شناسهٔ خبر: 78931045 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه اعتماد | لینک خبر

« اعتماد» در گفت و گو با احمد بخشايش اردستاني بررسی می‌کند

تغییرآرایش‌امنیتی مجلس

رمزگشايي از حذف دو نماينده مخالف مذاكره از هيات رييسه كميسيون امنيت ملي مجلس اگر قرار است كسي براي دفاع از منافع ملي پشت ميز مذاكره برود، بايد امكان گفت‌وگو و چانه‌زني هم براي او فراهم باشد

صاحب‌خبر -

اگر قرار است كسي براي دفاع از منافع ملي پشت ميز مذاكره برود، بايد امكان گفت‌وگو و چانه‌زني هم براي او فراهم باشد

 

مهدي بيك‌اوغلي|صبح ديروز انتخابات هيات رييسه كميسيون‌هاي مجلس دوازدهم در اجلاسيه سوم برگزار شد. انتخاباتي كه با توجه به شرايط جنگي كشور به‌ صورت الكترونيكي برگزار شد. با راي نمايندگان اما تحولات مهمي در كميسيون امنيت ملي به وقوع پيوست؛ از يك طرف سيدمحمود نبويان از نايب‌رييسي كميسيون كنار گذاشته شد و از سوي ديگر ابراهيم رضايي از كرسي سخنگويي كميسيون حذف شد. با تصميم نمايندگان، عباس مقتدايي و امير حيات‌مقدم به عنوان نواب رييس، حسن قشقاوي به عنوان سخنگو، بهنام سعيدي و يعقوب رضازاده (دبيران) انتخاب شدند. به اين ترتيب، سيدمحمود نبويان كه پيش‌تر در دو سال ابتدايي دوره دوازدهم مجلس، نایب‌رييس اول كميسيون امنيت ملي بود، به همراه ابراهيم رضايي كه در همين بازه زماني سخنگوي كميسيون بود، از هيات‌رييسه كميسيون امنيت ملي كنار گذاشته شدند. نبويان جاي خود را به امير حيات ‌مقدم داده و حسن قشقاوي به عنوان سخنگو، جايگزين ابراهيم رضايي شده است. اين دو نماينده از چهره‌هاي مهم مخالف تفاهم ايران و امريكا در مجلس بودند و به‌ويژه اظهارات نبويان در روزهاي اخير جنجال‌هاي رسانه‌اي زيادي به پا كرده بود. در همين خصوص، احمد بخشايش اردستاني، عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس معتقد است تغييرات اخير در هيات رييسه اين كميسيون بيش از آنكه حامل يك پيام سياسي از پيش‌طراحي ‌شده باشد، محصول ارزيابي درون‌كميسيوني اعضا از عملكرد دو سال گذشته و ضرورت ايجاد نظم و مديريت بهتر در ادامه كار است. او در عين حال با نگاهي انتقادي به برخي رويكردهاي گذشته، تاكيد مي‌كند كه كشور بيش از هر زمان ديگري به آرامش، عقلانيت، تقويت زيرساخت‌هاي اقتصادي و باز كردن مسير تفاهم و مذاكره نياز دارد؛ چرا كه به باور او، امنيت پايدار نه از دل شعارهاي تند، بلكه از مسير تصميم‌سازي واقع‌بينانه، دوري از جنگ‌افروزي و فهم درست از موازنه قدرت در منطقه و جهان به دست مي‌آيد.

   برخي معتقدند با تغييراتي كه در انتخابات هيات رييسه كميسيون امنيت ملي اعمال كردند، تلاش مي‌كنند تصويري از دورنماي آينده و نقشه راه كميسيون ارائه كنند. اينكه چهره‌هايي چون سيدمحمود نبويان از نايب‌رييسي و ابراهيم رضايي از سخنگويي كميسيون كنار گذاشته شدند، در راستاي همين تحليل‌ها ارزيابي مي‌شود. شما اين تحولات را چطور تحليل مي‌كنيد؟

