شناسهٔ خبر: 78971320 - سرویس استانی
نسخه قابل چاپ منبع: ایسنا | لینک خبر

«جنوب» در ادبیات فارسی؛ روایتی ماندگار از مقاومت و هویت

یک پژوهشگر ادبی با بیان اینکه جنوب در ادبیات فارسی فراتر از یک موقعیت جغرافیایی است، گفت: روایت‌های ادبی از این منطقه، تجربه‌های مقاومت، هویت فرهنگی و حافظه تاریخی را از سطح وقایع تاریخی به تجربه‌ای ماندگار در ذهن نسل‌ها تبدیل کرده‌ است.

صاحب‌خبر -

امیر الهامی در گفت‌وگو با ایسنا درباره جایگاه جنوب در شعر و ادبیات فارسی اظهار کرد: در حوزه ادبیات داستانی، آثاری بسیار ارزشمند درباره جنوب و دفاع مقدس داریم که متأسفانه کمتر مورد توجه قرار گرفته‌اند. آثاری همچون مدار صفر درجه، خاک سوخته و مجموعه آثار احمد محمود ازجمله نمونه‌های شاخص این حوزه هستند. احمد محمود از نخستین نویسندگانی بود که به روایت جنگ در قالب رمان پرداخت و توانست بخشی از واقعیت‌های این دوره را در ادبیات داستانی ثبت کند.

وی افزود: برخی نویسندگانی که به خلق آثار مرتبط با جنوب و جنگ پرداخته‌اند، خود اهل همان منطقه بوده‌اند و برخی دیگر چنین تجربه‌ای نداشته‌اند، اما در هر صورت با تکیه بر واقعیت‌های موجود، به خلق فضاها، صحنه‌ها و روایت‌هایی پرداخته‌اند که امروز بخشی از ادبیات مقاومت ما را شکل می‌دهد. در حوزه شعر نیز شاعرانی همچون زنده‌یاد قیصر امین‌پور بعدها وارد این عرصه شدند و با بهره‌گیری از ویژگی‌ها و تجربه‌های آن دوران، آثاری ماندگار خلق کردند.

این پژوهشگر ادبیات فارسی با اشاره به نقش مردم جنوب در حفظ و تداوم زبان فارسی تصریح کرد: جایگاه جنوب تنها به ادبیات جنگ و مقاومت محدود نمی‌شود. اگر به فرهنگ مردم این منطقه نگاه کنیم، سنت شاهنامه‌خوانی و خیام‌خوانی در میان آنان بسیار پررنگ است و همین مسئله به حفظ پیوندهای فرهنگی و زبانی کمک کرده است. در واقع این سنت‌های ادبی و فرهنگی را می‌توان عاملی برای تداوم مودت، یگانگی فرهنگی و انسجام زبانی در این منطقه دانست.

الهامی ادامه داد: ما در میان مردم جنوب، نمونه‌های فراوانی از شاهنامه‌خوانی را مشاهده می‌کنیم و از سوی دیگر، در بسیاری از آثار مرتبط با این منطقه، تصاویری خلق شده که در آن‌ها وحدت و همبستگی ملی حضوری پررنگ دارد. همین ویژگی‌ها سبب شده است که جنوب در ادبیات فارسی تنها یک موقعیت جغرافیایی نباشد، بلکه به بخشی از حافظه فرهنگی و ادبی کشور تبدیل شود.

«تنگسیر»؛ نماد روحیه مبارزه و شخصیت ادبی جنوب

وی با اشاره به اینکه جنوب در ادبیات فارسی صرفاً یک جغرافیا نیست، بلکه به شخصیتی مستقل تبدیل شده است، اظهار کرد: این ویژگی تنها به رخدادهای چند روز گذشته یا حتی هشت سال دفاع مقدس محدود نمی‌شود، بلکه پیشینه‌ای طولانی در ادبیات ما دارد. اگر به آثاری مانند تنگسیر صادق چوبک نگاه کنیم، می‌بینیم که روحیه مبارزه و مقاومت در تار و پود این اثر جریان دارد.

این مدرس دانشگاه افزود: در تنگسیر مخاطب با شخصیت‌هایی روبه‌رو می‌شود که در برابر زورگویی ایستادگی می‌کنند. گویی در زبان، ادبیات و فرهنگ مردم جنوب، روحیه مبارزه همواره حضوری پررنگ داشته است. این ویژگی را در آثار مختلف مرتبط با این منطقه می‌توان مشاهده کرد و به همین دلیل، جنوب در ادبیات فارسی جایگاهی فراتر از یک موقعیت جغرافیایی پیدا کرده است.

الهامی ادامه داد: مرزی بودن جنوب نیز به‌طور طبیعی نوعی دلاوری و رشادت را ایجاب می‌کند. البته مرزنشینان ایران در همه نقاط کشور همواره از روحیه‌ای شجاعانه برخوردار بوده‌اند، اما جنوب در ادبیات فارسی بازتاب ویژه‌ای یافته است. کافی است تنها به تنگسیر توجه کنیم تا ببینیم قهرمان این داستان چگونه از دل همین ویژگی‌های بومی و فرهنگی شکل می‌گیرد.

وی اضافه کرد: مردم بومی جنوب علاوه بر رویارویی با دشواری‌های طبیعی، همواره ناملایمات زندگی را نیز تحمل کرده‌اند و همین تجربه‌های زیسته، در شکل‌گیری روحیه ایستادگی و مقاومت آنان نقش داشته است. بنابراین جایگاه جنوب در ادبیات فارسی حاصل یک یا دو رخداد تاریخی نیست، بلکه ریشه در تاریخ، فرهنگ و سبک زندگی مردمان این منطقه دارد.

ادبیات، دلاوری مردم جنوب را به حافظه جمعی تبدیل می‌کند

این پژوهشگر و مدرس ادبیات فارسی با اشاره به نقش ادبیات در حفظ حافظه تاریخی مردم جنوب اظهار کرد: هر اندیشه‌ای که در قالب هنر بیان شود، ماندگار و نامیرا خواهد شد. مرزنشینان ایران همواره با نوعی رشادت و دلاوری شناخته شده‌اند و کشور ما نیز در دوره‌های مختلف تاریخی، گاه به دلیل ضعف دیپلماسی، گاه به سبب طمع بیگانگان و حتی در برخی مقاطع به دلیل ناکارآمدی حاکمان، در مناطق مرزی با بحران‌هایی روبه‌رو بوده است.

الهامی افزود: تاریخ، این دلاوری‌ها و رخدادها را ثبت می‌کند، اما رسالت ادبیات تنها ثبت مستقیم وقایع تاریخی نیست. هنر ادبیات آن است که پیامدها و جریان‌هایی را که باید برای نسل‌های آینده ماندگار بماند، به تجربه‌ای انسانی و قابل درک تبدیل کند.

وی ادامه داد: ادبیات با خلق قهرمانانی که ریشه در تاریخ این سرزمین دارند، روایت دلاوری مردم را از حافظه تاریخ به یک تجربه زیسته و ماندگار در ذهن و ضمیر مخاطب پیوند می‌زند. تفاوت تاریخ و ادبیات نیز دقیقاً در همین نکته است؛ تاریخ روایت می‌کند که چه رخ داده و چه کسانی دلاوری کرده‌اند، اما ادبیات این شجاعت، ایثار و مقاومت را به تجربه‌ای زنده و ماندگار در ذهن انسان‌ها تبدیل می‌کند؛ تجربه‌ای که می‌تواند نسل به نسل منتقل شود و در حافظه جمعی جامعه استمرار یابد.

انتهای پیام