شناسهٔ خبر: 78988507 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: تسنیم | لینک خبر

نهاد علم در جنگ و جامعه؛ از حکمت تا کنش اجتماعی

اساتید حاضر در این نشست، نسبت علم، جامعه و تحولات اخیر را بازخوانی کردند.

صاحب‌خبر -

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، نشست علمی «نسبت نهاد علم،با جنگ رمضان در ایران » با حضور جمعی از استادان و پژوهشگران حوزه و دانشگاه در پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی برگزار شد. این نشست که با حضور حجت‌الاسلام دکتر حسن خیری(رئیس دانشگاه آزاد اسلامی قم)، حجت‌الاسلام حسین الهی‌نژاد(معاون پژوهش پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی)، حجت‌الاسلام دکتر مبینی(رئیس دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه ادیان و مذاهب)، حجت‌الاسلام دکتر ابراهیمی‌پور(معاون پژوهش مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی ره) و حجت‌الاسلام دکتر مسعود اسماعیلی(رئیس پژوهشکده فرهنگ و مطالعات اجتماعی)به صورت حضوری برگزار شد؛ به واکاوی نسبت نهاد علم با جامعه و نقش آن در مواجهه با تحولات اخیر اختصاص داشت.

حجت‌الاسلام دکتر حسن خیری در ابتدای جلسه با اشاره به تجربه‌های تاریخی انقلاب اسلامی و نسبت آن با نهاد علم، تصریح کرد که جامعه در موقعیتی کم‌سابقه و حساس قرار گرفته است. وی با بیان اینکه این نشست را فرصتی برای گفت‌وگو درباره مسائل جاری از منظر حکمت و تفکر می‌داند، اظهار کرد: ما در وضعیتی بسیار خاص قرار داریم و شاید سال‌هاست این گزاره تکرار می‌شود، اما اکنون واقعا در حساس‌ترین موقعیتی هستیم که تجربه کرده‌ایم.

 خیری افزود: من متعلق به نسلی هستم که اواخر جنگ را تجربه کرده و پس از آن نیز کمتر فرصت عاملیت جمعی داشته است؛ از این رو، احساس می‌کنم اکنون امکان تازه‌ای برای نقش‌آفرینی اجتماعی فراهم شده است.

رئیس دانشگاه آزاد اسلامی قم با اشاره به تجربه نسل‌های پیشین یادآور شد کسانی که در تجمع‌ها، راهپیمایی‌ها و تظاهرات دوران انقلاب حضور داشتند یا سال‌های جنگ تحمیلی را زیر بمباران‌ها گذراندند، بی‌تردید آرزو داشتند روزهایی را تجربه کنند که مردم در خیابان‌ها در حال رقم زدن یک رخداد بزرگ تاریخی باشند.

 وی افزود: این وضعیت فرصتی کم‌نظیر برای ساختن جامعه و آینده‌ای جدید است و جنگ می‌تواند جامعه را وارد «جهان ممکن جدید» کند؛ البته این ویژگی محدود به یک جامعه خاص نیست و جنگ‌ها به‌طور کلی چنین کارکردی دارند. به گفته خیری، جوامع بر پایه ساختارهایی شکل می‌گیرند که حاصل قراردادها و اراده‌های انسانی‌اند و در طول زمان انباشته می‌شوند، و جنگ می‌تواند بخشی از این سازوکارها را فرو بریزد و زمینه خلق نظمی تازه را فراهم کند، هرچند این امر یک امکان است نه یک ضرورت.

خیری تصریح کرد که تحقق این امکان وابسته به شکل‌گیری عاملیت انسانی و سوژه‌های خودآگاه است؛ افرادی که بتوانند جهان جدید را بسازند. وی با اشاره به مفهوم «انسان انقلابی» گفت: اگر یک یا دو سال پیش درباره نقش او در ساختن جهان جدید سخن می‌گفتیم، مسیر پیش‌رو بسیار دشوار به نظر می‌رسید، اما اکنون به‌واسطه وضعیت جنگی، این مسیر تا حدی هموارتر شده است. او توضیح داد که در دوره جنگ، فشار اجتماعی و فداکاری‌های جمعی باعث می‌شود برخی موانع کاهش یابد و سازوکارهای تثبیت‌کننده وضعیت پیشین تضعیف شوند، هرچند نیروهای منتفع از نظم قبلی تلاش می‌کنند این دوره تعلیق را کوتاه کنند و جامعه را به وضعیت سابق بازگردانند.

