شناسهٔ خبر: 78916472 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: مردم‌سالاری‌آنلاین | لینک خبر

در دنیای سورلوث‌ها، تو هالند باش! - مردم سالاری آنلاين

در یکی از بحث‌برانگیزترین صحنه‌های جام جهانی ۲۰۲۶، تیم نروژ در حالی که می‌توانست با یک ...

صاحب‌خبر - در یکی از بحث‌برانگیزترین صحنه‌های جام جهانی ۲۰۲۶، تیم نروژ در حالی که می‌توانست با یک پاس ساده به ارلینگ هالند، خطرناک‌ترین مهاجم خود، صاحب یک موقعیت طلایی گل شود، شاهد تصمیم دیگری از سوی الکساندر سورلوث بود. او به جای انتخاب گزینه‌ای که بسیاری آن را بهترین تصمیم می‌دانستند، خودش اقدام به حمله کرد و آن فرصت از دست رفت. نروژ در نهایت شکست خورد و میلیون‌ها هوادار با حسرت از آن صحنه یاد کردند.
شاید اگر آن توپ پاس داده می‌شد، نتیجه بازی تغییر می‌کرد؛ هیچ‌کس با قطعیت نمی‌داند. اما آن صحنه یک درس بزرگ داشت: گاهی یک تصمیم فردی، هزینه‌ای ملی به همراه دارد. این فقط داستان فوتبال نیست؛ داستان امروز ما نیز هست.
سال‌هاست اقتصاد و نظام مدیریتی ایران از بیماری «منیت» و «نگاه جزیره‌ای» رنج می‌برد. هر وزارتخانه، هر سازمان، هر شرکت دولتی و حتی هر مدیر، گویی تیم مستقلی برای خود تشکیل داده است. به جای آنکه همه اجزای حاکمیت و اقتصاد مانند یک تیم برای پیروزی ایران بازی کنند، هر کدام در فکر اثبات خود، حفظ قلمرو، افزایش بودجه، کسب اعتبار یا ثبت موفقیت به نام خود هستند.
نتیجه چنین نگاهی کاملاً قابل پیش‌بینی است؛ پروژه‌هایی که سال‌ها بین دستگاه‌ها معطل می‌مانند، تصمیم‌هایی که به دلیل اختلاف نهادها هرگز اجرا نمی‌شوند، اطلاعاتی که به اشتراک گذاشته نمی‌شود، ظرفیت‌هایی که عمداً یا سهواً نادیده گرفته می‌شوند و مدیرانی که به جای استفاده از توان دیگران، از دیده شدن افراد توانمند احساس تهدید می‌کنند.
در چنین فضایی، کشور دیگر یک تیم نیست؛ مجموعه‌ای از جزایر پراکنده است که هر کدام ساز خود را می‌زنند. در این شرایط، حتی اگر هر جزیره تصور کند برنده شده است، در نهایت بازنده واقعی «ایران» خواهد بود.
اقتصاد، فوتبال نیست؛ اما یک قانون مشترک دارند: هیچ تیمی با بازی انفرادی قهرمان نمی‌شود.
اگر بانک مرکزی راه خود را برود، وزارت اقتصاد مسیر دیگری را انتخاب کند، وزارتخانه‌ها بدون هماهنگی تصمیم بگیرند، شرکت‌های دولتی تنها به ترازنامه خود فکر کنند و مدیران، منافع سازمانی را بر منافع ملی ترجیح دهند، حاصل آن چیزی جز اتلاف منابع، افزایش هزینه‌ها، کند شدن توسعه، فرار سرمایه، بی‌اعتمادی مردم و عقب‌ماندن کشور نخواهد بود.
توسعه زمانی آغاز می‌شود که همه بپذیرند موفقیت یک سازمان، اگر به قیمت شکست کشور باشد، در حقیقت موفقیت نیست. همان‌طور که گل نزدن هالند شاید در کارنامه یک بازیکن ثبت شود، اما حذف نروژ در تاریخ آن تیم ثبت می‌شود.
امروز ایران بیش از هر زمان دیگری به مدیرانی نیاز دارد که بلد باشند «پاس بدهند»؛ یعنی از انحصارطلبی فاصله بگیرند، از ظرفیت یکدیگر استفاده کنند، شایسته‌ترین افراد را به میدان بیاورند و منافع ملی را بر منافع شخصی، جناحی و سازمانی مقدم بدانند.
کشوری که مدیرانش فقط به گل زدن خود فکر کنند، هرگز قهرمان نخواهد شد. در دنیای سورلوث‌ها، تو هالند باش؛ حتی اگر گل به نام تو ثبت نشود، مهم این است که ایران برنده باشد.