جهان امروز، برخلاف دوران نظمهای دوقطبی یا تکقطبی، در وضعیتی بهسر میبرد که میتوان آن را «هرجو مرجطلبانه هوشمند» نامید. در این ساختار جدید، آبراههای استراتژیک همچون تنگه هرمز، مسیرهای خاکی همسایگی همچون میرجاوه کویته، میدانهای جنگ الکترومغناطیسی در مدار زمین و حتی راهروهای تصمیمگیری در واشنگتن و اسلامآباد، همگی به طور همزمان بر سرنوشت یکدیگر اثر میگذارند. جمهوری اسلامی ایران، بیتردید در مرکز ثقل این تحولات جای دارد؛ اما این مرکزیت، شمشیری دو لبه است که هم «فرصتِ بینظیر» برای نقشآفرینی به همراه دارد و هم «تهدیدی همیشگی» برای امنیت و معیشت ملی.
در چنین شرایط پیچیدهای، اتخاذ راهبردهای مقطعی و واکنشی نه تنها کارآمد نیست، بلکه میتواند هزینههای جبرانناپذیری را به کشور تحمیل کند. آنچه یک «نسخه کامیابی» برای ایران در افق سالهای پیشرو محسوب میشود، اتکا به یک مثلث راهبردی متشکل از سه ضلع «دولت هوشمند»، «ملت توانمند» و «امت یکپارچه» است. هرگونه خلل در یکی از این اضلاع، کل سازه قدرت ملی را با خطر گسیختگی روبهرو میکند.
نخستین ضلع؛ دولت و ضرورت گذار از بازدارندگی مقطعی به مدیریت ژئواکونومیک
دادههای میدانی و گزارشهای مراکز معتبر بینالمللی نشان میدهد که هماکنون ۱۳ کشور در حوزه جنگ فضایی و الکترومغناطیسی فعال هستند و امریکا با عملیاتیسازی سامانه «میدولندز» در ژوئن ۲۰۲۶ و افزایش ۱۵۸درصدی بودجه کنترل فضا، بر معماری توزیع شده و تابآوری الگوریتمی متمرکز شده است. ازسوی دیگر، کنوانسیون حقوق دریاها (UNCLOS 1982) بر رژیم «عبور ترانزیتی» در تنگههای بینالمللی تاکید دارد و تعلیق آن را برای دولت ساحلی به رسمیت نمیشناسد. این دو واقعیت، معادله امنیتی تنگه هرمز را از یک «تهدید صرف» به یک «مساله چندلایه» تبدیل کرده است. اتکای صرف به اخلال دايمی در تنگه هرمز، ضمن مواجهه با چالش حقوقی و سیاسی، در میانمدت به نفع رقبای منطقهای تمام خواهد شد. سرمایهگذاری عربستان در خط لوله شرقغرب به ینبع و نیز طرحهای ریلی جدید مانند اتصال عربستان به ترکیه از مسیر اردن و سوریه، نشان میدهد که تداوم ریسک در هرمز، مسیرهای جایگزین را از مرحله «امکانسنجی» به «پروژه اجرایی» تبدیل میکند. در چنین فضایی، راهبرد هوشمندانه، تبدیل هرمز از «منطقه اخلال» به «منطقه ترانزیت پایدار و درآمدزا» است. ایجاد «صندوق امنیت دریایی» با مشارکت بخش خصوصی و شرکتهای بیمه کشتیرانی، میتواند ضمن تامین هزینههای کنترلی از محل عوارض شفاف بینالمللی، بار مالی دولت را کاهش دهد و مشروعیت حقوقی حضور ایران را نیز افزایش بخشد.
