در اندیشه و تفکر اسلامیاخلاق و سیاست پیوند وثیقی وجود داشته و سیاست در راستای تعالی اخلاقی عمل مینماید، این رویکرد به وحدت و پیوند اخلاق و سیاست تأکید دارد و هر دو معطوف به تأمین سعادت انسانی بوده و بر آنها قانون مندی یکسانی حاکم است، مبنای چنین رویکردی نگرش توحیدی به تمام ابعاد جهان هستی است برای همین انسان هم در زندگی فردی خویش و هم در زندگی سیاسی خویش هنجارهای اخلاقی را رعایت میکند، نمونه بارز چنین رویکردی در سیره پیامبر گرامیاسلام مییابیم که خود مظهر و تجلّی تا عینیت اخلاق و سیاست بوده و بدین جهت است که بعثت آن حضرت برای اتمام مکارم اخلاق میباشد، از این روی همواره مورد توجه و اهتمام اندیشمندان دو حوزه اخلاق و سیاست بوده و میباشد، ما در این باره بر آن هستیم تا نظرات و دیدگاههای امام شهیدمان حضرت آیت الله خامنهی(ره) را در محور مباحثمان قرار دهیم، در این خصوص سزاوار است ابتدا در باره دو مفهوم اخلاق و سیاست و نیز مناسبات آن دو توضیحاتی داده شود و سپس به موضوع و تبیین آن بپردازیم.
اخلاق را در لغت به معناي خوي و طبع انسان معنا کرده اند و در اصطلاح؛ اخلاق در حوزه فردي به اين معنا است که انسان بر قواي دروني خود مسلط بوده و به صورت اعتدال از آنها استفاده نمايد، اخلاق؛ حالات و کیفیاتی است که در روح انسان و اندیشه او وجود دارد و به عمل آن شکل میدهد ( امام خامنه ای، 25/4/1361 ) به عبارتی ديگر؛ اخلاق قائم به نفس انسان است، کیفیت نفسانی است، عمل نفسانی است، ( امام خامنه ای، 29/8/1366 ) ارزشهای اخلاقی اسلام هم چنین نزد امام خامنه ای(ره) همان روح فضلیت و پرهیزکاری و وارستگی و بردباری و اجتناب از شهواتِ ممنوع و دوری از حرص و آز و حق کشی و نامردمیو مال اندوزی و روی آوردن به خلوص و پاکی و پارسایی و دیگر خصلتهای اخلاقی ( که ) در جامعه رواج یابد و صورت ارزشهای اصلی به حساب آید.( امام خامنه ای، حدیث ولایت، ج3، ص303 )
اخلاق در حوزه اجتماعي خصوصاً در روابط حکومت و مردم اين است که حاکم در روابط و اعمال حاکميتش با مردم فضايل ديني و ارزشهاي اسلامي را مانند عدالت، صداقت و... را رعايت کند و در مقابل آن، حکومتي غير اخلاقی خواهد بود که عدالت نداشته باشد و ظلم به مردم را روا دارد و حقوق مردم را ناديده بگيرد و نکته اساسی درباره اخلاقمداری این است که انسانها تکیه به خداوند کنند و متخلّق به اخلاق او شوند، متخلّق به اخلاق خداوند بودن مقدمه برای کاری دیگر نیست، بلکه کارهای دیگر مقدمه برای الهی شدن و متخلّق به اخلاق الهی شدن است، ( امام خامنه ای، 18/4/1370 ) ما در این نوشتار از این متخلّق بودن در واقع با مفهوم « اخلاقمداری » یاد خواهیم کرد.
امام خمينی(ره) با شناختی که از اسلام و نیز توجه به امر سیاست دارد، سیاست را این گونه تعريف میکنند: سياست اين است كه جامعه را هدايت كند و راه ببرد، تمام مصالح جامعه را در نظر بگيرد و تمام ابعاد انسان و جامعه را در نظر بگيرد و اينها را هدايت كند به طرف آن چيزى كه صلاحشان هست، صلاح ملت هست، صلاح افراد هست. ( امام خميني، صحيفه امام، ج13، ص 432 ). امام خميني(ره) در تعبير ديگري از سياست مي فرمايند: «مگر سياست چيست؟ روابط بين حاكم و ملت، روابط بين حاكم و ساير حكومتها و جلوگيري از مفاسد كه هست، همه اينها سياست است». ( همان، ج3، ص 227 ) البته باید توجه داشته باشیم که از نگاه امام خميني (ره)، سياست راستين، سياست الهي يا سياست اسلامي است که علاوه بر برخورداري از خصايص عيني و اين جهاني سياست، بر معنويت و تأمين سعادت اخروي آنها نيز تأکيد دارد؛ چنانکه امام خمینی(ره) میفرمایند؛ « سياست ...هماني (است) که در قرآن، صراط مستقيم گفته مي شود... يک صراط مستقيمي که از اين جا شروع و به آخرت ختم مي شود. (امام خمینی، صحیفه نور، ج13، ص 432 )
مناسبات اخلاق و سياست
