عنوان این نوشتار را خمینی، خامنهای و مهدی انتخاب کردهام و در این انتخاب نه قصد کاهش قدسیت مقام رفیع امام عصر عجلالله تعالی فرجه را دارم و نه قصد ارتقای مقام امام کبیر و امام شهید را که قدسیت امام عصر (ع) بلندمرتبهتر از آن است که این قلم جرأت کاهش قدرش را به خود راه دهد و شکوفایی منزلت امامین انقلاب نیز شناختهشدهتر از آن است که این قلم بخواهد بر شکوه آنان بیفزاید. آنچه از این قلم برمیآید ترسیم خطی در تاریخ معاصر است که از اتصال دو نقطه بهدست آمده و به یک جهت موعود تاریخی، ما را هدایت میکند. نقطه آغازین این خط، خمینی است و خود او نیز با صراحت گفت که او؛ انتظار فرج را از نیمه خرداد در اندیشه و احساس خود پرورش داده است و سرود: «انتظار فرج از نیمه خرداد کشم». نیمه خرداد ۱۳۴۲ هجری شمسی روز آغاز نهضت امام خمینی در تاریخ ایران و جهان است. اگر عصر حضور امامان اسلام را از زمان محمد رسولالله (ص) تا زمانه امام حسن عسکری (ع) و سپس آغاز دوران غیبت صغرا؛ یک دوره تاریخی بنامیم که در آن شاهد قوس نزولی سرنوشت مسلمانان جهان هستیم تا نهایتا به دوران غیبت کبرا و سپس ظلمت جهانگیر ناخودآگاهی و ناخداآگاهی و خروج دجال یک چشم تمدن تیزبین و ترکتاز غرب بر تمام جهان میشود که سوار بر خر تکنولوژی و با سلاح آتشین و وعده توسعه موجودیهای بشر، حکومت جهانی خود را بر پای داشته است، قوس صعودی سرنوشت اسلام و بشریت از ابتدای عصر ظهور صغرا آغاز میشود و سپس به دوران جهانشمول ظهور کبرا و پیدایش دولت جهانگیر و آزادیبخش اسلام میرسد که دولت مردمسالار و عدالتمحور و آزادمنش است که علیه نژادپرستی، قوممداری، هرگونه خودپرستی ازجمله ملیگرایی و هرگونه حمیت جاهلی دیگر موضع گرفته و به همه ابنای بشر با یک چشم نگاه میکند و مانند عصر رسولالله (ص) در آن سیاه و سفید و غنی و فقیر و زن و مرد با هم برابرند و هیچ نوزادی طبقه اجتماعی و امتیازات اقتصادی و سیاسی را به ارث نمیبرد و هیچ زن و مردی امتیازات ناروای اجتماعی را به ارث نمیگذارد. روز پانزدهم خرداد ۱۳۴۲ نخستین دم سپیده روز ظهور صغرا است که در آن امت اندک اندک بیدار میشود و در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ مقدرات خود را در واحد سیاسی ایران بهدست خود میگیرد و از این لحظه است که سرنوشت اسلام و ایران بیش از گذشته بههم گره میخورد بهطوریکه امروز دشمنان بشریت علیه ایران و اسلام ــ هردو ــ موضع گرفتهاند و ایران در مقابل تمام جنگهایی که دجال علیه او برمیانگیزد فداکارانه از پیام و میراث پیامبر خدا که یکی از آنها و بهعقیده من مهمترین آنها نهاد سیاسی امامت است دفاع میکند و جنگ تروریستی را و محاصره اقتصادی را و جنگ نظامی را و محاصره سیاسی را و جنگ فرهنگی را و تحریم بینالمللی را و جنگ اجتماعی را و شبیخون فرهنگی را تحمل میکند و یک ذره از مواضع انقلابی خود عقبنشینی نمیکند تا از عصر ظهور صغرا به دوران ظهور کبرا و طلوع خورشید قائم آلمحمد (ص) برسد. در عصر خمینی بهعنوان نخستین لحظات آغاز روز ظهور صغرا، انقلاب اسلامی مثل یک آتشفشان از قله استقامت ملت ایران سر برافراشت و آسمان تاریخ بشریت را روشن کرد و گدازههای آتشینش بر دامنههای استکبار جهانی فرود آمد و آن را به آتش کشید. در این لحظه اسلام بهعنوان یک دین و ایران بهعنوان یک واحد سیاسی، در یک مدار مشترک قرار گرفتند بهگونهای که هر کوششی برای تقویت ایران