شناسهٔ خبر: 78901823 - سرویس ورزشی
نسخه قابل چاپ منبع: جام‌جم آنلاین | لینک خبر

روایتی از جام جهانی تاریخی نروژ

۴۰ روز دیوانه‌وار

گاهی یک جام جهانی با قهرمانی یک تیم به‌یاد می‌ماند و گاهی با داستان تیمی که جام را نبرد اما قلب میلیون‌ها نفر را تسخیر کرد. جام جهانی ۲۰۲۶ برای نروژ از همین جنس بود؛ ۴۰روزی که شاید با شکست مقابل انگلیس در مرحله یک‌چهارم نهایی به پایان رسید اما آغاز فصل تازه‌ای در تاریخ فوتبال این کشور بود.  گاهی یک جام جهانی با قهرمانی یک تیم به‌یاد می‌ماند و گاهی با داستان تیمی که جام را نبرد اما قلب میلیون‌ها نفر را تسخیر کرد. جام جهانی ۲۰۲۶ برای نروژ از همین...

صاحب‌خبر -
 
وقتی نروژ پا به آمریکا گذاشت، کمتر کسی آن را در میان مدعیان اصلی قهرمانی قرار می‌داد. تیمی که بیش از دو دهه از حضورش در جام جهانی می‌گذشت، آمده بود تجربه‌ای تازه کسب کند اما آنچه در ادامه رخ داد، فراتر از انتظار بود؛ نه فقط برای هواداران نروژی بلکه برای تمام فوتبال‌دوستان. 
در مرکز این داستان نامی قرار داشت که سال‌هاست مدافعان فوتبال اروپا را به وحشت می‌اندازد؛ ارلینگ هالند. اما این جام جهانی فقط روایت گل‌های او نبود بلکه داستان بلوغ یک نسل بود؛ نسلی که با هدایت مارتین اودگارد، ساندر برگه، کریستوفر آیر و دیگر ستاره‌هایش، نروژ را دوباره روی نقشه فوتبال جهان قرار داد. 
هالند در همان گام نخست پیامش را به دنیا فرستاد؛ دو گل مقابل عراق. چند روز بعد برابر سنگال دوباره دبل کرد تا نشان دهد این جام جهانی قرار است صحنه درخشش او باشد. در مرحله حذفی، گل دیرهنگامش مقابل ساحل عاج، حکم بلیت صعود را داشت اما نقطه اوج، نبرد تاریخی برابر برزیل بود. 
کمتر کسی تصور می‌کرد نروژ بتواند از سد سلسائو عبور کند اما هالند در دقایق پایانی دو بار دروازه برزیل را باز کرد و یکی از بزرگ‌ترین شگفتی‌های جام را رقم زد. همان شب، فوتبال جهان فهمید نروژ دیگر تیمی نیست که فقط برای حضور در جام جهانی آمده باشد. این تیم آمده بود تا تاریخ را بنویسد. 
اما آنچه نروژ را متفاوت می‌کرد، فقط نتایجش نبود. در روزگاری که فوتبال حرفه‌ای زیر فشار میلیاردها دلار، قراردادهای سنگین و انتظارات بی‌پایان روزبه‌روز جدی‌تر و بی‌روح‌تر شده، نروژی‌ها انگار تصمیم گرفته بودند از سفرشان لذت ببرند. 
تصاویر هالند و همسرش در خیابان‌های نیویورک، بازدید از میدان تایمز، تفریح در شهربازی‌های تگزاس، کلاه کابویی بر سر ستاره منچسترسیتی و جشن‌های معروف «قایقرانی وایکینگی» پس از هر پیروزی، چهره‌ای متفاوت از فوتبال مدرن به نمایش گذاشت؛ تیمی که لبخند می‌زد، شوخی می‌کرد و در عین حال یکی پس از دیگری رقبای بزرگ را کنار می‌زد. 