امام خامنه ای(ره) درباره مناسبات اخلاق و سیاست میفرماید: سیاست اگر از اخلاق سرچشمه بگیرد، از معنویت سیراب بشود، برای مردمیکه مواجه با آن سیاستند، وسیله کمال است، راه بهشت است؛ اما اگر سیاست از اخلاق جدا شد، از معنویت جدا شد، آن وقت سیاستورزی میشود؛ یک وسیلهای برای کسب قدرت، به هر قیمت؛ برای کسب ثروت، برای پیش بردن کار خود در دنیا. این سیاست میشود آفت؛ برای خود سیاستورز هم آفت است، برای مردمیهم که در عرصه زندگی آنها این سیاست ورزیده میشود هم آفت است.( امام خامنه ای؛ 20/ 6/ 1388 ) امام خامنه ای(ره) معتقد هستند که یکی از خطراتی که سیاست را تهدید میكند؛ این است كه سیاست از اخلاق فاصله بگیرد و از معنویّت و فضیلت خالی شود؛ یعنی شیطنتها بر سیاست غلبه پیدا كند؛ هواهای نفسانی اشخاص، سیاست را قبضه كند؛ منافع طبقات زورگو و زرسالاران جوامع، سیاست را به دست گیرد و به این سمت و آن سمت بكشاند، اگر این آفت به سیاست خورد، آنگاه همه صحنه اجتماعی انسانها دچارعیب و آفت میشود. ( امام خامنهای 12/12/1380 )
نکته دیگر این که امام خامنهای (ره) حقیقت و مقصد اصلی دین را تهذیب اخلاق جامعه و تصحیح فرهنگ آن میداند که بدون دست یابی به این تحول عميق، حاکمیت دین و حکومت دین را بی معنا میباشد( امام خامنهای 28/4/1364 ) هم چنین در همین راستا ایشان میفرمایند : «... سیاست ما باید دینی باشد، نه اینکه دینداریمان را در جهت سیاسیکاری، در جهت اهداف پست و حقیر سیاسی حرکت بدهیم ». ( امام خامنهای 6/10/۱۳۹۶۰ )
در این مناسبات اخلاق و سیاست؛ سياست داراي ويژگيها و معيارهای اساسی است که برخي از این معيارها شامل موارد ذیل میباشد:
1. سعادت محور بودن سياست (در اين جا سعادت داراي دو بعد آن جهاني يا اخروي و اين جهاني يا دنيوي است و لذا سعادت حقيقي است) چنانکه امام خامنهای فرمودند: اگر بخواهیم سعادت این كشور تأمین شود و مردم عزیز ایران با تواناییهایی كه خدای متعال در جوهر این كشور و این ملت قرار داده، به تمنیّات و آرزوهای مشروع خود برسند، باید ... سیاست ناآلوده به اغراض و امیال و شهوات؛ سیاست الهام گرفته از دین و اخلاق؛ سیاستی كه در شكلدهی آن، منافع عمومیملت ( بر منافع شخصی و گروهی و قومیو منافع بیگانگانی كه همه دنیا را برای خود میخواهند)، ترجیح پیدا كند( امام خامنه ای؛ 12/12/1380 )
2. نگرش کامل به انسان يا توجه به دو ساحت اصلي انسان؛ يعني جسم و روح يا ماديت و معنويت. چنانکه امام خامنه ای(ره) در باره ضرورت وجود این دو میفرمایند: سیاستی كه در آن، دنیا و زندگی و معیشت مردم، در كنار عزّت، اقتدار ملی، آبروی جهانی، فرهنگ متعالی، پیشرفت علمی، معنویّت، فضیلت، دین و اخلاق تأمین شود. ما امروز این را لازم داریم ( امام خامنه ای؛ 12/12/1380 )
3. در نظر گرفتن دنيا و آخرت انسان باهم و تلاش در جهت تأمين هر دو باهم
امام خامنه ای(ره) درباره تأمین سعادت دنیوی و آخروی میفرمایند: اگر بخواهیم سعادت این كشور تأمین شود و مردم عزیز ایران با تواناییهایی كه خدای متعال در جوهر این كشور و این ملت قرار داده، به تمنیّات و آرزوهای مشروع خود برسند، باید ... سیاست ناآلوده به اغراض و امیال و شهوات؛ سیاست الهام گرفته از دین و اخلاق؛ سیاستی كه در شكلدهی آن، منافع عمومیملت بر منافع شخصی و گروهی و قومیو منافع بیگانگانی كه همه دنیا را برای خود میخواهند، ترجیح پیدا كند.( امام خامنه ای؛ 12/12/1380 )
ایشان(ره) همچنین یادآور میشوند که اگر ما از لحاظ اقتصاد به بالاترین مقام برسیم و از لحاظ سیاست همین اقتدار و عزتی را که امروز داریم چند برابر کنیم ولی اخلاقهای مردم ما، اخلاقهای اسلامینباشد ... صبر، حلم و خوش بینی نباشد، اساس کار از بین خواهد رفت. »، ( امام خامنهای ، 2/2/77 )
4. فضايل اخلاقي در جامعه رشد مي کنند و در زير ساية تدبيرهاي سياسي است که بالنده مي شوند؛ چنانکه امام علي عليه السّلام فرمودند: بحسن السياسة يكون الادب الصالح؛ ( کلينی، يعقوب، اصول کافی، كتاب العقل و الجهل ترجمه سيد جواد مصطفوی، تهران ، انتشارات اسلاميه، بی تا ، ، ص 28، ح 34) با نيك تدبيري و سياستمداري شايسته، ادب صالح تأمين ميگردد
مؤلفههایی ازاخلاقمداری در عرصه سیاسی
بعد از این که توضیحاتی درباره مناسبات اخلاق و سیاست و نيز روابط این دو مقوله ارائه شد برای این که تبیین بیشتری درباره اخلاق مداری در عرصه سیاسی انجام گیرد لازم است ما به برخی از مؤلفههای اخلاقمداری در امر سیاست بپردازیم.
