گروه سیاسی: جریان تندرو داخلی که همواره فریاد ادامه جنگ بر سر میداد، این روزها با سواستفاده سیاسی از تجاوز آمریکا به ایران، در حال حمله به شخصیتهای سیاسی از جمله قالیباف، پزشکیان و عراقچی هستند.
∎
این جماعت اما حالا که جنگ شده، نه تنها راهحلی ارائه نمیدهند، بلکه یکسره مینالند که چرا ما در انتخابات کمیسیونهای داخلی مجلس رأی نیاوردهایم!عملا مشخص است که دغدغه اینان، نه کشور بلکه حفظ حضورشان در قدرت به اشکال مختلف است. این اقلیت محض اما پرسروصدا برای حمله به مذاکره کنندگان ادعا میکنند که یادداشت تفاهم سبب شد «ذخایر انرژی امریکا که به فقط ۴هفته رسیده بود، دوباره پر شود»
این درحالیست که ذخاير آمريكا در این مدت نیز رو به كاهش بوده و خروج ۳ میلیون بشكه در روز، هیچ تغییری در روند کاهشی میزان ذخایر ایجاد نکرده. به گفته آموس هوکشتاین هماهنگکننده سابق ویژه رئیسجمهور آمریکا در حوزه امنیت انرژی، ذخایر راهبردی نفت آمریکا (SPR) در آستانه سقوط به کمتر از ۳۰۰ میلیون بشکه قرار دارد؛ سطحی که طی بیش از ۴۰ سال گذشته مشاهده نشده است. بعلاوه، اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA) و وزارت انرژی آمریکا (DOE) هشدار دادهاند که ذخایر نفت در کوشینگِ اوکلاهما ــ محل تحویل قراردادهای نفت خام WTI ــ به کف رسیده است.
در این سو اما رادیکالها این نکته را فراموش میکنند که ایران در این فرصت کوتاه، حداقل بیش از ۶۰ میلیون بشکه نفت خام صادر و کالاهای اساسی وارد کرد. این در حالیست که این جماعت در دوران محاصره، برای عبور از بحران و صادرات نفت، اندک راهحلی نداشتند.
خدا از امثال بیژن عبدالکریمیها و عُمال روس نگذرد
سیدهاشم فیروزی (فعال رسانهای) نوشت: آنچه در جنوب ایران در حال وقوع است چیزی فراتر از اشغال جزایر نفتی را به ما متذکر میشود، اگر مسیر جنگ مبتنی بر خطای شناختی و ادراکی استراتژیستهای رسانهای و سیاسی و منبری و تریبونی و نظامی که برخوردار از نمونه کارهای قبلی چون غزه و لبنان و سوریه و جنگ اول و دوم ایران هستند، پیش برود، خدا خودش بفریاد ایران و ایرانی برسد. البته در این بین خدا از امثال بیژن عبدالکریمیها و عُمال روس نگذرد. دوستان اهل قلم خرده نگیرند، عدهای به آنچه میکنند آگاهند و گرفتار جهل مرکب و جهلمقدس نیستند، و ما هم سلاحی نداریم جز آه و نفرین. آنچه در جنوب در حال وقوع است دو چیز را بما متذکر میشود:
۱.تغییر مرز خشکی ایران از هرمزگان به شیراز
۲.شیوع قحطی و کمبود بزرگ بواسطه قطع اتصال کامل شمال و مرکز به جنوب ایران
اگر ذرهای و سرسوزنی امکان پیروزی در این جنگ وجود داشت من نیز علیرغم مخالفت ذاتی با ذینفعان جنگ چون برادران جلیلی و عمال سیاسی و رسانهایشان همراه میشدم.
لیکن این چه قمار از سر بدمستی بر سر ناموس(ایران) است که هیچ شانس موفقیت و پیروزی هم در آن نیست.
در آیندهای نزدیک چه بسا تحرکاتی از سمت شرق و غرب بصورت زمینی و مرکز بصورت بمباران سنگین هوایی صورت پذیرد. لیکن اگر کار از کار گذشت و متاسفانه از ایران حسب لجاجت و حماقت جماعتی قلیل یک سرزمین سوخته بیشتر باقی نماند: «امید چون منی بسان بازنده و ناکامی بزرگ از ۷اکتبر ۲۰۲۳ تاکنون در جلوگیری از رسیدن آسیب به ایران و ایرانیان تنها این است که شاید گاهی بهترین رستنیها از دل خاکستر آتشفشانهای عظیم برویند.»
پا جای پای اللهکرم!
احمد زیدآبادی تحلیلگر سیاسی هم درباره تندروهای جنگطلب نوشت: آتشی که این روز و شبها بر سر سواحل و جزایر و خاک و مردم مظلوم جنوب کشورمان میبارد، شعلهاش دل هر ایراندوستی را در هر گوشه از این کرهٔ خاکی به راستی که کباب میکند! سال ۸۶ در میزگردی برای بحث در مورد پیامدهای برنامهٔ هستهای ایران در دانشگاه تهران، حسین اللهکرم خطاب به من گفت؛ مرعوب شدهای و از جنگ میترسی!
گویی قرار بود اگر جنگی در گرفت، تفنگی هم به دست من دهند و راهی جبههام کنند و بنابراین من از بیم جانم هراسناک شدهام! به او توضیح دادم که جنگهای امروزین غرش بیامان موشکهای ویرانگر و بمبهای پرحجم است و علاوه بر مراکز نظامی، شهروندان و منابع زیست آنان را نیز هدف میگیرد بیآنکه امکان دفاع مؤثری از آنان باشد.
