شناسهٔ خبر: 78951606 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: جام‌جم آنلاین | لینک خبر

«جام‌جم» از علل مرگ درنای معروف به «رویا» گزارش می‌دهد

سمفونی ناتمام درنا‌ها

مرگ درنای «رویا» در سایت حفاظت‌شده اجاکله، فصل تازه‌ای از نگرانی درباره سرنوشت «امید»، آخرین بازمانده جمعیت غربی درنا‌های سیبری و آینده یکی از کهن‌ترین مسیر‌های مهاجرت پرندگان جهان را رقم زده است؛ پرنده‌ای که سال‌ها با مردم مازندران زندگی کرد و نامش از تالاب‌هایی اَزباران و فریدونکنار تا سردر مغازه‌ها، میدان‌های شهر و خاطرات نسل‌ها ماندگار شد. مرگ درنای «رویا» در سایت حفاظت‌شده اجاکله، فصل تازه‌ای از نگرانی درباره سرنوشت «امید»، آخرین بازمانده جمعیت غربی درنا‌های سیبری و آینده یکی از کهن‌ترین مسیر‌...

صاحب‌خبر -

افسانه درنا در مازندران
نسیم گرم تیرماه از روی آب‌های تالاب ازباران عبور می‌کند و نیزار‌های بلند اجاکله آرام‌آرام در باد خم می‌شوند. محوطه‌ای که تا چند‌روز پیش، میزبان یکی از مشهورترین پرندگان ایران بود، حالا در سکوتی سنگین فرو رفته است. دیگر صدای گام‌های آرام درنای سفیدی که هر روز در این محوطه قدم می‌زد، شنیده نمی‌شود. 
رویا، درنایی که قرار بود تنهایی «امید» را پایان دهد، دیگر نیست و با مرگ او، یکی از مهم‌ترین پروژه‌های حفاظتی حیات‌وحش ایران نیز وارد مرحله‌ای تازه و البته تلخ شده است. خبر مرگ رویا، برای بسیاری از مردم مازندران، فعالان محیط زیست و پرنده‌‎نگران، پایان بخشی از خاطرات مشترکی بود که برای بیش از دو دهه با نام درنای سیبری‌گره خورده است؛ پرنده‌ای که از یک گونه نادر، به بخشی از هویت فرهنگی، اجتماعی و حتی اقتصادی منطقه تبدیل شد. 
 پایان یک رویا
در فریدونکنار، سرخرود و ازباران، نام درنا تنها یادآور یک پرنده نیست؛ نامی است که بر سردر مغازه‌ها، سوپرمارکت‌ها، اقامتگاه‌های بوم‌گردی، تاکسی‌های تلفنی، فروشگاه‌ها، شرکت‌های محلی و حتی برخی میدان‌های شهر نقش بسته است. انگار مردم خواسته‌اند حضور این مهمان زمستانی را در زندگی روزمره خود ماندگار کنند. 
علیزاده، یکی از کسبه فریدونکنار که سال‌هاست مغازه‌اش را با نام «درنا» می‌شناسند، می‌گوید: «درنا برای ما فقط یک پرنده نبود. هر زمستان که امید می‌آمد، خبرنگارها، عکاس‌ها و گردشگران هم می‌آمدند. مردم شهر احساس می‌کردند میزبان مهمانی ویژه هستند. برای همین خیلی‌ها نام کسب‌و‌کارشان را از این پرنده گرفتند.»
پیرمردی که سال‌ها در دامگاه‌های سنتی اطراف ازباران کار کرده، هنوز هم با حسرت از روز‌هایی حرف می‌زند که درنای سیبری به این منطقه می‌آمد: «درنای امید چندسال متوالی به مازندران می‌آمد و در فصل زمستان‌گذرانی، گردشگران زیادی راهی این منطقه می‌شدند و آدرس تالاب از باران را از ما می‌گرفتند.»
 قصه‌ای که به افسانه تبدیل شد
قصه درنا‌های سیبری در ایران، قصه‌ای طولانی و پر از فراز‌و‌فرود است. زمستان سال ۱۳۸۶ سه درنای سیبری وارد تالاب‌های فریدونکنار شدند؛ حضوری که برای دوستداران حیات وحش اتفاقی کم‌نظیر بود، اما چندی بعد، یکی از این پرندگان بر اثر شلیک شکارچی از بین رفت. 
