به گزارش خبرگزاری حوزه، در این برههی حساس از جامعه، مسئلهی تبعیت از رهبر و امام بیش از هر زمان دیگری در کانون توجه قرار گرفته است؛ زیرا تجربههای تاریخی و رخدادهای معاصر نشان دادهاند که هرگاه جامعهای از محور ولایت فاصله گرفته، دچار تفرقه، سردرگمی و آسیبهای گوناگون شده است. از اینرو، بازخوانی سیرهی تاریخی پیامبر اکرم(ص) و اهلبیت(ع) و تأمل در آثار و برکات پیروی از امام، میتواند ما را در فهم بهتر ضرورت این امر مهم یاری رساند. در همین راستا، با سرکار خانم اولیایی، پژوهشگر حوزه و دانشگاه، به گفتوگو نشستهایم تا ابعاد مختلف این موضوع را از منظر تاریخی، دینی و اجتماعی بررسی کنیم.
* خلاصه و هشت محور اصلی این گفتوگو:
۱. نقش حجت الهی در عبور از بحرانهای شناختی و تشخیص حق از باطل
۲. رد دوگانه کاذبِ تبعیت از ولایت فقیه و مصلحت یا عقلانیت اجتماعی
۳. ولایت؛ عامل شکلگیری وحدت، انسجام اجتماعی و پیشرفت تمدنی جوامع
۴. رابطه تبعیت از ولایت با رفاه، امنیت، عزت و پیشرفت مادی جامعه
۵. ابطال دوگانه انقلابیگری و عقلانیت با استناد به قرآن و خطبه فدکیه
۶. لزوم پاسداشت حرمت امام، رهبران و استمرار مسیر ولایت پس از آنان
۷. مقابله با پیمانشکنان، ترجیح تکلیف الهی بر مصلحتاندیشی و ترس دنیوی
۸. اعتماد به صادقین، اطاعت از ولیّ الهی و پیروزی در آزمونهای سخت تاریخی
بسم الله الرحمن الرحیم؛ با بالا گرفتن گفتگوها پیرامون دو قطب «مذاکره» و «جنگ» ذهن افراد در مواجه با تحلیل های مختلف دستخوش بازی های شناختی می شود که به شکلی ناخودآگاه در دام دوگانه سازی های غلط می افتد. فضای درون گفتمانی جامعه که دستخوش این دوگانه سازی ها شده است، متاسفانه چهارچوب شناختی را در اذهان تقویت می کند که مغایر با متن دین است. آیا در میان این غبارِ تحلیلها و رویکردهای متفاوت، «حجت» و راهنمای مطمئنی وجود دارد که بتوان به مدد آن، حق را از باطل بازشناخت و مسیر صواب را در بزنگاههای تاریخی تشخیص داد؟
حضرت صدیقه طاهره، فاطمه زهرا (سلاماللهعلیها)، در خطبه فدکیه، خطاب به جامعهی سرگشتهای که در تشخیص کنش درست و بزنگاه دچار تزلزل شده بود، کلیدواژهای راهگشا ارائه میدهند. ایشان با تأکید بر اینکه خداوند متعال جامعه را در حیرت رها نکرده، میفرمایند: «خداوند برای شما حجت قرار داده است».
در تبیین این حجت، ایشان به دو شاخص مهم اشاره دارند: «کتابُ اللهِ الناطق» و «القرآنُ الصادق». با استناد به آیات سوره توبه و گفتار صدیقه طاهره می توان به فهم دقیق تری از شرایط زمانه و ضرورت مبارزه با دوگانه سازی ها رسید.
دوگانه تبعیت از فرمان ولایت فقیه و مصلحت اجتماعی یکی از این دوگانه هاست.
نکتهی کلیدی در کلام حضرت، پیوند میان ساحت قدسی اطاعت و ساحت اجتماعیِ زندگی است؛ آنجا که میفرمایند: «وَ طاعَتَنا نِظاماً لِلْمِلَّةِ»؛ یعنی اطاعت از ما، موجب سامان یافتن ملت و وحدت امت است.
