شناسهٔ خبر: 78931111 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه اعتماد | لینک خبر

سایه‌ هوش مصنوعی بر گفت‌وگوهای ایرانی

علی میرزامحمدی

صاحب‌خبر -

«مردم‌نگاری اینترنتی» از عرصه‌های پژوهشی جدیدی است که جامعه ما به آن نیازمند است. در این عرصه، بررسی رابطه بین کاربران با  هوش مصنوعی می‌تواند بسیار جذاب باشد. با این منظر تحلیلی، در ماه‌های اخیر، گفت‌وگوهای چند گروه تلگرامی ایرانی را مورد بررسی قرار دادم. نتایج اولیه نشان می‌دهد هوش مصنوعی دیگر فقط موضوعی برای بحث کاربران ایرانی نیست، بلکه خود به بخشی از میدان بحث تبدیل شده است. ما ایرانیان نه‌تنها درباره فایده‌ها و خطر‌های این فناوری سخن می‌گوییم، بلکه از آن برای استدلال، تخریب، داوری و حتی بی‌اعتبار کردن یکدیگر استفاده می‌کنیم. این مشاهدات برای من از آن جهت اهمیت دارد که نشان می‌دهد هوش مصنوعی آرام‌آرام وارد لایه‌های روزمره ارتباطات ما شده است؛ نه در سطح آزمایشگاه‌ها و کلاس‌های دانشگاهی، بلکه در دل گفت‌وگوهای معمولی، مجادله‌های سیاسی و کنایه‌های روزمره. در چنین فضایی، پرسش اصلی دیگر این نیست که هوش مصنوعی چه می‌تواند بکند؛ مساله مهم‌تر این است که ما با حضور آن، چگونه یکدیگر را می‌خوانیم، باور می‌کنیم یا از اعتبار می‌اندازیم.
از نقد محتوا تا تردید در اصالت- یکی از نخستین الگوهایی که در این گروه‌ها دیدم، استفاده از هوش مصنوعی به‌عنوان برچسبی برای بی‌اعتبار کردن طرف مقابل است. کافی است کاربری متنی منسجم یا بیش از حد رسمی منتشر کند تا دیگری با کنایه بگوید: «این را داده‌ای هوش مصنوعی نوشته» یا «حالا که هوش مصنوعی هست، هر کسی توهم دانایی گرفته است». در چنین موقعیت‌هایی، میدان نزاع از محور «درست/نادرست» به محور «اصیل/غیراصیل» منتقل می‌شود؛ به جای رد استدلال، اصالت پدیدآورنده هدف قرار می‌گیرد تا صلاحیت گوینده پیش از بررسی سخنش زیر سؤال برود. در واقع، انتساب متن به هوش مصنوعی به برچسبی تازه در فرهنگ مجادله مجازی ایرانیان بدل شده تا بدون نیاز به نقد جدی، نویسنده را فاقد زحمت فکری معرفی کنند.
متن‌های بی‌روح و تنبلی فکری- الگوی دیگری که با آن مواجه شدم، واکنش منفی کاربران به متن‌های طولانی و کپی‌پیست‌شده است.

