گروه ورزشی: شریک شدن در زمین بازی با اعجوبه آرژانتینی، یکی از بزرگترین افتخارات در دنیای فوتبال به شمار میرود؛ حتی اگر این تجربه، زمانی که او یکی از آن حرکتهای مارپیچ و نفوذهای ویرانگر خود را آغاز میکند، بیشتر شبیه به نوعی مجازات به نظر برسد. بواتنگ چند سال پیش و پس از موج انتقادات در رسانههای اجتماعی مطرح کرد: «خیلی دوست دارم تکتک شما را در حال دفاع کردن مقابل مسی ببینم.»
با این حال، برخی از بازیکنان هنوز هم موفق میشوند در این تجربه سخت، جنبههای مثبتی پیدا کنند. یکی از این بازیکنان میگوید: «از یک طرف، به عنوان یک بازیکن در زمین احساس ناامیدی و تحقیر میکنید اما از طرف دیگر، از فاصلهای نزدیک شاهد یک نابغه فوتبال هستید.»
این بازیکن، اکنون به نمایشنامهنویس تبدیل شده و مسی را به دلیل «حفظ هنر دریبلزنی» تحسین میکند. نشریه «اتلتیک» طی چند ماه گذشته برای نگارش این گزارش تفصیلی با آنها مصاحبه کرده. یک دروازهبان اسپانیایی ۲۷ بار با مسی روبهرو شده و میتواند جزئیات تکنیک پشت شوتهای استثنایی او را با دقت بالایی کالبدشکافی کند. همچنین یک بازیکن سابق رئال مادرید و تیم ملی فرانسه از اینکه مسی او و بقیه خط دفاعی را به منطقهای بلاتکلیف و بیدفاع بکشاند، وحشت داشت. یک بازیکن کلمبیایی مهار بهترین بازیکن سیاره زمین را به بدترین شکلِ مراقبت از کودک تشبیه میکند و در نهایت، فینالیست جام جهانی هیچ ابایی نداشت وقتی از او پرسیدند چگونه میخواهد جلوی یک نابغه ۱۸ ساله را بگیرد، حقیقت را بگوید. ویلیام گالاس در آن زمان در پاسخی کوتاه گفت: «نمیدانم.»
آغاز یک حماسه
دیدار آرژانتین در مقابل صربستان و مونتهنگرو در جام جهانی ۲۰۰۶. دیگو مارادونا در جایگاه ویژه ورزشگاه با دستان برافراشته و لبخندی بزرگ بر لب دیده میشود. در اطراف او، هواداران آرژانتین به نشانه جشن گرفتن یک لحظه تاریخی روی پاهای خود ایستادهاند. لیونل مسی در سن ۱۸ سالگی در آستانه اولین بازی خود در جام جهانی قرار دارد.
هرچند اکنون عجیب به نظر میرسد اما این نوجوان مو بلند در آن زمان برای بازیکنان صربستان و مونتهنگرو یک معما بود. ایوان ارگیچ، بازیکن وقت رقیب توضیح میدهد: «ما به طور ویژه برای مسی آمادهسازی زیادی انجام ندادیم چون هنوز نمیدانستیم او واقعاً چقدر خوب است.»
مسی به تازگی از بند مصدومیت همسترینگ ران پا رها شده بود. مصدومیت اولین فصل کامل او را در تیم اصلی بارسلونا پیش از موعد به پایان رساند. مضطرب به نظر میرسید. اولین حرکت مسی یک پاس اشتباه بود اما تنها ۴ دقیقه بعد، یک پاس گل برای هرنان کرسپو فراهم کرد و ۱۰ دقیقه پس از آن، اولین گلش در جام جهانی را به ثمر رساند.
ارگیچ در ۳ فصل بعدی ۲ بار دیگر با لباس بازل در لیگ قهرمانان اروپا مقابل بارسلونای مسی بازی کرد و کاملاً مبهوت او شد. نمایشنامه نویس فعلی با حسی از شگفتی و هیبت درباره مسی صحبت میکند: « حتی وقتی میدانی به کدام سمت دریبل خواهد زد، باز هم هیچ شانسی نداری. اگر نیم ثانیه زودتر به یک سمتش متمایل شوی، بلافاصله مسیرش را به سمت دیگری تغییر میدهد. و وقتی فکر میکنی در آستانه تصاحب توپ هستی، ضربه ظریفی به توپ میزند تا آن را درست در مقابل خود و تحت کنترل نگه دارد؛ حتی در اوج شلوغی و مقابل تعداد افراد زیاد. او برای من چیزی شبیه به یک معجزهگر است. وقتی بازی میکردم، ستونی درباره فلسفه فوتبال مینوشتم و به یاد دارم درباره ناامیدی مربیان، به ویژه ژوزه مورینیو، نوشتم که نمیتوانستند راهی قانونی برای متوقف کردن او پیدا کنند و گاهی به روشهای خشن و کثیف متوسل میشدند. مسی فرهنگ دریبلزنی را در فوتبال حفظ کرد. مربیان مدرن با محدود کردن بازی به ۲ ضرب در تمرینات و مسابقات، فوتبال را تقریبا از حضور بازیکنان دریبلزن تهی کردهاند. دریبلزنی هنری در حال مرگ است و من اصرار و پافشاری مسی برای بازگرداندن این مهارت به فوتبال را بزرگترین دستاورد او میدانم.»
آمارهای خیرهکننده
بررسیهای عینی و دادههای آماری نشان میدهند دریبلزنی مسی در آن سالهای اولیه به اوج خود رسید، یعنی وقتی او به عنوان بال راست خط حمله سهنفره بارسلونا توپ میزد. مسی با بهرهگیری از سرعت انفجاری، تعادل فوقالعاده و کار با پای ماهرانه، تقریباً مهارناپذیر بود.
طبق آمار موسسه «استتسبامب»، در اولین فصل کامل مسی در بارسلونا، او در ۷۶ درصد از تلاشهای خود موفق به عبور از بازیکن مقابل شد؛ آماری خیرهکننده برای یک جوان ۱۸ ساله در یکی از بهترین لیگهای جهان. به طور معمول، مسی در سالهای نخست، جادوی خود را در جناح راست به نمایش میگذاشت و سپس با انتقال به مرکز زمین، دریبلهای خود را در مناطق مرکزی به ثبت رساند.
ویلیام گالاس، مدافع سابق تیم ملی فرانسه با یادآوری تقابل حساس لیگ قهرمانان اروپا بین چلسی و بارسلونا در سال ۲۰۰۶ میگوید: «حتی قبل از اینکه به نوکمپ برویم از فرانسه با من تماس میگرفتند و میپرسیدند چگونه برنامهریزی کردهای مقابل مسی دفاع کنی؟ به یاد دارم که به آنها میگفتم: نمیدانم. یک روز قبل از بازی، تمام وقتم را صرف تماشای بازیهای مسی کردم. او هنوز یک پسر بچه ۱۸ ساله بود اما حتی در آن زمان هم یک نابغه تمامعیار به نظر میرسید. تماشای لئو در تلویزیون احتمالاً بهتر از بازی کردن در مقابلش به نظر میرسید چون هیچ مدافعی دلش نمیخواهد به ویدئوهای تحقیرآمیز یوتیوب اضافه شود.»
با این حال، قربانی مسی شدن هیچ شرمندگی خاصی نداشت؛ در واقع، برای برخی یک نشان افتخار به حساب میآند. آندرس گواردادو، هافبک مکزیکی سابق دپورتیوو لاکرونیا و رئال بتیس، همیشه افتخار میکرد ۲۰ عکس مشترک با مسی در زمین بازی دارد: «البته در هیچکدام از آن عکسها توپ در اختیار من نیست!»
ارگیچ هم حسی مشابه را بازگو میکند: «احساس من در آن زمان دوگانه بود. از یک طرف، به عنوان یک بازیکن در زمین احساس ناامیدی و تحقیر میکردید اما از طرف دیگر، از فاصلهای نزدیک شاهد یک نابغه فوتبال بودید.برای متوقف کردن او، هیچکاری جواب نمیداد. هیچ راهکار تاکتیکی، تکنیکی یا فیزیکی مؤثری وجود نداشت و بهترین مدافعان آن دوران هم میتوانند این واقعیت را تایید کنند.»
جادوی ختافه و هنر غافلگیری در شوتزنی
در سال ۲۰۰۷، مسی به عنوان بال راست برای بارسلونا بازی میکرد و گلی نمادین و تاریخی در برابر ختافه به ثمر رساند. مسی با تصاحب توپ در نزدیکی خط طولی سمت راست از سد یک بازیکن گذشت، به بازیکن دیگری لایی زد، از میان ۲ حریف دیگر به صورت مارپیچ عبور کرد، دروازهبان را با یک سرتوپ زمین انداخت و با پای راست توپ را به تور چسباند. روز بعد، روزنامه AS با تیتری تاریخی از این گل یاد کرد: «مسی در لباس مارادونا».
عنصر غافلگیری، بخشی جداییناپذیر از سبک شوتزنی و دریبلزنی مسی بود؛ آنچه دروازهبانها را هم در تیر نزدیک و هم در تیر دور آسیبپذیر میکرد زیرا میتوانست بدون لو دادن نقشهاش با کمترین میزان عقب آوردن پا و با شدتی ویرانگر به توپ ضربه بزند.