این عبارت، پرده از حقیقتی برمیدارد که فراتر از آثار اخرویِ تبعیت از امام است:
«اطاعت از حجتِ الهی»، نیرومندترین عامل نظم، همبستگی و انسجام در جامعه است.

*بطلان دوگانهسازیهای کاذب: تبعیت از ولایت یا مصلحتسنجی؟
در فضای عمومیِ جامعه، گاه تلاش میشود با القای دوگانههای کاذب، میان «تبعیت از ولایت فقیه» و «مصلحت یا عقلانیت اجتماعی» تقابل ایجاد شود؛ حال آنکه بر اساس آموزههای فاطمی، نهتنها چنین تعارضی وجود ندارد، بلکه تبعیت از ولایت، خود عینِ عقلانیت و اصلیترین عاملِ پیشگیرنده از تفرقه است.
بنابراین، در مواجهه با چالشهای پیچیدهی سیاسی و امنیتی، آنچه تشتت آرا را به وحدتِ رویه بدل میکند، نه تحلیلهای صرفاً مادی، بلکه بازگشت به این محورِ انسجامبخش است. اطاعت از امام و نایبانِ برحق ایشان، نه عامل تفرقه، که ستونِ خیمهی وحدت و تنها راهِ برونرفت از سرگردانیهای اجتماعی در دورانِ فتنه است. دوگانه دیگر، دوگانه رفاه و امنیت مادی از یک سو و تبعیت از فرامین ولایت فقیه از سوی دیگر است.
* تاریخ و عبرت؛ پیوند «ولایت» با تحولِ تمدنی و رفاه عمومی
حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) در خطبه فدکیه با بازخوانی سیر تاریخی وضعیت اعرابِ پیش از اسلام، به حقیقتی انکارناپذیر اشاره میکنند. ایشان یادآور میشوند که شما پیش از هدایت الهی، زیر سلطه و «لگدکوبِ» قدرتهای بیگانه بودید، آب گندیده مینوشیدید در وحشتِ دائمیِ هجومِ همسایگان به سر میبردید و در منجلاب فقر، ذلت و جهل گرفتار بودید. با بعثت پیامبر (ص) و مجاهدتهای امیرالمؤمنین (ع)، آن جامعهی فروپاشیده به چنان عزت، اعتمادبهنفس و قدرتی دست یافت که توانست بزرگترین امپراتوریهای زمان خود، همچون روم را به چالش بکشد و پایههای تمدنی عظیم را بنا نهد که آثار آن در بلاد مختلف، از جمله اسپانیا، همچنان مشهود است.
در بررسی تاریخِ پیش از اسلام، مشاهده میکنیم که جامعه عرب به دلیل استقرار در میان دو امپراتوری مقتدر آن زمان، یعنی ایران و روم، در وضعیتی از انزوا، ناامنی و فقرِ مفرط قرار داشتند. زندگی آنان در بیابان، سرشار از وحشتِ دائمی و رنجِ معیشتی بود؛ تا جایی که گاه برای بقا، به سادهترین و پستترین منابع غذایی روی میآوردند. اما ظهور پربرکت پیامبر اکرم (ص)، نقطهعطفی در تاریخ بشریت و این جامعه بود.
ایشان با دمیدن روح عزتنفس و اعتمادبهنفس الهی در کالبد این قوم، چنان تحولی ایجاد کردند که همان مردمانِ پابرهنه، با تکیه بر ایمان و باورِ عمیق، به قدرتی بیبدیل بدل شدند و توانستند در برابر بزرگترین امپراتوریهای زمان قد علم کنند.
