حسين كنعانيمقدم: براي حل معضلات داخلي، مقابله با تهديدات خارجي و پيمودن مسير توسعه به اتحاد نياز است
گروه سياسي
اين روزها از هر صاحبنظري درباره شرايط كشور طرح پرسش شود به ضرورت اتحاد و انسجام براي عبور از چالشهاي داخلي و خارجي اشاره ميكند. واقع آن است كه در مقاطع حساس در هر سرزميني، مهمترين سرمايه ايران نه فقط توان نظامي يا ظرفيت اقتصادي، بلكه انسجام ملي و همصدايي در سطوح تصميمگيري و افكار عمومي است. در چنين شرايطي، همگرايي پيرامون رهبري، شوراي عالي امنيت ملي و رييسجمهور ميتواند ضامن ثبات، اقتدار و عبور كم هزينهتر از بحرانها باشد. در هر كشوري، زمانهايي از راه ميرسد كه اختلافنظرهاي سياسي و جناحي بايد در چارچوب منافع كلان ملي مديريت شود. امروز نيز ايران بيش از هر زمان ديگري به پرهيز از دوقطبيسازي، تشديد منازعات داخلي و بازتوليد شكافهاي فرساينده نياز دارد. تجربههاي تاريخي نشان داده است هرگاه جبهه داخلي منسجم بوده، دشمنان در پيشبرد فشار سياسي، جنگ رواني و تهديدات امنيتي ناكام ماندهاند و هر زمان صداهاي متعارض و تنشهاي بيحاصل بر فضاي عمومي غلبه كرده، هزينههاي ملي افزايش يافته است. بسياري از ايرانيان اين روزها در تماس با تحريريه اعتماد از رفتارهايي كه گروهي اقليت انجام داده و در بزنگاههاي مختلف شخص رييسجمهور، دولت و تيم مذاكرهكننده را هدف هجمههاي خود قرار ميدهند، گلايگي كرده و خواستار پايان دادن به اين نوع رفتارهاي افراطي ميشوند. واقع آن است كه ايران براي حركت در مسير ثبات و توسعه به يك نقطه كانوني و محوري نياز دارد. رهبري به عنوان محور هدايت كلان نظام، شوراي عالي امنيت ملي به عنوان كانون تصميمسازي در مسائل راهبردي و رييسجمهور به عنوان مسوول اجراي سياستها، سه ضلع اصلي مديريت شرايط حساس را تشكيل ميدهند. بايد توجه داشت پرهيز از تفرقه، امروز يك توصيه اخلاقي صرف نيست، بلكه يك ضرورت امنيتي، سياسي و اجتماعي است كه مطالبات ايرانيان براي داشتن زندگي بهتر از طريق آن محقق ميشود. رسانهها، نخبگان، احزاب و جريانهاي سياسي بايد مراقب باشند رقابتهاي طبيعي به تقابلهاي مخرب تبديل نشود. جامعه نيز هنگامي ميتواند در برابر فشارهاي بيروني مقاوم بماند كه احساس كند در داخل، ارادهاي واحد براي صيانت از كشور وجود دارد. در اين راستا «اعتماد» سراغ احمد تركنژاد، عضو كميته راهبردي دولت چهاردهم و حسين كنعانيمقدم، فعال سياسي اصولگرا رفته تا ضمن گفتوگو با آنان درباره راهكارهاي افزايش دامنههاي اتحاد و انسجام و تبعات مخرب دوقطبيسازي و تخريب اركان كشور طرح پرسش كند.
