در دنیای واژهها گاهی یک بیت، فراتر از یک سروده ادبی، به شناسنامه یک ملت و فریاد حماسهای در تاریخ بدل میشود. ماجرای سرود «بزن که خوب میزنی» دقیقاً از همین جنس است؛ شعری که نه در خلوت آرام یک کتابخانه، بلکه در تلاطم خون و غیرت و در میانه غرش موشکهایی متولد شد که آسمان شب را به نیت انتقام ورق میزدند.
از روستای خیرآباد تا پایتخت معنوی ایران
حجتالاسلام علی مقدم، خالق این اثر حماسی، چهرهای است که تا همین چند ماه پیش، نامش تنها در محافل ادبی مشهد شنیده میشد. او متولد سال ۱۳۷۱ در روستای باصفای «خیرآباد» تربتجام است؛ خطهای که مردمانش با بوی گندم و نوای دوتار بزرگ میشوند. علی هنوز به پایان دوران دبستان نرسیده بود که دست تقدیر، خانوادهاش را به شهر خورشید، مشهدالرضا(ع) کشاند و او را مجاور آستان قدس رضوی کرد. در این مجاورت بود که او آموزش در مسیر طلبگی را آغاز کرد. اما شوق پرواز در ملکوت کلمات، او را از همان آغازین روزهای طلبگی به وادی شعر کشاند و سرانجام ۶ سال پیش بود که تصمیم گرفت به شکل تخصصی و مبنایی، تمام توان خود را وقف «شعر آیینی» کند، زیرا معتقد بود شعر پیش از آنکه هنر باشد، رسانهای است برای رساندن صدای حق به گوش تاریخ.
شبی که «غیرت» به جوش آمد: تولد یک حماسه
داستان رسانهای شدن نام علی مقدم به شبی بازمیگردد که ایران اسلامی، دندان وحشیگریهای دشمن را در منطقه کشید. در جریان جنگ ۱۲ روزه و در شب حمله موشکی ایران به پایگاه نظامی «العدید» در قطر، علی مقدم پای صفحه تلویزیون نشسته بود.او میگوید: «تصاویر پرتاب موشکها را که میدیدم، انگار خون در رگهایم میجوشید. آن شب، احساساتم فراتر از آن بود که در کلام عادی بگنجد. غمی عمیق از مظلومیت مسلمانان و غروری بیپایان از قدرت دفاعی کشورم در هم آمیخته بود. ناگهان مصرع «بزن که خوب میزنی» در ذهنم جرقه زد. زیر لب زمزمهاش کردم؛ تکرارش کردم و دیدم چقدر استوار و خوشوزن است. همین شد ردیف شعری که قرار بود لرزه بر اندام یاوهگویان بیندازد».
این غزل، نه با برنامهریزی قبلی، بلکه با جوشش غیرت ایرانی و شیعی در لحظه خلق شد. مقدم، قلم به دست گرفت و با هر شلیک موشک، بیتی را بر کاغذ نشاند تا سپاسنامهای باشد برای غیورمردان هوافضا.
پیوند میان «رستم تهمتن» و «لشکر توکل»
یکی از ویژگیهای دیگر سروده علی مقدم ، درهمتنیدن هویت ملی و باورهای مذهبی است. او آگاهانه دست به انتخابی زد که مرزهای ساختگی میان «ایرانی بودن» و «مسلمان بودن» را فروریخت.مقدم توضیح میدهد: «نمیخواستم این شعر تنها متعلق به یک گروه خاص باشد. میخواستم هر فردی که قلبش برای این خاک میتپد، خود را در آینه این کلمات ببیند. به همین دلیل بود که در کنار مفاهیم بلندی چون «توکل هست لشکرت» و «خداست یار و یاورت» تصویر اسطورهای «رستم تهمتن» را آوردم. میخواستم بگویم آن که امروز پشت این دفاع جانانه ایستاده، هم وارث غیرت رستم است و هم سرباز رکاب ولایت. همین شد که حتی کسانی که شاید تقید مذهبی کمتری داشتند، با بیت «تو رستم تهمتنی، بزن که خوب میزنی» همدلی کردند و آن را به عنوان نماد غرور ملی خود فریاد زدند».
از کانال تلگرامی تا توفان صدای مهدی رسولی
سرنوشت این شعر نیز همچون تولدش، دستخوش عنایت بود. شاعر جوان، شعر را بیهیچ چشمداشتی در کانال شخصیاش منتشر کرد و پی کار خود رفت. اما واژهای که از دل برآید، گویی راه خود را میشناسد. چند ماه بعد، در غوغای عملیاتها و برنامههای حماسی، ناگهان صدای رسا و حزین حاج مهدی رسولی، مداح نامآشنای کشور در پیوند با این سروده، شوری در فضای مجازی و حقیقی انداخت.
استقبال به قدری گسترده بود که کلیپهای ساخته شده با این شعر، از مرزهای ایران گذشت و در میان رزمندگان جبهه مقاومت نیز دستبهدست شد. علی مقدم معتقد است: «مردم ما از انفعال بیزارند؛ روحیه ایرانی با ذلت سازگار نیست. این شعر چون موضعی فعال و مقتدرانه داشت و پشتوانه آن فطرت مقاومتجو بود، به دلها نشست. البته نباید از حق گذشت که نفس گرم و اجرای حماسی آقای رسولی، روحی دوباره در کالبد این کلمات دمید».
در محضر رهبر شهید؛ خاطراتی از جنس نور
بخش دیگری از روایت علی مقدم به دیدارهای صمیمانه او با رهبر شهید بازمیگردد. او که توفیق یافته بود در محضر ایشان شعرخوانی کند، از نگاه نافذ و ذوق ادبی آن شهید بزرگوار سخن میگوید.او با حسرتی آمیخته به افتخار میگوید: «سال آخر، در دیداری شعری با موضوع زیارت امیرالمؤمنین(ع) خواندم. نگاه ایشان به شعر، صرفاً یک نگاه ذوقی و تفننی نبود؛ ایشان شعر را به مثابه یک «سلاح» و یک «رسانه تأثیرگذار» میدیدند. وقتی در پایان آن جلسه با مهربانی فرمودند: «انشاءالله از طرف خود آن بزرگوار مأجور باشید» حس کردم تمام مزدِ سالها شاعریام را یکجا از ایشان گرفتهام».
شعر؛ سلاحی برنده در عصر رسانه
حجتالاسلام مقدم با بیان تأثیر شگرف هنر در بزنگاههای تاریخی، به آثار هنرمندانی چون محسن چاوشی اشاره و اظهار میکند: «ببینید در ایام تلاطمهای اجتماعی، یک قطعه موسیقی یا یک سروده چقدر میتواند در همدلی و وفاق ملی مؤثر باشد. این سنتِ پیامبر اکرم(ص) است که به شاعران میفرمودند با زبانِ شعر، جبهه کفر را هجو کنید. ادبیات، جانمایه فرهنگ ماست و مردم ما همیشه حرف حق را وقتی در ظرف زیبایی از شعر ریخته شود، بهتر و عمیقتر میپذیرند».
امروز «بزن که خوب میزنی» دیگر تنها یک شعر نیست؛ بلکه بخشی از حافظه تاریخی ملتی است که یاد گرفته است در برابر استکبار، با زبانی سخن بگوید که لرزه بر اندام دشمن اندازد. این حماسه، میراث شاعری است که از روستاهای تربتجام برخاست و نشان داد با جادوی کلمات و غیرت شیعی میتوان از دل یک شب موشکی، حماسهای ماندگار خلق کرد.