جنگ ایران و امریکا بر سر نفت و تنگه هرمز تازگی نیست. رویارویی دو قدرت در این آوردگاه به سال ۱۳۶۶ بازمیگردد. اما چیزی که امروز جنگ نفتکشها را به روی صحنه بازآورد، بیانیه شوکهآور ترامپ در صفحه شخصیاش بود. او شامگاه دوشنبه ۲۲ تیر ۱۴۰۵ بیانیهای را انتشار داد که مسیر تاریخ را در تنگه هرمز دگرگون میکند. ترامپ در این بیانیه که باید در تاریخ ثبت شود، نوشت: «... از این لحظه به بعد، ایالات متحده امریکا به عنوان «نگهبان تنگه هرمز» شناخته خواهد شد، اما به عنوان یک امر عادلانه، برای هرگونه هزینه لازم جهت تامین ایمنی و امنیت این بخش بسیار پرتنش جهان، با نرخ ۲۰ درصد روی تمام محمولههای حمل شده، جبران خواهد شد.» هر چند عبارت «نگهبان تنگه هرمز» در این بیانیه یاوهگوییِ آرزومندانه است، اما مهم آن بخش بیانیه است که میگوید امریکا برای تامین امنیت کشتیرانی در این تنگه، ۲۰درصد از ارزش محموله و بار آنها عوارض خواهد گرفت. این جمله از آن جهت بسیار مهم است که موضع ایران در خصوص اخذ عوارض از کشتیهای عبوری را به طور کامل و روشن تایید میکند.
خب پس این اعلامیه صرفنظر از بخشهای آرزومندانهاش که هیچگاه محقق نخواهد شد، به طرزی عجیب و ناخواسته، دقیقا همسو و همراستا با تفکر و راهبرد ایرانی نوشته شد و چند هیچ به نفع ایران است. باید آفرین گفت به وزیر امور خارجه خردمند ایرانی، دکتر عباس عراقچی که بیدرنگ به این بیانیه پاسخی از سر خرد و دانایی داد. او در پاسخ به ترامپ که بسیار مورد توجه رسانهها و محافل سیاسی و ژئوپلیتیکی جهان قرار گرفت، اعلام کرد: «رییسجمهور امریکا کاملا درست میگوید. هر کشوری که امنیت و عبور ایمن کشتیهای تجاری از تنگه هرمز را تامین کند، باید برای این خدمت جبران شود. ایران همیشه نگهبان تنگه بوده و تا ابد نیز خواهد ماند. ۲۰ درصد البته زیاد است. ما عادلانه رفتار خواهیم کرد.» اما چرا این بیانیه ترامپ، یکبار دیگر موضوع جنگ نفتکشها را در محافل تحلیلی و سیاسی جهان به روی صحنه آورد؟
جنگ نفتکشها اتفاقی بود که در جنگ هشت ساله عراق با ایران در خلیجفارس اتفاق افتاد. در ادامه جنگ و در سال ۱۳۶۶ دو طرف به زدن نفتکشهای یکدیگر روي آوردند. در این میان کویت از امریکا و شوروی درخواست کرد تا با فرستادن ناوهای جنگی خود به خلیجفارس به اسکورت نفتکشها اقدام کنند. امریکا پذیرفت و با اعزام ناوهای جنگی خود به خلیجفارس تصمیم گرفت از نفتکشهای کویت که پنهانی نفت عراق را صادر میکردند، حفاظت کند. هر چند نخستین عبور پر سر و صدای این اسکورت بیمانع نبود و همان اول نفتکش کویتی به مین دریایی برخورد کرد و متوقف شد. این جنگ نفتکشها که منجر به حضور نظامی امریکا در خلیجفارس شد، سرانجام به جنگ مستقیم نیروی دریایی امریکا با ایران و زدن دو سکوی نفتی سلمان و سیری و البته حماسه تاریخی و جاودان دو ناو جنگی همیشه سرفراز ایران یعنی سهند و سبلان انجامید. جنگ نفتکشها اما یک پیامد مهم دیگر هم داشت که کسی آن روزها توجه چندانی به آن نکرد. این پیامد معرفی چهرهای ناشناس در دنيای سیاست، اما شناخته شده در معاملات املاک، به نام دونالد جی ترامپ بود. پس از اعزام ناوگان جنگی امریکا به خليجفارس، دونالد ترامپ بر صفحه تلویزیون ایبیسی نیوز ظاهر شد و برای نخستینبار از سیاست و آن هم از نفت و از خلیجفارس سخن گفت. نکته دارای اهمیت بسیار آن است که ترامپ در این گفتوگو دقیقا همان دیدگاهی را مطرح کرد که ۳۸ سال و ۲۲۳ روز بعد، در بیانیه روز ۲۲ تیر ۱۴۰۵ آورد. ترامپ در این گفتوگوی تاریخی که در ۲۰ آذر ۱۳۶۶ (۱۱ دسامبر ۱۹۸۷) با باربارا والتز انجام داد، درباره ایران و جنگ نفتکشها اظهار داشت: امریکا نباید صرفا هزینه حفاظت از نفتکشها را بپردازد در حالی که کشورهای دیگر از آن سود میبرند. معاملهگر سرشناس آن روزهای املاک بازار نیویورک و منهتن در ادامه آرزوهایی در مورد تصاحب منابع و تاسیسات نفتی ایران در خلیجفارس را هم مطرح میکند. او در این گفتوگو با طرح نگاه «معاملهمحور» و تحلیل «هزینه و فایده» در سیاست خارجی تاکید میکند که امریکا نباید بدون دریافت منفعت، بار مالی و امنیتی دیگران را بر دوش بکشد. حالا ترامپ در بیانیه روز ۲۲ تیرماه خود نیز همان منطق و همان آرزوها را مطرح کرده است. او میگوید: امریکا با تامین امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز، از میزان ارزش بار هر کشتی ۲۰ درصد عوارض دریافت خواهد کرد. پس منطق بیانیه اخیر او با افکارش در ۳۹ سال پیش که منجر به شلیک به هواپیمای مسافری ایران در آسمان خلیجفارس با ۲۹۰ مسافر مرد، زن و ۶۶ کودک شد، درباره تنگه هرمز و خلیجفارس همان است که بود.