شناسهٔ خبر: 78988119 - سرویس اجتماعی
نسخه قابل چاپ منبع: جام‌جم آنلاین | لینک خبر

۱۰ قایق صیادی روستای بنود عسلویه در آتش تروریست‌های آمریکایی خاکستر شد

داغ جنگ بر دل «بنود»

به گفته فرماندار شهرستان عسلویه، به دنبال برخورد دو پرتابه به اسکله صیادی روستای بنود که ساعت ۹ و ۱۰ دقیقه صبح پنجشنبه ۱۸ تیرماه رخ داد ۱۰ فروند قایق صیادی مردمی دچار آتش‌سوزی شدند که با حضور به‌موقع نیرو‌های آتش‌نشانی شهرداری چاه‌مبارک، حریق مهار و خاموش شد. در همین راستا «اسکندر پاسالار» اعلام کرد: بلافاصله پس از وقوع حادثه، نیرو‌های آتش‌نشانی شهرداری چاه‌مبارک در محل حاضر شدند و عملیات اطفای حریق را با موفقیت انجام دادند و از گسترش آتش جلوگیری کردند. به گفته فرماندار شهرستان عسلویه، به دنبال برخورد دو پرتابه به اسکله صیادی روستای بنود که ساعت ۹ و ۱۰ دقیقه صبح پنجشنبه ۱۸ تیرماه رخ داد ۱۰ فروند قایق صیادی م...

صاحب‌خبر -

 

آغازدوباره حملات دشمن آمریکایی پس از جنگ رمضان و تجاوز مکرر ماشین جنگی آنها به خاک عزیز وطن در روزهای اخیر برای استان بوشهر که در کنار دیگر استان های مرزی و جنوبی کشور کانون بمباران و تهاجم است افزون بر هدف قرار دادن مراکز نظامی، خسارت هایی به بنادر و اسکله های صیادی و تجاری استان وارد کرده است که نمونه عینی آن هدف قرار گرفتن 10فروند شناور صیادی در اسکله روستای بنود از توابع عسلویه در 18تیرماه گذشته است.

به گفته فرماندار شهرستان عسلویه، به دنبال برخورد دو پرتابه به اسکله صیادی روستای بنود که ساعت ۹ و ۱۰ دقیقه صبح پنجشنبه 18تیرماه رخ داد ۱۰ فروند قایق صیادی مردمی دچار آتش‌سوزی شدند که با حضور به‌موقع نیروهای آتش‌نشانی شهرداری چاه‌مبارک، حریق مهار و خاموش شد.

در همین راستا «اسکندر پاسالار» اعلام کرد: بلافاصله پس از وقوع حادثه، نیروهای آتش‌نشانی شهرداری چاه‌مبارک در محل حاضر شدند و عملیات اطفای حریق را با موفقیت انجام دادند و از گسترش آتش جلوگیری کردند.

در روزهای پرالتهابی که از این‌ جنگ را پشت سر می‌گذاریم به «روستای بنود» می روم.  موج‌های خلیج فارس به ساحل روستای بنود عسلویه می‌کوبند، اما در این تلاطم و آشوب امواج، سنگینی سکوتی را حس می کنم که از زخمی عمیق بر پیکره‌ جامعه صیادی منطقه حکایت می کند.

 به گوشه ای از اسکله روستای بنود که این روزها راوی یک درد عمیق و فریاد بلند مظلومیت و جایی که بوی نمک دریا با بوی تلخ دود و غصه در هم آمیخته است پناه می برم و از رنج نشسته بر سیمای سوخته ماهیگیران و صیادان محلی بغضم می گیرد. اینجا جایی است که ۱۰ قایق نماد معیشت و امید، در آتش حملات تروریستی خاکستر شدند. برای ندای کمک طلبی این سوختگان دریا، آیا فریاد رسی وجود دارد؟

در حالی که به سمت اسکله‌های نیمه‌ویران حرکت می‌کنم، صدای برخورد امواج به بدنه قایق‌های باقی‌مانده، سنگین‌تر از همیشه به گوش می‌رسد. در کنار یک قایق که بدنه آن از اثر سوختگی سیاه شده، مردی با چهره‌ای آفتاب‌سوخته و چشمانی که انگار از دیدن تکرار این صحنه خسته شده‌، نشسته. او «سالم» است، یکی از صیادان قدیمی بنود که حالا به جای تور، با نگاهی سرشار از حسرت به ویرانه‌ها می‌نگرد. با او از صبح 18تیر می پرسم.

