شناسهٔ خبر: 78934824 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: شفقنا | لینک خبر

ویترین روزنامه ها/ روایت «اعتماد» از حملات آمریکا به چابهار و ایرانشهر/ گزارش «شرق» از روند تحولات نظامی و افق گسترش دامنه درگیری‌ها

صاحب‌خبر -

شفقنا رسانه_ صفحه یک روزنامه‌ها به عنوان ویترین در مقابل چشم خواننده است به همین جهت انتخاب تیتر، عکس و مطالب فرعی در این صفحه اهمیت زیادی دارد تا خواننده را به داخل متن بکشاند و همراه خود کند. در این گزارش سعی کردیم با نگاهی به روزنامه‌های امروز، آن‌هایی که دارای مطالب خوب و مخاطب محور و یا محل نقد و بحث هستند، مورد بررسی قرار دهد.

«جنگ در بی‌خانمانی» تیتر روزنامه اعتماد است و به شبی پرداخت که جنگ به چابهار و ایرانشهر رسید. رستم بلیده درباره حملات اخیر می‌گوید: «یک سمت جنگلوک دیوار اداره بنادر است و سمت دیگرش یکی از پایگاه‌های نظامی.«زمانی که آنجا را زدند خانه‌های مردم خراب شد و پروین سپاهی هم که از اهالی آنجا بود از ترس شدت انفجار سکته کرد.» فاصله این مردم با محل انفجار حدود ۴۰ تا ۵۰ متر است؛ آدم‌هایی که چهارشنبه شب با سر و صداها متوجه جنگ شدند؛ تعدادی از آنها زخمی شدند و یک نفر هم جان خود را از دست داد: «مردم در آنجا اصلا زندگی ندارند مثل حلبی‌آبادهای کرج و خاک سفید تهران است؛ منطقه‌ای جرم‌خیز که هیچ کس نمی‌تواند وارد آن شود. عادت کرده‌اند به این نوع زندگی، یک موشک هم بزنند کنار زندگی آنها خیلی اتفاق خاصی برایشان نمی‌افتد.» رستم بلیده فردای روزی که انفجارها رخ داد، توانست به جنگلوک برود و بعد دید که سقف همان حلبی‌آباد هم روی سر مردم آمده است. اگرچه این مردم زندگی که از قبل تجربه کرده بودند حتی شباهتی به زندگی معمولی و مرسوم در سیستان و بلوچستان را نداشت، اما می‌شد ترس را در صورت‌های آنها دید. دیوار مجموعه نظامی سمت آنها ریخته بود و ماشین‌های خاکبرداری در حال کار بودند. برق نبود، ترانسفورماتور برق جنگلوک بر اثر انفجار خراب شده بود و ماموران اداره برق در حال تعمیر بودند تا کابل‌ها را سر جای خود بگذارند. «طرف در روستای خود کار و کاسبی نداشته یا مشکلات مالی داشته و به همین دلیل برای کار به اینجا آمده است. حالا هم بیشتر متکدی هستند یا مسافرکشی می‌کنند و در جمعه بازار چابهار میوه می‌فروشند. هر کاری می‌کنند و برای آنها اصلا مهم نیست چه کاری. به راحتی هم نمی‌شود آنها را جابه‌جا کرد، چون جمعیت‌شان زیاد است و جایی ندارند که بروند.»

«آغاز جنگ تحمیلی چهارم؟» تیتر روزنامه شرق است که گزارشی از روند تحولات نظامی و افق گسترش دامنه درگیری‌ها کار کرد و نوشت: «تشدید بی‌سابقه تبادل آتش میان ایران و ایالات متحده، گسترش دامنه نبرد به جبهه یمن، تلاش واشینگتن برای احیای محاصره دریایی ایران، ادعای دریافت عوارض از کشتی‌های عبوری از تنگه هرمز و در نهایت تهدید آشکار دونالد ترامپ به حملات گسترده‌تر، از جمله هدف قراردادن تأسیسات هسته‌ای ایران و دیگر حوادث، نشان می‌دهد تحولات جاری دیگر با مفاهیمی چون «تنش»، «بحران» یا «بازدارندگی» و بازی با دیگر واژگان سیاسی قابل تبیین نیست. مجموعه رخدادهای این روزها حکایت از آن دارد که تلاش برای «کنترل تنش زیر سقف جنگ» به هر دلیلی ناکام ماند. به بیان صریح‌تر، آنچه امروز در برابر ما قرار گرفته، آغاز دور تازه جنگ تحمیلی علیه جمهوری اسلامی ایران است؛ جنگی که این بار فقط در میدان نبرد متعارف تعریف نمی‌شود، بلکه هم‌زمان در ابعاد نظامی، دریایی، اقتصادی، اطلاعاتی و روانی جریان دارد. این تصور که تا زمانی که دامنه درگیری‌ها به پایتخت یا مناطق مرکزی کشور نرسیده، هنوز با یک جنگ تمام‌عیار مواجه نیستیم و تحولات صرفا در چارچوب تبادل آتش محدود و کنترل‌شده جریان دارد، با واقعیت‌های راهبردی میدان همخوانی ندارد. نخست آنکه نوار ساحلی جنوب ایران، شریان حیاتی اقتصاد ملی، دروازه اتصال کشور به آب‌های آزاد، کانون اصلی صادرات و واردات و محل استقرار بخش عمده زیرساخت‌های نفت، گاز و پتروشیمی است؛ ازاین‌رو هرگونه حمله به این منطقه، مستقیما منافع حیاتی کشور را هدف قرار می‌دهد. دوم آنکه تمرکز فعلی حملات بر جنوب، هرگز به معنای مصونیت مناطق مرکزی و شمالی نیست و نباید به خطای محاسباتی درباره سقف و دامنه جنگ طی روزهای آتی بینجامد. ولی فارغ از اینکه چگونه از تفاهم اولیه ۲۸ خرداد (۱۸ ژوئن ۲۰۲۶) و آغاز گفت‌وگوهای سوئیس برای دستیابی به توافق نهایی به این نقطه رسیدیم و اینکه آیا تفاهم امضاشده بین پزشکیان و ترامپ از اساس چیزی جز «یک تنفس بین دو جنگ» نبود، اکنون واقعیت مسلط، ورود منطقه به مرحله‌ای تازه و پیچیده از رویارویی است؛ مرحله‌ای که می‌تواند معادلات امنیتی و ژئوپلیتیکی غرب آسیا را به شکلی بنیادین دگرگون کند.»