شناسهٔ خبر: 78948122 - سرویس بین‌الملل
نسخه قابل چاپ منبع: دانشجو | لینک خبر

گزارش|

حمله به فرودگاه صنعا؛ خطای راهبردی ریاض که می‌تواند موازنه قدرت در منطقه را تغییر دهد

حمله به فرودگاه صنعا، معادلات یمن را وارد مرحله‌ای تازه کرده است؛ اقدامی که از نگاه بسیاری، آتش‌بس شکننده را به پایان رسانده و با افزایش احتمال گسترش درگیری به باب‌المندب و هرمز، امنیت منطقه و بازار جهانی انرژی را در معرض تهدید قرار داده است.

صاحب‌خبر -

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری دانشجو؛ حمله به فرودگاه بین‌المللی صنعا تنها یک عملیات نظامی علیه یک زیرساخت غیرنظامی نبود؛ بلکه پیامی آشکار از ورود بحران یمن به مرحله‌ای جدید است؛ مرحله‌ای که ممکن است معادلات امنیتی منطقه را بیش از هر زمان دیگری دستخوش تغییر کند. بسیاری از ناظران معتقدند این اقدام نه‌تنها دستاوردهای چند سال کاهش تنش را از میان برد، بلکه شرایطی را ایجاد کرد که می‌تواند دامنه درگیری را از مرزهای یمن فراتر ببرد و امنیت انرژی و تجارت جهانی را نیز تحت تأثیر قرار دهد.

در شرایطی که غرب از ضرورت حفظ ثبات منطقه سخن می‌گوید، حمله به یکی از مهم‌ترین نمادهای حاکمیت یمن این پرسش را مطرح کرده است که آیا برخی بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای عملاً در مسیر گسترش بحران حرکت می‌کنند؟ بسیاری معتقدند این اقدام، بیش از آنکه یک موفقیت نظامی باشد، خطایی راهبردی بود که می‌تواند هزینه‌های سنگینی برای عربستان و حامیان آن به همراه داشته باشد.

 

پایان دوره آرامش شکننده

 

چهار سال گذشته، اگرچه جنگ یمن به طور کامل متوقف نشد، اما شدت درگیری‌ها نسبت به سال‌های نخست جنگ کاهش یافته بود. همین مسئله امیدهایی را برای تثبیت آتش‌بس و حرکت به سمت راه‌حل سیاسی ایجاد کرده بود.

اما حمله اخیر به فرودگاه صنعا، از نگاه بسیاری از ناظران، آخرین نشانه‌های این آرامش شکننده را از بین برد. این اقدام در صنعا به منزله عبور از خطوط قرمز تلقی می‌شود و می‌تواند قواعد جدیدی را بر میدان نبرد حاکم کند؛ قواعدی که دیگر تنها به درگیری‌های محدود مرزی خلاصه نخواهد شد.

در چنین شرایطی، پاسخ احتمالی انصارالله لزوماً محدود به هدف قرار دادن یک فرودگاه نخواهد بود، بلکه ممکن است دامنه آن زیرساخت‌های اقتصادی، نظامی و حتی مسیرهای حیاتی تجارت دریایی را نیز دربر گیرد.

 

 

کد ویدیو
دانلود ویدیو
<div id="video-display-embed-code_3583825" ><script type="text/JavaScript" src="/fa/news/play/embed/1429592/3583825?width=600&height=400"></script></div>

 

صنعا امروز با سال‌های آغاز جنگ تفاوت دارد

 

جنگ یمن طی سال‌های گذشته، برخلاف انتظار ائتلاف سعودی، نه‌تنها به حذف توان نظامی انصارالله منجر نشد، بلکه موجب افزایش تجربه و توسعه توان دفاعی و تهاجمی این جنبش شد.

توان موشکی، پهپادی و دریایی انصارالله امروز به عاملی تعیین‌کننده در معادلات منطقه تبدیل شده است؛ موضوعی که حملات موفق به تأسیسات نفتی عربستان در سال‌های گذشته و عملیات‌های انجام‌شده در دریای سرخ طی جنگ غزه آن را به خوبی نشان داد.