تقوای سیاسی : در خصوص مفهوم تقوا نيز بايد بگوئيم که آن در منابع لغت به معناي حفظ و صيانت آمده است (. ابن منظور، لسان العرب، بيروت، چاپ اول، 1408ق، ج 15، ص 373 و نیز راغب اصفهانى، حسين بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، دمشق، دار القلم- الدار الشامية، چاپ اول،1412 ق، ج1، ص881 ) تقوا در عرف شرع؛ يعنى نگهدارى نفس از آنچه انسان را به گناه مىكشاند به اينكه ممنوعات و محرّمات را ترك كند ( راغب اصفهانى، حسين بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، دمشق، دار القلم- الدار الشامية، چاپ اول،1412 ق، ج1، ص881 ) استاد شهيد مرتضی مطهري نيز به همين معني تأكيد ميكند؛( مرتضي مطهري، ده گفتار، انتشارات صدرا، چاپ پنجم، 1368، ص 16 )؛ يعني همان صيانت و نگهداري از هرچه كه به زيان انسان است، علامه طباطبايى(ره) تقواى الهى را چنين تعريف نموده است: «تقوا عبارت است از امتثال اوامر خداى تعالى و اجتناب از آنچه كه از ارتكاب آن نهى فرموده و شكر در برابر نعمتهايش و نيز صبر در هنگام ابتلاء به بلايش » میباشد، (علامه سید محمد حسين طباطبائى، الميزان، سيد محمد باقر موسوى همدانى، انتشارات اسلامى، 1364) ج 3، ص 569 ) بنابراین معنای صحيح كلمه تقوا «خود نگهدارى» است كه همان ضبط نفس است و متقين يعنى خود نگهداران و ترس از آثار تقوا میباشد امام خمينی(ره) میفرمایند: تقوا براى همه لازم است و براى كسانى كه متصدى امور كشور هستند، لازمتر است، آنهايى كه متصدى امور نيستند، تقوا يك امرى است كه براى شخص خودشان و احياناً هم براى يك عدهاى كه با او تماس دارند، مؤثر است و خلاف تقوا براى شخص خود آن آدم و براى اشخاصى كه با او معاشر هستند، گاهى سرايت مىكند و مؤثر مىشود. امّا متصديان امور به حسب تصدى كه دارند، اگر خداى نخواسته تقوا نداشته باشند... اين به همه كشور سرايت مىكند، همه كشور را يك وقت خداى نخواسته به باد مىدهد و لهذا براى آنها اهميت تقوا بسيار بيشتر است تا براى اشخاص. ( امام خمينی، صحيفه امام، ج17، ص123 )
توضیح اینکه تقوا در رأس همه ارزشهای اخلاقی قرار دارد، « التقی رئیس الاخلاق» ( نهج البلاغه،ترجمه محمد دشتی، حکمت 410 ) و اخلاق چیزی جز انجام فضایل و دوری از رذایل نیست، بنابراین فرد با تقوا کسی است که کسب فضیلت و اجتناب از رذیلت را سر لوحه امور زندگی خود قرار دهد، از آن جايی که عمده رفتار ما اجتماعی است و ظرف تحقق فضایل و رذایل، جامعه است در نتیجه تقوای اجتماعی و سیاسی از اهمیت افزونتری برخوردار میشود؛ زیرا عمده رفتار ما را در بر میگیرد، حتی برخی از علما معتقدند: در زندگی انفرادی فضایل و رذایل اخلاقی (چندان) مصداقی نخواهند داشت؛ یعنی بستر بروز فضایل و رذایل اخلاقی، همانا جامعه انسانی است، با عزلت و گوشه نشینی عواملی وجود ندارند تا اینگونه از استعدادهای انسانی ظاهر گردند.( آیت الله جوادی آملی،جامعه در قرآن،چ 3، قم،اسراء،1389 ، ص66 ).
البته در خصوص تقوای اجتماعی و سیاسی امام خامنهای (ره) میفرمایند: یک تقوای فردی داریم که من و شما خودمان از گناه پرهیز کنیم، خودمان را حفظ کنیم؛ قُوا اَنفُسَکُم وَ اَهلیکُم نارًا وَقودُهَا النّاسُ وَ الحِجارَة؛ (تحریم، آیه 6 ) خودمان را از آتش دوزخ الهی، از آتش غضب الهی دور کنیم؛ این تقوای فردی است.( امام خامنه ای، 5/5/1381 ) امّا تقوای اجتماعی؛ یعنی برخورد با مردم در محیطهای مختلف - چه محیط کسب، چه محیط معاشرت، چه محیط خانواده، چه محیط مدرسه و دانشگاه، چه محیط اداری - همراه با انصاف و خدا ترسی و امانت و صداقت باشد. اگر این نمونهها در جامعه تحقق پیدا کند و عملی شود، اکثر مشکلات مادی و معنوی مردم برطرف خواهد شد. تقوا و پرهیزکاری، یعنی گستره وسیع عملهای خوب، اقدامهای خوب، فعلهای خوب و ترکهای خوب. ( امام خامنهای 16/1/1381 ) ایشان در جای دیگر میفرمایند: تقوای سیاسی، یعنی انسان در میدان سیاست، صادقانه عمل کند. به هر حال هر چند تقوای فردی و تقوای سیاسی هر دو از جنبههای مختلف تقوا محسوب میشوند امّا تفاوتها و تمایزاتی با هم دارند که از جمله آن میتوان گفت؛ تقوای سیاسی در عرصه عمومیجامعه و تقوای سیاسی