ايران نه تنها روي كمربند زلزله قرار گرفته، بلكه بيش از ۳۰ نوع حادثه طبيعي و غيرطبيعي در اين جغرافيا روي ميدهد. علاوه بر اين منابع طبيعي اعم از نفت و گاز و معادن غني و موقعيت راهبردي و وسعت سرزمين در طول تاريخ همواره ما را مورد طمع قدرتهاي بزرگ و بيگانگان قرار داده و خواهد داد. به همين دليل هر چه در مورد اين حوادث و رويدادها بگوييم و بنويسيم كم گفتهايم و هر اندازه كار انجام دهيم، كم انجام دادهايم. ما درگير جنگي شدهايم كه اميدوار بوديم رخ ندهد، اما اينك در ميان آن و در دفاع از وطن قرار داريم. اين جنگ آثار و تبعاتي دارد، بعضي از تبعات آن آشكار و قابل مشاهده است و بعضي ديگر ديده نميشوند. يكي از آثار قابل مشاهده تخريب و آسيب به خانههاي مسكوني، خودروها و كسب و كارهاست. طبق آمار و بر اساس آنچه رييس سازمان پيشگيري و مديريت بحران تهران اعلام كرده، بيش از ۴۸ هزار واحد مسكوني تخريب شده يا آسيب ديده شناسايي شده (خبرگزاري مهر 14/۲/14۰۵) همچنين تخمين زده شده بيش از ۱۳۸ هزار واحد مسكوني در كل كشور و شهرها و روستاها تخريب شده يا آسيب ديده (دنياي اقتصاد به نقل از بنياد مسكن) بر اساس گزارش مورخ 15/۲/14۰۵ روابط عمومي استانداري تهران ۶۰ هزار واحد مسكوني، ۱۱ هزار و ۵۰۰ خودرو و ۴۶۶ واحد صنعتي و توليدي در استان تهران تخريب شده يا خسارت ديده. در گزارشي ديگر مديرعامل بيمه ايران اعلام كرده ۲۴ هزار خودرو آسيب ديده (ايرنا 9/۲/14۰۵) . از سوي ديگر سخنگوي دولت نيز در تاريخ 25/۱/14۰۵ از برآورد اوليه ۲۷۰ ميليارد دلاري به زير ساختهاي اقتصادي و واحدهاي صنعتي طي حملات وحشيانه دشمن به شهرهاي مختلف و بيكاري ۴ ميليون نفر خبر داده و اضافه كرده اين اعداد قطعي نيستند. البته روشن نيست رقم ۴ ميليون بيكار، شاغلان غيررسمي و كسب و كارهاي اينترنتي را هم در بر ميگيرد يا خير؟ اين آمار و ارقام فقط عدد نيستند، اينها محل خانه و زندگي و مكان قرار و آرامش و آسايش و شغل و درآمد هزاران انسان ايراني هستند.
به عنوان كسي كه در سالهاي ابتداي زندگي جنگ تحميلي 8 ساله عراق با ايران را ديدهام و طعم تلخ خرابي خانه و آسيب به وسايل زندگي و آوارگي را چشيدهام و رنجهاي آن را تجربه و تحمل كردهام، ميدانم كه اين آمار فقط عدد نيستند، اين اعداد كلمه هستند، كلماتي كه بار سنگين رنج و اندوه مردمان اين سرزمين را با خود دارند.
ناتاليا گينزبورگ، نويسنده ايتاليايي در كتاب «فضيلتهاي ناچيز» مينويسد: «كسي كه يكبار رنج كشيده است، تجربه آن درد را هرگز فراموش نميكند. كسي كه ويراني خانهها را ديده است، ميداند يك خانه خيلي محكم نيست، هر لحظه ميتواند فرو بريزد. در پس گلدانهاي زيباي گل، پشت قوريهاي چاي، فرشها، كف اطاقهاي با موم برق انداخته شده، چهره ديگري از خانه را ميبيني، چهره بيرحم خانه ويران شده.» حتي وقتي خانهها دوباره ساخته شوند يا اگر به مكان ديگري نقل مكان كنيم، خاطرات با ما باقي ميمانند، چيزي كه به آن «تروما» ميگويند.
«پاسكال مرسيه» فيلسوف معاصر سوييسي ميگويد: «وقتي مكاني را ترك ميكنيم چيزي از خود باقي ميگذاريم. چيزهايي در درون ما وجود دارد كه فقط با بازگشت به آن مكان ميتوانيم آنها را دوباره پيدا كنيم.»
اما بنا به تجربه زيسته خودم، بسياري از مواقع با بازگشت به همان مكان هم نميتوانيم چيزهايي كه از دست دادهايم را دوباره پيدا كنيم، مثل حسي كه با اعضاي خانواده داشتهايم و آن افراد ديگر نيستند و اين حس «فقدان» است.