من فكر نمي‌كنم اين تغييرات با آن شدت و حدتي كه گفته مي‌شود، حتما حامل يك پيام مشخص و از پيش‌طراحي ‌شده براي جامعه يا فضاي سياسي كشور باشد. كميسيون امنيت ملي ۲۳ عضو دارد و اين افراد در طول سال مدام با يكديگر در ارتباط هستند، رفتار همديگر را مي‌بينند، شيوه كار، سطح دانش، نوع تعامل و حتي خلق‌وخو و نحوه مديريت افراد را ارزيابي مي‌كنند. طبيعي است كه در چنين جمعي، بعضي افراد از نظر كارشناسي قوي‌تر هستند، برخي ديگر از نظر رفتاري منظم‌تر عمل مي‌كنند و بعضي نيز شايد در مناسبات درون‌كميسيوني يا در بيان مواضع، آن چيزي كه مورد انتظار اكثريت اعضاست را تامين نكنند. به همين دليل، انتخابات هيات رييسه را بايد بيشتر در چارچوب يك روند درون‌سازماني ديد. نمايندگان به هم راي مي‌دهند يا نمي‌دهند و اين راي، لزوما به معناي ارسال يك پيام بيروني نيست. من شخصا اين برداشت را كه اعضا خواسته‌اند با اين جابه‌جايي‌ها يك سيگنال روشن سياسي به جامعه بدهند، خيلي پررنگ حس نمي‌كنم. البته بي‌ترديد رخدادهاي بيروني و مواضعي كه برخي افراد در عرصه عمومي مطرح مي‌كنند، مي‌تواند بي‌تاثير هم نباشد، اما اينكه بگوييم جمعي از نمايندگان از قبل با هم هماهنگ شده‌اند تا يك تيم خاص را كنار بگذارند، به نظرم تحليل دقيقي نيست. از سوي ديگر، معمولا سال سوم فعاليت كميسيون‌ها، سال تغييرات است. در سال اول، اعضا هنوز شناخت كافي از يكديگر ندارند. در سال دوم، اين شناخت كامل‌تر مي‌شود و كساني كه در هيات رييسه هستند، جايگاه خود را تثبيت مي‌كنند. اما در سال سوم، زمان ارزيابي عملكرد فرامي‌رسد؛ اينكه آيا هيات رييسه در اداره كميسيون موفق بوده يا نه، آيا نظم و انسجام لازم را ايجاد كرده يا نه و اینکه توانسته مطالبات اعضا را برآورده كند يا خير؛ به همين دليل، تغيير در سال سوم تا حد زيادي طبيعي است.

شما ببينيد آقاي عزيزي كه ديدگاه‌هاي‌شان به مخالفان تفاهم نزديك است، دوباره رييس ماند. اگر قرار بود يك جابه‌جايي كاملا هدفمند و جناحي رخ بدهد، بايد در سطح رياست هم اين تغيير را مي‌ديديم. بنابراين برداشت من اين است كه نواب رييس جديد در ارائه برنامه‌ها و در جلب اعتماد اعضا موفق‌تر عمل كرده‌اند و نمايندگان هم احساس كرده‌اند كميسيون در ادامه مسير به نظم، نسق و مديريت فعال‌تري نياز دارد. اميدوارم اين تغييرات واقعا به اداره بهتر كميسيون منجر شود.

   كميسيون امنيت ملي نقش مهمي در تصميم‌سازي‌هاي حوزه امنيتي دارد و هم كنشگري‌هايش و هم اظهارات اعضايش بازخورد زيادي در جامعه ايجاد مي‌كند. با توجه به تركيب جديد هيات رييسه و رخدادهاي عمومي كشور، نخست تحليل شما از اين شرايط چيست و دوم اينكه فكر مي‌كنيد كميسيون در ادامه بايد چه رويكردي را در پيش بگيرد؟