گورکا ایرایسوس، دروازهبان سابق اتلتیک بیلبائو، پس از ۲۷ بازی مقابل مسی و دریافت انواع و اقسام گلها، بیش از آنچه خودش تمایل داشته باشد در این زمینه صاحبنظر و واجد شرایط است: «فکر میکردی که تمام فضا را پوشش دادهای و میدانی چه اتفاقی قرار است بیفتد اما او ناگهان کار دیگری انجام میداد. سبک بدنیاش به او کمک میکرد جهت توپ را تا آخرین لحظه از چشم دروازهبان پنهان کند؛ بدون اینکه پای خود را زیاد به عقب تاب دهد و مجبور باشد نشانهای از مسیر شوت خود بروز دهد. منتظر میماند و با یک ضربه ظریف، بدن خود را باز کرد تا توپ را به تیر دورتر بفرستد یا شوت قدرتمندی به سمت تیر نزدیک بزند.»
ماتریکس مسی
زمانی که گالاس در اوایل سال ۲۰۰۹ در یک بازی دوستانه ملی برای دومین بار با مسی روبهرو شد، با تجربهتر و پختهتر به نظر میرسید. مسی حتی از قبل هم بهتر شده بود و در مسیر کسب اولین توپ طلای خود قرار داشت. انگار او آینده را از قبل میدید. گالاس میگوید: «او وقتی توپ را نداشت همیشه در حال راه رفتن بود اما در همان حال، تمام اطلاعات محیط اطرافش را جذب میکرد. سپس وقتی توپ را میگرفت، دقیقاً میدانست چه کاری باید انجام دهد و به کجا برود. انگار در فیلم ماتریکس قرار داشت.»
انتقال مسی از یک بال راست متمایل به داخل، به یک «۹ کاذب» و نفوذ بیشتر به عمق، مشکلات جدیدی را برای حریفان ایجاد کرد. نقش تهاجمی در مرکز زمین به او آزادی بیشتری برای پرسه زدن یا راه رفتن میداد. راه رفتن در یک زمین فوتبال هرگز به اندازه زمانی که مسی آن را انجام میدهد خطرناک نبوده. ماموریتهای شناسایی او افسانهای هستند. چشمان مسی مدام به این سو و آن سو میچرخد. پروفسور گیر جوردت از اصطلاح میکرو اسکن برای توصیف این روش جمعآوری اطلاعات در زمین استفاده کرده است. تصاویری از صحنه ثبت میکند تا تصمیمگیریهای خود را در لحظات بعدی هدایت کند.
پابلو هرناندس، هافبک سابق والنسیا و تیم ملی اسپانیا میگوید: «او منحصربهفرد است. من هرگز بازیکنی مثل او ندیدهام. ۲ ثانیه زودتر از هر کس دیگری فکر میکند.»
دانشگاهیان مدتهاست مجذوب رفتار مسی به ویژه مهارتهای شناختی او شدهاند. دیوید سامپتر، استاد ریاضیات کاربردی و یکی از بنیانگذاران Twelve Football(یکی از شناختهشدهترین و نوآورانهترین پلتفرمهای آنالیز داده و هوش مصنوعی در دنیای فوتبال)، در دوران حضور مسی در بارسلونا با این باشگاه همکاری میکرد و به تحلیل الگوهای بازی و رابطه آنها با زمان و فضا میپرداخت. پروفسور سامپتر میگوید: « او و همتیمیهایش فضاهایی را در زمین پیدا میکردند که هنوز اصلاً وجود خارجی نداشتند. آن فضاها تا ۲ یا ۳ ثانیه دیگر قرار نبود به عنوان یک فضای خالی شکل بگیرند. این بازیکنان میتوانستند ۲ یا حتی ۵ ثانیه جلوتر، آینده را ببینند. در مورد مسی، قضیه فراتر از اینها بود؛ به نظر میرسید تقریباً ۱۰ دقیقه آینده بازی را هم میبیند. فوتبال بازی بسیار سیال و پویایی است. او در همان دقایق اولیه مسابقه، نقشهبرداری میکرد آن فضاها احتمالاً در کجاها ایجاد میشوند و سپس با پیشرفت بازی، مطمئن میشد فضاها را تصاحب کند.»
منطقه بینابینی و وحشت مدافعان
اما راه رفتنهای مسی و و اسکنهای او مزیت دیگری هم داشت. با ذهن حریفانش بازی میکرد و با قرار گرفتن در موقعیتهایی که برای مدافعان مناطق ممنوعه محسوب میشد، آنها را عذاب میداد. رافائل واران، مدافع سابق رئال مادرید ۲۱ بار مقابل مسی بازی کرده و توضیح میدهد: «شما باید ارتباط کلامی زیادی برقرار کنید تا بدانید چه کسی باید چه کاری انجام دهد. تخصص مسی راه رفتن در مناطق بی دفاع مدافعان بود. چه کسی باید از او دفاع کند؛ هافبک؟ مدافع کناری؟ یا مدافع میانی؟ این تصور به شما دست میدهد در حال راه رفتن است و نمیدود. بنابراین کمتر به او توجه میکنید اما دقیقاً برعکس است. خودش را در موقعیتی قرار میدهد تا بتواند به بهترین شکل حمله کند. همیشه در یک منطقه بینابینی دیده میشود. این کار بسیار سخت است زیرا معمولاً وقتی حمله میکنیم، مدافعان کنترل را در دست دارند و سطح هوشیاری پایین میآید اما در برابر مسی، وقتی در حال حمله هستید، سطح هشدار خط دفاعی باید در بالاترین حد خود باشد. در آن لحظه، اگر فقط یک متر عقب بمانی، همه چیز تمام شده.»
گالاس با تایید این موضوع میگوید: «حتی اگر او در حال راه رفتن بود، به عنوان یک مدافع مایل بودی نزدیک شوی تا توپ به او نرسد. اما در چنین حالتی از قبل آن نبرد را برده بود زیرا با جلو آمدن تو، فضا در پشت سرت ایجاد میشد.»
در بارسلونا، این دقیقاً مدنظر گواردیولا بود. در آستانه یک بازی حیاتی و سرنوشتساز در می ۲۰۰۹، گواردیولا فرصتی دید تا از مسی به عنوان «۹ کاذب» استفاده کند. این ایدهای را سرمربی بارسلونا به صورت گذرا و کوتاه امتحان کرده بود اما این بار قضیه فرق میکرد؛ رقیب روبهرو، رئال مادرید بود. بازی در سانتیاگو برنابئو برگزار میشد و قهرمانی لالیگا در میان قرار داشت.
یا یکی از مدافعان میانی رئال مادرید با عقب آمدن مسی او را تعقیب میکرد و در این صورت، فضا برای مهاجمان کناری بارسلونا یعنی ساموئل اتوئو و تیری آنری باز میشد تا به داخل بزنند و به عمق دفاع نفوذ کنند. یا اینکه مدافعان میانی رئال مادرید سر جای خود میایستادند و در این حالت، مسی با خط هافبک بارسلونا ارتباط برقرار میکرد و یک برتری عددی در میانه زمین ایجاد میشد.
این یک شاهکار تاکتیکی بینظیر بود؛ بارسلونا در آن شب رئال مادرید را ۶ بر ۲ در هم کوبید.
وقتی چند هفته بعد، منچستریونایتد در فینال لیگ قهرمانان اروپا با بارسلونا بازی کرد، آنها خود را برای ۲ سناریو آماده کردند بازی کردن مسی در بال راست در نقش «۹ کاذب». هدف اصلی دفاعی آنها، بدون توجه به اینکه او در کدام منطقه بازی کند، قطع کردن خطوط پاس و محدود کردن تغذیه او توسط سایر بازیکنان نام داشت.
دیدن اینکه مسی فضایی خالی بین ۲ مدافع یونایتد را پیدا کند تا گل دوم بارسلونا را در آن فینال به ثمر برساند، اصلاً و ابداً غافلگیرکننده نبود اما مطمئنا نمیشد نحوه به ثمر رسیدن گل را حدس زد؛ یعنی سانتر ارسالی توسط ژاوی و یک ضربه سر توسط مسی کوتاه قامت در مقابل فردیناند و ویدیچ بلند قامت.
رنه مولنستین، مربی دستیار سابق یونایتد میگوید: «مسی با ضربه سر گلزنی کرد.فکر میکردیم با وجود قدرت بدنی و قدی که با ادوین فن درسار، ریو فردیناند و نمانیا ویدیچ داشتیم، این دیگر غیرممکن است!»
پیراهن ملی آرژانتین و حضور در قامت شماره ۱۰
مسی در تیم ملی آرژانتین نقشهای متفاوتی داشت. در یک بازی دوستانه مقابل آنگولا در آستانه جام جهانی ۲۰۰۶، او به عنوان جانشین مستقیم خوان رومن ریکلمه وارد زمین شد و به عنوان بازیساز عمل کرد. ۴ سال بعد، وقتی مارادونا سرمربی آرژانتین در جام جهانی ۲۰۱۰ بود، مسی پشت سر ۲ مهاجم در سیستم ۲-۱-۳-۴ بازی کرد. در جام جهانی ۲۰۱۴، مسی پشت سر گونسالو ایگواین در سیستم ۱-۳-۲-۴ قرار داشت. به عبارت دیگر، مسی شماره ۱۰ واقعی آرژانتین بود. او در پیراهن آرژانتین مانند یک روح آزاد به نظر میرسید؛ هرچند مسئولیت به دوش کشیدن آرزوهای یک ملت به شدت روی دوش او سنگینی میکرد.