تركنژاد: برخي افراد و جريانات براي كسب قدرت اركان كشور را مورد هجمه قرار ميدهند
احمد تركنژاد، در گفتوگو با «اعتماد» و در پاسخ به پرسشي پيرامون ضرورتها و ابزارهاي عبور كشور از چالشهاي پيشرو، بر اهميت حياتي انسجام در نظام حكمراني تاكيد كرده و آن را خط قرمزي در راستاي منافع ملي دانست. او با اشاره به اينكه در شرايط خطير كنوني، يكپارچگي حاكميت براي حفظ آرامش جامعه امري اجتنابناپذير است، تصريح ميكند: ساختار قانوني تصميمگيري در كشور مشخص است و نبايد از اين ظرفيت غفلت كرد. به گفته تركنژاد، شوراي عالي امنيت ملي به عنوان نهاد بالادستي كه تحت هدايت رهبري فعاليت ميكند و رياست آن بر عهده رييسجمهور است، ساختار متمركزي را براي اداره امور امنيتي و راهبردي كشور فراهم آورده كه تمامي نهادهاي اجرايي و كارشناسي بايد خود را با آن هماهنگ كنند. او در ادامه با تاكيد بر اينكه نظام حكمراني كشور از نظر قانوني به شكل «يد واحده» تعريف شده است، ميافزايد: «عدم استفاده از اين ساختار نهادي تعريف شده، خطايي استراتژيك است كه هزينههاي سنگيني را به كشور تحميل ميكند.» با اين حال، تركنژاد در تشريح ديدگاه خود هشدار داد كه اين ضرورتِ «انسجام»، نبايد به دستاويزي براي پنهان كردن ناكارآمديهاي اجرايي تبديل شود. او تصريح كرد: اينكه در شرايط خاص امروز قرار داريم، نبايد دليلي شود تا بر ناتوانيهاي مديريتي در بخشهاي مختلف چشم بپوشيم. سياستگذاريهاي غلط و تصميمات ناكارآمد در حوزههاي تخصصي، نه تنها اعتماد عمومي را مخدوش ميكند، بلكه مستقيما بر اعصاب و روان جامعه تاثير گذاشته و اضطراب عمومي را افزايش ميدهد. اين فعال سياسي با انتقاد از عملكرد برخي مديران در دستگاهها افزود كه فضاي حاكم بر كشور نبايد به محيطي امن براي مديران ناكارآمد تبديل شود. او تاكيد كرد كه امروز كشور بيش از هر زمان ديگري نيازمند بالاترين سطح كارآمدي در سياستگذاري، اجرا و خدماترساني به مردم است. به گفته تركنژاد، مردم بايد در عملكرد نهادها شاهد ملموسِ اين كارآمدي باشند تا حس كنند كشور در مسير درست هدايت ميشود. او اظهار داشت: ما نبايد به واسطه شرايط خاص كشور، از مطالبه كارآمدي از دستگاههاي مسوول كوتاه بياييم، چراكه هرگونه قصور يا تصميم نادرست در اين دستگاهها، مستقيمترين پيامدها را بر معيشت و زيست روزمره مردم دارد. تركنژاد در بخش ديگري از اظهارات خود به موضوع مبارزه با فساد و تبعيض به عنوان دو ركن اصلي ايجاد آرامش در جامعه پرداخت و گفت: مبارزه با فساد بايد با تمام ظرفيت و بدون مماشات صورت گيرد تا جامعه احساس كند كه كشور صاحب دارد و قانون براي همه يكسان اجرا ميشود. وي با طرح اين استدلال كه نبايد منافع و آينده ۹۰ ميليون جمعيت كشور را قرباني منافع شخصي گروهي محدود (شايد هزار يا دو هزار نفر) كرد، تاكيد كرد كه بايد دست چنين افرادي كه گاهي كشور را به گروگان ميگيرند، قطع شود. او افزود كه مقابله با اين افراد، تنها راه بازگرداندن حس عدالت و آرامش به جامعه است. وي تصريح كرد كه اگر اين انسجام در سطح حكمراني با كارآمدي و مبارزه جدي با تبعيض و فساد همراه شود، فرصت بازيگري از جريانهايي كه خواسته يا ناخواسته در زمين بيگانگان حركت ميكنند، سلب خواهد شد. تركنژاد در تشريح اين ايده افزود كه وقتي مردم مشاهده كنند سيستم در بالاترين سطح هماهنگي، صداقت و فداكاري براي ملت فعاليت ميكند، ديگر هيچ مجالي براي سوءاستفاده دشمنان باقي نميماند. او با تاكيد بر اينكه اكنون بهترين زمان براي روشن كردن تكليف ساختارهاي ناكارآمد است، اظهار داشت كه نبايد از برخورد با فساد و مديران فاسد هراسي داشت، چراكه اصلاحِ اين ساختارها، بزرگترين خدمت به كشور و مردم است. در پايان، اين فعال سياسي بار ديگر بر لزوم همافزايي ميان قوا تاكيد كرد و يادآور شد كه قوه مقننه، قوه قضاييه و قوه مجريه بايد به گونهاي هماهنگ عمل كنند كه جامعه آرامش و ثبات را نه تنها در شعار، بلكه در خدماترساني روزمره لمس كند. او تصريح كرد كه هر چه در اين مسير گامهاي استوارتر و عملياتيتري برداشته شود، كشور در برابر چالشهاي بيروني قدرتمندتر خواهد بود و سرمايههاي اجتماعي كه پشتيبان اصلي امنيت ملي هستند، تقويت خواهند شد.