به نظر من، كميسيون امنيت ملي بايد تا جايي كه امكان دارد، كشور را در مسير آرامش پيش ببرد. هنر اين نيست كه جامعه را مدام به لبه جنگ نزديك كنيم. ما در ۴۷ سال گذشته بارها جنگ و تنش را تجربه كرده‌ايم و بايد از اين تجربه‌ها درس بگيريم. 8 سال جنگ ايران و عراق را پشت سر گذاشتيم. من خودم در جنگ بوده‌ام و جانباز جنگ هستم، بنابراين از نزديك سختي‌ها و هزينه‌هاي آن را لمس كرده‌ام. در نهايت هم ديديم كه هر دو طرف ايران و عراق اعلام پيروزي كردند، اما واقعيت اين بود كه هر دو كشور تضعيف شدند و خسارت‌هاي عظيمي پرداختند. در دوره اخير هم كشور با اشكال مختلفي از درگيري و جنگ مواجه بوده است؛ از جنگ‌هاي مستقيم و كوتاه‌مدت گرفته تا تنش‌هاي فرسايشي و شبانه. اما در نهايت، آنچه اهميت دارد اين است كه عقلاي كشور بتوانند زندگي آرام‌تري براي مردم فراهم كنند. اگر قرار باشد همواره تصور كنيم كه تنها راه پيشبرد امور، جنگيدن و تشديد درگيري است، اين نگاه نمي‌تواند منافع ملي را تامين كند. ما در همين درگيري‌هاي اخير نشان داديم كه ايران كشور محكمي است و به آساني نمي‌توان آن را از ميان برداشت. دنيا فهميده كه ايران از بين‌رفتني نيست و توان ايستادگي دارد. اما اين واقعيت به آن معنا نيست كه جنگ براي ما دستاوردي بي‌هزينه داشته است. جنگ، حتي اگر به شكست كامل طرف مقابل منجر نشود، هزينه‌هاي سنگيني بر زيرساخت‌ها، اقتصاد، روان جامعه و امكان برنامه‌ريزي براي آينده تحميل مي‌كند. ممكن است طرف مقابل نتواند ساختار سياسي ايران را از هم بپاشد يا اراده خود را مستقيما تحميل كند، اما مي‌تواند خسارت‌هاي جدي وارد كند و كشور را سال‌ها عقب بيندازد. بنابراين ما نبايد از موضع قدرت و مقاومت، به اين نتيجه غلط برسيم كه پس ادامه جنگ به نفع ماست. نه؛ اتفاقا همين تاب‌آوري بايد به ما كمك كند تا با اعتماد به نفس بيشتر از جنگ فاصله بگيريم و در صورت امكان، مسير تفاهم و كاهش تنش را دنبال كنيم.

البته روشن است كه اگر جنگي بر ما تحميل شود، كشور از خود دفاع مي‌كند و بايد هم دفاع كند. هيچ ترديدي در اين نيست. اما اينكه ما خودمان با شعارهاي بي‌مبنا و مواضع تند، مدام به سمت توليد دشمن و بازتوليد بحران برويم، به نظرم ديگر كافي است. كشور به عقلانيت نياز دارد، نه به تندگويي مستمر.

   شما از ضرورت بازنگري در سياستگذاري‌ها و تصميم‌سازي‌ها صحبت مي‌كنيد؛ اين اصلاح در نظام حكمراني از نظر شما به عنوان يك عضو باسابقه كميسيون امنيت ملي، بايد چگونه صورت بگيرد؟

من معتقدم بايد در بخشي از سياست‌هاي ۴۷ سال گذشته‌مان تجديدنظر كنيم. اين نظر شخصي من است، اما فكر مي‌كنم كميسيون هم بايد به همين سمت حركت كند و احتمال مي‌دهم در عمل نيز به تدريج به اين نتيجه برسد. اگر كشور مدام در وضعيت ترس، خوف، انتظار درگيري و فضاي نيمه‌جنگي قرار بگيرد، مردم ديگر نمي‌توانند براي زندگي‌شان برنامه‌ريزي كنند. نه مي‌دانند بايد سرمايه‌گذاري كنند، نه مي‌دانند چه شغلي را دنبال كنند، نه افق روشني براي آينده مي‌بينند. اين وضعيت براي اداره كشور مناسب نيست. جامعه وقتي مي‌تواند رشد كند كه حداقلي از ثبات و قابليت پيش‌بيني در آن وجود داشته باشد. حتي در ساختارهاي رسمي نيز مي‌بينيم كه سايه تهديد و نگراني چه اثراتي مي‌گذارد. وقتي دشمنان كشور تا اين اندازه در ترور و عمليات امنيتي و نظامي پيش مي‌روند، طبيعي است كه نگراني‌هاي گسترده‌تري هم به وجود مي‌آيد. اما پاسخ به اين تهديدها صرفا با تشديد فضاي جنگي نيست. ما بايد همزمان كه توان دفاعي خود را حفظ مي‌كنيم، از تبديل شدن كل كشور به يك ميدان دائمي بحران هم جلوگيري كنيم. من نمي‌خواهم اصل جنگيدن براي دفاع از كشور را نقد كنم. جنگ در شرايط تحميل ‌شده، بخشي از واقعيت زندگي ملت‌هاست. اما همان قدر كه جنگ بخشي از زندگي است، مذاكره هم بخشي از زندگي است. نمي‌شود مذاكره را حذف كرد و تصور كرد كه همه مسائل صرفا از مسير زور و تقابل حل مي‌شود. سياست موفق، سياستي است كه هم قدرت دفاع را داشته باشد و هم قدرت گفت‌وگو را.