در عرصه خصوصی ظهور پیدا میکند، تقوای سیاسی و اجتماعی به دنبال سالم سازی عرصههای عمومیاست تا زمینه رشد و تعالی فرد و جامعه را مهیا سازد، به عبارتی روشن تر میتوان گفت؛ هر چند تقوای فردی و تقوای سیاسی هر دو از جنبههای مختلف تقوا محسوب میشوند اما تفاوتها و تمایزاتی با هم دارند، نخستین تمایز این است که تقوای سیاسی مربوط به امور اجتماعی است، در حالی که تقوای فردی به امور شخصی مربوط میشود. امور اجتماعی، اموری هستند که بر محور روابط اجتماعی میچرخند، رعایت تقوای سیاسی در این زمینه موجب سالم سازی روابط اجتماعی و آرامش روحی افراد جامعه میشود، در مقابل تقوای فردی به کارهای شخصی بی ارتباط با روابط اجتماعی ربط دارد، تمایز دیگر اینکه تقوای سیاسی در عرصه عمومی جامعه و تقوای فردی در عرصه خصوصی ظهور پیدا میکند، عرصه عمومیشامل مکانهایی است که به تمامیافراد تعلق دارد و محل اجتماع و رفت و آمد همه مردم است، به لحاظ فیزیکی بازار، خیابان، مسجد، ادارات و سازمانها و ... از جمله عرصههای عمومیهستند، از آن سو فضای خانه و مکانهای شخصی که تاثیری بر فضای عمومیندارند، جزء عرصههای خصوصی محسوب میشوند، تقوای سیاسی و اجتماعی به دنبال سالم سازی عرصههای عمومیاست تا زمینه رشد و تعالی فرد و جامعه را مهیا سازد، آخرین تمایز بین تقوای سیاسی با تقوای فردی مربوط به رفتار است.
رفتار فردی رفتارهایی را در بر میگیرد که تاثیرات سیاسی و اجتماعی ندارند، امّا رفتار سیاسی شامل رفتارهایی میشود که تاثیرات سیاسی و اجتماعی دارند و بر سرنوشت جامعه اثر میگذارند، توجه به این تمایزها اهمیت دو چندان تقوای سیاسی را نسبت به تقوای فردی روشن میسازد، این تمایزها موجب افزایش اهمیت تقوای سیاسی نسبت به تقوای فردی میشود، بر همین اساس مسائل اجتماعی و رویدادهای سیاسی به ویژه در تزاحمها و تعارضها، از مهمترین عرصههایی هستند که فضایل و رذایل اخلاقی در آنها ظهور میکنند و تقوای سیاسی افراد محک میخورد، به عبارت روشن تر در دوراهیها و تزاحمهای سیاسی است که صفات اخلاقی در ضمن رفتارهای فضیلت مدار یا رذیلت مدار جلوه گری میکنند، هنگامیکه تقوای سیاسی سبب شود که رفتارهای سیاسی بر اساس فضایل و مکارم اخلاقی استوار شود، رفتارهای سیاسی متدینانه شکل میگیرد و موجب رشد و تعالی فرد و جامعه میشود.
امام خامنهای (ره) به عنوان نمونه درباره رعايت تقوای امام خمینی(ره) نسبت به مخالفين چنين آورده اند: « ممکن است ما با یکی مخالف باشیم، دشمن باشیم؛ دربارة او چگونه قضاوت میکنید؟ اگر قضاوت شما دربارة آن کسی که با او مخالفید و با او دشمنید، غیر از آن چیزی باشد که در واقع وجود دارد، این تعدّی از جادة تقواست»، ايشان در ادامه میآورند: « ما یک شب در خدمت امام(ره) بودیم. من از ایشان پرسیدم نظر شما نسبت به فلان کس چیست.... امام(ره) یک تأملی کردند، گفتند: نمیشناسم. بعد هم یک جملة مذمتآمیزی راجع به آن شخص گفتند، این تمام شد، من فردای آن روز یا پسفردا - درست یادم نیست - صبح با امام کاری داشتم، رفتم خدمت ایشان، به مجردی که وارد اتاق شدم و نشستم، قبل از اینکه من کاری را که داشتم، مطرح کنم، ایشان گفتند که راجع به آن کسی که شما دیشب یا پریشب سؤال کردید، «همین، نمیشناسم»؛ یعنی آن جملة مذمتآمیزی را که بعد از «نمیشناسم» گفته بودند، پاک کردند. ببینید، این خیلی مهم است. آن جملة مذمتآمیز نه فحش بود، نه دشنام بود، نه تهمت بود؛ خوشبختانه من هم بکلی از یادم رفته که آن جمله چه بود؛ یعنی یا تصرف معنوی ایشان بود، یا کمحافظگی من بود؛ نمیدانم چه بود، اما اینقدر یادم هست که یک جملة مذمتآمیزی بود، همین را ایشان آن شب گفتند، دو روز بعدش یا یک روز بعدش آن را پاک کردند؛ گفتند: نه، همان نمیشناسم. ببینید، اینها اسوه است ». ( امام خامنهای 14/03/1389 )