جی دِمریت، مدافع سابق تیم ملی آمریکا، با یادآوری ۲ تقابل در کوپا آمریکا ۲۰۰۷ و یک بازی دوستانه در نیوجرسی میگوید: «دستنیافتنی بودن در واقع ویژگی بسیار نادری است. حتی بهترین مدافعان جهان هم نتوانند به تو برسند؛ این را من از او به یاد دارم. تلاش میکنیم به او برسیم و فضا را ببندیم اما همچنان یک قدم جلوتر است. شما را گیج و سردرگم رها میکند و با خود میگویید او چطور از آنجا سر درآورد؟ انگار با وین گرتسکی (اسطوره هاکی) و لبران جیمز در یک زمین هستید.»
اشلی کول، مدافع چپ برجسته تیم ملی انگلیس مسی را «قطعاً بهترین بازیکنی که در نسل من بازی کرده » توصیف میکند. کول با لبخند میگوید: «من با این آمار زندگی میکنم؛ او هرگز مقابل تیم من گلزنی نکرد! بسیار غیرقابل پیشبینی و باهوش بود. شما نمیتوانستید یک ثانیه به او فرصت نفس کشیدن بدهید. قوی، قدرتمند و پویا بود. مهارش به عنوان یک فرد غیرممکن بود و فقط باید تلاش میکردید به صورت گروهی، او را در اطراف محوطه جریمه محدود کنید.»
شکستن رکوردهای تاریخی و مهار ناموفق بالنسیاگا
سال ۲۰۱۲ دوران جنونآمیز مسی بود. او برای چهارمین سال پیاپی برنده توپ طلا شد. آمار و ارقامش، حتی با استانداردهای خودِ مسی هم جنونآمیز و باورنکردنی جلوه کرد. مسی در آن سال با ۹۱ گل زد، رکورد ۸۵ گل گرد مولر در یک سال میلادی را پشت سر گذاشت و همچنین با ۷۳ گل، رکورد ۸۷ ساله آرچی استارک را به نام خودش نوشت تا رکورد بیشترین تعداد گل زده در یک فصل را به ثبت برساند. فصل بعد، مسی در مجموع بازیها، ۴۲ گل بدون احتساب پنالتی به ثمر رساند. ۳ گل از آن گلها وارد دروازه ایرایسوس، دروازهبان سابق اتلتیک بیلبائو شد؛ از جمله یک حرکت انفرادی خیرهکننده در تساوی در ورزشگاه سن مامس. هنوز هم با گذشت ۱۳ سال، تماشای آن گل، نفس را در سینه حبس میکند.
مسی با تصاحب توپ در فاصله ۳۰ یاردی از دروازه، حرکت مارپیچ خود را آغاز کرد. به یک سمت سرتوپ زد و بلافاصله به سمت دیگر چرخید و صفی از بازیکنان را پشت سر خود جا گذاشت. آن بخش از حرکت واقعاً جادویی بود اما نحوه جابهجا کردن توپ و ضربه نهایی مسی در پایان آن دریبل به همان اندازه فوقالعاده و درخشان است تا واکنش فابرگاس به این گل، به تنهایی همه چیز را نشان بدهد!
ایرایسوث توضیح میدهد: «آن صحنه دقیقاً بخشی از همان چیزی را که به شما میگفتم نشان میدهد. شما میدانید او قرار است به آن سمت شوت بزند اما یک قدم جلوتر است زیرا دقیقاً میداند از چه سرعتی استفاده کند؛ چه ضربه و شدتی به توپ بدهد و توپ را به جایی بفرستد که دست من نرسد.»
و اما درباره آن دریبل باورنکردنی قبل از شوت چطور؟ ایرایسوس میگوید: «در بسیاری از مواقع، این موضوع به فیزیک بدنی او مربوط میشود. پایینتنه بسیار قدرتمندی داشت.»
تِیری آنری این موضوع را خیلی خوب توضیح داده: « مسی چطور میتوانست تنها با یک حرکت و چرخش مچ پا، جهت حرکت خود را آن هم با سرعت بالا تغییر دهد؟ اما این ویژگی فقط مربوط به آن صحنه نبود. در یک فینال جام حذفی اسپانیا، میکل ریکو خواست، او را در نزدیکی خط طولی زمین با لگد سرنگون کند اما زمین نخورد. فوقالعاده قوی بود.»
در فینال جام حذفی، ارنستو والورده، سرمربی اتلتیک بیلبائو تصمیم گرفت میکل بالنسیاگا، مدافع چپ تیم، مسی را منتومن (یارگیر مستقیم) مهار کند. این هافبک کلمبیایی در جریان بازی کوپا آمریکا در سال ۲۰۱۱ با موفقیت او را به زنجیر کشید. سانچس از این مسئولیت لذت میبرد اما توصیف او از این کار فرساینده است و کمی به این میماند در تعطیلات، مدام چشمتان به یک کودک نوپا در کنار استخر شنا باشد.
سانچس میگوید: «او به توجهی مداوم و بیوقفه نیاز دارد. در عرض نیم ثانیه، میتواند تمام تلاشهای قبلی من را بیمعنی و بیاثر کند.»
اما در مورد اتلتیک بیلبائو و بالنسیاگا، نقشه والورده پس از ۲۰ دقیقه با شکستی تحقیرآمیز روبهرو شد. مسی در جریان یک دریبل دیوانهوار، بالنسیاگا را دو بار و در کنار او ، ۳ بازیکن دیگر اتلتیک را از پیش رو برداشت.
ژابیر اِچِیتا، مدافع آن زمان بیلبائو میگوید: «هافبکهای دفاعی ما سعی کردند لئو را متوقف کنند. او را زدند اما سرنگون کردنش غیرممکن بود.»
«من جلو آمدم تا راه او را سد کنم و فکر میکردم به سمت تیر دورتر شوت خواهد زد. کارم را هم خوب انجام دادم و مسیر آن شوت را پوشش دادم. این توانایی را داشت دقیقاً در آخرین ثانیه، تصمیم بگیرد به سمت تیر نزدیکتر شوت بزند. یک گل فوقالعاده بود. گل این حس را به ما داد هر کاری یک تیم فوتبال میتوانست برای متوقف کردن او انجام دهد، رقم زدیم اما باز هم ناتوان ماندیم.»
شبکه ESPN در بررسی خود، به ثمر رسیدن چنین گلی را دیوانهوار توصیف کرد. مسی در آغاز حرکت خود، تنها در ۲.۷۳ ثانیه، به سرعت ۱۹.۵ مایل بر ساعت رسید؛سریعتر از یکی از سریعترین بازیکنان فوتبال آمریکایی. در طول حرکت، تنها ۲ بار توپ فاصلهای بیشتر از ۲ فوت از مسی داشت و او با ۶ ضربه کوتاه به توپ،۳ مدافع حریف را محو کرد. شاهکار او به ضربه نهایی به توپ بر میگردد. دامنه خطای مسی، تنها ۷۵صدم درجه بود. اگر ضربه به توپ تنها ۱.۵ میلیمتر (به اندازه یک برش از چمن) جابجا میشد یا از کنار دروازه به بیرون میرفت یا توسط دروازهبان دفع میشد. ESPN به ثمر رسیدن چنین گلی را غیرممکن دانست.
مسی ۳ هفته قبل از آن یک بازی درخشانِ کلاسیک دیگر را در نوکمپ به نمایش گذاشت. ژروم بواتنگ، مدافع بایرن مونیخ، مانند درختی تبرخورده روی زمین افتاد.
بواتنگ ۵ سال بعد از آن بازی، مرتکب اشتباهی مهلک شد. او برای پر کردن اوقات فراغت خود در طول دوران قرنطینه و محدودیتهای ناشی از کووید-۱۹، یک جلسه پرسش و پاسخ زنده در حساب توییتر خود راه انداخت.
یکی از کاربران شوخطبع در توییتر نوشت: «وقتی مسی آن کار را با تو کرد، چه چیزی از ذهنت میگذشت؟ خودت خوب میدانی در مورد چه چیزی صحبت میکنم!»
پس از این عبارات، سیل عظیمی از پیامها در رسانههای اجتماعی سرازیر شد و بواتنگ در پاسخ نوشت: «راستش را بخواهید، خیلی دوست دارم تکتک شما را در حال دفاع کردن مقابل مسی ببینم.»
تکامل در نقش بازیساز
سبک بازی مسی با گذشت زمان تکامل یافت و در فصل ۲۰۱۵-۱۶ (در کنار نیمار و سوارس) به اوج شکوفایی خود در نقش بازیساز رسید. مسی در آن فصل میانگین ۳.۴ پاس عمقی در هر ۹۰ دقیقه ثبت کرد. این رقم، بیش از دوبرابر بیشتر از بهترین آمار ثبتشده توسط یک بازیکن در یک فصل کامل از رقابتهای لیگ برتر انگلیس از سال ۲۰۱۷ به بعد بود.
