شناسهٔ خبر: 78947024 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه اعتماد | لینک خبر

تشنگي براي روايت مسووليت تاريخي پلتفرم‌ها

احسان دلاويز

صاحب‌خبر -

جامعه، بيش از هر زمان ديگري، تشنه محتواست. نه صرفا محتوا براي پر كردن اوقات فراغت، بلكه روايتي كه بتواند لحظه‌اي از سنگيني واقعيت بكاهد، اميد بيافريند، ذهن را درگير كند و احساسات را به جريان اندازد. شايد كمتر دوره‌اي در سال‌هاي اخير را بتوان يافت كه اين نياز تا اين اندازه آشكار و فراگير شده باشد. روزها و ماه‌هاي پس از جنگ، هميشه روزهاي دشواري بوده‌اند؛ حتي اگر صداي انفجارها خاموش شده باشد. جامعه‌اي كه اضطراب، نااطميناني، اخبار تلخ و فشارهاي اقتصادي را پشت سر گذاشته، به همان اندازه كه به امنيت و آرامش نياز دارد، به فرهنگ و سرگرمي نيز محتاج است. اين يك نياز لوكس يا حاشيه‌اي نيست؛ بخشي از فرآيند بازسازي رواني يك جامعه است. مردم مي‌خواهند براي ساعتي از اخبار فاصله بگيرند، با شخصيت‌هاي يك سريال همذات‌پنداري كنند، بخندند، هيجان را تجربه و دوباره توان روياپردازي پيدا كنند. در چنين شرايطي، پلتفرم‌هاي نمايش خانگي ديگر صرفا بنگاه‌هاي اقتصادي يا عرضه‌كنندگان محصول فرهنگي نيستند؛ آنها به يكي از مهم‌ترين بازيگران زيست فرهنگي جامعه تبديل شده‌اند.  ميليون‌ها نفر هر شب انتخاب مي‌كنند كه اوقات فراغت خود را پاي توليدات اين پلتفرم‌ها سپري كنند و همين انتخاب، مسووليتي فراتر از محاسبات تجاري بر دوش مديران و توليدكنندگان مي‌گذارد. واقعيت اين است كه مخاطب امروز، از هميشه سخت‌گيرتر، اما در عين حال مشتاق‌تر است. او حاضر است براي اثري كه كيفيت داشته باشد وقت بگذارد و هزينه كند، اما ديگر با محصولات شتاب‌زده، فيلمنامه‌هاي تكراري، شوخي‌هاي مصرف‌ شده يا سريال‌هايي كه تنها با اتكا به ستاره‌ها ساخته شده‌اند، همراه نمي‌شود. تجربه سال‌هاي اخير نشان داده است كه مخاطب ايراني قدرت تشخيص بالايي پيدا كرده و ميان اثري كه با دقت، خلاقيت و احترام به شعور او ساخته شده با محصولي كه صرفا براي پر كردن جدول پخش توليد شده، تفاوت قائل است.امروز شايد مهم‌ترين بحران صنعت نمايش خانگي، كمبود مخاطب نباشد؛ كمبود محتواي باكيفيت است. تقاضا وجود دارد، اشتياق وجود دارد و حتي آمادگي پرداخت هزينه نيز در بخش قابل توجهي از جامعه ديده مي‌شود. 

آنچه گاه اين چرخه را مختل مي‌كند، فاصله ميان انتظار مخاطب و كيفيت عرضه است. اكنون زمان آن رسيده كه پلتفرم‌ها از رقابت صرف بر سر تعداد آثار عبور كنند و رقابت را به كيفيت روايت، اصالت ايده و استاندارد توليد منتقل كنند. افزايش تعداد سريال‌ها، اگر با افت كيفيت همراه باشد، نه تنها عطش مخاطب را برطرف نمي‌كند، بلكه به فرسودگي او مي‌انجامد. مخاطب امروز بيش از هر چيز به داستان‌هاي خوب نياز دارد؛ داستان‌هايي كه شخصيت داشته باشند، تعليق ايجاد كنند، واقعيت جامعه را بشناسند و در عين حال افق‌هاي تازه‌اي پيش روي ذهن مخاطب بگشايند. در كنار كيفيت، مساله كميت نيز اهميت دارد. جامعه‌اي كه هر روز با انبوهي از اخبار و رخدادهاي تلخ مواجه است، نمي‌تواند ماه‌ها در انتظار انتشار چند قسمت محدود از يك يا دو مجموعه باقي بماند. پويايي صنعت سرگرمي، مستلزم جريان مستمر توليد است؛ جرياني كه البته نبايد قرباني شتاب‌زدگي شود. هنر مديريت فرهنگي دقيقا در همين نقطه معنا پيدا مي‌كند؛ توليد مستمر، اما با حفظ استانداردهاي حرفه‌اي. از سوي ديگر، فرصت كنوني مي‌تواند نقطه عطفي براي كشف نسل تازه‌اي از فيلمسازان، نويسندگان و بازيگران باشد. سال‌هاست كه بخشي از توليدات شبكه نمايش خانگي در چرخه‌اي نسبتا بسته از چهره‌ها و الگوهاي تكرارشونده گرفتار شده است. در حالي كه جامعه ايران سرشار از استعدادهاي جوان و روايت‌هاي ناگفته است؛ روايت‌هايي كه اگر مجال توليد پيدا كنند، مي‌توانند هم مخاطب داخلي را غافلگير كنند و هم ظرفيت حضور در بازارهاي منطقه‌اي را داشته باشند. نبايد فراموش كرد كه صنعت سرگرمي تنها يك صنعت اقتصادي نيست، بخشي از سرمايه اجتماعي كشور را نيز مي‌سازد. سريال‌هاي موفق، برنامه‌هاي گفت‌وگومحور خلاق، مسابقات جذاب و آثار طنز باكيفيت، تنها ساعات فراغت مردم را پر نمي‌كنند؛ درباره جامعه گفت‌وگو ايجاد مي‌كنند، تجربه مشترك مي‌آفرينند و حس تعلق فرهنگي را تقويت مي‌كنند. اين همان چيزي است كه جوامع پس از بحران بيش از هر زمان ديگري به آن نياز دارند. امروز مردم ايران، خسته اما اميدوار، در جست‌وجوي روزنه‌هايي براي بازگشت به زندگي عادي‌اند. يكي از مهم‌ترين اين روزنه‌ها، روايت است؛ روايت‌هايي كه بتوانند لبخند را بازگردانند، هيجان بيافرينند، اميد را زنده نگه دارند و براي ساعتي، بار سنگين واقعيت را سبك‌تر كنند. اگر پلتفرم‌هاي نمايش خانگي اين نياز را به‌ درستي درك كنند، امروز تنها در حال توليد سريال يا برنامه سرگرم‌كننده نيستند؛ آنها در حال مشاركت در بازسازي روحيه يك جامعه‌اند. اين مسووليتي است كه با هيچ شاخص اقتصادي قابل اندازه‌گيري نيست، اما شايد مهم‌ترين وظيفه فرهنگي اين روزهاي آنها باشد؛ روزهايي كه مردم، بيش از هميشه، تشنه محتوا هستند.
تهيه‌كننده   سينما