ایشان در ادامه میفرمایند؛ تقوا در مسائل شخصی یک حرف است؛ تقوا در مسائل اجتماعی و مسائل سیاسی و عمومیخیلی مشکلتر است، خیلی مهمتر است، خیلی اثرگذارتر است. ما نسبت به دوستانمان، نسبت به دشمنانمان چه میگوئیم؟ اینجا تقوا اثر میگذارد. ممکن است ما با یکی مخالف باشیم، دشمن باشیم؛ درباره او چگونه قضاوت میکنید؟ اگر قضاوت شما درباره آن کسی که با او مخالفید و با او دشمنید، غیر از آن چیزی باشد که در واقع وجود دارد، این تعدی از جادهی تقواست. آیهی شریفهای که اول عرض کردم، تکرار میکنم: «یا ایّها الّذین امنوا اتّقوا اللَّه و قولوا قولا سدیدا». قول سدید، یعنی استوار و درست؛ اینجوری حرف بزنیم. من میخواهم عرض بکنم به جوانان عزیزمان، جوانهای انقلابی و مؤمن و عاشق امام، که حرف میزنند، مینویسند، اقدام میکنند؛ کاملاً رعایت کنید. اینجور نباشد که مخالفت با یک کسی، ما را وادار کند که نسبت به آن کس از جاده حق تعدی کنیم، تجاوز کنیم، ظلم کنیم؛ نه، ظلم نباید کرد. به هیچ کس نباید ظلم کرد. ( امام خامنهای 14/3/1389 )
ضرورت ارتباط معنوی؛ کنشکر سیاسی در هر برههای از زمان و در هر مرتبهای از مراتب و شؤون اجتماعی و سیاسی، به ارتباط با خداوند و دعا و توجه و تضرّع به درگاه کبریایی اش نیازمند است، این نیاز یک نیاز اساسی و واقعی است ( امام خامنهای 29/7/1390 )؛ چنانکه هنر بزرگ امام خمينی(ره) این بود که اخلاق و معنویت را با سیاست همراه کرد و اساساً حضور ایشان در عرصه سیاست را باید جزئی از سیر و سلوک معنوی او دانست؛ چون که معنویت در وجود انسان، مایه هدف دار شدن اوست؛ به زندگی اش معنا و جهت میدهد، هم چنان که آرمانهای معنوی و اخلاقی، زندگی جامعه را جهت دار میکند و برای انسان هویت میسازد، در عوض اگر ذخیره معنوی در وجود انسان از حدّ لازم پایین تر بیاید انسان دچار لغزشها و گمراهیهای بزرگی خواهد شد، ( امام خامنه ای17/7/1381 ) بدون ارتباط با خدا، انسان در درون خود تهی است؛ بی مغز و بی معنا و بی محتوا است و توجه به خداوند و ارتباط با او، روحی در کالبد انسان واقعی و حقیقی است. ( امام خامنهای 29/6/1374 ) هم چنین انسان نیازمند این است که درسایه معنویات، انسانی متخلق شود؛ متخلِّق به خُلقیات اسلامیشود که در روایات، از آن به جنود عقل تعبیر شده است؛ چه این که تهیدستی از این خلقیات، انسانیت را به پریشانی میکشاند. ( امام خامنهای 1/1/1376 ) این نیروی معنوی که با وارستگی و قطع تعلقات دنیوی به دست میآید، وقتی با مسئولیتهایی در عرصه سیاسی همراه میشود، معجزه خواهد کرد؛ چنانکه امام خامنه ای(ره) میفرمایند؛ « وقتی ملّتی خودش را در خدمت خدا و اهداف الهی میگذارد، خدا هم تمام نیروهای عالم طبیعت را در خدمت آن ملّت قرار میدهد ». ( امام خامنهای 19/4/1368 )
امام خامنه ای(ره) همچنین یادآور میشوند؛ اساس کار اخلاق است همه اینها مقدمه اخلاق حسنه است. حکومت اسلامیبرای این است که انسانها در این فضا تربیت شوند، اخلاق آنها تعالی پیدا کند به خدا نزدیک تر شوند»، ( امام خامنه ای، 2/2/77 ) ایشان هم چنین تأکید مینمایند که « ... در علم پيشرفت كرديم، در سياست پيشرفت كرديم؛ بايد در معنويت و در تزكيه نفس هم پيشرفت مي كرديم. در قرآن هر جا تزكيه و تعليم از زبان پروردگار است، تزكيه مقدم است بر تعليم؛ آن هم تعليم كتاب و حكمت - «يزكّيهم و يعلّمهم الكتاب و الحكمة» ( سوره آل عمران ، آیه 164، سوره جمعه ، آیه 2) - فقط يك جا از زبان حضرت ابراهيم، تعليم مقدم است». ( سوره بقره ، آیه 129 ) ( پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری ، نماز جمعه تهران ، 14/11/90 ) بدین خاطر از نگاه امام خامنهای (ره) دولت اسلامینباید نسبت به تربیت معنوی افراد تحت حاکمیت خود بی تفاوت باشد؛ یعنی حکومت در جامعه، در زمینه اخلاق و معنویت مردم و رشد فضیلتهای اخلاقی آنها مسئولیتهایی دارد.( امام خامنه ای، 15/11/1381 ) هم چنین ایشان در جای دیگر مسئولین و مدیران کشور را در قبال معنویات مردم مسئول دانسته که آنان نمیتوانند خود را از آن برکنار بدانند و حتی مسئولان را در قبال عقب گرد روحی و اخلاقی جامعه موظف میدانند و یاد آور میشود که به جوانان ما مناعت طبع و عفت اخلاقی و اطمینان به نفس و اعتماد به خود و صداقت و شجاعت بیاموزید... ( امام خامنه ای، 12/2/1380 ) چراکه « خط صحیح جمهوری اسلامی، اداره و هدایت صحیح مردم، به رشد رساندن و به تکامل رساندن مردم است. ( امام خامنه ای، 19/10/1370 )
