شناسهٔ خبر: 78932861 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: مردم‌سالاری‌آنلاین | لینک خبر

«مردم سالاری» ادعای نیویورک تایمز درباره احمدی نژاد را بررسی می کند

از نفی هلوکاست تا اتهام جاسوسی - مردم سالاری آنلاين

برای دومین بار در ماه‌های اخیر، نام محمود احمدی‌نژاد در صدر گزارش‌های امنیتی رسانه‌های جریان اصلی غرب، به‌ویژه نیویورک‌تایمز قرار گرفته است. این بار، نه به عنوان یک رئیس‌جمهور پیشین که منتقد وضع موجود است، بلکه به عنوان سوژه‌ای که ادعا می‌شود در چنبره‌ی نفوذ دستگاه اطلاعاتی اسرائیل (موساد) گرفتار شده است. فارغ از اینکه جزئیات این گزارش‌ها یک حقیقت تلخ در این میان نهفته است: «تکرار این اتهامات، محصول مستقیم رفتارشناسی سیاسی احمدی‌نژاد در یک دهه اخیر است.»

صاحب‌خبر - گروه سیاسی : برای کشوری که درگیر نبردی نابرابر در عرصه‌ی دیپلماسی و امنیت است، احمدی‌نژاد دیگر نه یک کنشگر داخلی، بلکه به یک بدهی سیاسی تبدیل شده که تکرار ادعاهای جاسوسی علیه او، بیش از آنکه دشمن را قدرتمند نشان دهد، نشان‌دهنده‌ی تزلزل مواضع و سوءمدیریت سیاسی خود اوست.

روایت نیویورک تایمز
نیویورک‌تایمز در گزارش مفصل خود، با استناد به منابع آگاه، روایتی از دیدارهای محرمانه در بوداپست و تلاش برای انتقال احمدی‌نژاد به یک خانه امن ارائه می‌دهد. این رسانه با اشراف کامل به ابزارهای تصویرسازی، به جزئیات تغییرات ظاهری، یادگیری زبان انگلیسی و تغییر لحن سیاسی احمدی‌نژاد اشاره کرده تا چهره‌ای متفاوت از رئیس دولت‌های نهم و دهم ترسیم کند.
بر اساس گزارش ادعایی نیویورک تایمز، اسرائیل از سال ۲۰۲۴ تلاش کرده از طریق کانال‌های مخفی با احمدی‌نژاد ارتباط برقرار کند. نقطه آغاز این تماس‌ها ظاهراً کنفرانسی در دانشگاه لودویکا در بوداپست (مجارستان) درباره تغییرات آب‌وهوایی بوده که پوشش عمومی داشته، اما برای دیدار‌های محرمانه استفاده شده است. دیوید بارنیا، رئیس سابق موساد، شخصاً در این دیدار‌ها حضور داشته و بعداً CIA را مطلع کرده است.
گزارش مدعی است اسرائیل حمایت مالی برای سفر‌ها و اقامت احمدی‌نژاد فراهم کرده و او را به عنوان چهره‌ای بالقوه برای نقش سیاسی در صورت «تغییر رژیم» در تهران آماده می‌کرده است. این عملیات بخشی از برنامه گسترده‌تری بوده که شامل آموزش و تجهیز گروه‌های کرد ایرانی در شمال عراق برای عملیات احتمالی در غرب ایران هم می‌شده  هرچند این بخش اجرا نشده است. عملیات در روز‌های اولیه جنگ آمریکا-اسرائیل با ایران شکست خورده و سرنوشت احمدی‌نژاد نامعلوم مانده است.
نیویورک تایمز مدعی شده منابع ایرانی به او گفته‌اند که احمدی‌نژاد پس از آنکه حاکمیت از جزئیات تماس‌های او مطلع شده، اکنون تحت «حصر خانگی» توسط اطلاعات سپاه قرار دارد.
این رسانه پیش از این در مقاله‌ای به تاریخ ۲۹ اردیبهشت، ادعا کرده بود که «در روز‌های اولیه جنگ، اسرائیل به خانه احمدی‌نژاد حمله کرد تا محافظانش را حذف کند و او را به خانه امن منتقل کند. اما عملیات با ورود اطلاعات سپاه شکست خورد.»
دفتر محمود احمدی‌نژاد ساعتی بعد در اطلاعیه‌ای رسمی، گزارش نیویورک تایمز و ادعای حصر خانگی را «کذب» خوانده و رد کرده است.

از افراطی­گر تا سکوت
نقد به محمود احمدی‌نژاد، در تناقض آشکار میان ادعاهای انقلابی‌اش و خروجی فاجعه‌بار سیاست‌های او نهفته است. او در دوران ریاست‌جمهوری، با اتخاذ مواضع رادیکال، ادبیات تقابلی تند و طرح موضوعات تنش‌زای بین‌المللی، عملا بهترین هدیه را به ماشین تبلیغاتی اسرائیل داد. سیاست‌های او، از انکار هولوکاست گرفته تا ادبیات تقابلی در مجامع عمومی، نه تنها منافع ملی را تأمین نکرد، بلکه به اجماع جهانی علیه ایران کمک کرد؛ اجماعی که اسرائیل از آن برای تحریم‌های فلج‌کننده و امنیتی‌سازی پرونده ایران بهره‌برداری کرد.
امروز که رسانه‌های غربی دوباره او را به نفوذ متهم می‌کنند، باید پرسید: آیا رفتار رادیکال دیروز او، زمینه را برای سوءاستفاده‌های امروز دشمن فراهم نکرده است؟ کسی که روزی با افراطی‌گری‌اش، بهانه‌ی امنیتی به دست اسرائیل داد، امروز با سکوت و رفتارهای غیرمتعارفش، پوشش خبری» به آن‌ها می‌دهد؛ فردی که خود را قهرمان ضدصهیونیسم می‌نامید، اکنون به مهره‌ای تبدیل شده که روایت‌های اسرائیلی علیه امنیت ایران بر نام او می چرخد.

