شناسهٔ خبر: 78914983 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه اعتماد | لینک خبر

اولويت «گفت‌وگو» بر «تنش» و «احترام» بر «حذف»

فاطمه راكعي

صاحب‌خبر -

رهبر شهيد انقلاب اسلامي، شخصيتي داراي هوش سرشار، حافظه قوي و مطالعات گسترده در ادبيات و هنر بودند كه فراتر از علايق شخصي، با رويكردي مبتني بر «بزرگ‌منشي» و احترام به تنوع آرا، حتي در اوج تفاوت‌ در ديدگاه‌هاي سياسي، فضاي هم‌‌افزايي فرهنگي را در كشور زنده نگه مي‌داشتند. در تاريخ سياسي ايران، همواره شاهد حضور بزرگاني بوده‌ايم كه پيوندي ناگسستني با شعر، ادب و هنر داشته‌اند. ميراث فرهنگي رهبر شهيد انقلاب اسلامي نيز از همين جنس است؛ ميراثي كه نه در حصار سياست، بلكه در گستره‌اي از هنر و انديشه تعريف مي‌شد. ما با فردي روبه‌رو هستيم كه علاوه بر برخورداري از حافظه‌اي قوي و مطالعات عميق در ادبيات كلاسيك و تاريخ ادبيات ايران، با ظرافت‌هاي هنري نظير موسيقي، فيلم و رمان نيز مأنوس بود. اين ويژگي‌ها، او را نه تنها به عنوان يك رهبر سياسي، بلكه به مثابه يك «كنشگر و پژوهشگر فرهنگي» معرفي مي‌كند كه حياتِ هنري جامعه برايش دغدغه‌اي جدي بود. يكي از وجوه بارز شخصيت فرهنگي ايشان، در جلسات صميمانه و تخصصي شعرخواني نمايان مي‌شد؛ جلساتي كه در شب‌هاي ماه مبارك رمضان با حضور شاعران با گرايش‌هاي فكري متفاوت برگزار مي‌شد. براي بسياري از ما، حتي چهره‌هاي اصلاح‌طلب، حيرت‌انگيز بود كه ايشان تا چه حد نسبت به شعر و مباحث تخصصي ادبي، نگاهي جدي، دقيق و رزين دارند. اين جلسات كه در فضايي معنوي و به دور از تشريفات برگزار مي‌شد، نه يك نمايش سياسي، بلكه فرصتي براي گفت‌وگوي بي‌واسطه ميان انديشه و هنر بود. نكته قابل تامل اين است حتي شاعراني كه ديدگاه‌هاي سياسي متفاوتي نسبت به جريان حاكم داشتند، با  احترام به اين دعوت‌ها پاسخ مثبت مي‌دادند، چراكه در آن محفل، سخن از «شعر» و «انديشه» بود، نه از مرزبندي‌هاي معمول سياسي. شايد بتوان گفت «بزرگ‌منشي» برجسته‌ترين ميراث فرهنگي رهبر شهيد در تعامل با اصحاب فرهنگ بود. در روزگاري كه گاهي شاهد برخوردهاي تند و ناجوانمردانه در فضاي سياسي هستيم..

 بازخواني اين منش، اهميت دوچنداني مي‌يابد. ايشان با چهره‌هايي نظير مرحوم شهريار، اخوان‌ثالث و دكتر شفيعي‌كدكني مراوده داشتند. رهبر شهيد در حوزه فكر و انديشه، نگاهي بسيار باز داشتند و تفاوت در سليقه شعري يا باورهاي سياسي، مانعي براي احترام متقابل و ارتباط‌گيري نبود. اين بزرگ‌منشي در حقيقت نوعي «مداراي انديشمندانه» بود. ايشان مي‌دانستند كه براي ساختن و اصلاح كشور، هنر و فرهنگ نيازمند بستري از امنيت و احترام است. ميراث رهبر شهيد در حوزه فرهنگ، تنها حمايت از شاعران انقلاب نبود، بلكه هواداري از «هر شاعر و هنرمندي» بود كه دغدغه اعتلاي ايران را داشت. ايشان توانسته بودند ميان حوزه رسمي قدرت و حوزه آزادِ نقد و هنر، پل ارتباطي پايداري برقرار كنند كه در آن، تكثر آرا به جاي آنكه تهديد باشد، فرصتي براي غناي فرهنگي كشور تلقي مي‌شد. در نهايت، نگاه رهبر شهيد به مقوله فرهنگ، آموزه‌اي براي امروز است. ايشان به ما آموختند كه مي‌توان در عالي‌ترين سطوح مديريت كشور بود، اما همچنان با رمان، شعر و هنر زيست و به ديدگاه‌هاي مخالف احترام گذاشت. اين ميراث، بيش از آنكه مجموعه‌اي از خاطرات باشد، الگويي است براي بازگشت به فضايي كه در آن «گفت‌وگو» بر «تنش» و «احترام» بر «حذفيات سياسي» اولويت دارد. براي جامعه‌اي كه به دنبال ساختن آينده‌اي آباد و فرهنگي است، بازگشت به اين الگوي «بزرگ‌منشي و مدارا»، نه يك انتخاب كه يك ضرورت تاريخي است. راهي كه رهبري شهيد در محافل ساده و صميمانه شعرخواني ترسيم كردند، همان راهي است كه مي‌تواند شكاف‌هاي فكري را پر كرده و انسجام ملي را بر پايه احترام متقابل بازسازي كند.