به گزارش خبرنگار حوزه استان های خبرگزاری تقریب، سید علاءالدین حیدری؛ فعال مدنی اهل سنت در یادداشتی به بررسی و تحلیل سناتور آمریکایی لیندسی گراهام پرداخته است.
در این یادداشت می خوانیم:
نام برخی ها بزرگ تر از خودشان در اذهان عمومی جا می افتد.
برخی هایی چون سناتور آمریکایی لیندسی گراهام که نه بخاطر شهرت علمی و خیرخواهانه اش بلکه بخاطر فریادهای مرگ آلود و خونین ، اشتهای سیری ناپذیرش در کشتن و ریختن خون های بیگناهان و ناقوس مرگ سردادن هایش مشهور شد.
آنجایی که مرگ را برای دیگران آسان و نزدیک و برای خودش سخت و دیر می دید.
سناتوری که از کشتن و نابودی دیگران هیچ ابایی نداشت.
کشتار زنان و کودکان غزه را عادی جلوه میداد و آنرا حمایت می کرد.
نابودی ایران و بمباران زیرساختهای آنرا با افتخار پیشنهاد می داد و ترامپ را مدام بدان ترغیب می کرد.
گراهام را می توان بدرستی سناتور مرگ نامید، سناتوری که قتل عام های آمریکا در هیروشیما و ناکازاکی و دیگر نقاط جهان را اقداماتی بجا و برای آمریکا قدرت آفرین می دانست.
حامی کشتار و تجاوزات آمریکا به دیگر کشورها و کسی که چند ساعت قبل از مرگش نسخه مرگ را برای ایرانیان و فلسطینیان پیچیده بود به ناگاه مرگ نسخه خودش را پیچید.
لیندسی گرام دقایقی قبل از مرگش گفته بود که الان نمی خواهم بمیرم چون باید تکلیف ایران و روابط اسرائیل و عربستان و تحریم های روسیه را مشخص کنم.
اما می توان این جمله را در وصف عاقبت این سناتور جنگ طلبِ نژادپرستِ جنایت پیشه گفت که "خدا از سلطان محمود بزرگ تر است ".
آری لیندسی گراهامی که می خواست ایرانی ها و غزه ای ها را به کام مرگ بفرستد و نابودشان کند ، خودش اسیر مرگی شد که قصد همراهی اش را نداشت.
آری خدای ایران و غزه کاری کرد که آفتاب نزده تابوت مرگ گراهام را به نجارباشی سفارش دادند.
و البته در وصف الحال سناتور مرگ هم می توان این بیت زیبای خیام را زمزمه کرد که "بهرام که گور میگرفتی همه عمر...
دیدی که چگونه گور بهرام گرفت ؟... "
مرگ عبرت آموز "سناتور مرگ" می تواند به دیگر مرگ آفرینان آمریکا بفهماند که قدرت پوشالی شما در کسری از زمان به کارتان نمی آید و مرگ در کمین همه شماست.
از خدای بچه های معصوم میناب، مظلومان غزه و زهراهای۱۴ ماهه ایران التماس می کنم که دست انتقام را بر سر همه جنایتکاران فرود آورد.
انتهای پیام/
∎
در این یادداشت می خوانیم:
نام برخی ها بزرگ تر از خودشان در اذهان عمومی جا می افتد.
برخی هایی چون سناتور آمریکایی لیندسی گراهام که نه بخاطر شهرت علمی و خیرخواهانه اش بلکه بخاطر فریادهای مرگ آلود و خونین ، اشتهای سیری ناپذیرش در کشتن و ریختن خون های بیگناهان و ناقوس مرگ سردادن هایش مشهور شد.
آنجایی که مرگ را برای دیگران آسان و نزدیک و برای خودش سخت و دیر می دید.
سناتوری که از کشتن و نابودی دیگران هیچ ابایی نداشت.
کشتار زنان و کودکان غزه را عادی جلوه میداد و آنرا حمایت می کرد.
نابودی ایران و بمباران زیرساختهای آنرا با افتخار پیشنهاد می داد و ترامپ را مدام بدان ترغیب می کرد.
گراهام را می توان بدرستی سناتور مرگ نامید، سناتوری که قتل عام های آمریکا در هیروشیما و ناکازاکی و دیگر نقاط جهان را اقداماتی بجا و برای آمریکا قدرت آفرین می دانست.
حامی کشتار و تجاوزات آمریکا به دیگر کشورها و کسی که چند ساعت قبل از مرگش نسخه مرگ را برای ایرانیان و فلسطینیان پیچیده بود به ناگاه مرگ نسخه خودش را پیچید.
لیندسی گرام دقایقی قبل از مرگش گفته بود که الان نمی خواهم بمیرم چون باید تکلیف ایران و روابط اسرائیل و عربستان و تحریم های روسیه را مشخص کنم.
اما می توان این جمله را در وصف عاقبت این سناتور جنگ طلبِ نژادپرستِ جنایت پیشه گفت که "خدا از سلطان محمود بزرگ تر است ".
آری لیندسی گراهامی که می خواست ایرانی ها و غزه ای ها را به کام مرگ بفرستد و نابودشان کند ، خودش اسیر مرگی شد که قصد همراهی اش را نداشت.
آری خدای ایران و غزه کاری کرد که آفتاب نزده تابوت مرگ گراهام را به نجارباشی سفارش دادند.
و البته در وصف الحال سناتور مرگ هم می توان این بیت زیبای خیام را زمزمه کرد که "بهرام که گور میگرفتی همه عمر...
دیدی که چگونه گور بهرام گرفت ؟... "
مرگ عبرت آموز "سناتور مرگ" می تواند به دیگر مرگ آفرینان آمریکا بفهماند که قدرت پوشالی شما در کسری از زمان به کارتان نمی آید و مرگ در کمین همه شماست.
از خدای بچه های معصوم میناب، مظلومان غزه و زهراهای۱۴ ماهه ایران التماس می کنم که دست انتقام را بر سر همه جنایتکاران فرود آورد.
انتهای پیام/