به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ بسیج دانشجویی دانشکده دندانپزشکی با صدور بیانیهای، به افرادی که در روزهای جنگ و حملات به میناب و لامرد سکوت کردند و امروز با اشک نمایشی از مردم سخن میگویند، هشدار داد که تاریخ آنان را وطنفروش خواهد خواند.
متن کامل بیانیه:
بسم الله الرحمن الرحیم
«وَ لا تَلْبِسُوا الْحَقَّ بِالْباطِلِ وَ تَکْتُمُوا الْحَقَّ وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ»
(حق را با باطل درنیامیزید و حقیقت را، آنگاه که میدانید، پنهان نکنید - سوره بقره، آیه ۴۲)
در روزگاری که حقیقت، بیش از همیشه در معرض تحریف و تقطیع قرار گرفته است، درد بزرگ جامعه فقط زخم حمله و داغ فقدان نیست؛ درد بزرگتر، مواجهه با روایتهای گزینشی و وجدانهای موسمی است. امروز کسانی با صدای بلند از رنج مردم سخن میگویند که دیروز، آنگاه که آتش جنگ بر خانههای همین مردم میبارید، یا سکوت کرده بودند، یا ترجیح میدادند چشم بر اصل جنایت ببندند و تنها هنگامی زبان بگشایند که سخنگفتن، هزینهای نداشته باشد.
سوال اینجاست که چگونه حافظهی تاریخی برخی، تا این اندازه دچار فرسایش انتخابی شده است؟ چگونه است که آنگاه که میناب و لامرد ، آماج مستقیم کینهی دشمنان قرار گرفت، داغ فرزندان شهیدش نه در رسانههای این مدعیان جای داشت و نه در بیانیههای پرطمطراقشان؟ چگونه میتوان جنگ را محکوم کرد، اما جنگافروز را نه؟
این دید گزینشی ، بیش از آنکه نشاندهندهی دردمندی باشد، سندی است بر فقدان استقلالِ فکری ؛ چرا که گویی این جماعت، نه بر اساس عقل و انصاف، که بر اساس فرکانس رسانههایی میتپند که یک روز شادی دشمن را برایشان تجویز میکنند و روز دیگر، بغض ساختگی را.
ساحره قرن بیست و یک، رسانه، جوری این جماعت را کور و کر کرده که پارادوکس های چند روزه خود را هم متوجه نمیشوند، چنان کبکی که سر در برف فرو کرده!
اگر نمیفهمید که جهلتان مملکت را به باد میدهد، اگر خود را به نفهمی زده اید، خیانتتان.
فرقی ندارد، چه از جهل باشد چه از خیانت، تاریخ شما را وطن فروش خطاب خواهد کرد.
شما که آن روزها صدای موشک و گلوله، صدای خانههای ویران، صدای مادری که فرزندش را در آغوش میفشرد، و صدای جوانی که میان دود و آتش ایستاد تا خاک به دست اجنبی نرسد را نشنیدید، امروز با چه رویی از درد مردم حرف میزنید؟
این مردم که شما لات کوچه خلوت خطابشان میکنید همان ها بودند که در اوج تهدید، در خیابانها و میادین و کوچهها ماندند؛ مردم بودند که نگذاشتند خاک این سرزمین تقدیم بیگانه شود؛ آن وقت شما، در وقت خطر کجا بودید؟
آنجا که باید میایستادید، غایب بودید؛ و حالا که وقت بهرهبرداری و ژستگرفتن رسیده، ناگهان مدافع مردم شدهاید؟
مردم ایران، هوشیارتر از آناند که مرز میان دلسوزی صادقانه و نمایش مصلحتی را ندانند. ما در این مسیر دشوار، با تکیه بر اصول و آرمانها، به جای «هیاهوی پوشالی»، بر «عمل مخلصانه» تأکید داریم. تاریخ، داور نهایی است و در نهایت، تنها «حقیقت» است که بر تارک زمان باقی میماند، نه آنهایی که حقیقت را در مسلخ منافعِ شخصی و سیاستزدگی فصلی، ذبح کردند.