به گزارش بولتن نیوز سیده مریم طباطبایی ندوشن حتماً توی فیلمها یا در مدرسه، یک قلدر بزرگ را دیدهاید که فکر میکند چون هیکلش بزرگ است، میتواند به همه زور بگوید تا وسایل و خوراکی هایشان را بگیرد. آمریکا در دنیا خیلی شبیه آن قلدر است؛ دوست دارد همه جا را خودش کنترل کند، مخصوصاً جاهایی که پول و نفت هست.
ایران در مقابل قلدری امریکا مثل آن بچه قوی مدرسه است که میگوید: «من زیر بار زور نمیرم! و برای کشور خودم، خودم تصمیم میگیرم.»
آمریکا از این موضوع عصبانی میشود و شروع به تهدید کردن و گاهی حمله به حریم ایران میکند (مثل قلدری که به بقیه سیلی میزند تا بترسند).
اما ایران مثل یک قهرمان باهوش، وقتی قلدر به او حمله میکند، محکم میایستد و جواب محکمی به او میدهد؛ اما نه برای اینکه خودش دعوا را شروع کند، بلکه برای اینکه به قلدر بفهماند: «اگر دستت را دراز کنی، میشکند!»
نتیجهاش چیست؟
هدف ایران «جنگطلبی»نیست. چون جنگطلب یعنی کسی که اول حمله میکند تا پول و زمین دیگران را بگیرد درست مثل کار آمریکا.
اما هدف ایران دفاع از خانه و خاک خودش است تا قلدر بترسد و دیگر فکر حمله به سرش نزند.
پس علت این گیر و دار این است که:
یک نفر میخواهد زور بگوید (آمریکا)، و دیگری محکم میایستد تا جلوی زورگویی را بگیرد (ایران)
ایران جنگ را دوست ندارد؛ اما میداند که اگر در برابر قلدر سکوت کند، فردا قلدر جسورتر میشود و دعواهای بزرگتری راه میاندازد. پس این ایستادگی، یعنی دور کردن سایه جنگاز سر خودش، نه شروع کردن آن!
یادت باشد: قوی بودن یعنی بتوانی در آرامش زندگی کنی، نه اینکه همیشه مشغول جنگیدن باشی!
متاسفانه برای بعضی از بزرگسالان مدعی روشنفکری هم باید به همین زبان کودکانه، جنگ ایران و امریکا را توضیح داد، همین قدر مثالی و قصه ای!!!