اسلامی به معنی خدمت به رسالت تاریخی اسلام بوده و هر تلاشی برای تضعیف ایران اسلامی خیانتی به قرآن و تاریخ و آزادی بشریت است. دومین نقطه در این زمان و زمانه، دوران رهبری امام شهید است. در این دوران دومین، سومین، چهارمین و پنجمین آتشفشان انقلاب اسلامی در قلب جهان یعنی در لبنان، فلسطین، عراق و یمن سر برافراشتند و مجمعالجزایر انقلاب اسلامی را بهرغم کنشهای ضدانقلابی استکبار غربی و استحمار عبری و ارتجاع عربی در مرکز جزیره جهانی و محل اتصال آسیای بزرگ (که اروپا بخش کوچکی از آن است) و قاره آفریقا، پدیدار ساختند. سومین نقطه در این خط روشن انقلابی، دورنمای ظهور مهدی منتظر است که او خود منتظر کنش بیشتر انقلابیون مسلمان و بیداری همه آزادگان جهان است. بدون اجتنابناپذیری ظهور مهدی (عج) هرگز خمینی و خامنهای نیز در مشیت الهی تاریخ جایگاهی پیدا نمیکردند و به عرصه وجود راه نمییافتند. سحرزدگان تبلیغات دجال، انتظار ظهور موعود را که در انسان ایرانی بهصورت یک کنش انقلابی ظهور و بروز یافته، توهم مینامند، در حالیکه خود در گرداب توهمات شیطانی غرب با چاشنی تصورات عبری و تدارکات عربی در حال غرق شدن هستند.
آنها امام مجتبی خامنهای را نیز، چون ادامهدهنده راه خمینی کبیر و خامنهای شهید است مورد عتاب و خطاب قرار میدهند که چرا تو نیز متوهمی و دم از مهدی موعود میزنی در حالیکه نمیدانند نماز، روزه، حج و سایر عبادات نیز بدون ولایت فقط یک نرمش در اندام و کاهش در خوراک و روش در سیاحت است و از نظر معنوی بیسود و بیفایده و حتی گاه اقدامی جاهلانه است و کسی که «عبودیت خداوند» و «اجتناب از طاغوت» را در کنار هم نمیبیند، هیچ راهی به رضای الهی نمیبرد. مگر خداوند در سوره نحل آیه ۳۶ نمیفرماید که: «و لقد بعثنا فی کل امه رسولا ان اعبدو الله و اجتنبو الطاغوت فمنهم من هدی الله و منهم من حقت علیه الضلاله فسیرو فی الارض فانظر و کبف کان عاقبه المکذبین» (به میان هر قوم و ملتی پیامبری مبعوث کردیم که خدا را بپرستند و از طاغوت دوری گزینند، بعضی به هدایت الهی ره یافتند و بعضی گرفتار گمراهی و ضلالت گردیدند. پس در زمین بگردید و بنگرید عاقبت کار کسانی را که رسالت انبیای الهی را تکذیب کردهاند) عبودیت خداوند و اجتناب از طاغوت لازم و ملزوم یکدیگرند. هیچ شکی نیست که طاغوت زمانه ما استکبار جهانی است. کسی که مدعی عبودیت خداوند است و از طاغوت زمانه خود برائت نمیجوید و از آن اجتناب نمیکند و در عینحال خود را مسلمان میداند، به خود و مردم و تاریخ دروغ میگوید. همزیستی بین عبودیت خداوند و عبودیت غرب توهمی است که اینان گرفتار آن شدهاند درحالیکه پیروان راستین خمینی و خامنهای که منتظران راستین امام مهدی که قائم آلمحمد (ص) است میباشند، به روشنایی تابناک بصیرت قرآنی هدایت یافتهاند. در افق این انقلاب یعنی در عصر ظهور کبرا بشریت به توسعه به معنی کامل کلمه دست خواهد یافت، یعنی هم به «توسعه وجودی» و ارتقای رتبه در مسیر عبودیت الهی دست خواهد یافت و هم «توسعه موجودی» بیشتری را تجربه خواهد کرد. درباره «توسعه وجودی» و «توسعه موجودی» در جلد چهارم «ارتباطات و آگاهی» بیش از این سخن به میان آمده است.
خمینی، خامنهای و مهدی (عج)
عنوان این نوشتار را خمینی، خامنهای و مهدی انتخاب کردهام و در این انتخاب نه قصد کاهش قدسیت مقام رفیع امام عصر عجلالله تعالی فرجه را دارم و نه قصد ارتقای مق...
صاحبخبر -