وقتی کسی چند پاراگراف منظم اما کلیشه‌ای را بدون ویرایش و تجربه شخصی در گروه رها می‌کند، دیگران سریعا او را به استفاده خام از هوش مصنوعی متهم می‌کنند. این واکنش‌ها نشان‌دهنده شکل‌گیری نوعی «سواد رسانه‌ای تازه» در میان کاربران ایرانی است؛ سوادی که متن‌های بی‌امضا و فاقد روح انسانی را از روی لحن هموار و کلی‌گویی‌هایشان تشخیص می‌دهد. کاربران نسبت به سبک تولیدات ماشینی حساس شده‌اند و از متن‌هایی که نشانه‌ای از حضور واقعی و مسئولیت فکری نویسنده در آن‌ها دیده نمی‌شود، ناراضی‌اند. از نگاه آنان، این متن‌ها منظم و پرحجم هستند، اما روحی ندارند.
هوش مصنوعی؛ داور یا ابزار تخریب؟- در کنار نگاه بدبینانه، با نگرش کاملا متفاوتی نیز روبه‌رو شدم. برخی کاربران هوش مصنوعی را «داوری بی‌طرف» می‌دانند؛ ابزاری که می‌تواند ادعاها را بدون تعصب و حب‌وبغض بسنجد. این خوش‌بینی فناورانه گویی در پی یافتن داوری عادل برای نجات از سوگیری‌های انسانی است. اما مخالفان در همان فضا به‌درستی یادآوری می‌کنند که هوش مصنوعی خروجی خود را بر اساس داده‌هایی جهت‌دار تولید می‌کند. افزون بر این، کاربران ایرانی به‌خوبی دریافته‌اند که می‌توان از هوش مصنوعی برای تولید نقد سفارشی نیز استفاده کرد. اگر کسی از سیستم بخواهد متنی را تخریب کند، خروجی در همان جهت تنظیم می‌شود. بنابراین، اعتبار نقد ماشینی وابسته به نیت کاربری است که پشت آن نشسته است؛ در اینجا هوش مصنوعی نه داور بی‌طرف، بلکه ابزاری در خدمت خواسته کاربر است.
تصویرهایی که دیگر سند قطعی نیستند- یکی از جدی‌ترین پیامدهای ورود هوش مصنوعی در حیات ارتباط مجازی ما، فرسایش اعتماد به تصویر و ویدئو است. در گذشته، بسیاری از کاربران ایرانی وقتی تصویری می‌دیدند، آن را سندی قوی از وقوع یک رویداد می‌دانستند. اما اکنون هر تصویر بحث‌برانگیزی می‌تواند با این پرسش روبه‌رو شود که آیا ساخته هوش مصنوعی است؟ در گفت‌وگوهایی که بررسی کردم، دیدم که کاربران با دقت درباره جزئیات صحنه‌ها، نور و موقعیت مکانی بحث می‌کنند تا واقعی بودن تصویر را بسنجند. این حساسیت، از یک سو نشانه رشد «احتیاط رسانه‌ای» ماست و از سوی دیگر نشان می‌دهد که «مرجعیت تصویر» به‌شدت تضعیف شده است. در فضای دوقطبی امروز، تصویر دیگر به‌تنهایی سند نیست، بلکه بخشی از جنگ روایت‌هاست.
بحران اصالت در گفت‌وگوی مجازی- آنچه از مجموع مشاهدات برمی‌آید، این است که هوش مصنوعی مناسبات اعتماد را در گفت‌وگوی مجازی ایرانیان تغییر داده است. امروز نوعی مطالبه برای حضور انسانی شکل گرفته است؛ تلاشی برای اثبات اینکه کلمات همچنان محصول تجربه، خطا، لحن و مسئولیت یک انسان واقعی هستند. ورود هوش مصنوعی به زیست مجازی ما، مرجعیت معرفتی را جابه‌جا کرده است. پیش‌تر، افراد با ارجاع به کتاب، تجربه یا حافظه تاریخی برای خود اعتبار می‌ساختند؛ امروز بخشی از این اعتبار به مهارت استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی یا توانایی افشای استفاده دیگران از آن گره خورده است. در جهانی که متن می‌تواند بی‌نویسنده و تصویر می‌تواند بی‌واقعیت باشد، حفظ گفت‌وگوی انسانی نیازمند صداقت و مسئولیت بیشتری است.  در آینده بازهم تلاش خواهم کرد درباره کاربرد هوش مصنوعی در حیات اجتماعی ایرانیان بنویسم. اما در این میان، پژوهشگران علوم اجتماعی می‌توانند درباره تفاوت‌های جامعه ایرانی با سایر جوامع در مواجهه تعاملی با این فناوری، دست به پژوهش‌های مقایسه‌ای بزنند.