سیاستمداری که تبدیل به ابزار شد
احمدی‌نژاد پس از پایان دوران قدرت، به جای اصلاح رویه‌های نادرست، مسیر اپوزیسیون داخلی را در پیش گرفت. نقد جدی به او این است که در تمامی این سال‌ها، هیچ‌گاه مرزهای خود را با جریان‌های مشکوک اطرافش روشن نکرد. حلقه‌ی نزدیکان او که بسیاری از آن‌ها پرونده‌های امنیتی قابل‌تأمل دارند همواره محلی برای نفوذ و ایجاد سوءتفاهم بوده است.
اینکه رسانه‌ای مثل نیویورک‌تایمز برای دومین بار در یک بازه زمانی کوتاه، او را به ارتباط با موساد متهم می‌کند، پیامی واضح به لایه‌های امنیتی کشور است: احمدی‌نژاد به واسطه‌ی عدم شفافیت در مراودات، تبدیل به نقطه‌یِ آسیب‌پذیر شده است.
او به جای آنکه یک سیاستمدار مسئول باشد که در بزنگاه‌های تاریخی به یاری کشور بیاید، با بیانیه‌های دوپهلو و حضورهای بحث‌برانگیز، عملاً در حال انجام پروژه‌ی فرسایش ذهنی علیه حاکمیت است. برای دشمن، چنین چهره‌ای طلایی است؛ چرا که او نیازی به نفوذ فیزیکی ندارد؛ رفتار سیاسی خود او برای تخریب اعتماد عمومی کافی است.

​هزینه‌هایی که ملت می‌پردازد
احمدی‌نژاد در حالی درگیر این بازی‌های رسانه‌ای شده که کشور با فشارهای اقتصادی و سیاسی ناشی از تحریم‌ها روبه‌روست. نقد صریح به او این است که چرا با وجود آگاهی از پیامدهای ملی این شایعات، همچنان بر همان مسیر نمایش‌های سیاسی اصرار می‌ورزد؟ هر بار که خبری مبنی بر ارتباط او با نهادهای جاسوسی خارجی منتشر می‌شود، بخشی از امنیت روانی جامعه دچار فروپاشی می‌شود.
او به عنوان کسی که دو دوره بر مسند ریاست‌جمهوری این کشور تکیه زده، باید بداند که مسئولیت او فراتر از شخصیت سیاسی خود اوست. او با این کار، عملاً آب به آسیاب اسرائیل می‌ریزد؛ چرا که هدف اصلی گزارش‌های اخیر، نه شخص احمدی‌نژاد، بلکه القای فروپاشی درونی نظام است.

​چرا رسانه‌های خارجی او را رها نمی‌کنند؟
دلیل تکرار این گزارش‌ها در نیویورک‌تایمز، به شخصیت پیش‌بینی‌ناپذیر و کارنامه‌ی پر از نوسان او برمی‌گردد. احمدی‌نژاد در سالهای اخبر به گونه‌ای عمل کرده که تغییر موضع ۱۸۰ درجه‌ای برای او امری عادی جلوه می‌کند. این ویژگی، او را به گزینه‌ی ایده‌آل برای سناریونویسان خارجی تبدیل کرده است.
نقد به او این است که چرا با رفتارهای مشکوک، مشاوران معلوم‌الحال و ادبیات اپوزیسیونی، اجازه داده است که دشمن شماره یک ایران، او را به عنوان ابزار خود تصویرسازی کند؟ اگر او به جای رفتارهای حاشیه‌ساز، به اصول حداقلی سیاست‌ورزی ملی پایبند بود، آیا باز هم یک رسانه‌ی بین‌المللی جرأت می‌کرد سناریوی جاسوسی برای او بنویسد؟

​پایان یک مسیر
در نهایت، باید گفت احمدی‌نژاد امروز، نه قربانی توطئه، که محصول عملکرد خود است. کسی که با افراطی‌گری‌های گذشته، دشمن‌تراشی غیرمنطقی کرد و با رفتارهای خودسرانه‌ی کنونی، فرصت‌طلبی سیاسی را پیشه ساخت، نباید تعجب کند که در بازی جاسوسی قدرت‌های بزرگ، به عنوان مهره‌ای سوخته، قربانی شود.
او باید بداند که اگر نخواهد مواضع خود را شفاف کند و پیوندش را با جریان‌های مشکوک اطرافش قطع نماید، نه تنها در تاریخ ایران به عنوان سیاستمداری که به کشورش هزینه تحمیل کرد ثبت خواهد شد، بلکه به نمونه‌ای عبرت‌آموز تبدیل می‌شود؛ نمونه‌ی کسی که در غبار جاه‌طلبی‌های شخصی و ناتوانی در مرزبندی، عملاً راه را برای کسانی باز کرد که از هیچ فرصتی برای ضربه زدن به ایران دریغ نمی‌کنند.