او در فصل پایانی حضورش در بارسلونا بهطور فزایندهای در مناطق مرکزی زمین بازی و فرصتها و امکانات مهمتری را برای باز کردن خطوط دفاعی حریفان فراهم میکرد.
دیوید سوروتوسا، هافبک سابق رئال سوسیداد در سال ۲۰۲۳ به اتلتیک گفت: «من مقابل بازیکنان بزرگ زیادی بازی کردهام اما مسی ویژگی منحصربهفردی دارد. کریستیانو رونالدو بسیار فیزیکیتری بود و از نظر بدنی تماشاییتر به نظر میرسید اما مسی استعداد خالص و محض نام داشت. میتوانست خیلی سریع شتاب بگیرد، اما همهچیز به هوش او برمیگشت. او چیزها را قبل از هر کس دیگری میدید. وقتی در زمین مسابقه کنار او هستید، تازه متوجه میشوید چقدر کارها را سریع انجام میدهد.شما نمیتوانید این حس را از طریق تلویزیون درک کنید. این بیرحمانه است.»
مسی، بازیکنان را مجبور میکند سطح تمرکز خود را بالا ببرند و به قول واران و همچنین دِمریت به محض پا گذاشتن به زمین، نیاز به «ارتقای سطح بازی خود» را احساس کنند.
اما حضور مسی در زمین میتواند مایه حواسپرتی حریفان باشد. بازیکنان بدون اینکه متوجه شوند، خود را مجذوب او میبینند؛ گویی هیپنوتیزم شدهاند.
واران توضیح میدهد: «وقتی در مقابل بازیکنان تراز اول قرار میگیرید، گاهی اوقات تمایل دارید بسیار پرخاشگر و تهاجمی عمل کنید تا مانع بازی آنها شوید اما گاهی اوقات باید بدانید نباید جذب منطقه خطر شوید زیرا وقتی مسی با توپ روی پاهایش حرکت میکرد، خطر اصلی بازیکنان سمت دیگر زمین بودند. همه به سمت مسی هجوم میبردند و آنها توپ را به سمت دیگر پاس میدادند. یک هراس و وحشت عمومی ایجاد میشد. سپس وقتی انتظارش را ندارید، دوباره توپ را به مسی پاس میدهند.»
اما چه میشود اگر ورق برگردد و به نظر برسد مسی روی شما قفل کرده و زوم شده؟
در سال ۲۰۱۷، برندان راجرز، سرمربی سلتیک در یک کنفرانس مطبوعاتی پیش از بازی لیگ قهرمانان اروپا مقابل پاریسنژرمن، داستانی از گفتوگو با سیمونوویچ، مدافع میانی کروات خود، پس از شکست مقابل بارسلونا گفت: «هر بار که به عقب برمیگشتم، مستقیماً به من زل میزد! به من نگاه و این کارش مرا عصبی و کلافه میکرد.»
راجرز لبخند زد و گفت: «این سطحِ یک بازیکن است. مسی و سوارس به دنبال توپ نمیروند. توپ به سراغ آنها میآید. فثط دنبال فضا هستند. وقتی میبینند بازیکنی حرکت میکند، آنها هم میدوند.»
سیمونوویچ وقتی پس از نزدیک به یک دهه به یاد آن اظهارات میافتد، لبخند میزند و میگوید: «در یک بازی، شما نمیتوانید فقط توپ را تماشا کنید. باید به اطرافتان بنگرید؛ بخصوص وقتی توپ در سمت مخالف زمین است. ما به عنوان مدافع، باید از بازیکنان و فضای اطراف خود آگاه باشیم. بنابراین در عرض چند دقیقه، چند بار سرم را چرخاندم و هر بار مسی را دیدم. داشت راه میرفت و به موقعیت من نگاه میکرد. خیلی عجیب بود میدیدم وقتی تیمشان مالکیت توپ را در اختیار دارد، او بازی را تماشا نمیکند. فقط ما را زیر نظر داشت. اکنون میدانم این کار به خاطر جاگیری ما بود.»
«راه برو، راه برو، راه برو، به چپ نگاه کن، به راست نگاه کن، راه برو، راه برو، راه برو، کمی نرم بدو... و بوووم! فضا را پیدا کن و سپس از آن به نفع خودت استفاده کن.»
پیرمردی که معجزه میکند
در جام جهانی ۲۰۲۲ قطر، مسی با ۳۵ سال سن بازی کرد، او همچنان یک نابغه بود اما یک نابغه متفاوت.
رنه مولنستین، که دستیار مربی وقت استرالیا میگوید: «اگر به مسی در سال ۲۰۰۹ نگاه کنید، او حتی هنوز در اوج قدرت خود نبود اما میتوانست توپ را در نیمه زمین تصاحب و از کنار همه عبور کند. در سال ۲۰۲۲ نمیتوانست این کار را انجام دهد. ۸۰ درصد از زمان بازی خود در دیدار مقابل ما فقط به پرسه زدن گذراند و در یکسوم دفاعی فعال میشد اما حتی وقتی او در حال راه رفتن است، نمیتوانید نادیدهاش بگیرید. همچنان بازی را میخواند، پیشبینی میکند توپ به کجا خواهد رفت و یک برنامه عملیاتی آماده دارد.»
استرالیا در مرحله یکهشتم نهایی با آرژانتین روبهرو شد و سعی کرد از این واقعیت استفاده کند.
مولنستین میگوید: «ما میدانستیم به خاطر حضور او، میتوانیم از عقب زمین بازیسازی کنیم. آرون موی را داشتیم که روی توپ تسلط خوبی دارد و همیشه به پشت سر مسی میآمد. چند استراتژی بازیسازی داشتیم تا هر کسی پشت سر مسی قرار داشت، پیدا کنیم. میدانستیم او دفاع نخواهد کرد. در بیشتر موارد، آرژانتین پرس نمیکرد و اگر هم پرس میساختند، مسی شروعکننده آن بود. باید از این موضوع آگاه میشدیم اما باید بلند بازی میکردیم و برای توپ اول و دوم میجنگیدیم. با دادن توپ به دروازهبان اشتباه کردیم. او کمی بیش از حد وقت تلف کرد و سپس ما گل دوم را خوردیم. اگر بازی را دوباره تماشا کنید در بازیسازی از عقب بسیار راحت بودیم و میدانستیم مسی قرار نیست به عقب برگردد و ما را تعقیب کند. این یک ساختار کاملاً متفاوت با شیوه بازی مقابل بارسلونا (در فینالهای لیگ قهرمانان اروپا با منچستریونایتد در سالهای ۲۰۰۹ و ۲۰۱۱) نام داشت.»
اصلاً تعجبآور نیست مسی در اواسط دهه چهارم زندگی خود، وقتی آرژانتین مالکیت توپ را در اختیار نداشت، مانند دوران جوانیاش در زمین نمیدوید. با این حال، وقتی توپ را میگیرد، توانایی او در شکل دادن و تعیین تکلیف مسابقات با لحظاتی از درخشش فردی، ابدی به نظر میرسد. گویی او عقربههای زمان را به عقب میکشد.»
در اواسط نیمه دوم بازی نیمهنهایی مقابل کرواسی، مسی خود را در برابر یوشکو گواردیول دد. ۱۵ سال از او جوانتر، ۶ اینچ (حدود ۱۵ سانتیمتر) بلندتر و در ظاهر، از نظر ورزشی و فیزیکی برتر بود. در واقع، این یک تقابل نابرابر نام داشت. مسی گواردیول را محو کرد و جا گذاشت.
مسی با حرکت و ایست ناگهانی در مقابل گواردیول و سپس با فریب دادن به رفتن به یک سمت و سپس سمت دیگر، فضا پیدا و پاس گل سوم آرژانتین را برای خولیان آلوارس مهیا کرد.
جوناس دودو، مربی دوومیدانی، چند روز بعد به اتلتیک گفت: «از نظر آناتومیکی، بدن او برای این کار طراحی شده. او بدنی کشیده و پاهای کوتاهی دارد؛ یک بدن ایدهآل برای چابک بودن.»
تریستان مویومبا، ۶ شش بار مقابل این بازیکن آرژانتینی قرار گرفته و با این نظر موافق است: «همهچیز به نحوه استفاده او از بدنش برمیگردد. او بسیار باهوش نشان داده و میداند در هر لحظه چگونه به بدنش موقعیت بدهد. پایینتنه او بسیار ورزیده و عضلانی به نظر میرسد. اغلب میشنوید مسی کوچکجثه است اما او تنومند و بسیار استوار پیش میرود و به شکل شگفتانگیزی از بدنش بهره میبرد.»
مویومبا میگوید قبلاً رونالدو را ترجیح میداد تا اینکه «سر عقل آمد» و به مورد دیگری درباره مسی اشاره میکند که بیشتر مربوط به شخصیت او در زمین است تا فوتبالیست بودنش.
مویومبا یک پیراهن قاب شده از مسی را در خانه دارد و میگوید: «او خیلی اهل صحبت نیست. من هم اسپانیایی بلد نیستم اما او یک لبخند کوچک به شما میزند یا به دستتان میزند. همیشه از بازی کردن مقابل او لذت بردهام چون به نظر نمیرسد مغرور باشد و خودش را بالاتر از دیگران بداند. کاملاً در دسترس و صمیمی است و به نظر میرسد نوعی مهربانی در وجودش دارد. همین مهربانی به محض اینکه لیونل مسی توپ فوتبال را زیر پای خود داشته باشد، شما را به بیرحمانهترین شکل ممکن خواهد کشت.
