شناسهٔ خبر: 78934735 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: جام‌جم آنلاین | لینک خبر

تقلای آمریکا برای دست‌اندازی بر حاکمیت ایران بر آب‌های جنوبی منجر به وحدت بیشتر مردم و مسئولان در دفاع از منافع ملی شده است

اجماع ملی بر سر هرمز

بامداد سه‌شنبه شهرهای ایران بار دیگر صحنه تجاوزات نظامی واشنگتن شد؛ تقابلی که همچنان تنگه هرمز و سواحل جنوبی کشور را به کانون اصلی دور جدیدی از جنگ تبدیل کرده است. بامداد سه‌شنبه شهرهای ایران بار دیگر صحنه تجاوزات نظامی واشنگتن شد؛ تقابلی که همچنان تنگه هرمز و سواحل جنوبی کشور را به کانون اصلی دور جدیدی از جنگ تبدیل کرد...

صاحب‌خبر -
 
فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا (سنتکام) اعلام کرد به دستور دونالد ترامپ برای سومین شب متوالی حملاتی را علیه اهدافی در ایران انجام داده است؛ حملاتی که واشنگتن مدعی است با هدف کاهش توانایی ایران برای حمله به کشتی‌ها در تنگه هرمز صورت گرفته. همزمان گزارش‌هایی از وقوع انفجار در بندرعباس، کیش، قشم، بوموسی، آبادان، بندر امام خمینی و ماهشهر منتشر شد و مقامات محلی از حمله به برخی نقاط در استان‌های هرمزگان و خوزستان خبر دادند. 
در مقابل، شبکه یکپارچه پدافند هوایی کشور از انهدام سه پهپاد آمریکایی در بندرعباس، لار و تنگه هرمز خبر داد و ارتش جمهوری اسلامی ایران نیز اعلام کرد در پاسخ به حملات آمریکا، مراکز ارتباطی، سامانه‌های پاتریوت، مخازن سوخت، برج مراقبت و انبار مهمات نیروهای آمریکایی در کویت را هدف قرار داده و همزمان یک شناور متخاصم آمریکایی نیز با موشک کروز هدف قرار گرفته است. 
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز در ادامه عملیات «نصر۲» از حمله به مراکز ارتباطات ماهواره‌ای، اقامتگاه نیروهای آمریکایی، رادارهای پاتریوت و زیرساخت‌های ناوگان پنجم آمریکا در بحرین، همچنین حمله موشکی به یک پایگاه محل استقرار نیروهای آمریکایی در اردن خبر داد؛ حملاتی که همزمان با گزارش رسانه‌های منطقه از شنیده شدن صدای انفجار و فعال شدن سامانه‌های پدافندی در این کشورها همراه بود. همزمان، نبرد بر سر تنگه هرمز نیز وارد مرحله تازه‌ای شد. سپاه در اطلاعیه‌ای اعلام کرد دو ابرنفتکش که با خاموش کردن سامانه‌های ناوبری و عبور از مسیرهای غیرقانونی امنیت کشتیرانی را به مخاطره انداخته بودند، هدف قرار گرفته‌اند. تقریبا همزمان سازمان تجارت دریایی بریتانیا نیز از اصابت موشک به یک نفتکش در جنوب عمان خبر داد. تازه‌ترین داده‌های مؤسسات بین‌المللی نیز از کاهش دوباره تردد شناورها در تنگه هرمز و افزایش نگرانی شرکت‌های کشتیرانی و بیمه‌گران بین‌المللی حکایت دارد. 