شرح صدر؛ یکی دیگر از مؤلفههای اخلاق در عرصه سیاسی شرح صدر است که یک عنصر و کنشگر ساسی با برخورداری از آن میتواند با روی گشادهای که نسبت به مسائل و مردم دارد میتواند جذب حداکثری را داشته باشد؛ چنانکه امام خامنهای (ره) با توجه دادن به این مؤلفه اخلاقی توصیه میفرمایند که؛ جبهه انقلاب را گسترش بدهید، یارگیری کنید؛ حذف نکنید؛ صِرف اختلاف سلیقه و اختلاف نظر درباره فلان مسئله موجب طرد نشود، بعضی هستند که به اسلام و انقلاب و نظام اسلامیو به خیلی از خصوصیّاتی که شما به آن اهمّیت میدهید معتقدند، در فلان مسئله خاص با شما موافق نیستند؛ این نباید موجب بشود که شما او را طرد کنید، از دایره انقلابیگری خارج بدانید. هر چه میتوانید جبهه انقلاب را گسترش بدهید، جذب کنید؛ البتّه منظورم جذب منافق نیست، جذب آدم بیاعتقاد نیست؛ جذب آدم معتقدی است که با شما اختلاف سلیقه دارد.( امام خامنهای 28/2/1399 ) نگذاریم با رفتار ما، با عمل ما، با اظهارات ما، با منش ما، کسانی که یک ایمان نیمهکارهای دارند، بکلی از ایمان ببُرند؛ کسانی که نیمهارتباطی با نظام دارند، از نظام منقطع شوند. عکس این عمل کنیم؛ کسانی که در نیمه راه هستند، اینها را جذب کنیم.( 16/5/1390 ) این جاذبه حتی درباره عدهای از افرادی که ناآگاهانه در اغتشاشات هم شرکت کرده اند را هم میتواند شامل شود؛چنانکه امام خامنه ای(ره) در آخرین دیدارهای مردمیخودشان به این موضوع پرداخته و افراد شرکت کننده در اغتشاشات دی ماه 104 را به چند دسته تقسیم کرده و با سعه صدری که داشتند این چنین میفرمایند؛ آن کسانی هستند که فریب خوردند، سادگی به خرج دادند، بیتجربه بودند، با فتنهگرها همراه شدند. من میخواهم بگویم آنها هم از ما هستند، آنها هم بچّههای ما هستند. یک عدّهای از آنها هم پشیمان شدند. بعضیشان به من نامه نوشتند که ما آن روز آمدیم در خیابان و چه و چه و چه، ما را حلال کن! در زندان هم نبودند، آزاد بودند، [امّا] پشیمان شدند، اشتباه کردند. آن کسانی از اینها که کشته شدند، مسئولین آنها را هم شهید محسوب کردند؛ خوب کردند. بنابراین دایره جانباختگان ما که اینها را به عنوان «شهید» حساب میکنیم، دایره وسیعی است: بجز آن اصحاب فتنه و سردستهها و کسانی که از دشمن پول گرفتند، اسلحه گرفتند، به غیر آنها، بقیّه: چه عناصر مدافع امنیّت، چه رهگذرها، و چه حتّی کسانی که با فتنهگرها چند قدمیحرکت کردند که اینها [هم] فرزندان ما هستند، و ما برای اینها طلب رحمت میکنیم، طلب مغفرت میکنیم؛ اشتباه کردند، خدای متعال از اشتباه اینها درگذرد؛ انشاءالله.
اخلاص: یکی ديگر از مؤلفههای اخلاقمداری در عرصه « اجتماع و سیاست » اخلاص میباشد، امام شهید در تبیین مفهوم اخلاص میفرمایند: اخلاص؛ یعنی هیچ انگیزة دیگری را جز انگیزة الهی و رضای پروردگار و انجام مأموریت و مسئولیت خدایی وارد کار نکنید، این معنایش اخلاص است... ( بیانات امام خامنه ای، 26/6/1376 ) هم چنین ایشان میفرمايند؛ از پیغمبر اکرم صلواتاللَّهوسلامهعلیه نقل شده است که فرمودند: «ان لکل حق حقیقتاً.» هر چیزی دارای حقیقتی است و یک روح و یک معنا و یک حقیقت دارد « و ما بلغ عبد حقیقة الاخلاص » بنده به حقیقت اخلاص و به آن معنای حقیقی اخلاص نمیرسد «حتی لایحب ان یحمد علی شیء من عمل للَّه.» (این خیلی سخت است؛ این، مرتبهاش از آن مراتب بسیار بالاست) مگر اینکه دوست نداشته باشد که مردم او را برای هیچ یک از کارهایی که برای خدا انجام میدهد، ستایش کنند. مثلاً فردی است که کار را برای دیگران انجام نمیدهد: برای خاطر خدا نماز میخواند، ختم قرآن میگیرد، کار خیری انجام میدهد، احسان و کمک و صدقهای میدهد و مجاهدتی برای خدا میکند. اما دوست میدارد که مردم بگویند: «ایشان چقدر آدم خوبی است.» کارش را برای مردم نکرده است. کار را برای خدا انجام داده و تمام شده؛ اما از مدح مردم و از اینکه مردم از او تعریف کنند، خوشش میآید. میفرماید این، آن مرتبهعالی اخلاص نیست، مرتبه عالی اخلاص این است که این را هم دوست نداشته باشد. اصلاً کاری به کار مردم نداشته باشد! میخواهند بدانند، میخواهد ندانند. میخواهد خوششان بیاید، میخواهد خوششان نیاید. نگاه کند ببیند خدا از او چه خواسته است و دقیقاً آن را انجام دهد. من این صفت و این روحیه را در امام رضواناللَّهتعالیعلیه، در بسیاری از موارد مشاهده کردم. در موارد متعددی، بنده این خصوصیت را در ایشان دیده بودم. کاری نداشت که کسی خوشش میآید یا خوشش نمیآید. تکلیفش را انجام میداد. ( امام خامنهای ۱۳۷۱/۱۲/۴ )