∎
با این حال، برخی از بازیکنان هنوز هم موفق میشوند در این تجربه سخت، جنبههای مثبتی پیدا کنند. یکی از این بازیکنان میگوید: «از یک طرف، به عنوان یک بازیکن در زمین احساس ناامیدی و تحقیر میکنید اما از طرف دیگر، از فاصلهای نزدیک شاهد یک نابغه فوتبال هستید.»
این بازیکن، اکنون به نمایشنامهنویس تبدیل شده و مسی را به دلیل «حفظ هنر دریبلزنی» تحسین میکند. نشریه «اتلتیک» طی چند ماه گذشته برای نگارش این گزارش تفصیلی با آنها مصاحبه کرده. یک دروازهبان اسپانیایی ۲۷ بار با مسی روبهرو شده و میتواند جزئیات تکنیک پشت شوتهای استثنایی او را با دقت بالایی کالبدشکافی کند. همچنین یک بازیکن سابق رئال مادرید و تیم ملی فرانسه از اینکه مسی او و بقیه خط دفاعی را به منطقهای بلاتکلیف و بیدفاع بکشاند، وحشت داشت. یک بازیکن کلمبیایی مهار بهترین بازیکن سیاره زمین را به بدترین شکلِ مراقبت از کودک تشبیه میکند و در نهایت، فینالیست جام جهانی هیچ ابایی نداشت وقتی از او پرسیدند چگونه میخواهد جلوی یک نابغه ۱۸ ساله را بگیرد، حقیقت را بگوید. ویلیام گالاس در آن زمان در پاسخی کوتاه گفت: «نمیدانم.»
آغاز یک حماسه
دیدار آرژانتین در مقابل صربستان و مونتهنگرو در جام جهانی ۲۰۰۶. دیگو مارادونا در جایگاه ویژه ورزشگاه با دستان برافراشته و لبخندی بزرگ بر لب دیده میشود. در اطراف او، هواداران آرژانتین به نشانه جشن گرفتن یک لحظه تاریخی روی پاهای خود ایستادهاند. لیونل مسی در سن ۱۸ سالگی در آستانه اولین بازی خود در جام جهانی قرار دارد.
هرچند اکنون عجیب به نظر میرسد اما این نوجوان مو بلند در آن زمان برای بازیکنان صربستان و مونتهنگرو یک معما بود. ایوان ارگیچ، بازیکن وقت رقیب توضیح میدهد: «ما به طور ویژه برای مسی آمادهسازی زیادی انجام ندادیم چون هنوز نمیدانستیم او واقعاً چقدر خوب است.»
مسی به تازگی از بند مصدومیت همسترینگ ران پا رها شده بود. مصدومیت اولین فصل کامل او را در تیم اصلی بارسلونا پیش از موعد به پایان رساند. مضطرب به نظر میرسید. اولین حرکت مسی یک پاس اشتباه بود اما تنها ۴ دقیقه بعد، یک پاس گل برای هرنان کرسپو فراهم کرد و ۱۰ دقیقه پس از آن، اولین گلش در جام جهانی را به ثمر رساند.
ارگیچ در ۳ فصل بعدی ۲ بار دیگر با لباس بازل در لیگ قهرمانان اروپا مقابل بارسلونای مسی بازی کرد و کاملاً مبهوت او شد. نمایشنامه نویس فعلی با حسی از شگفتی و هیبت درباره مسی صحبت میکند: « حتی وقتی میدانی به کدام سمت دریبل خواهد زد، باز هم هیچ شانسی نداری. اگر نیم ثانیه زودتر به یک سمتش متمایل شوی، بلافاصله مسیرش را به سمت دیگری تغییر میدهد. و وقتی فکر میکنی در آستانه تصاحب توپ هستی، ضربه ظریفی به توپ میزند تا آن را درست در مقابل خود و تحت کنترل نگه دارد؛ حتی در اوج شلوغی و مقابل تعداد افراد زیاد. او برای من چیزی شبیه به یک معجزهگر است. وقتی بازی میکردم، ستونی درباره فلسفه فوتبال مینوشتم و به یاد دارم درباره ناامیدی مربیان، به ویژه ژوزه مورینیو، نوشتم که نمیتوانستند راهی قانونی برای متوقف کردن او پیدا کنند و گاهی به روشهای خشن و کثیف متوسل میشدند. مسی فرهنگ دریبلزنی را در فوتبال حفظ کرد. مربیان مدرن با محدود کردن بازی به ۲ ضرب در تمرینات و مسابقات، فوتبال را تقریبا از حضور بازیکنان دریبلزن تهی کردهاند. دریبلزنی هنری در حال مرگ است و من اصرار و پافشاری مسی برای بازگرداندن این مهارت به فوتبال را بزرگترین دستاورد او میدانم.»
آمارهای خیرهکننده
بررسیهای عینی و دادههای آماری نشان میدهند دریبلزنی مسی در آن سالهای اولیه به اوج خود رسید، یعنی وقتی او به عنوان بال راست خط حمله سهنفره بارسلونا توپ میزد. مسی با بهرهگیری از سرعت انفجاری، تعادل فوقالعاده و کار با پای ماهرانه، تقریباً مهارناپذیر بود.
طبق آمار موسسه «استتسبامب»، در اولین فصل کامل مسی در بارسلونا، او در ۷۶ درصد از تلاشهای خود موفق به عبور از بازیکن مقابل شد؛ آماری خیرهکننده برای یک جوان ۱۸ ساله در یکی از بهترین لیگهای جهان. به طور معمول، مسی در سالهای نخست، جادوی خود را در جناح راست به نمایش میگذاشت و سپس با انتقال به مرکز زمین، دریبلهای خود را در مناطق مرکزی به ثبت رساند.
ویلیام گالاس، مدافع سابق تیم ملی فرانسه با یادآوری تقابل حساس لیگ قهرمانان اروپا بین چلسی و بارسلونا در سال ۲۰۰۶ میگوید: «حتی قبل از اینکه به نوکمپ برویم از فرانسه با من تماس میگرفتند و میپرسیدند چگونه برنامهریزی کردهای مقابل مسی دفاع کنی؟ به یاد دارم که به آنها میگفتم: نمیدانم. یک روز قبل از بازی، تمام وقتم را صرف تماشای بازیهای مسی کردم. او هنوز یک پسر بچه ۱۸ ساله بود اما حتی در آن زمان هم یک نابغه تمامعیار به نظر میرسید. تماشای لئو در تلویزیون احتمالاً بهتر از بازی کردن در مقابلش به نظر میرسید چون هیچ مدافعی دلش نمیخواهد به ویدئوهای تحقیرآمیز یوتیوب اضافه شود.»
با این حال، قربانی مسی شدن هیچ شرمندگی خاصی نداشت؛ در واقع، برای برخی یک نشان افتخار به حساب میآند. آندرس گواردادو، هافبک مکزیکی سابق دپورتیوو لاکرونیا و رئال بتیس، همیشه افتخار میکرد ۲۰ عکس مشترک با مسی در زمین بازی دارد: «البته در هیچکدام از آن عکسها توپ در اختیار من نیست!»
ارگیچ هم حسی مشابه را بازگو میکند: «احساس من در آن زمان دوگانه بود. از یک طرف، به عنوان یک بازیکن در زمین احساس ناامیدی و تحقیر میکردید اما از طرف دیگر، از فاصلهای نزدیک شاهد یک نابغه فوتبال بودید.برای متوقف کردن او، هیچکاری جواب نمیداد. هیچ راهکار تاکتیکی، تکنیکی یا فیزیکی مؤثری وجود نداشت و بهترین مدافعان آن دوران هم میتوانند این واقعیت را تایید کنند.»
جادوی ختافه و هنر غافلگیری در شوتزنی
در سال ۲۰۰۷، مسی به عنوان بال راست برای بارسلونا بازی میکرد و گلی نمادین و تاریخی در برابر ختافه به ثمر رساند. مسی با تصاحب توپ در نزدیکی خط طولی سمت راست از سد یک بازیکن گذشت، به بازیکن دیگری لایی زد، از میان ۲ حریف دیگر به صورت مارپیچ عبور کرد، دروازهبان را با یک سرتوپ زمین انداخت و با پای راست توپ را به تور چسباند. روز بعد، روزنامه AS با تیتری تاریخی از این گل یاد کرد: «مسی در لباس مارادونا».
عنصر غافلگیری، بخشی جداییناپذیر از سبک شوتزنی و دریبلزنی مسی بود؛ آنچه دروازهبانها را هم در تیر نزدیک و هم در تیر دور آسیبپذیر میکرد زیرا میتوانست بدون لو دادن نقشهاش با کمترین میزان عقب آوردن پا و با شدتی ویرانگر به توپ ضربه بزند.