  اين روزها برخي افراد و جريان‌ها كه در مجلس هم اقليتي را شامل مي‌شوند، مدام عليه مذاكره‌كنندگان و چهره‌هاي دولتي شعار مي‌دهند و آنها را تخريب مي‌كنند. درباره اين رويكرد چه نظري داريد؟

من واقعا اين نوع رفتارها را مفيد نمي‌دانم. وقتي بناست كشور براي رسيدن به تفاهم يا كاستن از تنش‌ها وارد مسير گفت‌وگو شود، طبيعي است كه عده‌اي بايد بروند و مذاكره كنند. مذاكره ذاتا به معناي كش ‌و قوس، چانه‌زني، امتياز گرفتن و امتياز ندادن است. مذاكره يعني تلاش براي اينكه با حداقل هزينه، حداكثر منفعت را براي كشور به دست بياوريد. اين كار نه خيانت است، نه ضعف، بلكه بخشي از عقلانيت حكمراني است. در چنين شرايطي، اينكه برخي در داخل همان شعارهايي را تكرار كنند كه عملا به نفع تندروهاي بيروني و جنگ‌طلبان تمام مي‌شود، به نظرم درست نيست. من گاهي در برخي تجمعات كه شركت مي‌كنم يا آنها را مي‌بينم، واقعا دلم مي‌گيرد؛ اينكه عليه مسوولان كشور، عليه روساي قوا يا چهره‌هاي مذاكره‌كننده، با ادبياتي تند و تخريبي شعار داده شود، به انسجام ملي آسيب مي‌زند. ما چرا بايد با سرمايه‌هاي خودمان اين گونه رفتار كنيم؟ ممكن است كسي با يك مقام يا يك مذاكره‌كننده اختلاف نظر داشته باشد، اما اين اختلاف‌نظر نبايد به تخريب و اتهام‌زني تبديل شود. اگر قرار است كسي براي دفاع از منافع ملي پشت ميز مذاكره برود، بايد امكان گفت‌وگو و چانه‌زني هم براي او فراهم باشد. اينكه از ابتدا او را متهم كنيم، دستش را ببنديم و فضاي داخلي را عليه او بسيج كنيم، عملا قدرت چانه‌زني كشور را كاهش مي‌دهد. اين نوع اتهام‌زني‌ها را من بي‌خردي سياسي مي‌دانم. در اين تجمعات و فضاها بايد مراقب عناصر وحدت‌شكن بود و اجازه نداد دو قطبي‌هاي مخرب، جاي منافع ملي را بگيرند. كميسيون امنيت ملي هم بايد دقيقا در همين مسير حركت كند. اين كميسيون تا امروز هم زحمت كشيده و هم در سياست خارجي و هم در سياست داخلي كار كرده، اما به نظر من در دو سال آينده بايد تصميم‌سازي‌هاي عقلاني‌تري داشته باشد و كشور را نه به سمت جنگ، بلكه به سمت آرامش هدايت كند.