از همین رو، دیگر نمی‌توان صنعا را صرفاً بازیگری محلی دانست. امروز این بازیگر قادر است بر امنیت یکی از مهم‌ترین آبراه‌های جهان اثر بگذارد؛ موضوعی که جایگاه آن را در معادلات منطقه‌ای به شکل قابل توجهی ارتقا داده است.

 

باب‌المندب؛ برگ برنده‌ای که اهمیت آن کمتر از هرمز نیست

 

در حالی که نگاه رسانه‌های غربی عمدتاً بر تنگه هرمز متمرکز است، باب‌المندب نیز یکی از مهم‌ترین شاهراه‌های تجارت جهانی به شمار می‌رود. بخش بزرگی از تجارت میان آسیا، اروپا و آفریقا از این مسیر عبور می‌کند و هرگونه اختلال در آن می‌تواند زنجیره تأمین جهانی را با مشکل روبه‌رو سازد.

اگر دامنه درگیری‌ها به باب‌المندب کشیده شود، هزینه آن تنها متوجه یمن یا عربستان نخواهد بود، بلکه اقتصاد جهانی نیز با افزایش هزینه حمل‌ونقل، رشد قیمت انرژی و اختلال در تجارت بین‌المللی مواجه خواهد شد.

به همین دلیل، بسیاری از تحلیلگران معتقدند حمله به فرودگاه صنعا، در واقع بازی با امنیت یکی از حساس‌ترین مسیرهای دریایی جهان است.

 

حمله به فرودگاه صنعا؛ خطای راهبردی ریاض که می‌تواند موازنه قدرت در منطقه را تغییر دهد

 

 

هرمز؛ اهرم بازدارندگی ایران

 

در سوی دیگر منطقه، تنگه هرمز همچنان مهم‌ترین نقطه راهبردی خلیج فارس محسوب می‌شود. بخش بزرگی از صادرات نفت جهان از این آبراه عبور می‌کند و به همین دلیل، امنیت آن همواره بخشی از معادلات بازدارندگی ایران بوده است.

تهران بارها اعلام کرده است امنیت هرمز از امنیت ملی ایران جدا نیست و هرگونه تهدید علیه این کشور می‌تواند بر امنیت این مسیر نیز اثر بگذارد.

همین مسئله باعث شده آمریکا طی سال‌های گذشته حضور نظامی گسترده‌ای در منطقه حفظ کند؛ حضوری که با وجود هزینه‌های هنگفت، نتوانسته نگرانی واشنگتن درباره امنیت انرژی را برطرف کند.

بسیاری از ناظران معتقدند اگر فشارها بر باب‌المندب و هرمز به صورت هم‌زمان افزایش یابد، اقتصاد جهانی با بحرانی کم‌سابقه روبه‌رو خواهد شد؛ بحرانی که بیش از همه، کشورهای صنعتی غرب را تحت فشار قرار می‌دهد.

 

بحران را چه کسی آغاز کرد؟

 

ایران همواره تأکید کرده است که بحران یمن راه‌حل نظامی ندارد و تنها از مسیر گفت‌وگو قابل حل است. در همین چارچوب، تهران اتهام‌های آمریکا درباره انتقال تجهیزات نظامی به یمن را رد کرده و آنها را فاقد هرگونه سند معتبر دانسته است.

از نگاه ایران، آنچه امروز منطقه را به سمت بی‌ثباتی سوق داده، ادامه سیاست فشار، حملات نظامی و حمایت واشنگتن از عملیات‌هایی است که نه‌تنها به صلح کمک نکرده، بلکه بحران را پیچیده‌تر کرده است.

در مقابل، آمریکا همچنان تلاش می‌کند ایران را عامل اصلی بی‌ثباتی معرفی کند؛ روایتی که بیش از آنکه واقعیت‌های میدانی را منعکس کند، در راستای توجیه ادامه حضور نظامی واشنگتن در منطقه قرار دارد.