این جهش تمدنی، تنها یک پیروزی نظامی نبود؛ بلکه زمینهسازِ پیشرفتی عظیم در عرصههای رفاهی، علمی و اجتماعی شد که آثار درخشان آن، از شبهجزیره ایبری (اسپانیا) تا اقصی نقاط جهان اسلام، هنوز به عنوان گواهی بر آن شکوفاییِ خیرهکننده باقی مانده است. امروز نیز در حافظه تاریخی ملت ایران، میتوان همین الگوی تعالی را مشاهده کرد. هدایتهای راهبردی امام خمینی (ره) و استمرارِ آن مسیر توسط «قائد شهید» و مقام معظم رهبری، همان موتور محرکی بود که جامعه ایران را از حصارِ وابستگیها و حقارتِ دورانِ طاغوت خارج ساخت.
این رهبری الهی، با تکیه بر ظرفیتهای داخلی و عزتِ ملی، ایران را به یکی از قدرتهای بلامنازع منطقه تبدیل کرد و با وجود تمامی فشارهای استکباری، مسیر پیشرفتِ علمی، رفاهی و تمدنی را برای ملت هموار نمود. این تجربه تاریخی به روشنی نشان میدهد که چگونه پیوند با ولایت و اتکا به وعدههای نصرت الهی، میتواند یک جامعه را از حضیضِ انزوا به اوجِ اقتدار و تمدنسازی برساند.
دادههای آماری در کتاب «صعود چهلساله» به روشنی نشان میدهد که جهش علمی و صنعتی ایران در چهار دهه اخیر، نه یک روند عادی، بلکه واقعهای استثنایی است. در حالی که کشورهای دیگر در حوزههایی نظیر صنایع دفاعی، علوم پزشکی، تولیدات علمی و المپیادها، رشدِ جزئی و چندپلهای داشتهاند، ایران از رتبههای کسب شده جهانی به جایگاههای تکرقمی و تراز اول منطقه رسیده است.
عدهای میکوشند این پیشرفتهای عظیمِ حاصل از «اتحاد در ولایتمداری» را امری عادی جلوه دهند؛ حال آنکه این جهشها، برکاتِ الهی است که در سایه اطاعت از فرامین الهی و وحدتِ مردم حول محور ولایت محقق شده است. دوگانه مذکور، تقابلی ساختگی و نادرست است؛ چراکه پیشرفتِ مادی و رفاهِ عمومی، هرگز در جهتِ مخالفِ اطاعت از فرامین الهی و ولایتمداری نیست.
خداوند وعدهی نصرت را به کسانی داده است که در مسیرِ فرمانبری از او گام برمیدارند. همانگونه که حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) در خطبه فدکیه میفرمایند: «آسیابِ اسلام به واسطهی ما به گردش درآمد و برکاتِ روزگار توسط ما سرازیر گردید»، اطاعت از حجت الهی، مجرایِ نزولِ نصرت و برکاتِ مادی و معنوی است.
* رفاه و آسایش در سایه تبعیت از ولایت فقیه
رهبر شهید فرمودند: «ان شالله همه مردم ایران طعم پیروزی را خواهند چشید» روایتهای تحریفآمیز، تلاش دارند شخصیت «قائد شهید» را به جنگطلبی فروکاهند؛ حال آنکه وعدهی ایشان به مردم، چشیدنِ طعمِ پیروزی و رفاه در معنایِ حقیقی و تمدنی آن بود. ایشان همواره بر ضرورتِ شکوهِ تمدنِ ایرانی، فراگیریِ زبان فارسی و پیشرفتِ مادی در کنارِ تعالیِ معنوی تأکید داشتند.
بنابراین، کسانی که رفاه و آسایشِ مردم را در تقابل با اطاعت از امرِ ولیفقیه قرار میدهند، در واقع خلافِ قواعدِ الهی سخن میگویند. از الطافِ خداوند به جامعهی ایران، وجودِ رهبرانی سیاستمدار، بصیر و متصل به قدرتِ لایزال الهی است که مسیرِ سعادتِ اخروی و پیشرفتِ تمدنیِ ما را بهدرستی ترسیم میکنند.
