به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری دانشجو، دمای ۳۵ درجه سانتیگراد در بسیاری از نقاط جهان عددی عادی است، اما در اروپا، بهویژه در مناطقی که با اقلیم متفاوتی خو گرفتهاند، همین دما میتواند به بحرانی مرگبار بدل شود. مساله، اما فقط بالا رفتن دماسنج نیست؛ مساله این است که بخش بزرگی از اروپا، چه در طراحی شهرها و ساختمانها و چه در الگوهای مراقبت اجتماعی و بهداشتی، برای چنین گرمایی ساخته نشده است.
سازمان جهانی بهداشت هشدار داده که اروپا با سرعتی بیش از ۲ برابر میانگین جهانی گرم میشود. این روند، موجهای گرمای شدید و مرگبار را هم شدیدتر و هم ماندگارتر کرده است. به همین دلیل، گرما در اروپا دیگر یک رویداد استثنایی یا یک انحراف موقت از الگوی آبوهوایی نیست، بلکه به بخشی تکرارشونده از تابستانهای این قاره تبدیل شده است؛ بخشی که هر سال، فشار بیشتری بر نظامهای سلامت، خدمات عمومی و زندگی روزمره وارد میکند.
در این میان، تفاوت میان جنوب و شمال اروپا همچنان مهم است. کشورهایی مانند یونان، ایتالیا، پرتغال و اسپانیا، هرچند خود نیز از گرمای شدید آسیب میبینند، تا اندازهای با تابستانهای داغ سازگارترند. اما در کشورهای اروپای مرکزی و بریتانیا، جایی که زیرساختها و حتی تصور عمومی از تابستان بر پایه هوای معتدلتر شکل گرفته، موجهای گرما هنوز بیشتر بهصورت شوک بروز میکنند. به همین دلیل، تابستان ۲۰۲۶ در همین مناطق با دماهایی بیسابقه و پیامدهایی ناگوار آغاز شد.
اروپا قارهای است که به دلیل تغییرات اقلیمی ناشی از فعالیتهای انسانی، با سریعترین آهنگ گرمایش مواجه است؛ بهطوری که بر اساس دادههای سرویس پایش اتحادیه اروپا (کوپرنیک)، در حالی که دمای کره زمین از سال ۱۹۰۰ تاکنون ۱.۴ درجه سانتیگراد افزایش یافته، این رقم برای اروپا ۲.۵ درجه سانتیگراد بوده است.
وضعیت گرما
اعداد و دادهها نشان میدهند که اروپا در مقایسه با سهم جمعیتیاش، بار نامتناسبی از مرگومیر ناشی از گرما را تحمل میکند. در دو دهه نخست قرن بیست و یکم، ۴۸۹ هزار مرگ مرتبط با گرما در سراسر جهان ثبت شده است. بیش از یکسوم این مرگها در اروپا رخ داده، در حالی که جمعیت این قاره کمتر از ۱۰ درصد جمعیت جهان است. همین نسبت به خوبی نشان میدهد که مساله در اروپا فقط شدت گرما نیست، بلکه میزان آمادگی و ظرفیت سازگاری نیز در این آمار نقش تعیینکننده دارد.
این روند در سالهای اخیر هم متوقف نشده است. در چهار سال گذشته، یعنی از ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۳، بیش از ۲۰۰ هزار نفر در اروپا بر اثر گرما جان باختهاند. تنها در سال ۲۰۲۲ نیز بیش از ۶۰ هزار اروپایی قربانی گرمای شدید شدهاند.
آنچه وضعیت را نگرانکنندهتر میکند، این است که بسیاری از این مرگها در ظاهر بهطور مستقیم ناشی از گرما ثبت نمیشوند. در موارد زیادی، گرما بیماریهای زمینهای را تشدید میکند، مشکلات قلبی و تنفسی را افزایش میدهد و بدن را در برابر فشارهای فیزیولوژیک ناتوان میسازد. به همین دلیل، اثر واقعی موجهای گرما اغلب در قالب «مرگ مازاد» آشکار میشود؛ یعنی شمار مرگهایی که در یک بازه زمانی، فراتر از سطح معمول ثبت میشوند.
در نتیجه، وقتی از وضعیت گرما در اروپا حرف میزنیم، منظور فقط چند روز هوای سوزان نیست. صحبت از بحرانی است که آمار مرگ، فشار بر بیمارستانها، اختلال در کار و آموزش، و فرسایش تدریجی کیفیت زندگی را همزمان با خود میآورد. اروپا با این واقعیت روبهروست که گرمای شدید دیگر پدیدهای حاشیهای نیست، بلکه به یکی از ویژگیهای اصلی اقلیم جدید آن تبدیل شده است.