 

عربستان؛ هزینه‌های سنگین یک تصمیم

 

ریاض طی سال‌های اخیر تلاش کرده است تصویر جدیدی از خود به عنوان کشوری در حال توسعه، امن و جذاب برای سرمایه‌گذاری ارائه دهد. پروژه‌هایی مانند نئوم، توسعه گردشگری و جذب سرمایه خارجی، ستون اصلی چشم‌انداز اقتصادی این کشور را تشکیل می‌دهند.

اما هرگونه بازگشت به جنگ فراگیر، این برنامه‌ها را با چالش جدی روبه‌رو می‌کند.

تأسیسات نفتی، بنادر، فرودگاه‌ها و مراکز اقتصادی عربستان اهدافی هستند که در صورت تشدید درگیری‌ها می‌توانند در معرض تهدید قرار گیرند. تجربه حملات سال‌های گذشته نیز نشان داده است که هیچ سامانه دفاعی قادر نیست امنیت کامل این زیرساخت‌ها را تضمین کند.

از سوی دیگر، افزایش ناامنی، سرمایه‌گذاران خارجی را نسبت به آینده اقتصاد عربستان مردد خواهد کرد؛ موضوعی که می‌تواند میلیاردها دلار هزینه بر اقتصاد این کشور تحمیل کند.

واشنگتن طی سال‌های گذشته با شعار حفظ امنیت منطقه، حضور نظامی خود را گسترش داده است، اما نتیجه این سیاست، از نگاه منتقدان، چیزی جز افزایش تنش، گسترش بی‌ثباتی و تشدید رقابت‌های منطقه‌ای نبوده است.

حمایت آمریکا از عملیات نظامی متحدانش، نه‌تنها به پایان بحران یمن منجر نشده، بلکه موجب تقویت بازیگرانی شده که امروز توانایی تأثیرگذاری بر امنیت دریایی و انرژی جهان را در اختیار دارند.

بسیاری معتقدند ادامه این رویکرد، بیش از آنکه به سود واشنگتن باشد، هزینه‌های سیاسی، اقتصادی و امنیتی بیشتری برای آمریکا ایجاد خواهد کرد؛ به‌ویژه اگر بحران به مسیرهای انتقال انرژی کشیده شود.

 

منطقه در آستانه تغییر موازنه

 

تحولات اخیر نشان می‌دهد خاورمیانه وارد مرحله‌ای تازه شده است؛ مرحله‌ای که دیگر نمی‌توان آن را صرفاً با برتری نظامی مدیریت کرد.

بازیگران منطقه‌ای امروز ابزارهای متنوعی برای اعمال فشار در اختیار دارند؛ از توان موشکی و پهپادی گرفته تا نفوذ بر مسیرهای راهبردی دریایی. همین مسئله باعث شده هر اقدام نظامی، پیامدهایی فراتر از میدان نبرد داشته باشد.

در چنین شرایطی، حمله به فرودگاه صنعا می‌تواند به جای تضعیف جبهه مقابل، انگیزه و مشروعیت بیشتری برای پاسخ متقابل ایجاد کند و منطقه را وارد چرخه‌ای از تنش‌های فزاینده سازد.

مله به فرودگاه صنعا نه نشانه قدرت، بلکه نشانه شکست راهبردی سیاستی است که سال‌ها بر فشار نظامی تکیه داشته است. اگر این روند ادامه یابد، احتمال گسترش درگیری از یمن به دریای سرخ، باب‌المندب و حتی دیگر آبراه‌های راهبردی منطقه دور از ذهن نخواهد بود.

از همین رو، تحولات اخیر را می‌توان هشداری جدی برای همه بازیگران منطقه دانست؛ هشداری که نشان می‌دهد ادامه سیاست‌های تنش‌آفرین، نه‌تنها امنیت یمن، بلکه ثبات کل خاورمیانه و اقتصاد جهانی را با مخاطره‌ای بزرگ روبه‌رو خواهد کرد.