صداقت شرط اخلامداری در سیاست؛ صداقت و عاري بودن از فريب، دروغ و هرگونه خدعه و نيرنگ و ظاهر سازي و ديگر مظاهر شيطاني درواقع شرط اخلاقمداری در امر سیاسی میباشد؛ چنانکه حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام میفرمایند؛ « وَلیَصدُق رائِدُ أَهلَه » پیشوای قوم باید با مردمِ خود به راستی سخن راند » ( خطبه 108)، امام خامنه ای(ره) حتی صداقت در مسائل سیاسی را مرادف با تقوای سیاسی دانسته و فرمودند؛ تقوای سیاسی؛ یعنی هر کس که در کار سیاست است، سعی کند با مسائل سیاسی صادقانه و دردمندانه و از روی دلسوزی برخورد کند، سیاست به معنای پشت هم اندازی و فریب و دروغ گفتن به افکار عمومیمردم، مطلوب اسلام نیست. سیاست یعنی ادارة درست جامعه؛ این جزو دین است. تقوای سیاسی، یعنی انسان در میدان سیاست، صادقانه عمل کند. ( امام خامنهای 16/1/1381 ) ایشان هم چنین میفرمایند:«... اگر تواضع بورزید، آدم صادقی باشید، علیه این و آن حرکت مخربّی انجام ندهید، میتوانید با این اخلاق حسنه دل مردم را به طرف خودتان جذب کنید.» ( امام خامنه ای13/2/1394 )؛ ایشان با اشاره به مصداق عینی این الگو؛ یعنی امام خمینی (ره) میفرمایند: « اگر امام عزیز ما به ما یاد میداد که به خدا توکل کنیم، اعتماد کنیم، حسن ظن داشته باشیم، تلاش کنیم و میگفت اگر این کار را بکنید، پیروز خواهید شد، این اتفاق افتاد؛ همچنان که در صدر اسلام اتفاق افتاد؛ که امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام) در نهجالبلاغه فرمود: « فلمّا رأی اللّه صدقنا انزل بعدوّنا الکبت و انزل علینا النّصر»، این ملت صدق خود را نشان داد، راستگوئی خود را نشان داد؛ وارد میدان شد و در میدان عمل، این فکر و این اندیشه و این مبانی نظری تجربه شد». ( امام خامنهای 6/3/1392 )
زهد و ساده زیستی؛ درباره زهد و ساده زیستی برداشتهای متفاوتی در جامعه وجود دارد که میتواند برخی از آنها ناصواب باشد، برای دوری و اجتناب از این معانی سزاوار از کلام امام صادق علیه السلام در این باره بهره مند شود، ایشان مى فرمايند: زهد آن است كه چون به چيزى مشغول شوى ياد پروردگار متعال را ترك نكنى و براى ترك كردن آن تأسف بخورى و در اين عمل عجب و خودبينى پيدا نشود و زاهد كسى است كه زندگى معنوى را بر عيش دنيوى مقدم بدارد... و مجاهده و كوشش و مخالفت نفس را به راحتى و عيش اختيار كند. ( مصباح الشريعة، ج اول، قم، انتشارات قلم، 1363، ص 135)، البته نقش آفرينی سياسی نه تنها در تضاد با زهد و تقوا نيست بلکه فرد متقّی بايد تکليف دينی خود را داشته باشد و بر حسب ملاکهای دينی و به تکليف دينی خويش عمل نمايد، اگر تکليف دينی است که نقش آفرينی در عرصههای سياسی داشته باشد، بايد به آنچه که تکليف است، عمل نمايد و اين نقش آفرينی سياسی منافاتی با زهد و تقوی ندارد، امام خامنهای در توصيف یکی از ويژگیهای بنیانگذار انقلاب میفرماید؛ « امام بزرگوار ما ... آدمیبود که تعیّنات دنیوی، حقیقتاً برایش ارزش نداشت. آدم این را در آن مرد معنوی و بزرگوار میدید که تعیّنات، تعلّقات و تکلّفات دنیوی، اصلاً برای خودش ارزش نداشت». ایشان درباره این زهد توضیح میدهند که « این که دارم میگویم، منظورم بهرهمندی شخصی است؛ معنایش این نیست که کشور، کار آبادانی و عمران نکند و دنیا را آباد نکند»، چرا که دنیای بد آن چیزی است که در درون شماست، این ظواهر طبیعت- زمین و درخت و آسمان و اختراعات و امثال اینها- دنیای بد نیست؛ اینها نعمتهای خداست؛ باید اینها را آباد کرد، دنیای بد، آن خودخواهی، آن افزون طلبی، آن احساس تعلقی است که در درون توست ( امام خامنهای ،14/3/1378 ) ایشان باز در توضیح این زهد میآورند؛ « میگفتند که اسلام با دنیا مخالف است؛ یعنی دنیا را آباد نکنیم! نه، آن دنیایی که گفته میشود، دنیای شخصی است؛ یعنی خود