گورکا ایرایسوس، دروازهبان سابق اتلتیک بیلبائو، پس از ۲۷ بازی مقابل مسی و دریافت انواع و اقسام گلها، بیش از آنچه خودش تمایل داشته باشد در این زمینه صاحبنظر و واجد شرایط است: «فکر میکردی که تمام فضا را پوشش دادهای و میدانی چه اتفاقی قرار است بیفتد اما او ناگهان کار دیگری انجام میداد. سبک بدنیاش به او کمک میکرد جهت توپ را تا آخرین لحظه از چشم دروازهبان پنهان کند؛ بدون اینکه پای خود را زیاد به عقب تاب دهد و مجبور باشد نشانهای از مسیر شوت خود بروز دهد. منتظر میماند و با یک ضربه ظریف، بدن خود را باز کرد تا توپ را به تیر دورتر بفرستد یا شوت قدرتمندی به سمت تیر نزدیک بزند.»
ماتریکس مسی
زمانی که گالاس در اوایل سال ۲۰۰۹ در یک بازی دوستانه ملی برای دومین بار با مسی روبهرو شد، با تجربهتر و پختهتر به نظر میرسید. مسی حتی از قبل هم بهتر شده بود و در مسیر کسب اولین توپ طلای خود قرار داشت. انگار او آینده را از قبل میدید. گالاس میگوید: «او وقتی توپ را نداشت همیشه در حال راه رفتن بود اما در همان حال، تمام اطلاعات محیط اطرافش را جذب میکرد. سپس وقتی توپ را میگرفت، دقیقاً میدانست چه کاری باید انجام دهد و به کجا برود. انگار در فیلم ماتریکس قرار داشت.»
انتقال مسی از یک بال راست متمایل به داخل، به یک «۹ کاذب» و نفوذ بیشتر به عمق، مشکلات جدیدی را برای حریفان ایجاد کرد. نقش تهاجمی در مرکز زمین به او آزادی بیشتری برای پرسه زدن یا راه رفتن میداد. راه رفتن در یک زمین فوتبال هرگز به اندازه زمانی که مسی آن را انجام میدهد خطرناک نبوده. ماموریتهای شناسایی او افسانهای هستند. چشمان مسی مدام به این سو و آن سو میچرخد. پروفسور گیر جوردت از اصطلاح میکرو اسکن برای توصیف این روش جمعآوری اطلاعات در زمین استفاده کرده است. تصاویری از صحنه ثبت میکند تا تصمیمگیریهای خود را در لحظات بعدی هدایت کند.
پابلو هرناندس، هافبک سابق والنسیا و تیم ملی اسپانیا میگوید: «او منحصربهفرد است. من هرگز بازیکنی مثل او ندیدهام. ۲ ثانیه زودتر از هر کس دیگری فکر میکند.»
دانشگاهیان مدتهاست مجذوب رفتار مسی به ویژه مهارتهای شناختی او شدهاند. دیوید سامپتر، استاد ریاضیات کاربردی و یکی از بنیانگذاران Twelve Football(یکی از شناختهشدهترین و نوآورانهترین پلتفرمهای آنالیز داده و هوش مصنوعی در دنیای فوتبال)، در دوران حضور مسی در بارسلونا با این باشگاه همکاری میکرد و به تحلیل الگوهای بازی و رابطه آنها با زمان و فضا میپرداخت. پروفسور سامپتر میگوید: « او و همتیمیهایش فضاهایی را در زمین پیدا میکردند که هنوز اصلاً وجود خارجی نداشتند. آن فضاها تا ۲ یا ۳ ثانیه دیگر قرار نبود به عنوان یک فضای خالی شکل بگیرند. این بازیکنان میتوانستند ۲ یا حتی ۵ ثانیه جلوتر، آینده را ببینند. در مورد مسی، قضیه فراتر از اینها بود؛ به نظر میرسید تقریباً ۱۰ دقیقه آینده بازی را هم میبیند. فوتبال بازی بسیار سیال و پویایی است. او در همان دقایق اولیه مسابقه، نقشهبرداری میکرد آن فضاها احتمالاً در کجاها ایجاد میشوند و سپس با پیشرفت بازی، مطمئن میشد فضاها را تصاحب کند.»
منطقه بینابینی و وحشت مدافعان
اما راه رفتنهای مسی و و اسکنهای او مزیت دیگری هم داشت. با ذهن حریفانش بازی میکرد و با قرار گرفتن در موقعیتهایی که برای مدافعان مناطق ممنوعه محسوب میشد، آنها را عذاب میداد. رافائل واران، مدافع سابق رئال مادرید ۲۱ بار مقابل مسی بازی کرده و توضیح میدهد: «شما باید ارتباط کلامی زیادی برقرار کنید تا بدانید چه کسی باید چه کاری انجام دهد. تخصص مسی راه رفتن در مناطق بی دفاع مدافعان بود. چه کسی باید از او دفاع کند؛ هافبک؟ مدافع کناری؟ یا مدافع میانی؟ این تصور به شما دست میدهد در حال راه رفتن است و نمیدود. بنابراین کمتر به او توجه میکنید اما دقیقاً برعکس است. خودش را در موقعیتی قرار میدهد تا بتواند به بهترین شکل حمله کند. همیشه در یک منطقه بینابینی دیده میشود. این کار بسیار سخت است زیرا معمولاً وقتی حمله میکنیم، مدافعان کنترل را در دست دارند و سطح هوشیاری پایین میآید اما در برابر مسی، وقتی در حال حمله هستید، سطح هشدار خط دفاعی باید در بالاترین حد خود باشد. در آن لحظه، اگر فقط یک متر عقب بمانی، همه چیز تمام شده.»
گالاس با تایید این موضوع میگوید: «حتی اگر او در حال راه رفتن بود، به عنوان یک مدافع مایل بودی نزدیک شوی تا توپ به او نرسد. اما در چنین حالتی از قبل آن نبرد را برده بود زیرا با جلو آمدن تو، فضا در پشت سرت ایجاد میشد.»
در بارسلونا، این دقیقاً مدنظر گواردیولا بود. در آستانه یک بازی حیاتی و سرنوشتساز در می ۲۰۰۹، گواردیولا فرصتی دید تا از مسی به عنوان «۹ کاذب» استفاده کند. این ایدهای را سرمربی بارسلونا به صورت گذرا و کوتاه امتحان کرده بود اما این بار قضیه فرق میکرد؛ رقیب روبهرو، رئال مادرید بود. بازی در سانتیاگو برنابئو برگزار میشد و قهرمانی لالیگا در میان قرار داشت.
یا یکی از مدافعان میانی رئال مادرید با عقب آمدن مسی او را تعقیب میکرد و در این صورت، فضا برای مهاجمان کناری بارسلونا یعنی ساموئل اتوئو و تیری آنری باز میشد تا به داخل بزنند و به عمق دفاع نفوذ کنند. یا اینکه مدافعان میانی رئال مادرید سر جای خود میایستادند و در این حالت، مسی با خط هافبک بارسلونا ارتباط برقرار میکرد و یک برتری عددی در میانه زمین ایجاد میشد.
این یک شاهکار تاکتیکی بینظیر بود؛ بارسلونا در آن شب رئال مادرید را ۶ بر ۲ در هم کوبید.
وقتی چند هفته بعد، منچستریونایتد در فینال لیگ قهرمانان اروپا با بارسلونا بازی کرد، آنها خود را برای ۲ سناریو آماده کردند بازی کردن مسی در بال راست در نقش «۹ کاذب». هدف اصلی دفاعی آنها، بدون توجه به اینکه او در کدام منطقه بازی کند، قطع کردن خطوط پاس و محدود کردن تغذیه او توسط سایر بازیکنان نام داشت.
دیدن اینکه مسی فضایی خالی بین ۲ مدافع یونایتد را پیدا کند تا گل دوم بارسلونا را در آن فینال به ثمر برساند، اصلاً و ابداً غافلگیرکننده نبود اما مطمئنا نمیشد نحوه به ثمر رسیدن گل را حدس زد؛ یعنی سانتر ارسالی توسط ژاوی و یک ضربه سر توسط مسی کوتاه قامت در مقابل فردیناند و ویدیچ بلند قامت.
رنه مولنستین، مربی دستیار سابق یونایتد میگوید: «مسی با ضربه سر گلزنی کرد.فکر میکردیم با وجود قدرت بدنی و قدی که با ادوین فن درسار، ریو فردیناند و نمانیا ویدیچ داشتیم، این دیگر غیرممکن است!»
پیراهن ملی آرژانتین و حضور در قامت شماره ۱۰
مسی در تیم ملی آرژانتین نقشهای متفاوتی داشت. در یک بازی دوستانه مقابل آنگولا در آستانه جام جهانی ۲۰۰۶، او به عنوان جانشین مستقیم خوان رومن ریکلمه وارد زمین شد و به عنوان بازیساز عمل کرد. ۴ سال بعد، وقتی مارادونا سرمربی آرژانتین در جام جهانی ۲۰۱۰ بود، مسی پشت سر ۲ مهاجم در سیستم ۲-۱-۳-۴ بازی کرد. در جام جهانی ۲۰۱۴، مسی پشت سر گونسالو ایگواین در سیستم ۱-۳-۲-۴ قرار داشت. به عبارت دیگر، مسی شماره ۱۰ واقعی آرژانتین بود. او در پیراهن آرژانتین مانند یک روح آزاد به نظر میرسید؛ هرچند مسئولیت به دوش کشیدن آرزوهای یک ملت به شدت روی دوش او سنگینی میکرد.