شاید همین صمیمیت بود که باعث شد میلیون‌ها هوادار بی‌طرف نیز به طرفداران نروژ تبدیل شوند اما هر افسانه‌ای روزی به پایان می‌رسد. در میامی، آخرین پرده این داستان برابر انگلیس رقم خورد؛ مسابقه‌ای که شاید نتیجه، تصویر درستی از جریان آن نباشد. 
نروژ در بسیاری از دقایق بازی تیم برتر میدان بود. کریستوفر آیر و توربیورن هگم، هری کین را به‌خوبی مهار کردند. مارتین اودگارد و ساندر برگه نبض میانه میدان را در اختیار داشتند و آندریاس شیلدروپ با گلی تماشایی تیمش را پیش انداخت‌ اما فوتبال همیشه به تیم بهتر پاداش نمی‌دهد. جود بلینگام درست در لحظه‌ای که انگلیس بیش از هر زمان دیگری به مشکل خورده بود، بازی را به تساوی کشاند و سپس در وقت‌های اضافه، گل پیروزی را به ثمر رساند. 
هالند، مردی که در این جام جهانی هفت گل زده بود، این بار تقریبا هیچ فرصت جدی برای گلزنی پیدا نکرد. جان استونز و مارک گهی، راه‌های رسیدن توپ به او را بستند و خستگی ناشی از هفته‌ها فشار، سرانجام گریبان بهترین گلزن نروژ را گرفت. او با مصدومیتی جزئی و بدنی کاملا فرسوده زمین را ترک کرد؛ تصویری که شاید نمادی از تمام آن چیزی بود که نروژ در این ۴۰روز خرج کرده بود اما حتی چند دقیقه پس از حذف، خبری از ناامیدی در چهره هالند نبود. وقتی از او پرسیدند اکنون چه احساسی دارد، به‌‌جای صحبت درباره شکست، از غرور حرف زد. او گفت این ۴۰روز بهترین سفر زندگی‌اش بوده؛ سفری که نه فقط خودش بلکه تمام نروژ را تغییر داده است. شاید مهم‌ترین جمله او همین بود: «ما نروژ را دوباره روی نقشه فوتبال جهان قرار دادیم».
این جمله بیش از هر آماری، ارزش مسیر نروژ را نشان می‌دهد. برای سال‌ها، فوتبال این کشور در سایه استعدادهای فردی باقی‌مانده بود؛ از اوله‌گونار سولشر و جان آرنه ریسه تا نسل جدیدی که هرگز فرصت درخشش در بزرگ‌ترین تورنمنت‌ها را پیدا نکرده بود. اما حالا اوضاع فرق کرده است. 
جام جهانی ۲۰۲۶ ثابت کرد که نروژ دیگر فقط تیم هالند نیست. اودگارد به یک رهبر واقعی تبدیل شده، خط دفاع این تیم بلوغ پیدا کرده و بازیکنان جوانش نشان داده‌اند که می‌توانند برابر بزرگ‌ترین قدرت‌های فوتبال دنیا بایستند. شاید جام را نبردند اما چیزی مهم‌تر به‌دست آوردند؛ احترام. 
احترام رقبا، احترام هواداران و از همه مهم‌تر باور به این‌که می‌توانند در سال‌های آینده یکی از قدرت‌های ثابت فوتبال اروپا و جهان باشند. هالند در پایان گفت حالا فقط به تعطیلات نیاز دارد؛ استراحتی کوتاه پیش از بازگشت به لیگ برتر و لیگ قهرمانان اروپا. اما بعید است ذهن او به این راحتی از آن ۴۰روز جدا شود؛ ۴۰روزی که با امید آغاز شد، با حذف به پایان رسید  اما برای همیشه در حافظه فوتبال نروژ ماندگار شد؛ سفری که شاید جامی به‌همراه نداشت ولی نسلی را ساخت که از این پس هیچ تیم بزرگی نمی‌تواند آن را دست ‌کم بگیرد.