 

بعد از آن روز تلخ ۱۸ تیر، اوضاع اینجا چطور است؟ چطور گذشت آن صبح؟

آهی می‌کشد و نگاهش را به افق می‌دوزد.چه بگویم؟ آن روز، ساعت ۹ یا ۱۰ صبح بود... صبح‌هایی که ما معمولاً با صدای موتور قایق‌ها و استشمام بوی شور دریا، روزمان را شروع می‌کنیم. اما آن روز، آسمان رنگ دیگری داشت. یک‌باره صدای انفجاری آمد که انگار زمین زیر پایمان لرزید. فکر کردیم شاید طوفان است یا چیزی، اما وقتی دود سیاه را دیدیم که از سمت اسکله بلند شد، قلبمان ریخت.

 

آنطور که در گزارش‌های رسمی آمده، دو پرتابه به اسکله برخورد کرد. شما در آن لحظه کجا بودید؟

من تازه داشتم تجهیزات را برای رفتن به دریا آماده می‌کردم. نگاه کردیم و دیدیم آتش مثل شیر شروع به دویدن کرده است. دشمن بی‌رحم ، نه فقط مراکز نظامی را هدف گرفته، بلکه انگار جگر ما را نشانه رفته است. ۱۰ تا قایق... ۱۰ تا قایق که هر کدام از آن‌ها تمام دارایی ما، تمام آینده‌ بچه‌هایمان بود، در چند دقیقه تبدیل به تلی از خاکستر شد. وقتی دیدیم آتش به قایق‌ها می‌رسد، تمام وجودمان سوخت.

 

در آن لحظات بحرانی، وضعیت چطور بود؟ نیروهای امدادی چقدر سریع رسیدند؟

 راستش را بخواهید، در آن لحظه فقط فریاد می‌زدیم. اما خداراشکر، نیروهای آتش‌نشانی شهرداری چاه‌مبارک مثل فرشته‌های نجات آمدند. اگر آن‌ها نبودند و اگر آن موقع نیروها با سرعت به اینجا نمی‌رسیدند، شاید کل اسکله و تمام قایق‌های باقی‌مانده هم خاکستر می‌شد. آن‌ها جنگیدند تا آتش را مهار کنند، اما افسوس که وقتی آتش خاموش شد، فقط سیاهی و خرابه برای ما باقی مانده بود.

 

این حملات که از سوی دشمن آمریکایی صورت می‌گیرد، فراتر از یک خسارت مادی است. از نظر شما، این اتفاق چه معنایی برای جامعه صیادان عسلویه و بنود دارد؟

این‌ها فقط قایق نبود، این‌ها وسیله‌ی معاش ما بود. ما مردانی هستیم که با ماهی و دریا زندگی می‌کنیم. وقتی دشمن به اسکله‌ ما حمله می‌کند، یعنی می‌خواهد نان ما را قطع کند. آن‌ها می‌خواهند ما را از دریا بترسانند. از جنگ رمضان که گذشت و این روزهای پر از تنش، ما احساس می‌کنیم همیشه زیر سایه‌ این تهدیدها هستیم. ما در مرز هستیم، ما سپر هستیم، اما وقتی سهم ما از این جنگ، سوختن قایق‌هایمان باشد، دردمان را چه کسی درک می‌کند؟

 

آیا راهی برای جبران این خسارت‌ها وجود دارد؟ جامعه صیادان در انتظار چه چیزی است؟

  (به قایق سوخته اشاره می‌کند) نگاه کنید... این قایق که دیگر حتی تکه‌ای از چوبش هم سالم نیست، برای ما یعنی یک سال بیکاری، یعنی بی‌کسی بچه‌ها، یعنی بدهی‌هایی که هر روز سنگین‌تر می‌شود. ما انتظار داریم مسئولان، نه فقط از نظر امنیتی، بلکه از نظر معیشتی هم کنار ما باشند. ما می‌خواهیم بدانیم که بعد از این حملات، کسی هست که بگوید: «نگران نباشید، بنود و صیادانش تنها نیستند.» ما می‌خواهیم دوباره به دریا برگردیم، اما با چه قایقی؟ با دست خالی؟

 

صحبت‌های شما نشان از رنج عمیقی دارد که فراتر از اعداد و ارقامِ گزارش‌های رسمی است؟

 با عدد و رقم شاید بگوید ۱۰ قایق سوخت، اما ما می‌دانیم که ۱۰ امید در آتش سوخت. ما صیادیم، با دریا زندگی می‌کنیم و با دریا هم دوام می‌آوریم، اما این داغ ۱۸ تیر، تا مدت‌ها روی سینه‌ روستای بنود سنگینی می‌کند.