دوگانه دیگر، دوگانه انقلابی و عقلانیت است. متاسفانه در زمان قائد شهید نیز برخی با استعاره ها و برچسب های گوناگون به تخریب این قشر می پرداختند. در ماه های اخیر متاسفانه این مسئله شدت یافت. انقلابی های مخالف مذاکره را تحت عنوان خوارج و یا جاهل یا شوریده بی عقل خطاب می کردند.
حتی بعضی پا را فراتر نهاده و به مقام والای فکری امام خمینی نیز توهین نموده و برای رد سخنان نوه ایشان، غلظتی که در سخنان "حجت الاسلام و المسلمین سید علی خمینی" علیه منفعت طلبی دشمن وجود داشت را تشبیه به شوریدگی نموده و ابراز می داشتند که امام نیز در دوران جوانی و میانسالی شور بسیاری در سر داشت و اما در پیری تن به صلح با دشمن داد. این نوع برداشت ها و برچسب زنی ها همان تحکیم کننده دوگانه عقلانیت و انقلابی گری است.
در خطبه فدکیه و سوره توبه بطور ویژه راهبردها وخطرات بی توجهی به تکالیف دربزنگاه بحران شناختی در موضوع ولی زمان و مسئله جهاد ذکر شده است.
در فرازی درسآموز از خطبه فدکیه، حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) خطاب به یاران اسلام یعنی انصار می فرماید: «ای گروه جوان مردان و ای یاوران ملت و ای یاران اسلام این چه سستی است در حق من و این چه خواب آلودگی است در برابر ظلمی که به من روا شد ؟ مگر نه پدرم رسول خدا فرمود: احترام هر شخصی را در فرزندش باید حفظ کرد؟ چه زود بدعت گذاشتید و چه با شتاب اندرون خود را ظاهر کردید ؟!»
* حرمتِ امام و فرزندان؛ پیششرطِ ثبات و جلوگیری از عقبگرد به جاهلیت
ایشان با خواندن حدیث پیامبر «المرءُ یُحفَظُ فی وُلدِهِ» (احترامِ هر شخص در احترام به فرزندانش حفظ می شود) از سستیِ آنان در حقِ خویش گلایه میکنند. اگر ما برای قائدِ شهید و رهبرِ مظلومِ خود احترام قائلیم، باید آن را در رفتار و حمایتِ از فرزندانِ برومندِ ایشان نیز متجلی سازیم.
پرسش اصلی این است که:
«قائد شهید» و آن رهبر فرزانه و مظلوم تا چه میزان نزد ما محترم است و ما چه حرمتی برای ایشان قائلیم؟
قطعاً به تناسب همین حرمت، فرزندان ایشان نیز شایستهی تکریم و احترام هستند. بهویژه آنکه فرزند ایشان منتخب خبرگان و رهبر والا مقام ایران پهناور می باشند و اکنون در سایهی ناامنی و تهدید به سر میبرند؛ بیانات اخیر ایشان بهخوبی مظلومیت ایشان را می رساند. ایشان دربیانیه خود در موضوع مذاکره، خود را در کنار ملت قرار دادند و نارضایتی خود را از عدم پیگیری مذاکره بر مبنای ده شرط مذکور را نشان دادند.
احترامِ ما به «قائد شهید» باید در تکریمِ بازماندگانِ ایشان متبلور شود؛ چرا که احترام به آنان، در امتدادِ حرمتِ آن شهید عزیز است. یکی از جلوههای این تکریم، اطاعت از فرامینِ ایشان است.
وظیفه داریم امنیت جانی ایشان را تأمین کرده و در برابر بدگویان و تهدیدکنندگانِ حریمشان بایستیم و مبارزه کنیم. پاسخ ما به این جریانها، نه کلامِ سخیف و بیاحترامی، بلکه پاسخی قاطع و کوبنده به تهدیدات و یاوهگوییهای آنان است.
باید با پاسداری از حریم ایشان، حرمتِ آن «گوهر گرانقدر تاریخ معاصر» و رهبر مظلومی را که ناجوانمردانه به شهادت رسید، در برابر هجمهی بدخواهان حفظ کنیم. نکتهی دیگری که از خطبهی فدکیه برای امروز ما بسیار راهگشاست، استناد حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) به آیهی ۱۴۴ سوره آلعمران است.
