شناسهٔ خبر: 78939546 - سرویس علمی-فناوری
نسخه قابل چاپ منبع: صدا و سیما | لینک خبر

نگردد سرد این داغی که ما روی جگر داریم ...

آرش براری در سوگ رهبر شهید انقلاب حضرت آیت الله العظمی سید علی خامنه ای شعری سروده است.

صاحب‌خبر -

به گزارش خبرگزاری صداوسیما،  آرش براری در سوگ رهبر شهید انقلاب حضرت آیت الله العظمی سید علی خامنه ای شعری سروده است.

عذابم می‌دهد اینکه تو را دیگر نمی‌بینم
عذابی بعد تو دیگر از این بدتر نمی‌بینم

منی که می‌نشستم رو به رویت مات و مبهوتت
تصور هم نمی‌کردم بیایم زیر تابوتت

تو که حتی زمان تنگ‌دستی درکمان کردی
به فکر حال و روز ما نبودی، ترکمان کردی؟

بیا با دست خود راحت از این آلام کن ما را
بیا آرامش امت بیا آرام کن ما را

بسوز ای دل! که آن دلدار حتی بهتر از جان رفت
ببین جان همه ایرانیان از قلب تهران رفت

کجا رفتی نسیم رحمت ایام سخت ما؟
نفس‌گیر است بعد از تو هوای پایتخت ما

شبیه کودکی دور از پدر ماندیم با گریه
نماز لیلة‌الدفن تو را خواندیم با گریه

بدانید اهل عالم که مصیبت‌دیده ما هستیم
به ما هم تسلیت گویید ما صاحب‌عزا هستیم

فراقت آن‌چنان سخت است در باور نمی‌آید
تحمل کردن این داغ از ما بر نمی‌آید

گل‌ زهرا! شدند از غصه پژمرده اقاقی‌ها 
بغل کردند تابوت تو را وقتی عراقی‌ها

شنیدم بعد ده‌ها سال حالا کربلا رفتی
از آغوش حسین، اکنون به آغوش رضا رفتی

پس از این همنشینت در بر شاه خراسانیم
پس از این در حرم با هم زیارتنامه می‌خوانیم

برو ای آسمانی آسمان‌ها را سیاحت کن
کنار جد مظلومت کمی هم استراحت کن

برو شاید شود روزی شهادت روزی ما هم
خدا در روز محشر هم کُند محشورمان با هم

جهان لرزید انگاری قیامت را نشان دادند
میان قبر وقتی شانه‌هایت را تکان دادند...

نگردد سرد این داغی که ما روی جگر داریم
خدا لعنت کند ما را اگر دست از تو بر داریم

اگر بار غمت بر شانه چون آوار سنگین است
بدون شک تقاص قاتلت بسیار سنگین است

فراموشی خونخواهی تو مطلوب مردم نیست
توافق هم شود خون تو مشمول تفاهم نیست

به خون خواهی تو حتی خدا همراه شد امروز
بگو تاریخ بنویسد که «یوم‌الله» شد امروز ...