شما دنبال تکیّف زندگی دنیایی نباشید و زندگی را ساده بگذرانید، معنایش این است، امیرالمؤمنین (علیهالسّلام)، شخصاً زاهدانهترین زندگیها را داشت؛ اما در عین حال، مرتب هم کار میکرد، مزرعه را آباد و چاه آب، جاری میکرد، جهاد میکرد و کشور را اداره میکرد، حکومت به آن عظمت را ریاست میکرد، سیاستگذاری و سیاستمداری میکرد » ( امام خامنه ای، 15/12/ 1377 ) ایشان در جایی دیگری درباره ضرورت برخورداری این ويژگی در مسئولان میفرمایند؛ « آن چیزی که مردم به آن توجه دارند و موافق مذاق عامه است، اینکه زندگی شما ( مسئولان )ساده باشد، همانطوری که سران اسلام و پیغمبر اسلام و امیرالمؤمنین و ائمۀ ما زندگیشان ساده و عادی بود بلکه پایینتر از عادی».( امام خامنهای 25/4/1364 ) امام شهید هم چنین جامعه را از تجمل گرایی و روحیه اشرافی و ضررهای آن برحذر میدارد و تأکید میکنند؛ تجمل گرایی و گرایش به اشرافی گری در زندگی ضررها و خطرهای زیادی دارد، هیچ وقت عدالت اجتماعی تأمین نخواهد شد، هیچ وقت روحیهای برادری و اُلفت و اُنس و همدلی ... به خصوص جامعه ما لازم است پیش نخواهد آمد... اگر این روحیه تجمل گرایی در جامعه ما رواج پیدا بکند که متأسفانه تا میزان زیادی هم رواج پیدا کرده است، بسیاری از مشکلات اقتصادی و اجتماعی و اخلاقی کشور، اصلاً حل نخواهد شد. ( امام خامنه ای، 4/10/1378 )
جمع بندی: اخلاق با ايجاد روحيه متعالي و ارزشمند در عرصه سياست از ظهور چالشها، تعارضات و درگيريها در حوزههاي اجتماعي، پيش گيري کرده و با انتشار ارزشهاي انساني در ميان اعضاي جامعه تلاش مي کند، امام خامنه ای(ره) با توجه به نگرشی متعالی که نسبت به دين، اخلاق و سياست داشتند، در واقع با اصالت بخشيدن به اخلاق و نيز با اعتقاد به آموزه يگانگي اخلاق و سياست، تصويري مطلوب از سياست اخلاقي و يا به تعبير ديگر سياست اسلامي را ارائه میکنند، در حقيقت با اين نگاه اخلاقي به سياست، اصلاح جامعه از طريق اصلاح درون ممکن است و تنها با تهذيب نفس و نظارت مستمر خود، مي توان جامعه اي صالح پديد آورد و سياستي اصيل پي افکند، این نوع نگرش رابطه اخلاق و سیاست و نیز مناسبات آن را در راستای رسیدن سعادت و تامين آن قرار میدهد، در اين نگاه متعالی به سياست، هدف غاييِ دولت اسلامي هدايت جامعه به سوي صراط مستقيم و تأمين سعادت بشر و رسيدن به قرب الهي میباشد، به همين دليل تعليم و تربيت و تزکيه جامعه و فراهم کردن زمينه رشد و تعالي معنوي افراد جامعه از جمله وظايف دولت اسلامي است و دولت وظيفه دارد شرايط اجتماعي مساعدي را براي تربيت افراد مؤمن و با فضليت فراهم سازد ( عليرضا صدرا، نقش راهبردی دولت در نظريه سياسی امام خمينی، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام، ص 282-284 ) باید کسانی که دلسوزند، نگذارند معیارهای الهی در جامعه عوض شود، اگر معیار تقوا در جامعه عوض شد... اگر زرنگی و دست و پاداری و پشت هم اندازی و دروغگویی در کار دنیا و بی اعتنایی به ارزشهای اسلامیملاک قرار گرفت ... از همه دروغگوتر، فریبگرتر، بی اعتناتر به فضایل انسانی و نسبت به انسانها بی رحمتر؛ این در رأس قرار میگیرد ( امام خامنهای 23/4/1371 ) هم چنین امام خامنه ای(ره) معتقد هستند که یکی از خطراتی که سیاست را تهدید میكند؛ این است كه سیاست از اخلاق فاصله بگیرد و از معنویّت و فضیلت خالی شود؛ یعنی شیطنتها بر سیاست غلبه پیدا كند؛ هواهای نفسانی اشخاص، سیاست را قبضه كند؛ منافع طبقات زورگو و زرسالاران جوامع، سیاست را به دست گیرد و به این سمت و آن سمت بكشاند، اگر این آفت به سیاست خورد، آنگاه همه صحنه اجتماعی انسانها دچار عیب و آفت میشود. ( امام خامنهای 12/12/1380 ) نکته دیگر این که امام خامنهای (ره) حقیقت و مقصد اصلی دین را تهذیب اخلاق جامعه و تصحیح فرهنگ آن میداند که بدون دست یابی به این تحول عميق، حاکمیت دین و حکومت دین را بی معنا میباشد( امام خامنهای 28/4/1364 ) هم چنین در همین راستا ایشان میفرمایند : «... سیاست ما باید دینی باشد، نه اینکه دینداریمان را در جهت سیاسیکاری، در جهت اهداف پست و حقیر سیاسی حرکت بدهیم ». ( امام خامنهای 6/10/۱۳۹۶۰ )
∎