در واشنگتن، دونالد ترامپ نیز بار دیگر تنگه هرمز را محور سخنان خود قرار داد. او ضمن ادعای این‌که آمریکا کنترل تنگه را در اختیار خواهد گرفت، از آغاز دوباره محاصره دریایی ایران و دریافت عوارض از کشتی‌های عبوری سخن گفت؛ مواضعی که در کنار ادامه حملات نظامی، بیش از گذشته نشان می‌دهد رقابت اکنون بیش از هر موضوع دیگری بر سر آینده این آبراه راهبردی متمرکز شده است. همین تغییر، پرسش مهمی را پیش روی ناظران قرار داده است: آیا آنچه امروز در خلیج فارس جریان دارد صرفا ادامه یک درگیری نظامی است یا نبردی بر سر شکل‌دهی به نظم امنیتی آینده تنگه هرمز؟ پاسخ به این پرسش، شاید بتواند منطق تحولات اخیر را روشن‌تر کند. 
     از تغییر اهداف جنگ تا نبرد بر سر نظم امنیتی هرمز 
مرور تحولات چهار ماه گذشته نشان می‌دهد ادبیات و اهداف اعلامی آمریکا در قبال ایران به‌تدریج دچار تغییر شده است. در آغاز جنگ، واشنگتن از نابودی توان نظامی ایران، مهار برنامه هسته‌ای، تغییر رفتار منطقه‌ای و حتی وادار کردن تهران به پذیرش شروط خود سخن می‌گفت اما امروز بخش عمده مواضع رسمی کاخ سفید، سنتکام و شخص دونالد ترامپ حول یک محور مشترک می‌چرخد: تنگه هرمز. 
اظهارات اخیر ترامپ درباره اداره تنگه، دریافت عوارض از کشتی‌های عبوری، بازگرداندن محاصره دریایی ایران و تضمین عبور آزاد شناورها، در کنار تداوم حملات آمریکا به مناطق جنوبی ایران این برداشت را تقویت کرده که کانون اصلی تقابل دو طرف از اهداف اولیه به مسأله هرمز منتقل شده است. 
روند حوادث نشان می‌دهد بخش قابل توجهی از تعهدات آمریکا، هیچ‌گاه به مرحله اجرا نرسید. از موضوع آزادسازی دارایی‌های ایران و کاهش تحریم‌ها گرفته تا بندهای مرتبط با پایان درگیری‌ها و ترتیبات تردد در تنگه هرمز، بدعهدی آمریکا از همان هفته‌های نخست آشکار شد. 
براساس تفاهم اسلام‌آباد، ایران بر اعمال حاکمیت و مدیریت تنگه براساس ترتیبات جاکمیتی کشورمان تاکید دارد، در حالی که آمریکا با حفظ حضور نظامی، حمایت از کریدور جنوبی و همراهی شناورهای تجاری، عملا دنبال حفظ نظم امنیتی مورد نظر خود است. اکنون نیز الگوی عملیات دو طرف مؤید همین واقعیت است. حملات آمریکا عمدتا بر استان‌های جنوبی، بنادر، جزایر و زیرساخت‌های مرتبط با خلیج فارس متمرکز شده و در مقابل، پاسخ‌های ایران نیز عمدتا پایگاه‌های آمریکا در بحرین، کویت و اردن و اهداف مرتبط با حضور نظامی واشنگتن در منطقه را هدف قرار داده است. این روند نشان می‌دهد تنگه هرمز به محور اصلی جنگ‌طلبی آمریکا بر سر تعریف نظم امنیتی خلیج فارس تبدیل شده است. 
در چنین شرایطی، برخی تحلیلگران معتقدند راهبرد فعلی آمریکا ترکیبی از فشار نظامی، فشار دریایی، محاصره اقتصادی و جنگ روانی است؛ راهبردی که می‌کوشد بدون ورود به یک جنگ فراگیر، هزینه‌های تدریجی را بر ایران تحمیل کند. در مقابل، تهران نیز تلاش دارد با حفظ قدرت بازدارندگی، مانع از تثبیت قواعدی شود که از نگاه آن، با حاکمیت ایران بر این آبراه سازگار نیست. این روند نشان می‌دهد آنچه امروز در خلیج فارس جریان دارد، رقابتی بر سر تعیین قواعد بازی در یکی از مهم‌ترین گذرگاه‌های انرژی جهان است؛ رقابتی که نتیجه آن می‌تواند فراتر از سرنوشت این بحران، بر آینده موازنه امنیتی منطقه نیز تاثیر بگذارد. 