من چطور میتوانم از قدرت مخرب و هولانگیز تسلیحاتی که این دوپای "ظلوماً جهولا" از رهگذر پیشرفت دلهرهآور تکنولوژی به دست آورده و از به کارگیری آنها نیز برای نابودی زمین خدا نگرانی ندارد، در هراس نباشم؟
او اما چنان مقدم جنگ را گرامی میداشت که گویی هیچ نوع نگرانی از هر سطح از ویرانیِ کشور و مصیبت مردمان آن ندارد و این را هم به حساب شجاعت و دلیری خود میگذاشت!
شگفت آنکه حسین اللهکرم این روزها خاموش است. شاید با نوع رویکردی که به جنگ و مذاکره و صلح دارد، امر به خاموشی شده باشد. نمیدانم. البته وقتی که دکتر بیژن عبدالکریمی پا جای پای آقای اللهکرم گذاشته و بلکه گامی هم فراتر رفته و حتی همان خردهمعرفت و لوتیگری او را نیز در گفتار خود رعایت نمیکند، چه نیازی به حضور رسانهای دبیر کل انصار حزبالله در این وانفسا!
خدا از امثال بیژن عبدالکریمیها و عُمال روس نگذرد
سیدهاشم فیروزی (فعال رسانهای) نوشت: آنچه در جنوب ایران در حال وقوع است چیزی فراتر از اشغال جزایر نفتی را به ما متذکر میشود، اگر مسیر جنگ مبتنی بر خطای شناختی و ادراکی استراتژیستهای رسانهای و سیاسی و منبری و تریبونی و نظامی که برخوردار از نمونه کارهای قبلی چون غزه و لبنان و سوریه و جنگ اول و دوم ایران هستند، پیش برود، خدا خودش بفریاد ایران و ایرانی برسد. البته در این بین خدا از امثال بیژن عبدالکریمیها و عُمال روس نگذرد. دوستان اهل قلم خرده نگیرند، عدهای به آنچه میکنند آگاهند و گرفتار جهل مرکب و جهلمقدس نیستند، و ما هم سلاحی نداریم جز آه و نفرین. آنچه در جنوب در حال وقوع است دو چیز را بما متذکر میشود:
۱.تغییر مرز خشکی ایران از هرمزگان به شیراز
۲.شیوع قحطی و کمبود بزرگ بواسطه قطع اتصال کامل شمال و مرکز به جنوب ایران
اگر ذرهای و سرسوزنی امکان پیروزی در این جنگ وجود داشت من نیز علیرغم مخالفت ذاتی با ذینفعان جنگ چون برادران جلیلی و عمال سیاسی و رسانهایشان همراه میشدم.
لیکن این چه قمار از سر بدمستی بر سر ناموس(ایران) است که هیچ شانس موفقیت و پیروزی هم در آن نیست.
در آیندهای نزدیک چه بسا تحرکاتی از سمت شرق و غرب بصورت زمینی و مرکز بصورت بمباران سنگین هوایی صورت پذیرد. لیکن اگر کار از کار گذشت و متاسفانه از ایران حسب لجاجت و حماقت جماعتی قلیل یک سرزمین سوخته بیشتر باقی نماند: «امید چون منی بسان بازنده و ناکامی بزرگ از ۷اکتبر ۲۰۲۳ تاکنون در جلوگیری از رسیدن آسیب به ایران و ایرانیان تنها این است که شاید گاهی بهترین رستنیها از دل خاکستر آتشفشانهای عظیم برویند.»
پا جای پای اللهکرم!
احمد زیدآبادی تحلیلگر سیاسی هم درباره تندروهای جنگطلب نوشت: آتشی که این روز و شبها بر سر سواحل و جزایر و خاک و مردم مظلوم جنوب کشورمان میبارد، شعلهاش دل هر ایراندوستی را در هر گوشه از این کرهٔ خاکی به راستی که کباب میکند! سال ۸۶ در میزگردی برای بحث در مورد پیامدهای برنامهٔ هستهای ایران در دانشگاه تهران، حسین اللهکرم خطاب به من گفت؛ مرعوب شدهای و از جنگ میترسی!
گویی قرار بود اگر جنگی در گرفت، تفنگی هم به دست من دهند و راهی جبههام کنند و بنابراین من از بیم جانم هراسناک شدهام! به او توضیح دادم که جنگهای امروزین غرش بیامان موشکهای ویرانگر و بمبهای پرحجم است و علاوه بر مراکز نظامی، شهروندان و منابع زیست آنان را نیز هدف میگیرد بیآنکه امکان دفاع مؤثری از آنان باشد.
من چطور میتوانم از قدرت مخرب و هولانگیز تسلیحاتی که این دوپای "ظلوماً جهولا" از رهگذر پیشرفت دلهرهآور تکنولوژی به دست آورده و از به کارگیری آنها نیز برای نابودی زمین خدا نگرانی ندارد، در هراس نباشم؟
او اما چنان مقدم جنگ را گرامی میداشت که گویی هیچ نوع نگرانی از هر سطح از ویرانیِ کشور و مصیبت مردمان آن ندارد و این را هم به حساب شجاعت و دلیری خود میگذاشت!
شگفت آنکه حسین اللهکرم این روزها خاموش است. شاید با نوع رویکردی که به جنگ و مذاکره و صلح دارد، امر به خاموشی شده باشد. نمیدانم. البته وقتی که دکتر بیژن عبدالکریمی پا جای پای آقای اللهکرم گذاشته و بلکه گامی هم فراتر رفته و حتی همان خردهمعرفت و لوتیگری او را نیز در گفتار خود رعایت نمیکند، چه نیازی به حضور رسانهای دبیر کل انصار حزبالله در این وانفسا!