كنعانيمقدم: ايران محور اصلي اتحاد است
حسين كنعانيمقدم، فعال سياسي اصولگرا، اما از زاويه ديگري به بحث ورود كرده و در تبيين راهبردي «وحدت و انسجام ملي»، چهار ركن بنيادين شامل سرزمين، ملت، ولايت فقيه و اسلام را به عنوان پايههاي اصلي حفظ و بقاي نظام سياسي و اجتماعي ايران برشمرد. كنعانيمقدم در گفتوگو با «اعتماد» با تاكيد بر اينكه «اتحاد» و محوريت «ملت»، ريسماني مشترك براي پيوند ميان تمامي اديان، اقوام و سلايق گوناگون است، تصريح كرد كه هدف از دستيابي به اين انسجام، صرفا پرهيز از كشمكشهاي سياسي نيست، بلكه تشكيل «يد واحده» براي حل معضلات داخلي، مقابله با تهديدات خارجي و پيمودن مسير توسعه و تعالي است. او در بخش پاياني تحليل خود، ريشه اصلي شكافها و خدشهدار شدن وحدت را كه اين روزها توسط برخي افراد و جريانات در توهين به رييسجمهور و رييس مجلس و وزير امور خارجه و... متبلور شده را در «هواي نفس» و «قدرتطلبي» جستوجو كرد و هشدار ميدهد كه غلبه رويكرد «قدرت براي قدرت» بر «قدرت براي خدمت»، منجر به خروج افراد از گردونه خادمان ملت و سقوط سياسي آنان در «زبالهدان تاريخ» ميشود. اين فعال سياسي اصولگرا، در تبيين نقطه كانوني اتحاد و انسجام ملي در كشور، چهار ركن اساسي را زيربناي مستحكم اين مفهوم خواند. وي در تشريح ضرورت وجود اين اركان گفت: «ما چهار ركن اساسي را در بحث وحدت و انسجام ملي داريم؛ ركن نخست، خودِ ايران است؛ يعني سرزمين ايران كه بايد به عنوان يك مبناي سرزميني، نقطه اشتراك و همگرايي تمامي اقوام، گروهها و جريانات مختلف سياسي قرار گيرد. همه ما بايد متفقالقول باشيم كه براي حفظ انسجام، اين سرزمين مبناي اصلي فعاليتهاي ماست.» او در ادامه با اشاره به اهميت ركن دوم ميافزايد: «ركن دوم، بحث «ملت» است؛ مردم به عنوان يكي از پايههاي اساسي نظام، جايگاهي دارند كه بدون وجود آنها، سرزمين معنا و مفهوم خود را از دست ميدهد. ملت بدون سرزمين و سرزمين بدون ملت، هويتي نخواهد داشت. البته ما اين ملت را در چارچوب ايدئولوژي و تفكر اسلامي به عنوان «امت اسلامي» تلقي ميكنيم كه اگرچه دايره آن فراتر از مرزهاي جغرافيايي است، اما ملت ايران به عنوان بخش مهمي از اين امت، موضوعيت و جايگاه ويژهاي در اركان وحدت دارد.» كنعانيمقدم ركن سوم را بسيار حياتي و نيازمند توجه جدي دانسته و در اين باره ميگويد: «ركن سوم، بحث «حكمراني» است كه در چارچوب الگوي «امت و امام» و با محوريت «ولايت فقيه» مفهوم پيدا ميكند. اين ركن نه تنها محل حل مناقشات، بلكه محور اصلي همدلي، همراهي و تشكل يافتن جريانات مختلف است. اين جايگاه ميتواند