اينها همان آثار و تبعاتي هستند كه ديده نميشوند.
در اين ميان رفتار مردم ايران و ميزاني از همدلي، همدردي، تابآوري و حضوري كه نشان دادهاند، شگفتانگيز است. شايد به دليل قرنها و نسلها زندگي در اين جغرافياي بلاخيز و با توجه به سابقه تاريخي، فرهنگي و باورهاي ديني اينچنين هستيم. همدلي ويژگي مهم افراد جامعه ماست. همدلي يعني خود را به جاي ديگران و شرايط آنان قرار دهيم و آنها را بفهميم.
رييس محترم مجلس شوراي اسلامي اخيرا با انتشار يك فايل صوتي مطالبي را با مردم در ميان گذاشتهاند، از جمله اينكه در قالب طرح «ايران همدل» از كارشناسان خواستهاند ايدهها و طرحهاي خود را براي مشكلات ناشي از جنگ در اختيار مسوولان قراربدهند. بر همين اساس دو ايده ميتوان مطرح كرد، ولي قبل از آن شايان ذكر است كه «مواسات» در آموزههاي اسلامي همان مفهوم «همدلي» است.
۱- همانگونه كه همه اقشار مردم ايران براي دفاع از وطن به خيابان آمدهاند، براي حل مشكلات ناشي از جنگ هم همه ۹۰ ميليون مردم با هر نوع سليقه و گرايش سياسي در سراسر كشور را پاي كار ايران بياوريد، با استفاده از ظرفيتهاي سازمانهاي مردمنهاد (سمنها) .
سازمانهاي مردمنهاد، سازمانهايي غيردولتي، مستقل و غيرانتفاعي هستند كه توسط افراد يا گروههايي با علايق و اهداف مشترك براي فعاليت در مسائل اجتماعي، زيست محيطي و بشردوستانه تشكيل ميشوند. با اين تعريف «بسيج» هم به نوعي يك سمن محسوب ميشود.
در سطح جهاني سمنها نقش حياتي در حل معضلات اجتماعي و بحرانها دارند و تعداد آنها در جهان به بيش از ۱۰ ميليون رسيده و پيشبيني ميشود تا سال ۲۰۳۰ ميلادي به بيش از ۲۰ ميليون هم برسد. جالب است بدانيد كاروان صمود (به معناي مقاومت) كه با بيش از ۴۰ كشتي و ۵۰۰ شركتكننده از ۴۴ كشور جهان با هدف شكستن محاصره نوار غزه و رساندن غذا، دارو و تجهيزات پزشكي به غزه در حال حركت است توسط سمنها راهاندازي شده.
تخمين زده ميشود تعداد سمنهاي فعال در ايران 3هزار سازمان باشد. در ايران سمنها با اخذ مجوز از وزارت كشور تاسيس ميشوند و به همين دليل موسسان و اعضاي آنها شناخته شده و مورد تاييد هستند.
تجربه «ستاد ملي مقابله با كرونا» ميتواند اكنون هم مورد استفاده قرار بگيرد و با «تشكيل ستاد ملي بازسازي ايران» به سازماندهي فعاليتهاي داوطلبانه سمنها بپردازد، بدون اينكه بار اضافهاي بر دولت باشد.
۲- عزت نفس و مناعت طبع مردم شريف ايران بسيار بالاست و به همين دليل كمتر كسي حاضر ميشود كمك مالي ديگران را مستقيم بپذيرد. همچنين بايد خيلي مراقب بود احساسات ديگران را جريحهدار نكنيم، لذا بهترين شيوه كمك، ايجاد يك «صندوق» و اعلام شماره حساب براي واريز كمكهاي مردمي در ايران و ايرانيان خارج از كشور است. اين صندوق بايد زيرنظر بانك مركزي و خزانهداري كل اداره شود و بهطور مستمر و شفاف به مردم گزارش بدهد. دولت از محل درآمد اين صندوق به جبران خسارتهاي ناشي از جنگ، ساخت يا تعمير واحدهاي مسكوني تخريب شده مردم، خريد وسايل خانه، راهاندازي كسب و كارهاي آسيب ديده، خريد يا تعمير و جايگزين كردن خودروها، پرداخت كمك هزينه زندگي براي كساني كه شغل و درآمد خود را از دست دادهاند، پرداخت هزينههاي درماني تا بهبودي كامل، پرداخت هزينههاي روان درماني تا بهبودي كامل و جبران هر گونه خسارت ناشي از جنگ كه به شهروندان ايراني وارد شده، بپردازد. اگرچه بعضي از آسيبها جبران ناپذيرند.