شناسهٔ خبر: 78983886 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: ایکنا | لینک خبر

بررسی ابعاد رهبری قائد شهید/ 2

اخلاق، عدالت و مردم‌داری؛ ستون‌های مدیریت رهبر شهید

عضو هیئت علمی گروه مدیریت دانشگاه بوعلی سینا همدان با تشریح مؤلفه‌های اخلاق‌محور در سبک رهبری قائد شهید، عدالت، مردم‌داری، توجه به سرمایه انسانی و مدیریت مدب...

صاحب‌خبر -

امیرحسین رهبر، عضو هیئت علمی گروه مدیریت دانشگاه بوعلی سینادر بخش نخست گفت‌وگوی خبرنگار ایکنا از همدان با امیرحسین رهبر عضو هیئت علمی گروه مدیریت دانشگاه بوعلی سینا همدان، ابعاد کلی سبک رهبری و ویژگی‌های برجسته رهبر شهید انقلاب اسلامی از جمله نگاه تمدن‌ساز، آینده‌نگری، پایبندی به اصول در کنار توجه به مقتضیات زمان و رویکرد تحول‌آفرین ایشان مورد بررسی قرار گرفت. در بخش دوم این گفت‌وگو جلوه‌های دیگری از الگوی رهبری همچون مدیریت بحران، توجه ویژه به سرمایه انسانی و نقش جوانان، پیشبرد علم و فناوری، تقویت توانمندی‌های راهبردی کشور و همچنین مؤلفه‌های اخلاقی و مردم‌محور در سیره مدیریتی رهبر شهید مطرح شد که مشروح آن را در ادامه می‌خوانیم:

ایکنا _ سبک رهبری رهبر شهید را با توجه به کدام یک از نظریه‌های نوین مدیریت می‌توان تبیین کرد؟ به عبارت دیگر چه نسبتی بین بدنه دانش مدیریت و مشی رهبری شهید وجود دارد؟

واقعیت این است که شخصیت مدیریتی رهبر شهید را نمی‌توان در قالب یک نظریه واحد مدیریت خلاصه کرد، مدیران برجسته، بزرگتر از آن هستند که صرفاً با یک نظریه تبیین شوند؛ ایشان به معنای واقعی کلمه، یک مدیر راهبردی و آینده‌ساز بودند. گرچه انعطاف‌های منطقی داشتند ولی در برابر مقوله «آینده» منفعل نبودند و بهترین مسیر برای پیش‌بینی آینده را ساخت آینده می‌دانستند.

رهبر شهید انقلاب تصویر روشنی از آینده داشتند و مسیرهای 10 یا 20 ساله برای رسیدن به آن طراحی می‌کردند. بسیاری از سیاست‌هایی که امروز آثار آن را مشاهده می‌کنیم، سال‌ها پیش از سوی ایشان مطرح شده بود؛ از توجه به فناوری‌های نوین و اقتصاد مقاومتی گرفته تا ضرورت کاهش وابستگی به خارج، تقویت زیرساخت‌های علمی و فناوری و توسعه توان دفاعی کشور.

رهبر شهید همواره اهداف بلندمدت را بر تصمیمات کوتاه‌مدت مقدم می‌دانستند و تلاش می‌کردند تصمیمات مقطعی، آینده کشور را دچار آسیب نکند. ویژگی دیگر، شناخت دقیق محیط داخلی و خارجی بود. در مدیریت راهبردی، تحلیل محیط یکی از ارکان اصلی تصمیم‌گیری است. ایشان با رصد مستمر تحولات منطقه‌ای و جهانی، فرصت‌ها و تهدیدها را به‌موقع شناسایی و درباره آن‌ها هشدار یا راهکار ارائه می‌کردند.

بیشتر بخوانید:

دقت رهبری در تدوین برنامه راهبردی و عملیاتی، التزام به عمل کردن مطابق با برنامه که همه را به این موضوع امر می‌کردند، اتقان سیاست‌های کلی نظام و مرکز الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت که مبتنی بر مدل بومی بود نیز، نمونه‌های کوچکی از توجه ایشان به آینده است.

به نظر بنده نزدیک‌ترین الگو به ایشان، نظریه رهبری تحول‌آفرین است، چراکه ایشان توانستند انگیزه، هویت و باور جامعه را متحول کنند و مردم را در مسیر اهداف کلان انقلاب همراه کنند. رهبران تحول‌آفرین صرفاً به حفظ وضع موجود اکتفا نمی‌کنند، بلکه فرهنگ، انگیزه و افق فکری جامعه را ارتقا می‌دهند. تأکید مستمر ایشان بر نهضت نرم افزای و تولید علم، اقتصاد دانش‌بنیان، خودباوری ملی، گام دوم انقلاب و تربیت نسل جوان انقلابی را می‌توان از مصادیق این نوع رهبری دانست.