به عنوان نقطه ثقلِ مديريت بحرانها و تضادها عمل كند و همواره بايد مورد توجه جدي تمامي اركان نظام باشد.» او در نهايت ركن چهارم را پيونددهنده سه ركن قبلي دانست و افزود: «ركن چهارم، بحث ايمان و اعتقاد به اسلام است؛ اسلام به عنوان ركن اصلي و حلقه وصلِ همه اين عناصر با يكديگر مطرح ميشود. براي حفظ اسلام در سرزمين ايران، با همراهي ملت ايران و در راستاي يك حكمراني مطلوب و الهي (مدل امام)، بايد تلاش مستمر صورت گيرد. اين چهار مورد را بايد به عنوان چهار پايه اصلي و متصل به هم در نظر داشته باشيم.» اين فعال سياسي در تبيين چگونگي ايجاد وحدت در ميان تنوع سلايق، انديشهها و گرايشهاي جامعه بيان داشت: «اگر همه اين سلايق را در چارچوب اين چهار ركن قرار دهيم، محور اصلي كه ميتواند انسجامبخش باشد، «خداباوري» يا «اللهمحوري» است؛ يعني نگاه به الله به عنوان محور همه مسائلي كه بايد در چارچوب آن عمل كنيم. اين اللهمحوري، ريسمان مشتركي است كه ميتواند تفاوتهاي ظاهري را پوشش دهد. در كشور ما با وجود تنوع مذاهب و اديان، همه محورها به «الله» ختم ميشود. اگرچه ممكن است با پيامبران مختلف، كتب گوناگون و نگاههاي متنوع روبهرو باشيم، اما آن حقيقتي كه خداوند ميفرمايد ما همه پذيرفتهايم، زير پرچم «الله» بودن است. اين باور ميتواند وحدت را در كشور ما پايدار نگه دارد و براي رشد و تعالي موثر باشد.» كنعانيمقدم در تشريح چرايي اهميت راهبردي وحدت و انسجام ملي تاكيد كرد: «ما وحدت را تنها براي اينكه جنگ نشود يا كشمكشهاي سياسي كاهش يابد، نميخواهيم، بلكه هدف اصلي، تشكيل «يد واحده» براي حل مشكلات، ايستادگي در برابر دشمنان و قدرتنمايي در مقابل ناملايمات است تا بتوانيم با استحكام و قدرت در مسير توسعه و تعالي كشور گام برداريم.» او در پاسخ به پرسش «اعتماد» درباره برخورد با جريانهايي كه به اين انسجام ملي خدشه وارد ميكنند، با اشاره به ريشههاي اخلاقي اختلافات تصريح ميكند: «من ريشه تمام اختلافات در جامعه را «هواي نفس» ميدانم. قدرتطلبي - آن هم نه قدرت براي خدمت، بلكه قدرت براي قدرت - باعث ميشود فرد در هر جايگاهي كه باشد، اگر خود را در مسير الهي قرار ندهد و در مسير شيطان گام بردارد، از دايره وحدت و انسجام خارج شود.» كنعانيمقدم در پايان خاطرنشان كرد: «اين گريز از مركز در عالم سياست بسيار سريع رخ ميدهد؛ بهطوري كه فرد به محض قرار گرفتن در حلقه هواي نفس، اصول را كنار گذاشته و با سرعتِ بسيار زيادي از گردونه خدمت و مردم جدا ميشود. چنين فردي، با گسستن پيوند خود با مردم و مباني وحدت، سرانجام به «زبالهدان تاريخ» خواهد رفت.»