رئیس دانشگاه آزاد اسلامی قم در ادامه تاکید کرد: هیچ‌کس خواهان ادامه جنگ نیست، زیرا جنگ با خسارت‌های انسانی و مادی همراه است، اما مسئله اصلی آن است که جنگ چگونه پایان می‌یابد و آیا این پایان می‌تواند به خلق نظمی جدید منجر شود یا نه. وی برای توضیح این موضوع به کتاب «استبداد شایستگی» اشاره کرد و گفت در این اثر، نویسنده نشان می‌دهد که «شایستگی» گاه به ابزاری برای توجیه برتری گروه‌های خاص در جامعه تبدیل می‌شود.

به گفته خیری، در چنین نظمی، گروه‌های مسلط موفقیت خود را نتیجه استعداد، تحصیلات یا انتخاب‌های درست خود معرفی می‌کنند و در مقابل، کارگران و نیروهای یدی را کم‌صلاحیت جلوه می‌دهند.

 او ادامه داد: جنگ در گام نخست این سازوکارهای استبدادی را فرو می‌ریزد، زندگی روزمره را مختل می‌کند و بسیاری از ساختارهای غیرضروری را از میان برمی‌دارد؛ در این میان، تنها سازوکارهای ضروری مانند کار، تولید، صنعت و توزیع خدمات باقی می‌ماند.

 به گفته وی، در چنین شرایطی نقش برخی نخبگان سیاسی و جناحی کمرنگ می‌شود و در مقابل، نیروهای عادی جامعه، از جمله زنان طبقات فرودست، نقش موثرتری در پیشبرد امور پیدا می‌کنند. وی در پایان تاکید کرد: جنگ صرفاً یک پدیده نظامی نیست، بلکه ابعاد اجتماعی عمیقی دارد و در بسیاری موارد، همین بُعد اجتماعی آن از جنبه نظامی مهم‌تر و تعیین‌کننده‌تر است.

در ادامه نشست، حجت‌الاسلام حسین الهی‌نژاد، معاون پژوهش پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، با طرح بحثی مبنایی درباره جایگاه علم در اسلام گفت: در منطق دینی، علم صرفاً دانایی نیست، بلکه حکمت است؛ و حکمت معرفتی است که با عمل و سلوک اجتماعی پیوند دارد.

 وی با استناد به آیات و روایات و نیز سنت حکمی در جهان اسلام تاکید کرد:عمل، ظهور معرفت است و معرفت حقیقی از عمل جدا نیست.الهی‌نژاد افزود تقسیم حکمت به نظری و عملی بیشتر یک تقسیم صوری است، زیرا در نهایت هر دو به یک منظومه معرفتی بازمی‌گردند.

 او گفت: در سنت اسلامی برخی فلاسفه حکمت عملی را کلیات جامعه می‌دانستند و جزئیات را به فقه می‌سپردند، اما برخی دیگر بر این باور بودند که حکمت باید حتی در ریزترین مسائل اجتماعی نیز حضور داشته باشد.وی در ادامه از شکاف تاریخی میان حکمت و فقه انتقاد کرد و تصریح کرد اگر حکمت از مسائل واقعی جامعه جدا شود، علم به‌تدریج از حیات اجتماعی فاصله می‌گیرد. به گفته او، فرهنگ علمی‌ای که از غرب وارد شد، به این جدایی دامن زد و موجب شد دانش و اهل دانش به‌صورت ایزوله در محیط‌های تخصصی باقی بمانند.

 الهی‌نژاد همچنین از تجربه پژوهشگاه متبوع خود مثال زد و گفت: در جریان جنگ اخیر، پژوهشگاه تلاش کرد از حالت انفعال بیرون بیاید و فعالیت‌هایش را بر اساس مسائل روز جامعه تنظیم کند. او افزود: وقتی این نگاه ایجاد شد که هر عضو هیئت علمی باید بتواند از زاویه تخصص خود درباره مسائل روز سخن بگوید، فضای پژوهشگاه تغییر کرد و تولیدات علمی جدیدی در حوزه جنگ، جامعه و تحولات جاری شکل گرفت.

وی تاکید کرد: تغییر فرهنگی زمان‌بر است، اما اگر نگاه عوض شود، ساختارها و برنامه‌ها نیز به‌تدریج دگرگون می‌شوند و یکی از مهم‌ترین موانع نقش‌آفرینی نهاد علم، ایزوله شدن دانش از واقعیت‌های اجتماعی است.

در بخش دیگری از این نشست، حجت‌الاسلام دکتر مبینی، رئیس دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه ادیان و مذاهب، با تاکید بر اینکه نهاد علم در مواجهه با رخدادهای اجتماعی بزرگ هنوز به‌طور کامل فعال نشده است، اظهار کرد مسئله فقط جنگ اخیر نیست؛ در موضوعاتی مانند کرونا نیز همین خلا دیده شد. او تاکید کرد که برای حل این مسئله باید از تجربه دیگر کشورها استفاده کرد و دید آن‌ها چگونه نهاد علم را در مواجهه با بحران‌ها فعال می‌کنند.

مبینی با اشاره به نقش حاکمیت در سامان‌دهی پژوهش گفت: در بسیاری از کشورها، وقتی یک مسئله مهم اجتماعی رخ می‌دهد، نهادهای حاکمیتی با بودجه، سیاست‌گذاری و تعیین اولویت‌ها وارد می‌شوند. وی افزود: در کشور ما نیز صرف حمایت مالی کافی نیست؛ باید مسئله دقیق تعریف شود، فراخوان‌های روشن داده شود و ارتباط مستقیم با استادان و دانشجویان برقرار گردد تا پژوهش از سطح شعار فراتر رود.

وی همچنین بر اهمیت همایش‌ها تاکید کرد و گفت: همایش‌ها فقط برای ارائه مقاله نیستند، بلکه باید مسئله را به جریان علمی تبدیل کنند. به گفته او، یکی از کارکردهای اصلی همایش این است که پژوهشگران را به تامل درباره یک موضوع تازه وادارد و زمینه‌ی شکل‌گیری ادبیات علمی را فراهم کند. این استاد دانشگاه همچنین به ضرورت پژوهش میدانی اشاره کرد و گفت: بسیاری از مسائل اجتماعی، از جمله جنگ و کرونا، ماهیتاً میدانی‌اند، اما پژوهشگر در کشور ما هنوز بیش از حد به کار کتابخانه‌ای وابسته است.

او تاکید کرد:بدون حضور میدانی و مشاهده عینی، فهم دقیق از تحولات اجتماعی به‌دست نمی‌آید. مبینی در بخش دیگری از سخنانش به ضعف روش‌شناسی در برخی تحقیقات اسنادی اشاره کرد و گفت: بسیاری از پژوهش‌ها صرفا توصیفی‌اند و به تحلیل عمیق نمی‌رسند. او خواستار تقویت روش‌هایی مانند دلالت‌پژوهی، استنطاق و تحلیل مضمون شد تا پژوهش‌های اسنادی نیز به سطحی جدی‌تر و کارآمدتر برسند.

حجت‌الاسلام دکتر ابراهیمی‌پور، معاون پژوهش موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، نیز با رویکردی تاریخی به موضوع پرداخت و گفت:برای فهم وضعیت امروز نهاد علم باید سیر تاریخی آن در ایران اسلامی را دید، زیرا نهاد علم در دوره‌های مختلف با مسئله‌های متفاوتی روبه‌رو بوده است؛ از مسئله هویت شیعه در آغاز غیبت تا توسعه فرهنگی تشیع در دوره‌های بعد، تا ساختارسازی در عصر صفوی و سپس مواجهه با نهاد علم دانشگاهی در دوران جدید.

 ابراهیمی‌پور با اشاره به اینکه هر دوره از تاریخ علم، مسئله خاص خود را داشته، افزود: در دوره شیخ مفید دغدغه اصلی حفظ هویت شیعه بود؛ در دوره علامه حلی مسئله توسعه فرهنگی تشیع مطرح شد؛ در دوره محقق کرکی ساختارسازی و نهادسازی اهمیت پیدا کرد؛ و در دوره‌های بعد، با ظهور چالش‌های جدید سیاسی و اجتماعی، نهاد علم به سوی کادرسازی و ورود عمیق‌تر به جامعه حرکت کرد.

