احسان پوراسماعیل، پژوهشگر علوم قرآن و حدیث در گفتوگو با ایکنا از خراسانرضوی با اشاره به تغییرات عزاداری ماههای صفر و محر در سالهای اخیر اظهار کرد: در این خصوص ابتدا باید میان صورت عزاداری و ماهیت عزاداری تفکیک ایجاد کنیم. بسیاری از مناقشات معاصر ناشی از خلط این دو ساحت است. ماهیت عزاداری حسینی، حفظ و بازتولید یاد و پیام عاشورا، ایجاد پیوند عاطفی با اهلبیت(ع)، تقویت هویت دینی و انتقال ارزشهایی مانند مقاومت، تابآوری، عدالت و معنویت و از همه مهمتر پیوند با حجت عصر(عج) است.
وی افزود: اما صورت عزاداری یعنی شیوههای اجرا، ابزارهای رسانهای، سبکهای مداحی و قالبهای ارتباطی که همواره در طول تاریخ دستخوش تغییر بوده است و از این منظر، عزاداریهای محرم و صفر در دهههای اخیر بیتردید دچار تحولات مهمی شدهاند. گسترش رسانهها، ظهور هیئتهای بزرگ شهری، استفاده از فناوریهای صوتی و تصویری، پخش آنلاین مراسم، تولید آثار چندرسانهای، تغییر در سبکهای نوحهخوانی و حتی تغییر در معماری فضاهای عزاداری، همگی نشان میدهد که عزاداری وارد مرحلهای جدید از زیست اجتماعی خود شده است.
این پژوهشگر علوم قرآن و حدیث با اشاره به اینکه تغییرات صرفاً تحول هستند یا تغییر ماهیت، تصریح کرد: بخشی از این تغییرات را باید تحول طبیعی یک سنت زنده دانست. هیچ سنتی بدون انطباق با شرایط جدید دوام نمیآورد و حتی اگر به تاریخ عزاداری شیعه نگاه کنیم، درمییابیم که بسیاری از عناصر امروزی از جمله برخی قالبهای مرثیهسرایی، دستهجات منظم، حسینیهها و شیوههای خاص سوگواری، در طول قرون شکل گرفتهاند و از ابتدا وجود نداشتهاند، بنابراین اصل تحول نه تنها تهدید نیست، بلکه شرط بقا و پویایی سنت است.
پوراسماعیل ادامه داد: عزاداری در طول تاریخ شیعه هرگز یک پدیده ایستا نبوده است. از مجالس محدود خانگی در سدههای نخستین تا شکلگیری تکایا در دوره صفویه، از تعزیه در دوره قاجار تا هیئتهای سازمانیافته معاصر، همواره شاهد تغییر در شیوههای سوگواری بودهایم، بنابراین اصل تغییر نه تنها نشانه انحراف نیست، بلکه از زنده بودن سنت عاشورایی حکایت دارد و سنت زنده سنتی است که بتواند خود را با شرایط تاریخی جدید بازتولید کند.
نقش فناوری در تغییر زیست اجتماعی عزاداری
وی با اشاره به نقش رسانه و تأثیر آن بر عزاداریهای محرم بیان کرد: از منظر جامعهشناسی دین هر سنتی هنگامی با خطر مواجه میشود که رسانه جای پیام را بگیرد و فرم بر محتوا غلبه پیدا کند و یکی از نگرانیهای جدی درباره برخی اشکال عزاداری معاصر همین مسئله است. در مواردی مشاهده میشود که هیجان جمعی، جلوههای نمایشی، جذابیتهای رسانهای یا رقابتهای هیئتی به تدریج از کارکرد معرفتی و تربیتی عزاداری پیشی میگیرند که در چنین شرایطی، عزاداری از یک فرآیند آگاهیبخش و هویتساز به یک تجربه صرفاً احساسی یا آیینی تقلیل پیدا میکند.
این نویسنده افزود: از منظر انسانشناختی نیز میتوان گفت که عزاداری سنتی بیشتر بر مشارکت اجتماعی محلی استوار بوده، یعنی افراد یک محله یا یک شبکه خویشاوندی در شکلگیری مراسم نقش مستقیم داشتند، اما در بسیاری از هیئتهای مدرن، شاهد نوعی مصرف مناسک هستیم و افراد در مراسمی شرکت میکنند که توسط گروهی محدود طراحی و اجرا شده است و این تحول الزاماً منفی نیست، اما نوع رابطه مخاطب با آیین را تغییر میدهد.
پوراسماعیل با اشاره به تغییر کارکردهای عزاداری بیان کرد: در گذشته، هیئت علاوه بر کارکرد مذهبی، نقش مهمی در انسجام محلی، انتقال فرهنگ بومی و تقویت روابط اجتماعی داشت و امروزه در کنار این کارکردها، نقشهای جدیدی همچون تولید محتوا در فضای مجازی، شکلدهی به شبکههای گسترده هویتی و حتی حضور در عرصههای فرهنگی فراملی نیز به آن افزوده شده است، بنابراین بخشی از کارکردها تغییر نکرده، بلکه لایههای جدیدی بر آن افزوده شده است. در نتیجه میتوان گفت که عزاداری در سالهای اخیر بیش از آنکه دچار تغییر ماهیت شده باشد، دچار تحول در فرمها، ابزارها و برخی کارکردها شده است، با این حال هر جا که عنصر معرفت که عبارت است از پیوند با حجّت خدا و تربیت اخلاقی در حاشیه قرار گیرد و هیجان، نمایش یا مصرف فرهنگی جای آن را بگیرد، میتوان از خطر تغییر کارکرد و حتی استحاله ی تدریجی ماهیت سخن گفت.
وی گفت: بنابراین مسئله اصلی، نه سنتی یا مدرن بودن عزاداری، بلکه میزان وفاداری هر شکل از عزاداری به اهداف بنیادین نهضت حسینی است. در نهایت میتوان گفت برخی از عزاداریهای محرم در سالهای اخیر عمدتاً دچار تحول در صورت و کارکردهای ثانوی شدهاند، نه تغییر در ماهیت، اما حفظ این ماهیت نیازمند مراقبت دائمی است، زیرا هر سنت زندهای هم ظرفیت نوسازی دارد و هم امکان استحاله و هنر متولیان فرهنگ عاشورا آن است که میان وفاداری به جوهره و نوآوری در شیوهها تعادل برقرار کنند که این ایجاد تعادل، شاید مهمترین مسئله عزاداری معاصر است.
انتهای پیام