و رادار هوایی این پایگاه نیز در این حملات منهدم شدهاند که عملا شبکه پدافندی آمریکا در شمال خلیج فارس را با خلأ مواجه میکند.
شکست باور دفاعی؛ از پاتریوت تا تاد
شاید مهمترین دستاوردهای راهبردی عملیاتهای چند روز اخیر، اثبات نفوذپذیری سامانههای پیشرفته پدافندی غرب در برابر موج جدید تسلیحات ایرانی باشد. والاستریت ژورنال بهصراحت اذعان کرده موشکهای بالستیک و پهپادهای ایران با بهرهمندی از فناوری «مانورپذیری در مرحله پایانی» و سرعت بالا، توانستهاند لایههای دفاعی پاتریوت و تاد (THAAD) را در هم بشکنند. اصابت موشکها به رادارهای هوایی در کویت و انهدام جنگندهها در اردن، ثابت کرد حتی پیشرفتهترین شبکههای رهگیری نیز نمیتوانند حفاظت صددرصدی ایجاد کنند. تحلیلگران نظامی معتقدند این تحول، ماهیت «ضریب حفاظتی» را در منطقه برای همیشه تغییر داده است.
استراتژی دوگانه؛ فشار اقتصادی همراه با عملیات نظامی
در کنار حملات پهپادی و موشکی، تهران از اهرم فشار اقتصادی نیز غافل نبوده است. روز گذشته نیروی دریایی سپاه پاسداران با توقف چهار کشتی در تنگه هرمز که قصد عبور از مسیرهای غیرمجاز را داشتند، بار دیگر بر حاکمیت ایران بر این آبراه حیاتی تأکید کرد. این اقدام که با هشدار نسبت به «ناایمنبودن مسیرهای جایگزین» همراه بود، همزمان با نزدیکشدن قیمت بنزین در آمریکا به مرز چهار دلار، نشان از تداوم راهبرد «تشدید عمودی» برای افزایش هزینههای اقتصادی بر واشینگتن دارد. در مقابل، «تشدید افقی» از طریق گسترش دایره حملات به پایگاههای کویت و اردن، این پیام را مخابره میکند که نهتنها میزبانان نظامیان آمریکایی، بلکه هرگونه مشارکت لجستیکی با پنتاگون، هزینههای جبرانناپذیری را به همراه خواهد داشت.
آیا واشینگتن در باتلاق گیر خواهد کرد؟
اظهارات اخیر ترامپ در واکنش به کشتهشدن دو نظامی آمریکایی در اردن، که آن را «بسیار غمانگیز» خواند اما همزمان بر مخالفت با برنامه هستهای ایران تأکید کرد، نشاندهنده سرگشتگی راهبردی کاخ سفید است. سیانان در تحلیلی، فرمانهای نظامی ترامپ را «اقداماتی اتفاقی» توصیف کرده که با هدف وادارکردن ایران به پذیرش شروط واشینگتن، اما بدون چارچوب مشخص طراحی شدهاند. در مقابل، ایران با تحمل بیش از 13 هزار حمله و بازسازی زیرساختها، نهتنها تابآوری خود را اثبات کرده، بلکه با ضربات متقابل دقیق، تصویر «ابرقدرت شکستناپذیر» آمریکا را در منطقه مخدوش کرده است. تخلیه دیپلماتهای اروپایی از کویت، قطر، بحرین و عربستان و هشدار سفارت آمریکا به اتباع خود برای خودداری از سفر به فرودگاه العقبه اردن، حکایت از درک واقعی از گسترش دامنه ناامنی در منطقه دارد.
بازتعریف موازنه یا آغاز نظم نوین؟
عملیاتهای نظامی ایران، نشان داد معادلات قدرت در غرب آسیا برای همیشه تغییر کرده است. ایران با تلفیق دیپلماسی مقاومت، قدرت موشکی فراسرزمینی و راهبرد فشار اقتصادی، معادله بازدارندگی را از حالت «تهدید متقابل» به «آسیبپذیری اثباتشده» برای دشمن ارتقا داده است. انهدام جنگندههای اف-۱۵، بالگردهای بلکهاوک و پهپادهای MQ-9 در کنار تخریب رادارهای پاتریوت و انبارهای مهمات، نقشه جدیدی از آسیبپذیریهای آمریکا ترسیم کرده که فراتر از مرزهای همسایگی ایران است. اگر کاخ سفید همچنان به دنبال «مذاکره از موضع قدرت» است، این روزهای میدان نبرد بهروشنی نشان میدهد موازنه قدرت، در ترازویی جدید در حال وزنشدن است؛ ترازویی که در یک کفه آن مانورپذیری موشکی و اطلاعاتی ایران و در کفه دیگر، شکنندگی ائتلافهای منطقهای وابسته به واشینگتن قرار دارد. این جنگ هرچند آسیبهای بسیاری برای ایران به همراه داشته، حملات گسترده ایران نشان داده ایران یک هدف ساده نبوده و نخواهد بود؛ ایران همانگونه که علاقهمند به حل مشکلات از طریق دیپلماسی است، اما از نبرد تمامعیار واهمهای ندارد.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.