شناسهٔ خبر: 78902314 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: ایبنا | لینک خبر

پنج نکته در باب فرهیخته‌ای فروتن

اگر تنها یک دلیل در ضرورت بازخوانی میراث مکتوب کارلو گینزبورگ لازم باشد، همین آخرین سویه پژوهشگرانه در نگاه گینزبورگ است.

صاحب‌خبر -

سرویس تاریخ و سیاست خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، کتاب «پنیر و کرم‌ها؛ جهان یک آسیابان قرن شانزدهمی» تالیف کارلو گینزبورگ با ترجمه محمدجواد عبدالهی و ابوذر فتاحی‌زاده از سوی انتشارات فرهنگ نو منتشر شد. این کتاب مطالعه‌ای است در مورد فرهنگ عامه در قرن شانزدهم که از چشم یک مرد دیده می‌شود، آسیابانی که در جریان تفتیش عقاید محاکمه شد. کارلو گینزبورگ از سوابق محاکمه دومنیکو اسکاندلا، آسیابانی که با نام منوکیو نیز شناخته می‌شود، استفاده می‌کند تا نشان دهد که چگونه یک نفر به شرایط گیج‌کننده سیاسی و مذهبی زمان خود واکنش نشان داده است. به مناسبت درگذشت کارلو گینزبورگ، ابوذر فتاحی‌زاده در یادداشتی اختصاصی برای ایبنا نوشت:

پنج نکته در باب فرهیخته‌ای فروتن ابوذر فتاحی‌زاده

کارلو گینزبورگ در ۲۷ خردادماه ۱۴۰۵ در ۸۷ سالگی درگذشت. او را به واسطه کتابش می‌شناختم که به یاری دوست فاضل، دکتر محمدجواد عبداللهی به پارسی برگردانده بودیم. خاطرم هست پیش‌نویس اولیه را که برایش فرستادیم، چند روز بعد شگفت‌زده پاسخ داد و از اینکه پنیر و کرم‌ها به پارسی در دسترس خوانندگان ایرانی قرار گرفته است هیجانزده بود. این آغاز رفاقتی مکاتبه‌ای بود که تا همین اواخر ادامه داشت؛ گفت‌وگویی که موضوع آن، دیگر آن حلقه وصل نبود. دریافتم که شوقی کودکانه به اندیشیدن و بازاندیشیدن دارد و این مهمترین چیزی بود که از او دوست می‌داشتم. این را می‌شود از دیباچه مفصلی دریافت که در ۲۰۱۳م به کتاب افزوده بود. گینزبورگ در این مقدمه، ضمن شرح روند شکل‌گیری پنیر وکرم‌ها، از راه‌های رفته و نرفته در جمع‌آوری اسناد، بدفهمی‌ها و سامان دادنِ سبک و سیاقِ گزارش نهایی خود و در نهایت، مواجهه با دانشوران گوناگونی یاد می‌کند که هر کدام با عینک نظری خویش در کار او نظر انداخته‌اند. او برخلاف بسیاری از دیگران، این مشارکت جمعی در ارزیابیِ روایی و پایاییِ پژوهش خود را پاس می‌دارد و البته با نگاهی انتقادی، موشکافانه از خرمن این نقدها خوشه برمی‌گیرد. رازِ پایاییِ آثار گینزبورگ به ویژه پنیر و کرم‌ها در پنج دهه گذشته نیز این مواجهه انتقادیِ فعّال او با خویشتنِ آکادمیکِ خویش بوده است. این مواجهه انتقادی به پنج سویه پژوهشگرانه در نگاه او ختم شده‌اند؛ سویه‌هایی که میراث راستین گینزبورگ، نه تنها در دانش تاریخ، بلکه در علوم انسانی هستند. نخست اینکه گینزبورگ همواره شکاکانه به هر گزاره‌ای نگریسته است، تا مبادا در دام فراروایت‌هایی گرفتار شود که تاریخ خُرد را برای به زیر کشیدن آنها ابداع کرده است. از اینرو، گزاره‌های به ظاهر مُهملِ منوکیو و دیگر شخصیت‌های فریولیِ قرن شانزدهم را در بستر عقلانیت و منظومه‌های فکری آن عصر ایضاح می‌کند تا دریابیم که همچون دعوی پست‌مدرن‌ها، عقلانیت و گفتمان‌ها اموری زمینه‌منداند و آدمیان در هر جغرافیا و بستر تاریخی و فرهنگی، عقلانیت‌های متناسب با زیستِ روزمره خود را گسترش داده‌اند. دوم اینکه با اتکاء بر همین گزاره‌هایِ دیریاب، نشان می‌دهد که آدم‌های معمولی چگونه به یاریِ زبان روزمره و ادب عامّه، پادروایت‌ها و پادگفتمان‌هایِ منحصربفرد خود را در تقابل با روایت‌ها و گفتمان‌های مسلط تولید و بازتولید می‌کنند. از این حیث، سالنامه‌های نجومی چوپانان، اشعار فولکلور اسکولیو و... در آثار گینزبورگ ارزشی کاربردی همتراز با دکامرونِ بوکاچّو می‌یابند.

پنج نکته در باب فرهیخته‌ای فروتن

سوم اینکه پا را از روایت‌های رمانتیک و دلنشینِ «مردانِ بزرگ» فراتر می‌گذارد و با نیم‌نگاهی به این روایت‌هایِ مقاومتِ مردمان عادی تلاش می‌کند آنها را، نه ابژه‌ها، که سوژه‌های تاریخیِ راستین تصویر کند. از این منظر، انجمن کتابخوانیِ زیرزمینیِ دبّاغانِ اهل ناپل، چاروادارانِ فریولی و آسیابانانِ شمال ایتالیا، چشم‌اندازِ واقع‌بینانه‌تر و روشن‌تری از علل و دلایل گسترش اندیشه‌های نو در عصر جدید به دست می‌دهند تا نوشته‌های فاضلانه مونتنی و دیگران. چهارم اینکه گینزبورگ بخش چشمگیری از تلاش خود را صرف احتراز از «تاریخِ بدنام رخدادها» کرده است و به ما نشان می‌دهد که تاریخ متکی بر زنجیره رخدادها، خود گفتمانی ایدئولوژیک است که با حذف و طرد بسیاری از پیچیدگی‌های تاریخی نُضج می‌گیرد و مسبب انحراف در فهمِ نزدیک به حقیقت از امر واقع است. به همین سبب است که در میانه روایتش از دادگاه تفتیش عقاید منوکیو، بارها زنجیره رخدادها را وا می‌نهد و بی‌محابا، چشم‌اندازهایی از زمینه و زمانه او را برای خواننده به تصویر می‌کشد. واپسین درس او نیز تشکیک در گزاره‌هایِ نیم‌بندی است که خود آنها را صورت‌بندی کرده است. این تشکیک تا آنجا پیش می‌رود که در جای‌جایِ آثارش، به ویژه در پنیر و کرم‌ها، به نمی‌دانم‌های او برمی‌خوریم و حتی با سعه صدر از یافته‌های دیگران در سنجشِ روایی و پایاییِ نوشته‌اش استقبال می‌کند. اگر تنها یک دلیل در ضرورت بازخوانی میراث مکتوبش لازم باشد، همین آخرین سویه پژوهشگرانه در نگاه گینزبورگ است. راهش پر رهرو باد.

برچسب‌ها: