آنها برای مادرانی بازی میکنند که فرزندانشان هرگز از جنگ مالویناس برنگشتند. انگیزه آرژانتین، تصاحبِ یک جام ورزشی نیست. آنها میخواهند به تمامِ دنیا نشان دهند که آرژانتین شاید در اقتصاد ضربه خورده باشد، شاید در سیاست تحت فشار باشد، اما در مستطیل سبز، هیچ بریتانیایی حق ندارد جلوی آنها قد علم کند.
این مسابقه ، تقابل با سردیِ استعمار است ! بنویسید فوتبال، اما بخوانید جنگِ تمدنها. برای آرژانتینیها، تقابل با انگلیس هیچ وقت یک مسابقه ورزشی نیست؛ بلکه یک انتقامجویی ملّی و میهنپرستانه است.
برای هر وطنپرستی که در کوچههای بوینسآیرس و روساریو با فقر بزرگ شده، انگلیس همیشه نمادِ غارت بوده است.
دیهگو، عصیانگر و انتقامجو بود و حالا بعد از چهل سال، لیونل مسی با وقار و ساکت. اما هر دو اسطوره حامل یک پیام هستند: وقتی روبهروی ما انگلیس باشد، آرژانتین نه فقط برای پیروزی که برای خاک و تاریخ خود میجنگد.
در سال ۱۹۸۲ ارتش انگلیس به دستور مارگارت تاچر، نخست وزیر بریتانیا به مجمعالجزایر فالکند که بیش از ۱۲ هزار کیلومتر با بریتانیا فاصله داشت، حمله کرد. در اقدامی ناجوانمردانه زیر دریایی متخاصم بریتانیایی به نام Conqueror به ناوِ آرژانتینی General Belgrano شلیک کرد که به دنبال آن ۳۲۳ ملوان آرژانتینی جان خود را از دست دادند.
بریتانیا در میدان نظامی پیروز شد و جشن گرفت اما چهار سال بعد، در بعد از ظهر سوزان مکزیکوسیتی، یک فرشته عصیانگر به نام دیهگو آرماندو مارادونا تقاص آن خونها را گرفت. آنها فکر کردند تاریخ تمام شده است اما چهار سال بعد، خداوند عدالت را به پاهای جادویی پسرک موفرفری از خیابان آزامور در محلّه فقیرنشین وییا فیوریتو از منطقه لومای دِزامورا در شهر لانوس سپرد.
مرحله یک چهارم نهایی جام جهانی ۱۹۸۶ مکزیک، انگلیس و آرژانتین به قضاوت داورِ اهل تونس، علی بن ناصر، در استادیوم آزتک شهر مکزیکو سیتی باهم سرشاخ شدند. نزدیک به ۱۱۵ هزار تماشاگر این دیدار تاریخی بودند، سرمربی انگلیس بابی رابسون بود و کاپیتانشان پیتر شیلتون و یک جین ستاره نامدار دنیای فوتبال. استیو هاج که پس از مسابقه در رختکن ، پیراهن مارادونا را به یادگار گرفت و البته در سال ۲۰۲۲ آن را با قیمت ۷ میلیون پوند در حراج بین المللی ساتبیز به فروش رساند، گری لینهکر، پیتر بردسلی، گلن هادِل، جان بارنز، تری بوچِر، پیتر رید و ... دیهگو آرماندو مارادونا، ارتشِ یکنفره شد. مارادونا بعد از مسابقه در مقابل انبوه خبرنگاران و میکروفون هایشان و فلش لنز دوربین ها در پاسخ به سوالی که از او پرسیده شد، آیا با دست گل زدی؟ پاسخ داد :کمی با سرِ مارادونا بود و کمی هم با دستِ خدا. این جمله منشأ لقب تاریخی دست خدا شد و در ادامه نیز جمله جالبی را به زبان آورد :منتظر بودم همتیمیهایم مرا در آغوش بگیرند، اما کسی نیامد. فریاد زدم: بیایید بغلم کنید، وگرنه داور گل را قبول نمیکند!
دیهگو، سالها بعد نیز اذعان داشت که آن بازی یک مسابقه فوتبال نبود، یک جنگ بود. ما میگفتیم فوتبال ربطی به جنگ مالویناس ندارد، اما دروغ میگفتیم. ما میدانستیم که آنها بچههای ما را کشتهاند، مثل پرندهها آنها را کشتند و این انتقام ما بود. بَری دیویس گزارشگر معروف شبکه BBC پس از گل دوم مارادونا، جملهای گفت که جاودانه شد: باید اعتراف کرد که این باشکوه است. آرژانتین آن روز، انتقامِ مالویناس را در مستطیل سبز گرفت. حالا، ۴۰ سال از آن روز میگذرد، سه شیرها با پیراهنهای اُتو کشیده دوباره روبهروی متعصبهای آرژانتین صف کشیدهاند. رسانههای انگلیسی طبقِ فرهنگ و عادتشان چند روز مانده به این مسابقه حساس، مغرضانه برای آرژانتین خط و نشان میکشند و از «عدالت» حرف میزنند ! انگلیس تیم بسیار یکدست، منسجم و پُر ستارهای دارد ، درست مانند جام جهانی ۱۹۸۶، در این موضوع هیچ تردیدی نیست. قبل از شروع جام جهانی هم از آنها به عنوان یکی از مدعیان قهرمانی یاد میشد، اما این بار ارتشِ سفید و آبیپوش آلبیسلسته یک فرمانده بیرحمتر دارد. لیونل مسی، پادشاهی که ردایِ دیهگو را بر تن کرده، برای آخرین بار بند استوکهایش را سفت میکند و به خوبی میداند که میراث دیهگو چیست.