زمستان سال بعد، تنها دو پرنده بازگشتند؛ امید و آرزو، اما این همراهی نیز دوام نداشت. آرزو ناپدید شد و امید، به‌تنهایی مسیر ۵۰۰۰ کیلومتری میان سیبری و مازندران را ادامه داد؛ سفری که برای بیش از ۱۵ سال تکرار شد و او را به آخرین بازمانده جمعیت غربی درنای سیبری تبدیل کرد. همین وفاداری کم‌نظیر، امید را از یک گونه نادر به نمادی از پایداری، عشق و وفاداری تبدیل کرد؛ نمادی که نامش از مرز‌های ایران هم فراتر رفت. 
 آخرین تلاش برای نجات یک مسیر تاریخی
کارشناسان محیط زیست از سال‌ها پیش هشدار داده بودند که با از‌بین‌رفتن امید، فقط یک پرنده از دست نخواهد رفت؛ بلکه آخرین مسیر مهاجرت جمعیت غربی درنا‌های سیبری نیز برای همیشه فراموش می‌شود. بر همین اساس، سازمان حفاظت محیط‌زیست با همکاری مراکز بین‌المللی حفاظت از درناها، پروژه انتقال یک درنای ماده از بلژیک به ایران را آغاز کرد. 
بهمن سال ۱۴۰۱، رویا وارد ایران شد. هدف از انتقال این پرنده، صرفا جفت‌گیری نبود؛ بلکه قرار بود امید همچنان مسیر تاریخی مهاجرت به ایران را حفظ کند و این کریدور ارزشمند از حافظه طبیعی گونه حذف نشود. 
محمدی، یکی از محیط‌بانان قدیمی فریدونکنار که از نخستین روز ورود رویا در محل حضور داشت، می‌گوید: «آن‌روز همه امیدوار بودند. وقتی امید کنار قفس آمد و چند دقیقه اطراف آن قدم زد، همه احساس کردیم شاید سال‌ها انتظار نتیجه داده باشد. کسی فکر نمی‌کرد این داستان چنین پایانی داشته باشد.»
 رفیقی که نیمه‌راه ماند
با آغاز مهاجرت بهاره، امید طبق غریزه هزاران‌ساله خود آسمان ایران را ترک کرد. رویا نیز پرواز را آغاز کرد، اما تنها توانست بخشی از مسیر را همراهی کند. او پس از طی حدود ۱۵۰ کیلومتر، در حوالی عباس‌آباد از ادامه مهاجرت بازماند و به سایت حفاظت و نگهداری اجاکله فریدونکنار، در مجاورت تالاب ازباران منتقل شد؛ جایی که سه سال گذشته را زیر نظر محیط‌بانان، دامپزشکان و تیمارگران سپری کرد و در تمام این‌مدت، امید دیگر به ایران بازنگشت. هر زمستان، چشم‌های زیادی به آسمان دوخته می‌شد، اما خبری از آخرین درنای جمعیت غربی نبود. 
 بیماری‌ای که بی‌صدا پیش رفت
روح‌الله اسماعیلی، معاون محیط‌زیست طبیعی و تنوع زیستی اداره کل حفاظت محیط زیست مازندران، درباره آخرین‌روز‌های زندگی رویا می‌گوید: «غروب پنجشنبه، تیمارگر علائمی مانند بی‌اشت‌هایی و اختلال در تعادل را در این پرنده مشاهده کرد و موضوع بلافاصله به دامپزشکان اطلاع داده شد. در کوتاه‌ترین زمان ممکن معاینات اولیه انجام و اقدامات درمانی آغاز شد.»
وی ادامه می‌دهد: «با توجه به ادامه علائم، رویا به مرکز تخصصی دامپزشکی منتقل شد. آزمایش خون، بررسی‌های بیوشیمیایی، تصویربرداری رادیولوژیک، کشت میکروبی و آزمون حساسیت آنتی‌بیوتیکی انجام شد که نتایج، وجود یک عفونت فعال و درگیری شدید دستگاه تنفسی، به‌ویژه ریه‌ها و کیسه‌های هوایی را نشان می‌داد.»
اسماعیلی با اشاره به ویژگی بیماری‌های تنفسی در پرندگان می‌گوید: «بسیاری از بیماری‌های دستگاه تنفسی در پرندگان تا مراحل پیشرفته، علامت مشخصی ندارند و زمانی که علائم بالینی بروز می‌کند، بخش زیادی از ریه‌ها و کیسه‌های هوایی درگیر شده است. بررسی‌های تخصصی نیز نشان داد که پیش از مشاهده علائم ظاهری، آسیب قابل توجهی به دستگاه تنفسی این پرنده وارد شده بود.»