«َفَإِن مَّاتَ أَوْ قُتِلَ انقَلَبْتُمْ عَلَیٰ أَعْقَابِکُمْ». حضرت در این فراز حضرت زهرا (س)، جامعه را نهیب میزنند که آیا پس از رحلت یا شهادت پیامبر اکرم (ص)، میخواهید به دوران جاهلیت و عقبگردِ بر اعقاب خود بازگردید؟ امروز نیز این پرسشِ بنیادین پیش روی ماست: آیا پس از شهادتِ «قائد شهید»، ما باید به دورانِ قبل از انقلاب بازگردیم؟
به دورانی که نظریهی ولایت فقیه هنوز به عنوان ستون خیمهی نظام مطرح نبود و اطاعت از ولیّ فقیه، جایگاهِ حقیقیِ خود را در جامعه نیافته بود؟ آیا شایسته است که دچار عقبگرد شویم، یا باید استوارتر و محکمتر از همیشه در مسیرِ اطاعت از ولیّ فقیه گام برداریم؟
حضرت زهرا (س) در مقدمهی این سخنان، با اشاره به توطئهی کنار گذاشتنِ امامِ حق، میفرمایند:«آنکس را که تنها او سزاوارِ حلوفصلِ امور و زمامداری بود، از جایگاهش دور کردید.» این هشدارِ تاریخی، امروز آیینهی تمامنمای شرایطی است که باید با بصیرت و هوشیاری از آن عبور کنیم تا در دامِ انحراف و سرگردانی گرفتار نشویم.
حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) پس از تبیینِ ماهیتِ آن جرمِ بزرگ [غصبِ جایگاهِ ولایت]، بلافاصله مسألهی «کفر» را مطرح میکنند. در چارچوبِ نظامِ سیاسی ما، رهبر معظم انقلاب دارای اختیاراتِ قانونی و شرعیِ مشخصی هستند. هنگامی که این اختیارات نادیده گرفته شود، یا فرامینِ ایشان برای نمونه در تعیینِ شروطِ مذاکرات اجرا نشود و حلوفصلِ مسائلِ کلانِ کشور، بر اساسِ تدبیرِ ولیّ فقیه اجرا نشود، بلکه مبتنی بر «مصلحتسنجیهایِ سیاسیِ» جریانها مدیریت شود، عملاً جایگاهِ ولایت تضعیف میگردد.
در واقع، سپردنِ اموری که در حوزهی اختیاراتِ خاصِ ولیّ فقیه است به دستانِ مصلحتبافیهایِ سیاسی، نه فقط یک خطایِ مدیریتی، بلکه نوعی فاصلهگرفتنِ حقیقی از مدارِ «توحید» است؛ چرا که نادیدهگرفتنِ امرِ ولیّ امر، در حقیقت انحراف از مسیرِ ولایتِ الهی است و ما را از آن سرچشمهی وحدتبخش دور میکند. فاصله گرفتن از دایرهی توحید، عینِ نزدیک شدن به ساحتِ کفر است.