این مسابقه ، تقابل با سردیِ استعمار است ! بنویسید فوتبال، اما بخوانید جنگِ تمدنها. برای آرژانتینیها، تقابل با انگلیس هیچ وقت یک مسابقه ورزشی نیست؛ بلکه یک انتقامجویی ملّی و میهنپرستانه است.
برای هر وطنپرستی که در کوچههای بوینسآیرس و روساریو با فقر بزرگ شده، انگلیس همیشه نمادِ غارت بوده است.
دیهگو، عصیانگر و انتقامجو بود و حالا بعد از چهل سال، لیونل مسی با وقار و ساکت. اما هر دو اسطوره حامل یک پیام هستند: وقتی روبهروی ما انگلیس باشد، آرژانتین نه فقط برای پیروزی که برای خاک و تاریخ خود میجنگد.
در سال ۱۹۸۲ ارتش انگلیس به دستور مارگارت تاچر، نخست وزیر بریتانیا به مجمعالجزایر فالکند که بیش از ۱۲ هزار کیلومتر با بریتانیا فاصله داشت، حمله کرد. در اقدامی ناجوانمردانه زیر دریایی متخاصم بریتانیایی به نام Conqueror به ناوِ آرژانتینی General Belgrano شلیک کرد که به دنبال آن ۳۲۳ ملوان آرژانتینی جان خود را از دست دادند.
بریتانیا در میدان نظامی پیروز شد و جشن گرفت اما چهار سال بعد، در بعد از ظهر سوزان مکزیکوسیتی، یک فرشته عصیانگر به نام دیهگو آرماندو مارادونا تقاص آن خونها را گرفت. آنها فکر کردند تاریخ تمام شده است اما چهار سال بعد، خداوند عدالت را به پاهای جادویی پسرک موفرفری از خیابان آزامور در محلّه فقیرنشین وییا فیوریتو از منطقه لومای دِزامورا در شهر لانوس سپرد.
مرحله یک چهارم نهایی جام جهانی ۱۹۸۶ مکزیک، انگلیس و آرژانتین به قضاوت داورِ اهل تونس، علی بن ناصر، در استادیوم آزتک شهر مکزیکو سیتی باهم سرشاخ شدند. نزدیک به ۱۱۵ هزار تماشاگر این دیدار تاریخی بودند، سرمربی انگلیس بابی رابسون بود و کاپیتانشان پیتر شیلتون و یک جین ستاره نامدار دنیای فوتبال. استیو هاج که پس از مسابقه در رختکن ، پیراهن مارادونا را به یادگار گرفت و البته در سال ۲۰۲۲ آن را با قیمت ۷ میلیون پوند در حراج بین المللی ساتبیز به فروش رساند، گری لینهکر، پیتر بردسلی، گلن هادِل، جان بارنز، تری بوچِر، پیتر رید و ... دیهگو آرماندو مارادونا، ارتشِ یکنفره شد. مارادونا بعد از مسابقه در مقابل انبوه خبرنگاران و میکروفون هایشان و فلش لنز دوربین ها در پاسخ به سوالی که از او پرسیده شد، آیا با دست گل زدی؟ پاسخ داد :کمی با سرِ مارادونا بود و کمی هم با دستِ خدا. این جمله منشأ لقب تاریخی دست خدا شد و در ادامه نیز جمله جالبی را به زبان آورد :منتظر بودم همتیمیهایم مرا در آغوش بگیرند، اما کسی نیامد. فریاد زدم: بیایید بغلم کنید، وگرنه داور گل را قبول نمیکند!
دیهگو، سالها بعد نیز اذعان داشت که آن بازی یک مسابقه فوتبال نبود، یک جنگ بود. ما میگفتیم فوتبال ربطی به جنگ مالویناس ندارد، اما دروغ میگفتیم. ما میدانستیم که آنها بچههای ما را کشتهاند، مثل پرندهها آنها را کشتند و این انتقام ما بود. بَری دیویس گزارشگر معروف شبکه BBC پس از گل دوم مارادونا، جملهای گفت که جاودانه شد: باید اعتراف کرد که این باشکوه است. آرژانتین آن روز، انتقامِ مالویناس را در مستطیل سبز گرفت. حالا، ۴۰ سال از آن روز میگذرد، سه شیرها با پیراهنهای اُتو کشیده دوباره روبهروی متعصبهای آرژانتین صف کشیدهاند. رسانههای انگلیسی طبقِ فرهنگ و عادتشان چند روز مانده به این مسابقه حساس، مغرضانه برای آرژانتین خط و نشان میکشند و از «عدالت» حرف میزنند ! انگلیس تیم بسیار یکدست، منسجم و پُر ستارهای دارد ، درست مانند جام جهانی ۱۹۸۶، در این موضوع هیچ تردیدی نیست. قبل از شروع جام جهانی هم از آنها به عنوان یکی از مدعیان قهرمانی یاد میشد، اما این بار ارتشِ سفید و آبیپوش آلبیسلسته یک فرمانده بیرحمتر دارد. لیونل مسی، پادشاهی که ردایِ دیهگو را بر تن کرده، برای آخرین بار بند استوکهایش را سفت میکند و به خوبی میداند که میراث دیهگو چیست.