وی با بیان اینکه در دوره معاصر، نهاد علم وارد مرحله‌ای تمدنی شده است، گفت: امروز دیگر مسئله فقط بقا یا توسعه نیست، بلکه مدیریت بحران‌های پیچیده و حضور در سطح تمدنی و جهانی است. او تأکید کرد که با هدایت امام و رهبر انقلاب، نهاد علم حوزوی همچنان پیوند خود را با جامعه حفظ کرده و در مقاطع مختلف توانسته نقش‌آفرین باشد. ابراهیمی‌پور با اشاره به فاصله میان حوزه، دانشگاه و جامعه افزود: دانشگاه به‌صورت رسمی پیوند منسجمی با جامعه نداشته و حوزه نیز با وجود تجربه تاریخی عمیق، در برخی دوره‌ها از بدنه اجرایی و اجتماعی کنار گذاشته شده است. با این حال، او معتقد است که همین نهاد علم دینی، به‌ویژه در مقاطع حساس، توانسته در کنار مردم قرار گیرد و به تحرک اجتماعی کمک کند. وی در پایان گفت: اگر ساختارهای آموزشی و پژوهشی ما از حالت جزیره‌ای خارج نشوند، همچنان با فاصله میان علم و جامعه روبه‌رو خواهیم بود؛ و به باور او نهاد علم باید دوباره به متن جامعه بازگردد و در فهم و حل مسائل عینی، از جمله بحران‌های اجتماعی و سیاسی، نقش فعال ایفا کند.

در بخش پایانی نشست نیز حجت‌الاسلام دکتر مسعود اسماعیلی، رئیس پژوهشکده فرهنگ و مطالعات اجتماعی، با تاکید بر لزوم تحول در پژوهشگاه‌ها و مراکز علمی گفت: این مراکز نباید در برابر تحولات اجتماعی منفعل بمانند، بلکه باید متناسب با تب‌وتاب‌ها و مسائل روز جامعه دچار تحول شوند. او افزود: در جریان جنگ اخیر، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی تا حد زیادی توانست خود را با این فضا تطبیق دهد و حرکت جدی‌تری آغاز کند، هرچند هنوز با وضعیت مطلوب فاصله دارد.

اسماعیلی در توضیح این رویکرد، حکمت را در سنت اسلامی مساوی با معرفت حقیقی دانست و گفت: حکمت نه‌فقط معرفت، بلکه معرفتی است که با عمل پیوند دارد و در نهایت باید به فهم مسائل واقعی جامعه بینجامد. او با انتقاد از جدایی تاریخی حکمت از فقه و نیز از علم از جامعه، تاکید کرد که نهاد علم باید دوباره به متن زندگی اجتماعی بازگردد.

 وی افزود: اگر فرهنگ علمی عوض شود، ساختارها نیز تغییر می‌کنند. به باور او، مشکل اصلی تنها به افراد علمی بازنمی‌گردد، بلکه بخش مهمی از آن به ساختارهای ناپیدای فرهنگی مربوط است؛ ساختارهایی که علم را از جامعه جدا کرده‌اند و باید دگرگون شوند.

اسماعیلی در پایان تاکید کرد: نهاد علم باید بتواند از زاویه تخصص خود درباره مسائل روز سخن بگوید، حتی اگر آن مسئله دقیقاً در حوزه تخصصی‌اش نباشد. به گفته او، این همان راهی است که می‌تواند علم را به جامعه بازگرداند و نقش اجتماعی نهادهای علمی را احیا کند.

این نشست علمی در نهایت با تاکید بر لزوم پیوند میان حکمت نظری و عمل اجتماعی، فعال‌سازی نهادهای علمی در مواجهه با بحران‌ها، تقویت پژوهش میدانی و اصلاح ساختارهای فرهنگی که نهاد علم را از جامعه جدا کرده‌اند به کار خود پایان داد. سخنرانان اتفاق نظر داشتند که نهاد علم دینی باید از حالت جزیره‌ای خارج شود و نقش فعال و تمدنی خود را در فهم و حل مسائل عینی جامعه ایفا کند.

انتهای پیام/