در کنار آن، نظریه رهبری خدمتگزار نیز تا حد زیادی با سبک مدیریتی ایشان همخوانی دارد؛ زیرا در این الگو، رهبر خود را خدمتگزار مردم می‌داند و هدف اصلی او توانمندسازی جامعه است، نه کسب قدرت. تأکید مستمر ایشان بر خدمت بی‌منت، مردمی بودن مسئولان و اولویت دادن به مشکلات مردم، نمونه‌ای از این رویکرد است. خداوند در آیه 83 سوره مبارکه «قصص» می‌فرماید: «تِلكَ الدّارُ الآخِرَةُ نَجعَلُها لِلَّذينَ لا يُريدونَ عُلُوًّا فِي الأَرضِ وَلا فَسادًا ۚ وَالعاقِبَةُ لِلمُتَّقينَ؛ آن سرای پرارزش آخرت را برای کسانی قرار می‌دهیم که در زمین هیچ برتری و تسلط و هیچ فسادی را نمی‌خواهند؛ و سرانجام نیک برای پرهیزکاران است.»

امام خامنه‌ای شهید حقیقتاً مصداق خوبی برای این آیه در زمان حاضر بود. ایشان دنبال برتری‌جویی و گردن‌کشی نبودند و چیزی برای خود نمی‌خواستند بلکه 70 سال از عمر شریف خود را برای اعتلای کلمه «الله» و اصلاح امور مردم سرزمینشان صرف کردند. به‌دلیل همین رفتار و منش، ایشان به معنای واقعی کلمه یک رهبر بود و در قلب‌ها نفوذ داشت. صرفاً یک مدیر معمولی نبود.

ایکنا ـ یکی از محورهای مهم در اندیشه مدیریتی رهبر شهید، توجه به سرمایه انسانی و تربیت نیروهای کارآمد بود. این نگاه در عمل چگونه دنبال می‌شد؟ و چه درس‌هایی از این نگاه رهبر شهید می‌توان گرفت؟

در اندیشه مدیریتی ایشان، مهم‌ترین سرمایه هر کشور، نیروی انسانی مؤمن، متخصص و باانگیزه است. به همین دلیل همواره بر نقش جوانان، نخبگان، تأکید داشتند و پیشرفت کشور را در گرو شکوفایی ظرفیت‌های انسانی می‌دانستند. به‌ خاطر دارم که در افتتاح‌های بزرگ همچون افتتاح ناو جماران بیش از آنکه به آن غول آهنی اهمیت بدهند به نیروی انسانی اهمیت می‌دادند و همان را موجب افتخار قلمداد می‌کردند. جانشین‌پروری در رویه ایشان مشهود بود و برای همین هم در جنگ‌های تحمیلی دوم و سوم به اندازه کافی فرمانده توانمند در خزانه منابع انسانی داشتیم و با شهادت یکی دیگری به سرعت پرچم را در دست می‌گرفت.

در مدیریت ایشان، اخلاق، عدالت، مردم‌داری، صداقت، مسئولیت‌پذیری و ساده‌زیستی نه یک شعار، بلکه بخشی از فرآیند تصمیم‌گیری مدیریتی بود؛ موضوعی که در بسیاری از نظریه‌های نوین مدیریت نیز به‌عنوان رهبری اخلاق‌محور مورد توجه قرار گرفته است.

در ماجرای فتنه ۸۸ نیز در مورد تعدادی از افراد که دستگیر شده بودند، به دبیر شورای امنیت ملی وقت فرمودند آیا یقین دارید که این افراد گناهکار هستند؟ اگر حتی یک نفر بین این‌ها یقین ندارید که گناهکار است و نمی‌دانید کدام یکی است همه را آزاد کنید، در موردی دیگر نیز در زمان حیات سردار حاج قاسم سلیمانی که به‌دنبال دستگیری یکی از اشرار بودند و این فرد شرور را به مهمانی دعوت کرده بودند و همان‌جا او را دستگیر کرده بودند، رهبر شهید فرموده بودند چون ایشان را به مهمانی دعوت کرده‌اید حق ندارید آنجا دستگیرش کنید آزادش کنید و دوباره او را دستگیر کنید.

کشور در طول دوران ریاست و زعامت ایشان با بحران‌های مختلف سیاسی، امنیتی، اقتصادی و بین‌المللی روبه‌رو بود، اما مدیریت آرام، مبتنی بر تدبیر، حفظ انسجام ملی و جلوگیری از تصمیمات هیجانی، یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های مدیریتی ایشان محسوب می‌شود. تصور بنده این است که اگر الگوی ایشان در مدیریت بحران استخراج شود، استعداد انتشار و ترویج در سطوح فراملی را دارد و حتماً مورد توجه قرار خواهد گرفت.

در مجموع، می‌توان گفت سبک مدیریتی ایشان ترکیبی از رهبری تحول‌آفرین، رهبری راهبردی، رهبری خدمتگزار و رهبری اخلاقی بود که در چارچوب مبانی اسلامی و نظریه ولایت فقیه، هویتی مستقل پیدا کرده بود.

انتهای پیام