    از یک آبراه راهبردی تا نماد اراده ملی 
در همین چارچوب، ادامه حملات متقابل، کاهش محسوس تردد کشتی‌ها، افزایش هزینه‌های بیمه دریایی و تشدید نگرانی بازارهای جهانی انرژی نشان می‌دهد بازگرداندن شرایط تنگه هرمز به وضعیت پیش از جنگ، نه با فشار نظامی و نه صرفا با ابزارهای سیاسی آسان نخواهد بود. هرچه زمان می‌گذرد هزینه‌های این تقابل برای دشمنان ایران افزایش می‌یابد. 
از سوی دیگر اگر روند تحولات اخیر ادامه پیدا کند، احتمالا فضای هرگونه گفت‌وگوی سیاسی آینده نیز با شرایطی متفاوت از گذشته همراه خواهد بود. تجربه ماه‌های اخیر می‌تواند سطح بی‌اعتمادی را افزایش دهد و در صورت بازگشت به مذاکرات، مطالبات و تضمین‌های مورد انتظار طرف ایرانی را به مراتب سنگین‌تر کند. به همین دلیل، حتی اگر مسیر دیپلماسی دوباره گشوده شود، بعید به‌نظر می‌رسد مذاکرات از همان نقطه‌ای آغاز شود که تفاهم پیشین متوقف شد. در داخل ایران نیز تنگه هرمز بیش از گذشته به یک موضوع فراگیر ملی تبدیل شده است؛ موضوعی که صرفا در چارچوب سیاست خارجی تعریف نمی‌شود بلکه با مفاهیمی مانند حاکمیت ملی، تمامیت ارضی، امنیت انرژی و جایگاه ژئوپلیتیکی کشور گره خورده است. همین مسأله سبب شده فارغ از اختلاف دیدگاه‌های سیاسی، حساسیت نسبت به تحولات این آبراه افزایش یابد و هرمز در افکار عمومی به یکی از مهم‌ترین نمادهای منافع ملی تبدیل شود. موضوع هرمز به یکی از معدود عرصه‌هایی تبدیل شده که در آن، اختلافات سیاسی داخلی تا حد زیادی رنگ باخته است. از جریان‌های مختلف سیاسی گرفته تا تحلیلگران حوزه امنیت ملی، همگی بر این اصل تاکید دارند که هرگونه تصمیم درباره این آبراه راهبردی باید بر پایه حفظ حاکمیت، امنیت و منافع ملی اتخاذ شود و هیچ قدرت خارجی حق تحمیل نظم امنیتی مورد نظر خود بر این منطقه را ندارد. هرگونه تلاش برای تغییر موازنه امنیتی آن، در افکار عمومی تعرض به یکی از مؤلفه‌های بنیادین حاکمیت ملی تلقی می‌شود؛ برداشتی که می‌تواند انسجام داخلی در برابر فشارهای خارجی را تقویت کند. از این منظر، به‌نظر می‌رسد راهبرد واشنگتن برای تبدیل هرمز به عرصه اعمال فشار بر ایران نتیجه‌ای معکوس به‌همراه داشته است. اگر هدف افزایش شکاف‌های داخلی یا ایجاد اختلاف بر سر نحوه مدیریت این آبراه بود، تحولات اخیر دست ‌کم تاکنون به شکل‌گیری نوعی اجماع ملی بر سر هرمز انجامیده است؛ اجماعی که بر حق حاکمیت ایران، رد هرگونه مداخله خارجی در نظم امنیتی خلیج فارس و ضرورت صیانت از منافع ملی در این آبراه راهبردی تاکید دارد.