همزمان با تحولات هرمز، در مرزهای شرقی نیز با پدیده دیگری روبهروییم. فاصله معنادار میان توافقات دیپلماتیک با پاکستان و محدودیتهای میدانی برای تردد زائران، ضرورت ایجاد یک مکانیسم نظارتی عینی را آشکار ساخته است. دولت پاکستان در سطح بیانیهها بر توسعه همکاریها و تسهیل ارتباطات تاکید میکند، اما در عمل، محدودیتهای جدید و اصرار بر جایگزینی مسیر هوایی بهجای مسیر زمینی میرجاوه کویته، عملا اقشار کمبرخوردار را از سفر زیارتی حذف میکند. این دوگانگی رفتاری، بیش از هر چیز نشاندهنده فقدان سازوکار نظارتی مشترک برای پیگیری اجرای توافقات است. تشکیل «کمیسیون نظارت مشترک دايمی» با حضور نمایندگان دستگاههای اجرایی، گمرک و نیروهای مرزی دو کشور، میتواند گزارشهای ماهانهای از وضعیت تردد ارائه دهد و تاخیرهای اداری را به صورت موردی رفع کند. این اقدام، اعتماد دوطرف را در عمل، نه فقط در کلام، بازسازی خواهد نمود.
دومین ضلع؛ ملت و سرمایه خفته کرانهها
اما دولت به تنهایی قادر به عبور از پیچهای تاریخی نیست؛ ضلع دوم این مثلث، «ملت» با تمام ظرفیتهای انسانی و اقتصادی خود است. استان هرمزگان با بیش از هزار کیلومتر مرز آبی، میزبان ناخدایان و ملوانان ماهری است که بسیاری از آنان دههها تجربه کار در آبهای نیلگون خلیجفارس و دریای عمان را در کارنامه دارند. با این حال، نرخ بیکاری در برخی شهرستانهای ساحلی بالاتر از میانگین کشوری است و معیشت این قشر ارزشمند، به شدت به پایداری ترافیک دریایی وابسته است. این سرمایه انسانی، صرفا یک مزیت اقتصادی نیست، بلکه یک «مولفه دفاع غیرعامل» و بستر اصلی مقاومت مردمی در برابر تهدیدات محسوب میشود. نادیده گرفتن معیشت دریانوردان یا تقلیل آنان به نیروی کار ارزان، نوعی خودتحریمی راهبردی است. راهاندازی «سامانه همیار دریا» برای ثبت رسمی مهارتها و ایجاد بیمه تکمیلی و بازنشستگی اختصاصی برای آنان، میتواند با تامین مالی از محل کسر اندکی از حقالعبور کشتیهای تجاری عملیاتی شود. این اقدام، ضمن افزایش امنیت شغلی، انگیزه دریانوردان را برای حفظ امنیت آبراهها دوچندان میکند. در کنار معیشت دریایی، موضوع زیارت و عدالت ترانزیتی نیز بخش جداییناپذیر این ضلع است. هزینه سفر هوایی برای زائران پاکستانی به طور میانگین ۳ تا ۴ برابر سفر زمینی برآورد میشود. این اختلاف هزینه، عملا اقشار متوسط و ضعیف جامعه پاکستان را از سفرهای زیارتی که سالها از طریق مسیر زمینی میرجاوه کویته انجام میشد، محروم میسازد. تجربه موفق کریدورهای جنوبی چین نشان داده که اعمال تعرفه ترجیحی سوخت برای اتوبوسهای مسیرهای زمینی، میتواند هزینهها را بهگونهای مدیریت کند که سفر زمینی حداقل نیمی از هزینه سفر هوایی تمام شود. همچنین، احداث پایانههای زیارتی مشترک در دو سوی مرز برای انجام تشریفات اداری در کمتر از ۲۴ ساعت، میتواند از سرگردانی زائران جلوگیری کرده و کرامت آنان را حفظ نماید. زیارت نباید به کالایی لوکس برای گروههای برخوردار تبدیل شود؛ این یک حق عمومی است که دولتها موظف به تسهیل آن هستند.