  وقتي مي‌گوييد كشور بايد به سمت آرامش برود، دقيقا منظورتان چيست؟ اين آرامش در عرصه عملي چه مختصاتي دارد؟

منظور من اين است كه ما بايد با جهان بسازيم. ما نمي‌توانيم خودمان را از جهان جدا كنيم. كشور مثل راننده‌اي نيست كه فقط به مهارت خودش تكيه كند و بگويد ديگران هر طور خواستند حركت كنند. اطراف ما ده‌ها كشور و بازيگر منطقه‌اي و جهاني وجود دارند كه هر كدام منافع و محاسبات خودشان را دارند. بنابراين ما ناگزير از تعامل، تنظيم روابط و فهم موازنه‌ها هستيم. از نظر من، يكي از نكات مهم اين است كه كميسيون امنيت ملي بايد بيشتر به زيرساخت‌هاي اقتصادي امنيت توجه كند. امنيت فقط در حوزه نظامي تعريف نمي‌شود. اقتصاد، پايه و زيرساخت امنيت است. وقتي اقتصاد ضعيف شود، آسيب‌پذيري كشور بيشتر مي‌شود. بنابراين كميسيون بايد از مسوولان اقتصادي توضيح بخواهد، آنها را به پاسخگويي وادارد و كمك كند مسير تصميم‌گيري‌ها به سمت تقويت بنيه اقتصادي كشور برود. جامعه‌اي كه اقتصاد باثبات‌تري داشته باشد، در برابر تهديدهاي بيروني هم مقاوم‌تر خواهد بود.

   اين رويكرد مصلحانه در مورد امريكا هم صدق مي‌كند؟ 

در رابطه با امريكا نيز من معتقدم اين تنش‌ها در نهايت به مذاكره ختم مي‌شود. اصولا هيچ جنگي بدون آنكه جايي به گفت‌وگو و مذاكره برسد، پايان پيدا نمي‌كند. من افق يك جنگ بلندمدت و تمام‌عيار ميان ايران و امريكا را خيلي محتمل نمي‌بينم، اما درگيري‌هاي محدود، مقطعي و فرسايشي را ممكن مي‌دانم. اين درگيري‌ها تا زماني ادامه پيدا مي‌كند كه نوعي تعادل شكل بگيرد و هر دو طرف به اين جمع‌بندي برسند كه هزينه ادامه تنش بيش از فايده آن است. در چنين وضعي، كميسيون امنيت ملي بايد نقش راهنما و تصميم‌ساز داشته باشد؛ يعني هم واقعيت‌هاي ميداني را ببيند، هم نسبت به توان و محدوديت‌هاي ايران و طرف مقابل شناخت دقيق داشته باشد و هم راهكارهايي ارائه كند كه كشور با كمترين خسارت از اين مرحله عبور كند. ما بعد از درگيري‌هاي اخير، از نظر نشان دادن اقتدار و تاب‌آوري، موقعيت بهتري در افكار عمومي جهان پيدا كرده‌ايم. همه فهميده‌اند كه ايران كشوري نيست كه به سادگي حذف شود. اما اين برداشت درست نبايد ما را دچار توهم كند. طرف مقابل همچنان از نظر تكنولوژيك، اطلاعاتي و امنيتي توان بالايي دارد و ما بايد اين واقعيت را هم ببينيم. پس عقلاني‌ترين راه اين است كه از موضع مقاومت و دفاع، به سمت تفاهمي حركت كنيم كه هزينه‌هاي كشور را كاهش بدهد. اگر مسير تفاهم زودتر پيش برود، به نفع ايران است. هنر سياست‌ورزي اين نيست كه صرفا بگوييم ايستاده‌ايم؛ هنر واقعي آن است كه بدانيم كجا بايد ايستاد، كجا بايد مذاكره كرد و كجا بايد تنش را مديريت كرد. به نظر من، در دو سال آينده كميسيون امنيت ملي و اساسا نظام حكمراني بايد چنين نگاهي را مبناي كار خود قرار بدهد؛ نگاهي كه امنيت را در پيوند با اقتصاد، انسجام داخلي، تعامل خارجي و پرهيز از جنگ‌طلبي ببيند. كشور بيش از هر چيز به آرامش، عقلانيت و تصميم‌گيري‌هاي سنجيده نياز دارد و اگر اين مسير تقويت شود، هم منافع ملي بهتر تامين مي‌شود و هم مردم چشم‌انداز روشن‌تري پيش روي خود خواهند ديد.