در سوره مبارکه توبه که از منابع کلیدیِ استدلالهای حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) است در آیهی ۱۲ میخوانیم:
«وَإِن نَّکَثُوا أَیْمَانَهُم مِّن بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَطَعَنُوا فِی دِینِکُمْ فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْکُفْرِ ۙ إِنَّهُمْ لَا أَیْمَانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ یَنتَهُونَ»
خداوند متعال میفرماید اگر آنان پیمانهای خود را پس از عهدشان شکستند و آیین شما را مورد طعن قرار دادند، با پیشوایان کفر پیکار کنید، چرا که آنان پایبندی به پیمان ندارند؛ باشد که [از طغیان] باز ایستند. و در آیهی پس از آن، ضمن اشاره به این حقیقت که آغازگرِ این تقابل، خودِ آنان بودند، خطاب به مؤمنان میفرماید:
أَلَا تُقَاتِلُونَ قَوْمًا نَکَثُوا أَیْمَانَهُمْ وَهَمُّوا بِإِخْرَاجِ الرَّسُولِ وَهُمْ بَدَءُوکُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ ۚ أَتَخْشَوْنَهُمْ ۚ فَاللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشَوْهُ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ

آیه ۱۳ سوره توبه آیا از آنان میترسید؟
در حالی که اگر مؤمن هستید، خداوند سزاوارتر است که از او بترسید. این کلامِ صریحِ قرآن، پرسشی بنیادین را پیش روی ما میگذارد: آیا این «مصلحتسنجیها» که در فضای سیاسیِ ما رواج یافته، ناشی از هراسِ از قدرتهای پوشالی نیست؟ آیا هراس از ضربه به زیرساختها، ترس از هیمنهی آمریکا و یا نگرانی از برهمخوردنِ وحدتهای مصلحتی، ما را از وظیفهی الهی بازداشته است؟ این آیات، مرزِ میان ایمانِ حقیقی و مصلحتاندیشیِ دنیوی است؛ جایی که مؤمن باید میانِ ملاحظاتِ حقیرِ مادی و وعدهی نصرتِ الهی، یکی را برگزیند انسان از هر کس دیگری سزاوارتر است که انسان از او پروا داشته باشد. شما ببینید که یک زلزله یا یک سیل عظیم چگونه میتواند شمار زیادی از مردم یک کشور را از میان ببرد. خدایی که مرگ و زندگی در دست اوست، از او نمیترسید اما از مشرکان میترسید؟ چگونه است که از مشرکان میترسید، اما از خداوند پروا نمیکنید؟ در حقیقت، قرآن ما را به تأمل در این مسئله فرا میخواند. در این آیه، نکات مهمی یادآوری شده است: اگر شما در برابر کسانی که پیمانشکنی کردهاند اقدام کنید و با آنان بجنگید، خداوند شما را بر آنان پیروز میگرداند:
«وَیَنصُرْکُمْ عَلَیْهِمْ وَیَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُؤْمِنِینَ»
ایه ۱۴ سوره توبه
یعنی خداوند دلهای مؤمنان را آرامش میبخشد و سینههای آنان را شفا میدهد. امروز نیز در شرایطی قرار داریم که تاجران ما امنیت ندارند، فعالان اقتصادی ما احساس امنیت نمیکنند، کودکان ما به سبب ناامنی از رفتن به مدرسه بازمیمانند، و حتی مجلس ما در وضعیت تعطیلی قرار میگیرد. این امنیت چه زمانی به جامعه و دلهای ما بازمیگردد؟ ولی فقیه و رهبر ما از ناامنی خارج شود؟ زمانی که با قاطعیت در برابر کسانی بایستیم که پیمان خود را شکستهاند.این، تصریح روشن قرآن است.
متأسفانه برخی از جریانات میکوشد تصویری تحریفشده از انقلابیون ارائه دهد و آنان را افرادی نابخرد، متحجر و جنگطلب جلوه دهد که تنها تحت تأثیر هیجانات هستند و به مصلحت جامعه اندیشهای ندارند. در حالی که خداوند متعال، مبارزه با پیمانشکنان را وظیفهای بر گردن ما قرار داده و وعده نصرت خویش را به ما داده است.
* آزمونِ «یومالعسره»؛ ایستادگی با تکیه بر «صادقین»
اگر عدهای بخواهند این جهاد مقدس را به عنوان جنگطلبی خام و نابخردانه معرفی کنند، در واقع مسیر غضب الهی را میگشایند؛ همانگونه که در آیه ۲۴ سوره توبه هشدار داده شده است که اگر دنیا و تجارت آن را بر جهاد در راه خدا ترجیح دهید و از روی ترس یا مصلحتاندیشی نادرست، از میدان جهاد فاصله بگیرید، باید منتظر حکم و عذاب الهی باشید.