جی دِمریت، مدافع سابق تیم ملی آمریکا، با یادآوری ۲ تقابل در کوپا آمریکا ۲۰۰۷ و یک بازی دوستانه در نیوجرسی میگوید: «دستنیافتنی بودن در واقع ویژگی بسیار نادری است. حتی بهترین مدافعان جهان هم نتوانند به تو برسند؛ این را من از او به یاد دارم. تلاش میکنیم به او برسیم و فضا را ببندیم اما همچنان یک قدم جلوتر است. شما را گیج و سردرگم رها میکند و با خود میگویید او چطور از آنجا سر درآورد؟ انگار با وین گرتسکی (اسطوره هاکی) و لبران جیمز در یک زمین هستید.»
اشلی کول، مدافع چپ برجسته تیم ملی انگلیس مسی را «قطعاً بهترین بازیکنی که در نسل من بازی کرده » توصیف میکند. کول با لبخند میگوید: «من با این آمار زندگی میکنم؛ او هرگز مقابل تیم من گلزنی نکرد! بسیار غیرقابل پیشبینی و باهوش بود. شما نمیتوانستید یک ثانیه به او فرصت نفس کشیدن بدهید. قوی، قدرتمند و پویا بود. مهارش به عنوان یک فرد غیرممکن بود و فقط باید تلاش میکردید به صورت گروهی، او را در اطراف محوطه جریمه محدود کنید.»
شکستن رکوردهای تاریخی و مهار ناموفق بالنسیاگا
سال ۲۰۱۲ دوران جنونآمیز مسی بود. او برای چهارمین سال پیاپی برنده توپ طلا شد. آمار و ارقامش، حتی با استانداردهای خودِ مسی هم جنونآمیز و باورنکردنی جلوه کرد. مسی در آن سال با ۹۱ گل زد، رکورد ۸۵ گل گرد مولر در یک سال میلادی را پشت سر گذاشت و همچنین با ۷۳ گل، رکورد ۸۷ ساله آرچی استارک را به نام خودش نوشت تا رکورد بیشترین تعداد گل زده در یک فصل را به ثبت برساند. فصل بعد، مسی در مجموع بازیها، ۴۲ گل بدون احتساب پنالتی به ثمر رساند. ۳ گل از آن گلها وارد دروازه ایرایسوس، دروازهبان سابق اتلتیک بیلبائو شد؛ از جمله یک حرکت انفرادی خیرهکننده در تساوی در ورزشگاه سن مامس. هنوز هم با گذشت ۱۳ سال، تماشای آن گل، نفس را در سینه حبس میکند.
مسی با تصاحب توپ در فاصله ۳۰ یاردی از دروازه، حرکت مارپیچ خود را آغاز کرد. به یک سمت سرتوپ زد و بلافاصله به سمت دیگر چرخید و صفی از بازیکنان را پشت سر خود جا گذاشت. آن بخش از حرکت واقعاً جادویی بود اما نحوه جابهجا کردن توپ و ضربه نهایی مسی در پایان آن دریبل به همان اندازه فوقالعاده و درخشان است تا واکنش فابرگاس به این گل، به تنهایی همه چیز را نشان بدهد!
ایرایسوث توضیح میدهد: «آن صحنه دقیقاً بخشی از همان چیزی را که به شما میگفتم نشان میدهد. شما میدانید او قرار است به آن سمت شوت بزند اما یک قدم جلوتر است زیرا دقیقاً میداند از چه سرعتی استفاده کند؛ چه ضربه و شدتی به توپ بدهد و توپ را به جایی بفرستد که دست من نرسد.»
و اما درباره آن دریبل باورنکردنی قبل از شوت چطور؟ ایرایسوس میگوید: «در بسیاری از مواقع، این موضوع به فیزیک بدنی او مربوط میشود. پایینتنه بسیار قدرتمندی داشت.»
تِیری آنری این موضوع را خیلی خوب توضیح داده: « مسی چطور میتوانست تنها با یک حرکت و چرخش مچ پا، جهت حرکت خود را آن هم با سرعت بالا تغییر دهد؟ اما این ویژگی فقط مربوط به آن صحنه نبود. در یک فینال جام حذفی اسپانیا، میکل ریکو خواست، او را در نزدیکی خط طولی زمین با لگد سرنگون کند اما زمین نخورد. فوقالعاده قوی بود.»
در فینال جام حذفی، ارنستو والورده، سرمربی اتلتیک بیلبائو تصمیم گرفت میکل بالنسیاگا، مدافع چپ تیم، مسی را منتومن (یارگیر مستقیم) مهار کند. این هافبک کلمبیایی در جریان بازی کوپا آمریکا در سال ۲۰۱۱ با موفقیت او را به زنجیر کشید. سانچس از این مسئولیت لذت میبرد اما توصیف او از این کار فرساینده است و کمی به این میماند در تعطیلات، مدام چشمتان به یک کودک نوپا در کنار استخر شنا باشد.
سانچس میگوید: «او به توجهی مداوم و بیوقفه نیاز دارد. در عرض نیم ثانیه، میتواند تمام تلاشهای قبلی من را بیمعنی و بیاثر کند.»
اما در مورد اتلتیک بیلبائو و بالنسیاگا، نقشه والورده پس از ۲۰ دقیقه با شکستی تحقیرآمیز روبهرو شد. مسی در جریان یک دریبل دیوانهوار، بالنسیاگا را دو بار و در کنار او ، ۳ بازیکن دیگر اتلتیک را از پیش رو برداشت.
ژابیر اِچِیتا، مدافع آن زمان بیلبائو میگوید: «هافبکهای دفاعی ما سعی کردند لئو را متوقف کنند. او را زدند اما سرنگون کردنش غیرممکن بود.»
«من جلو آمدم تا راه او را سد کنم و فکر میکردم به سمت تیر دورتر شوت خواهد زد. کارم را هم خوب انجام دادم و مسیر آن شوت را پوشش دادم. این توانایی را داشت دقیقاً در آخرین ثانیه، تصمیم بگیرد به سمت تیر نزدیکتر شوت بزند. یک گل فوقالعاده بود. گل این حس را به ما داد هر کاری یک تیم فوتبال میتوانست برای متوقف کردن او انجام دهد، رقم زدیم اما باز هم ناتوان ماندیم.»
شبکه ESPN در بررسی خود، به ثمر رسیدن چنین گلی را دیوانهوار توصیف کرد. مسی در آغاز حرکت خود، تنها در ۲.۷۳ ثانیه، به سرعت ۱۹.۵ مایل بر ساعت رسید؛سریعتر از یکی از سریعترین بازیکنان فوتبال آمریکایی. در طول حرکت، تنها ۲ بار توپ فاصلهای بیشتر از ۲ فوت از مسی داشت و او با ۶ ضربه کوتاه به توپ،۳ مدافع حریف را محو کرد. شاهکار او به ضربه نهایی به توپ بر میگردد. دامنه خطای مسی، تنها ۷۵صدم درجه بود. اگر ضربه به توپ تنها ۱.۵ میلیمتر (به اندازه یک برش از چمن) جابجا میشد یا از کنار دروازه به بیرون میرفت یا توسط دروازهبان دفع میشد. ESPN به ثمر رسیدن چنین گلی را غیرممکن دانست.
مسی ۳ هفته قبل از آن یک بازی درخشانِ کلاسیک دیگر را در نوکمپ به نمایش گذاشت. ژروم بواتنگ، مدافع بایرن مونیخ، مانند درختی تبرخورده روی زمین افتاد.
بواتنگ ۵ سال بعد از آن بازی، مرتکب اشتباهی مهلک شد. او برای پر کردن اوقات فراغت خود در طول دوران قرنطینه و محدودیتهای ناشی از کووید-۱۹، یک جلسه پرسش و پاسخ زنده در حساب توییتر خود راه انداخت.
یکی از کاربران شوخطبع در توییتر نوشت: «وقتی مسی آن کار را با تو کرد، چه چیزی از ذهنت میگذشت؟ خودت خوب میدانی در مورد چه چیزی صحبت میکنم!»
پس از این عبارات، سیل عظیمی از پیامها در رسانههای اجتماعی سرازیر شد و بواتنگ در پاسخ نوشت: «راستش را بخواهید، خیلی دوست دارم تکتک شما را در حال دفاع کردن مقابل مسی ببینم.»
تکامل در نقش بازیساز
سبک بازی مسی با گذشت زمان تکامل یافت و در فصل ۲۰۱۵-۱۶ (در کنار نیمار و سوارس) به اوج شکوفایی خود در نقش بازیساز رسید. مسی در آن فصل میانگین ۳.۴ پاس عمقی در هر ۹۰ دقیقه ثبت کرد. این رقم، بیش از دوبرابر بیشتر از بهترین آمار ثبتشده توسط یک بازیکن در یک فصل کامل از رقابتهای لیگ برتر انگلیس از سال ۲۰۱۷ به بعد بود.
او در فصل پایانی حضورش در بارسلونا بهطور فزایندهای در مناطق مرکزی زمین بازی و فرصتها و امکانات مهمتری را برای باز کردن خطوط دفاعی حریفان فراهم میکرد.