«توفان کامل»؛ ترکیب جمعیت سالمند و تغییرات اقلیمی
یکی از عوامل اصلی افزایش مرگومیر در اروپا، جمعیت سالمند این قاره است. اروپا یکی از پیرترین جمعیتهای جهان را دارد و همین ویژگی، اثر موجهای گرما را بهمراتب مرگبارتر میکند. سالمندان، بهویژه کسانی که با بیماریهای مزمن، مشکلات قلبی، ریوی یا محدودیتهای حرکتی زندگی میکنند، در برابر گرمای شدید بسیار آسیبپذیرترند. بدن آنها دشوارتر با افزایش دما سازگار میشود و در بسیاری از موارد، امکان دسترسی سریع به محیط خنک یا مراقبت موثر هم محدودتر است.
الکساندرا کازمیرچاک کارشناس اقلیم و سلامت در آژانس محیطزیست اروپا، این وضعیت را «توفان کامل» توصیف کرده است. تعبیر او از این جهت مهم است که نشان میدهد بحران کنونی از جمع شدن ۲ روند همزمان به وجود آمده است: از یک سو تغییرات اقلیمی با سرعتی بیسابقه دما را بالا برده و از سوی دیگر، ساختار جمعیتی اروپا گروههای بیشتری را در معرض خطر قرار داده است.
وقتی دمای ۴۰ درجه سانتیگراد در ژوئن (خرداد- تیر) ثبت میشود، دیگر با یک تابستان عادی مواجه نیستیم. این سطح از گرما، به ویژه اگر با شبهای بسیار گرم همراه باشد، فرصت بازیابی را از بدن میگیرد. سالمندانی که تنها زندگی میکنند، بیمارانی که داروهای خاص مصرف میکنند، کسانی که در خانههای کوچک و بیتهویه زندگی میکنند و افرادی که پیشتر از نظر اجتماعی نیز در حاشیه بودهاند، همگی در خط مقدم این آسیب قرار میگیرند.
خانههای داغ؛ میراثی از اقلیم گذشته
ساختمانهای اروپایی، بهویژه در شمال قاره، عمدتا برای حفظ گرما در زمستان طراحی شدهاند، نه برای خنک ماندن در تابستان. همین مزیتی که در اقلیم قدیم کارآمد بود، اکنون در تابستانهای طولانیتر و داغتر به نقطهضعف تبدیل شده است. بسیاری از خانهها در برابر گرما به تلههای حرارتی بدل میشوند؛ جاهایی که در طول روز داغ میشوند و در شب هم گرمای انباشتهشده را پس نمیدهند.
پیشبینی میشود تا سال ۲۰۵۰، ۹۲ درصد خانههای موجود در انگلیس بیش از حد داغ شوند. این فقط یک هشدار درباره آسایش حرارتی نیست، بلکه نشانهای از بحران زیستپذیری در بافت مسکونی موجود است. در شهری مانند پاریس، سقفهای فلزی برخی آپارتمانها در روزهای گرم، خانهها را عملا به کوره تبدیل میکنند. این وضعیت منحصر به فرانسه نیست و در بخشهای مختلف اروپا، شکل بنا، مصالح، نبود سایهبان، تراکم ساختمانی و کمبود تهویه مناسب، خانه را به یکی از خطرناکترین فضاها در زمان موج گرما بدل میکند.
یروئن کلوک پژوهشگر تابآوری اقلیمی در آمستردام، میگوید شهرهای امروز برای اقلیم گذشته ساخته شدهاند. این جمله فقط یک توصیف فنی نیست؛ بلکه خلاصهای از شکافی است که اکنون میان محیط ساختهشده و واقعیت اقلیمی جدید به وجود آمده است. خانهها و محلههایی که روزگاری مناسب تلقی میشدند، حالا ممکن است در گرمای شدید، حتی برای چند روز، به محیطهایی خطرناک تبدیل شوند.
در این میان، میزان استفاده از تهویه مطبوع نیز تفاوت مهمی را نشان میدهد. در اروپا، تنها حدود یکپنجم خانوارها، یعنی نزدیک به ۲۰ درصد، به تهویه مطبوع دسترسی دارند، در حالی که این رقم در ایالات متحده به ۹۰ درصد میرسد. این شکاف فقط یک تفاوت در سبک زندگی نیست. در شرایط موجهای گرمای شدید، چنین اختلافی میتواند بهمعنای تفاوت میان تحملپذیری و مرگبار شدن گرما باشد.
کمبود سرمایش کافی بهویژه در محیطهای کار اهمیت بیشتری پیدا میکند. کارخانهها، مدارس، بیمارستانها و مراکز نگهداری، اگر برای گرمای شدید آماده نباشند، به فضاهایی پرخطر تبدیل میشوند؛ جاهایی که کارگران، کودکان، بیماران و سالمندان ساعتهای طولانی را در دمای بالا میگذرانند. همین مساله است که مرگومیر ناشی از گرما در این محیطها را از سال ۲۰۰۰ تاکنون ۴۲ درصد افزایش داده است. بنابراین، مساله فقط خانههای داغ نیست؛ بلکه کل زیرساخت زندگی روزمره در بخشهایی از اروپا هنوز برای اقلیم جدید آماده نشده است.