سومین ضلع؛ امت و میراث عاشورا، حلقه گمشده همگرایی
سومین و شاید تعیینکنندهترین ضلع کامیابی ایران، «امت» با تمام مولفههای هویتی و فرهنگی آن است. براساس آمارهای ستاد اربعین، سالانه میلیونها زائر از شبهقاره (به ویژه پاکستان) برای زیارت عتبات عالیات عازم ایران و عراق میشوند که اربعین حسینی را به بزرگترین همایش سالانه مسلمانان تبدیل کرده است. تاریخ به ما آموخته است که منطق «کرامت و عدالت» که در راه حسین بن علی (ع) متجلی شد، همواره قدرتمندتر از هرگونه زورگویی و سلطهطلبی عمل کرده است. یزید با تمام قدرت مادی سه سال حکومت کرد، اما نه قبری باقی گذاشت و نه نام نیکی؛ در حالی که راه حسین (ع) هر روز گستردهتر میشود. از این منظر، رسانههای غربی با برجستهسازی گزارشهای تایید نشده (همچون طرح ادعایی عمان برای مدیریت هرمز)، سعی در ترسیم چهرهای امنیتی تنشزا از ایران دارند. اما موثرترین پاسخ به این جنگ روانی، تبدیل شعارهای معنوی به «تسهیلات عینی» در سفر و تردد زائران است. امضای موافقتنامه سهجانبه میان ایران، عراق و پاکستان برای حذف روادید زیارتی (یا اعطای روادید الکترونیکی رایگان ۱۵ روزه) و ایجاد قطارهای ریلی زمینی ارزانقیمت، میتواند مسیر زیارت را به جریانی روان و کرامتآمیز تبدیل کند. این اقدام، علاوه بر تقویت پیوندهای امت اسلامی، از منظر اقتصادی نیز درآمدزایی قابلتوجهی برای شهرهای میزبان (همچون مشهد، قم و کرمانشاه) به همراه خواهد داشت.
دیپلماسی «کرامت» باید محور اصلی تعاملات فرهنگی جمهوری اسلامی قرار گیرد. تمرکز بر تسهیل ارتباطات مردمی، بهبود زیرساختهای اقامتی و درمانی در مسیرهای زیارتی و ایجاد بازارچههای مرزی مشترک برای مبادله صنایعدستی و تولیدات فرهنگی، میتواند پیوندهای صرفا دینی را به وابستگی متقابل اقتصادی و فرهنگی تبدیل کند. این رویکرد، نه تنها روایتهای تحریف شده غرب را خنثی میکند، بلکه سرمایه اجتماعی عظیمی برای ایران در کشورهای همسایه ایجاد میکند که در روزهای بحران، به عنوان اهرمی بازدارنده عمل خواهد کرد.
جمعبندی؛ مثلثی که ترک برنمیدارد
نظم در حال گذار جهان، از ایران میخواهد که از نگاه مقطعی و واکنشی فاصله گرفته و به یک بازیگر راهبردی با طراحی بلندمدت تبدیل شود. کامیابی ایران در افق ۱۴۰۵ و سالهای پس از آن، در گرو برقراری تعادل پویا میان سه ضلع «دولت هوشمند»، «ملت توانمند» و «امت یکپارچه» است. دولت باید با مدیریت هوشمندانه هرمز و ایجاد کمیسیونهای نظارتی با همسایگان، از هدررفت سرمایههای ملی جلوگیری کند. ملت، با تکیه بر سرمایه انسانی ناخدایان و عدالت در دسترسی به زیارت، باید ستون اصلی توسعه و دفاع غیرعامل باقی بماند و امت، با الهام از میراث عاشورا، باید حلقه اتصال ایران به عمق راهبردی جهان اسلام باشد.
این سه ضلع، نه یک شعار سیاسی، که یک نقشه راه عملیاتی است که با اجرایی شدن «صندوق امنیت دریایی»، «مسیر سبز زیارتی» و «کریدور سهجانبه زیارتی»، از دل تهدیدها، فرصتی ماندگار برای صلح، پیشرفت و کرامت ملی در منطقه میآفریند. تاریخ به ما نشان داده که راهی که در آن، ناخدای هرمزگانی، دیپلمات پاکستانی و زائر خسته میرجاوه در کنار هم قرار میگیرند، همان راه استوار کامیابی ایرانِ عزیز است.
کارشناس ارشد روابط بینالملل