بنابراین، تضعیف فضای جهاد در قلوب مؤمنان و تخریب چهره انقلابیون با برچسب جنگطلبی، نه تنها یک اشتباه، بلکه خطری است که میتواند ما را در معرض بلایای الهی قرار دهد. خداوند متعال در آیه شریفه «الله لا یحب القوم الفاسقین» به ما میآموزد که نباید از وضعیت موجود بیمناک باشیم، اما متأسفانه جریانی در مسیر مخالف آموزههای قرآن گام برمیدارند.
در سوره توبه، اشاره به «یومالعسره» در جنگ تبوک نکتهای بسیار تأملبرانگیز است. این جنگ در سختترین شرایط برای مؤمنان فراخوانده شد؛ درست در زمان برداشت محصول، یعنی زمانی که معاش یکساله کارگران و ثروت سالانه اغنیا به آن وابسته بود. با این حال، پیامبر اکرم (ص) فراخوان جهاد دادند و مؤمنان با ایثارگری تمام پاسخ این دعوت را دادند، تا جایی که تنها سه نفر از این مسیر بازماندند که آنها نیز بعدها توبه کردند. شدت سختیها در آن زمان چنان بود که برخی کفش نداشتند و گاهی ده نفر بر یک مرکب سوار میشدند و برای سیراب شدن، از آب درون شکم شتر استفاده میکردند. اما در نهایت، باران رحمت الهی بر آنان بارید، رنجهایشان زدوده شد و به پیروزیهای بزرگی دست یافتند تا وعده نصرت الهی به حقیقت بپیوندد. در این مسیر، محاسبات مادی هرگز کارگر نبود.
اگر مردم بر اساس «عقلانیت ابزاری» و معیارهای مادی تصمیم میگرفتند، حضور انسانی که کفش ندارد یا کسی که سرمایه سالانهاش را رها میکند، خطایی بزرگ به نظر میرسید؛ اما حقیقت این است که اطاعت از امر الهی، ما را به محاسباتی فراتر از مادیات و منطق دنیوی میرساند. در جامعه مقاطعی وجود دارد که نباید تنها بر اساس محاسبات مادی عمل کرد، بلکه باید به وعدههای الهی اعتماد کرده و با خوشبینی، از امتحانهای الهی پیروز بیرون آمد.
خداوند متعال در آیه ۱۱۹ سوره توبه میفرماید:
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَکُونُوا مَعَ الصَّادِقِینَ (با صادقین باشید).
این آیه ما را میآموزد که نباید قلب خود را به تحلیلگران اجتماعی، سیاسی یا نخبگان فرهنگی گره بزنیم؛ هرچند آنها افرادی موجه و مؤمن باشند.
اما صادقین کیستند؟ پیامبر اکرم (ص) فرمودند که عنوان «صادقین» مخصوص برادرم علی (ع) و اوصیای پس از او تا روز قیامت است. امین دنیوی و اخروی ما، نه کانالهای خبری و نه سیاستمداران، بلکه نایب برحق قائده شهید و ولی فقیه است. همانطور که امام خمینی (ره) مردی الهی و متصل به قدرت حق بود و نمیتوان ایشان را صرفاً یک رهبر سیاسی دانست، مقام معظم رهبری نیز به واسطه جهاد نفس و پیوند با نور الهی، همین جایگاه را دارند.
بنابراین، اطاعت از ایشان در مسیر اطاعت از صادقین است. نباید اجازه دهیم سخنان رهبری در میان محاسبات مادی و تحلیلهای کسانی که مردم انقلابی را «غیرعقلانی» میخوانند، گم شود. پاسخ درخور به پیمانشکنان و خونخواهی برای قائده شهید، در گرو عمل به همین دستور قرآن است. امید است خداوند توفیق ما را بدهد تا آموزههای سوره توبه و خطبه فدکیه را دستگیر عظیمی برای عبور از شک، تردید و سرگردانی قرار دهیم.