دیوید سوروتوسا، هافبک سابق رئال سوسیداد در سال ۲۰۲۳ به اتلتیک گفت: «من مقابل بازیکنان بزرگ زیادی بازی کردهام اما مسی ویژگی منحصربهفردی دارد. کریستیانو رونالدو بسیار فیزیکیتری بود و از نظر بدنی تماشاییتر به نظر میرسید اما مسی استعداد خالص و محض نام داشت. میتوانست خیلی سریع شتاب بگیرد، اما همهچیز به هوش او برمیگشت. او چیزها را قبل از هر کس دیگری میدید. وقتی در زمین مسابقه کنار او هستید، تازه متوجه میشوید چقدر کارها را سریع انجام میدهد.شما نمیتوانید این حس را از طریق تلویزیون درک کنید. این بیرحمانه است.»
مسی، بازیکنان را مجبور میکند سطح تمرکز خود را بالا ببرند و به قول واران و همچنین دِمریت به محض پا گذاشتن به زمین، نیاز به «ارتقای سطح بازی خود» را احساس کنند.
اما حضور مسی در زمین میتواند مایه حواسپرتی حریفان باشد. بازیکنان بدون اینکه متوجه شوند، خود را مجذوب او میبینند؛ گویی هیپنوتیزم شدهاند.
واران توضیح میدهد: «وقتی در مقابل بازیکنان تراز اول قرار میگیرید، گاهی اوقات تمایل دارید بسیار پرخاشگر و تهاجمی عمل کنید تا مانع بازی آنها شوید اما گاهی اوقات باید بدانید نباید جذب منطقه خطر شوید زیرا وقتی مسی با توپ روی پاهایش حرکت میکرد، خطر اصلی بازیکنان سمت دیگر زمین بودند. همه به سمت مسی هجوم میبردند و آنها توپ را به سمت دیگر پاس میدادند. یک هراس و وحشت عمومی ایجاد میشد. سپس وقتی انتظارش را ندارید، دوباره توپ را به مسی پاس میدهند.»
اما چه میشود اگر ورق برگردد و به نظر برسد مسی روی شما قفل کرده و زوم شده؟
در سال ۲۰۱۷، برندان راجرز، سرمربی سلتیک در یک کنفرانس مطبوعاتی پیش از بازی لیگ قهرمانان اروپا مقابل پاریسنژرمن، داستانی از گفتوگو با سیمونوویچ، مدافع میانی کروات خود، پس از شکست مقابل بارسلونا گفت: «هر بار که به عقب برمیگشتم، مستقیماً به من زل میزد! به من نگاه و این کارش مرا عصبی و کلافه میکرد.»
راجرز لبخند زد و گفت: «این سطحِ یک بازیکن است. مسی و سوارس به دنبال توپ نمیروند. توپ به سراغ آنها میآید. فثط دنبال فضا هستند. وقتی میبینند بازیکنی حرکت میکند، آنها هم میدوند.»
سیمونوویچ وقتی پس از نزدیک به یک دهه به یاد آن اظهارات میافتد، لبخند میزند و میگوید: «در یک بازی، شما نمیتوانید فقط توپ را تماشا کنید. باید به اطرافتان بنگرید؛ بخصوص وقتی توپ در سمت مخالف زمین است. ما به عنوان مدافع، باید از بازیکنان و فضای اطراف خود آگاه باشیم. بنابراین در عرض چند دقیقه، چند بار سرم را چرخاندم و هر بار مسی را دیدم. داشت راه میرفت و به موقعیت من نگاه میکرد. خیلی عجیب بود میدیدم وقتی تیمشان مالکیت توپ را در اختیار دارد، او بازی را تماشا نمیکند. فقط ما را زیر نظر داشت. اکنون میدانم این کار به خاطر جاگیری ما بود.»
«راه برو، راه برو، راه برو، به چپ نگاه کن، به راست نگاه کن، راه برو، راه برو، راه برو، کمی نرم بدو... و بوووم! فضا را پیدا کن و سپس از آن به نفع خودت استفاده کن.»
پیرمردی که معجزه میکند
در جام جهانی ۲۰۲۲ قطر، مسی با ۳۵ سال سن بازی کرد، او همچنان یک نابغه بود اما یک نابغه متفاوت.
رنه مولنستین، که دستیار مربی وقت استرالیا میگوید: «اگر به مسی در سال ۲۰۰۹ نگاه کنید، او حتی هنوز در اوج قدرت خود نبود اما میتوانست توپ را در نیمه زمین تصاحب و از کنار همه عبور کند. در سال ۲۰۲۲ نمیتوانست این کار را انجام دهد. ۸۰ درصد از زمان بازی خود در دیدار مقابل ما فقط به پرسه زدن گذراند و در یکسوم دفاعی فعال میشد اما حتی وقتی او در حال راه رفتن است، نمیتوانید نادیدهاش بگیرید. همچنان بازی را میخواند، پیشبینی میکند توپ به کجا خواهد رفت و یک برنامه عملیاتی آماده دارد.»
استرالیا در مرحله یکهشتم نهایی با آرژانتین روبهرو شد و سعی کرد از این واقعیت استفاده کند.
مولنستین میگوید: «ما میدانستیم به خاطر حضور او، میتوانیم از عقب زمین بازیسازی کنیم. آرون موی را داشتیم که روی توپ تسلط خوبی دارد و همیشه به پشت سر مسی میآمد. چند استراتژی بازیسازی داشتیم تا هر کسی پشت سر مسی قرار داشت، پیدا کنیم. میدانستیم او دفاع نخواهد کرد. در بیشتر موارد، آرژانتین پرس نمیکرد و اگر هم پرس میساختند، مسی شروعکننده آن بود. باید از این موضوع آگاه میشدیم اما باید بلند بازی میکردیم و برای توپ اول و دوم میجنگیدیم. با دادن توپ به دروازهبان اشتباه کردیم. او کمی بیش از حد وقت تلف کرد و سپس ما گل دوم را خوردیم. اگر بازی را دوباره تماشا کنید در بازیسازی از عقب بسیار راحت بودیم و میدانستیم مسی قرار نیست به عقب برگردد و ما را تعقیب کند. این یک ساختار کاملاً متفاوت با شیوه بازی مقابل بارسلونا (در فینالهای لیگ قهرمانان اروپا با منچستریونایتد در سالهای ۲۰۰۹ و ۲۰۱۱) نام داشت.»
اصلاً تعجبآور نیست مسی در اواسط دهه چهارم زندگی خود، وقتی آرژانتین مالکیت توپ را در اختیار نداشت، مانند دوران جوانیاش در زمین نمیدوید. با این حال، وقتی توپ را میگیرد، توانایی او در شکل دادن و تعیین تکلیف مسابقات با لحظاتی از درخشش فردی، ابدی به نظر میرسد. گویی او عقربههای زمان را به عقب میکشد.»
در اواسط نیمه دوم بازی نیمهنهایی مقابل کرواسی، مسی خود را در برابر یوشکو گواردیول دد. ۱۵ سال از او جوانتر، ۶ اینچ (حدود ۱۵ سانتیمتر) بلندتر و در ظاهر، از نظر ورزشی و فیزیکی برتر بود. در واقع، این یک تقابل نابرابر نام داشت. مسی گواردیول را محو کرد و جا گذاشت.
مسی با حرکت و ایست ناگهانی در مقابل گواردیول و سپس با فریب دادن به رفتن به یک سمت و سپس سمت دیگر، فضا پیدا و پاس گل سوم آرژانتین را برای خولیان آلوارس مهیا کرد.
جوناس دودو، مربی دوومیدانی، چند روز بعد به اتلتیک گفت: «از نظر آناتومیکی، بدن او برای این کار طراحی شده. او بدنی کشیده و پاهای کوتاهی دارد؛ یک بدن ایدهآل برای چابک بودن.»
تریستان مویومبا، ۶ شش بار مقابل این بازیکن آرژانتینی قرار گرفته و با این نظر موافق است: «همهچیز به نحوه استفاده او از بدنش برمیگردد. او بسیار باهوش نشان داده و میداند در هر لحظه چگونه به بدنش موقعیت بدهد. پایینتنه او بسیار ورزیده و عضلانی به نظر میرسد. اغلب میشنوید مسی کوچکجثه است اما او تنومند و بسیار استوار پیش میرود و به شکل شگفتانگیزی از بدنش بهره میبرد.»
مویومبا میگوید قبلاً رونالدو را ترجیح میداد تا اینکه «سر عقل آمد» و به مورد دیگری درباره مسی اشاره میکند که بیشتر مربوط به شخصیت او در زمین است تا فوتبالیست بودنش.
مویومبا یک پیراهن قاب شده از مسی را در خانه دارد و میگوید: «او خیلی اهل صحبت نیست. من هم اسپانیایی بلد نیستم اما او یک لبخند کوچک به شما میزند یا به دستتان میزند. همیشه از بازی کردن مقابل او لذت بردهام چون به نظر نمیرسد مغرور باشد و خودش را بالاتر از دیگران بداند. کاملاً در دسترس و صمیمی است و به نظر میرسد نوعی مهربانی در وجودش دارد. همین مهربانی به محض اینکه لیونل مسی توپ فوتبال را زیر پای خود داشته باشد، شما را به بیرحمانهترین شکل ممکن خواهد کشت.