آمادگی ناکافی در برابر تغییرات اقلیمی شتابان
باید یادآور شد که اروپاییها بیتفاوت ننشستهاند. در بسیاری از کشورها، نظامهای هشدار رنگبندیشده، توصیههای بهداشتی، مراکز خنککننده و اطلاعرسانی عمومی به کار گرفته شده است. با این حال، مشکل اصلی آن است که این اقدامات غالبا پراکنده، ناهماهنگ و کوچکتر از ابعاد تهدید باقی ماندهاند. سرعت تغییر اقلیم از سرعت اصلاح سیاستها و بازآرایی زیرساختها بیشتر بوده و همین، شکاف میان خطر و آمادگی را عمیقتر کرده است.
اروپا اکنون نه با یک تهدید فرضی، بلکه با واقعیتی جاری روبهروست. موجهای گرما دیگر رخدادهایی نادر نیستند که بتوان آنها را با تدابیر اضطراری موقتی مهار کرد. آنها به بخشی از تابستانهای معمول بدل شدهاند و همین عادیشدن، برنامهریزی بلندمدتتری را طلب میکند. بسیاری از اقداماتی که پس از تجربههای پیشین طراحی شدند، برای اقلیمی کمشتابتر در نظر گرفته شده بودند و اکنون دیگر پاسخگوی شرایط جدید نیستند. آمارهای تابستان ۲۰۲۶ بهروشنی این مساله را برجسته میکند. ژوئن (خرداد/ تیر) ۲۰۲۶ دومین ماه ژوئن گرم ثبتشده در اروپا بود و میانگین دمای آن به ۱۹.۱۴ درجه سانتیگراد رسید. در اروپای غربی، میانگین دما ۲۰.۷۴ درجه سانتیگراد ثبت شد که ۳.۰۵ درجه بالاتر از میانگین دوره ۱۹۹۱ تا ۲۰۲۰ بود. چنین فاصلهای فقط یک نوسان عادی نیست، بلکه نشانهای از جابهجایی آشکار در وضعیت اقلیمی قاره است.
انگلیس نیز رکوردهای تازهای را تجربه کرد. دمای ۳۷.۷ درجه سانتیگراد در شهر لینگوود بهعنوان بالاترین دمای ژوئن ثبت شد و کاردیف گرمترین شب ژوئن خود را با ۲۳.۵ درجه سانتیگراد پشت سر گذاشت.
در اسپانیا، موج گرمای دوم که از ۲۵ تا ۲۹ ژوئن (چهارم تا هشتم تیر) ادامه داشت، ۴۶۳ مرگ بر جای گذاشت؛ رقمی که از ۳۳۳ مرگ ثبتشده در موج اول بیشتر بود. این اختلاف نشان میدهد که با ادامهدار شدن گرما، آسیبها فقط تکرار نمیشوند، بلکه میتوانند انباشته و تشدید شوند.
در آلمان، موج گرمای اواخر ژوئن به چهار هزار و ۳۰۰ مرگ منجر شد. در همین حال، بین آوریل تا ژوئن (اوایل فروردین تا اوایل خرداد) پنج هزار و ۱۲۰ مورد مرگ مازاد ثبت شد و اداره آمار فدرال رقم ۶ هزار و ۸۰۰ مورد مرگ مازاد را برآورد کرده است. همین تفاوت میان ثبتها و برآوردها نیز یادآور این واقعیت است که همه مرگهای ناشی از گرما بهطور مستقیم به این عنوان ثبت نمیشوند و اثر واقعی آن، اغلب در مقیاس وسیعتری ظاهر میشود.
در فرانسه، فقط در هفته آخر ژوئن (اوایل تیر)، ۲ هزار و ۲۵ مرگ مازاد ثبت شد؛ یعنی ۲۹.۱ درصد افزایش. برای کشوری که خاطره موج گرمای ۲۰۰۳ را همچنان در حافظه جمعی خود دارد، این عدد بهروشنی نشان میدهد که آگاهی تاریخی، لزوما به آمادگی کافی منجر نشده است.
در بلژیک، بین ۱۸ تا ۲۹ ژوئن (۲۸ خرداد تا هشتم تیر)، یکهزار و ۲۲۲ مرگ مازاد ثبت شد که معادل ۳۹ درصد افزایش است. اگر بازه زمانی از ۱۸ ژوئن تا ۱ ژوئیه (۲۸ خرداد تا ۱۰ تیر) را در نظر بگیریم، شمار مرگهای مازاد به یکهزار و ۷۴۷ مورد میرسد؛ یعنی ۴۷ درصد افزایش. این بالاترین آمار ثبتشده از سال ۲۰۰۰ بوده است. در هلند نیز برآورد شده که ۴۸۰ مرگ اضافی رخ داده است.