به‌گفته وی، پس از مشخص‌شدن نتایج آزمایش‌ها، برنامه درمانی نیز تغییر کرد و درمان براساس نتایج کشت میکروبی و آنتی‌بیوگرام ادامه یافت. وی می‌افزاید: «همزمان، وضعیت عمومی، کیفیت تنفس، تغذیه، سطح هوشیاری و پاسخ به درمان به صورت شبانه‌روزی توسط دامپزشکان و تیمارگران پایش می‌شد و همه ظرفیت‌های تخصصی برای حفظ این پرنده به‌کار گرفته شد، اما شدت بیماری فرصت بازگشت را از او گرفت.»
اسماعیلی ادامه می‌دهد: «برای مشخص‌شدن علت دقیق تلف‌شدن، کالبدگشایی تخصصی انجام و نمونه‌های لازم نیز اخذ شده است. نتایج نهایی پس از تکمیل بررسی‌های آزمایشگاهی از طریق مراجع رسمی اطلاع‌رسانی خواهد شد.»
 چشمانی که هنوز به آسمان دوخته شده است
مرگ رویا، تنها کارشناسان محیط زیست را اندوهگین نکرد. در فریدونکنار، خبر خیلی زود در میان مردم پیچید. در بازار ماهی‌فروشان، قهوه‌خانه‌های قدیمی، میان کشاورزان و صیادان، صحبت از همان پرنده‌ای بود که سه سال در اجاکله زندگی کرد. 
محمد نادری، یکی از دوستداران حیات وحش که بیش از یک‌دهه هر زمستان برای عکاسی از امید به فریدونکنار می‌آمد، می‌گوید: «برای ما، رویا آخرین امید برای زنده‌ماندن یک مسیر مهاجرت بود. وقتی خبر مرگش را شنیدم، احساس کردم بخشی از تاریخ طبیعت ایران از بین رفت. پشت این اتفاق، سال‌ها تلاش علمی، همکاری‌های بین‌المللی، هزینه، برنامه‌ریزی و امید قرار داشت. به‌همین‌دلیل است که این خبر تا این‌اندازه تلخ است.»
 آیا امید هنوز زنده است؟
دو زمستان است که امید به ایران بازنگشته است؛ غیبتی که نگرانی‌های زیادی ایجاد کرده. برخی احتمال می‌دهند این پرنده در مسیر طولانی مهاجرت از بین رفته باشد و برخی دیگر هنوز احتمال بازگشتش را رد نمی‌کنند. به‌گفته متولیان محیط‌زیست، تا زمانی که مستندات قطعی در اختیار نباشد، نمی‌توان درباره زنده‌بودن یا تلف‌شدن این پرنده اظهار نظر کرد. اگرچه هرگونه گزارش و مشاهده احتمالی از سوی کارشناسان و نهاد‌های بین‌المللی پیگیری می‌شود، اما واقعیت این است که نبود امید، بیش از هر زمان دیگری احساس می‌شود. 
 پایان یک رویا، اما نه پایان یک مسئولیت
مرگ رویا، شاید پایان یکی از مهم‌ترین پروژه‌های حفاظت از جمعیت غربی درنای سیبری باشد، اما پایان مسئولیت حفاظت از تالاب‌های شمال نیست. کارشناسان معتقدند اگرچه امروز از جمعیت غربی درنای سیبری تنها نام امید باقی مانده، اما تالاب‌های فریدونکنار، ازباران، سرخرود و میانکاله همچنان زیستگاه صد‌ها هزار پرنده مهاجر هستند؛ زیستگاه‌هایی که بقای آنها به حفظ آب، جلوگیری از تخریب، کاهش شکار غیرمجاز و مشارکت جوامع محلی وابسته است. 
خورشید آرام‌آرام پشت نیزار‌های تالاب ازباران پنهان می‌شود و در محوطه اجاکله دیگر خبری از قدم‌های آرام درنای سفیدی نیست که هر‌روز نگاه محیط‌بانان را به‌خود جلب می‌کرد، اما آن‌سوی این سکوت، هنوز خاطره پرنده‌ای زنده است که سال‌ها مردم مازندران با آمدنش زمستان را آغاز می‌کردند؛ پرنده‌ای که نامش بر خیابان‌ها، مغازه‌ها، شعرها، فیلم‌ها و خاطرات مردم نقش بسته است. 
رویا رفت و دو سال است که از امید هم خبری نیست، اما افسانه درنا در مازندران، هنوز در ذهن مردمی که سال‌ها چشم به آسمان دوخته‌اند، ادامه دارد؛ افسانه‌ای که از آرزو آغاز شد، با امید ادامه یافت و امروز با پایان یک رویا، به یکی از ماندگارترین روایت‌های محیط زیست ایران تبدیل شده است.