ژیمناستیک ورزشی است که در گروه رشتههای آمادگی جسمانی قرار دارد و برای موفقیت در آن به قدرت و انعطاف بدنی، چابکی، تعادل و هماهنگی اعضای بدن نیاز است. به همین دلیل، ژیمناستیک بهعنوان مادر همهی ورزشها معروف شده است.
نورالدین جعفرزاده ۶ساله است و از سهونیمسالگی ورزش را با رشتهی ژیمناستیک آغاز کرده است. او در همین ابتدای کودکی موفق به دریافت مدال طلا در این ورزش شده است. با نورالدین گفتوگو کردیم که میخوانید.
دوست دارم قهرمان شوم
۵ خرداد تولدم بود. مهر امسال به کلاس اول میروم و مامانم اسمم را در دبستان سما نوشته است.
خودم که کوچولو بودم و نمیدانستم، اما بهدلیل اینکه از بچگی بدنم نرم بود و در خانه حرکات پرشی انجام میدادم، پدرم تصمیم گرفت مرا در باشگاه نامنویسی کند تا بدنم قوی شود؛ اما دوست دارم تا وقتی که بزرگ شدم، پیشرفت کنم و قهرمان شوم و این ورزش را ادامه بدهم.
الان میتوانم در این ورزش حرکات کششی انجام بدهم، پرش، پل، غلت عقب، غلت جلو و غلت پاباز و پاجمع بزنم و از روی مانع بپرم.
من عاشق ورزشم
چند ماه پیش در مسابقات سطحبندی نونهالان باشگاههای مشهد در سالن بهشتی شرکت کردم و با درجهی عالی، مدال طلا و حکم قهرمانی گرفتم.
من عاشق ورزشم. ژیمناستیک هم خیلی ورزش خوبی است و به ما کمک میکند بدنمان نرم و انعطافپذیر شود تا راحتتر ورزش کنیم.
دوست دارم بتوانم روی دستهایم راه بروم و از خرک و حلقه و وسایل دیگر این ورزش هم استفاده کنم. برای همین باید خیلی تمرین کنم تا دستهایم قوی شوند، اما مربیام هنوز به من نگفته است که برای رسیدن به این تواناییها چه کاری انجام دهم و میگوید کمکم باید پیش برویم.
ورزش برای سلامتی مفید است و به ما کمک میکند مریض نشویم. بچهها باید ورزش کنند تا قوی شوند، وقتی کوچک هستند هم زودتر میتوانند همهچیز را یاد بگیرند، اما باید مراقب خودشان هم باشند.
در همهی مدتی که ورزش میکنم، یکبار فقط بهعلت بیتوجهی خودم، گردنم هنگام غلتزدن درد گرفت و کشیده شد، اما به کمک مربی با انجام حرکتهای مناسب زود خوب شدم و کارم را ادامه دادم.
من و چهار دوستم
دارت و شطرنج را دوست دارم و دلم میخواهد یاد بگیرم. مدرسهرفتن را هم دوست دارم، اما هنوز نمیدانم میخواهم چهکاره بشوم و در این راه باید مامان و بابا هم به من کمک کنند.
استادم، سیدجواد کرمیان، در باشگاهمان که دو سالن یکی برای کوچکترها و یکی برای بزرگسالان دارد، خیلی کمکم میکند و هوای مرا دارد که از او ممنونم. به من میگوید: «تو خیلی خوب کار میکنی!»
من در باشگاه «دنیای قدرت» چهار دوست به نامهای ماهان و مهدیار و نیکان و اردیا دارم. اردیا خیلی وروجک است و مدام وسط تمرینها شیطنت میکند.
ماهان از من کوچکتر است، اما خیلی خوب حرکات را انجام میدهد و خیلی هم قوی است. در باشگاه موش و گربه بازی میکنیم؛ یک نفر گربه و یک نفر موش میشود.
بچهها گربه را تشویق میکنند تا بتواند موش را بگیرد. ماهان همیشه برنده میشود، چون خیلی زرنگ است. من هم این بازی را خیلی دوست دارم.
تا الان هم در باشگاه گریه نکردهام و نترسیدهام. از مامانم ممنونم که خیلی مواظب من است؛ همیشه خودش مرا میبرد باشگاه و جلو در منتظرم میماند تا بیرون بیایم.