روزبه دلاور
حضور تيم ملي فوتبال ايران در جام جهاني ۴۸ تيمي با كسب سه تساوي پياپي و ناكامي در صعود از مرحله گروهي پايان تلخي را براي روياپردازيهاي فوتبالدوستان كشورمان رقم زد. در حالي كه انتظار ميرفت افزايش سهميهها مسير را براي پيشروي ايران هموارتر كند، اما تكرار نتيجه مساوي در هر سه ديدار تيم ملي را در همان ايستگاه نخست متوقف كرد. در پي اين عملكرد نااميدكننده مهدي تاج، رييس فدراسيون فوتبال در تصميمي قابل تامل از ابقاي امير قلعهنويي براي هدايت تيم ملي در جام ملتهاي آسيا در سال آينده خبر داد!
تصميمي كه موجي از انتقادات و بحثهاي كارشناسي را در فضاي رسانهاي برانگيخته است. براي واكاوي اين تصميم چالشبرانگيز و بررسي چرايي ناكامي در رسيدن به دور حذفي سراغ علي كفاشيان، رييس اسبق فدراسيون فوتبال رفتيم تا در گفتوگويي اختصاصي زواياي پنهان عملكرد فني و مديريتي تيم ملي و آينده نيمكت ايران را زير ذرهبين ببريم.
اين روزها بحث بر سر دستاورد و ناكامي تيم ملي در جامجهاني زياد است. از نظر شما دستاورد ايران در جام جهاني چه بود؟
بايد در نظر بگيريد كه با توجه به شرايطي كه بچهها داشتند، در جنگ ماه رمضان به بعد و عدم تشكيل اردوها و مشكلات روحي و رواني كه براي همه به وجود آمد كه از مشكلاتش هم مسائل تداركاتي بود، اما كادر فني ما كارهايش را انجام داد و از طرفي بچهها روحيه خوبي پيدا كردند. با استقبالي كه مردم از آنها داشتند و با آن روحيهاي كه رفتند به نظرم نتايج خوب بود. بچهها ميتوانستند هم صعود كنند، اما بين هشت تا تيم صعودكننده تيمهاي سومي ما نهم شديم. سه تا نتيجه هم خوب بود و مثل جام جهاني قبلي شش تا گل نخورديم و نمايشهاي خوبي داشتيم كه حالا مثلا آفسايد ميشد، اما مقابل تيمهاي خوب نتايج خوبي گرفتيم.
اما اكثريت مردم و كارشناسان از اينكه در اين گروه صعود نكرديم نتيجه را راضيكننده نميدانند؟
ببينيد بحث ريشهاي است. منظور از تيم ملي حاصل سالها كار قبلي بوده و جمع و جور شده. اين تيمي نبود كه آينده ما را تضمين كند و جلو ببرد. اين ضعفي بود كه بايد هر چه زودتر آن را از بين ببرند و تيم را جوان كنند، هم براي جام ملتها و هم جام جهاني آينده كه تا چشم بر هم بزنيم هم انتخابي آن شروع ميشود. هر بار صعود نكرديم اينبار هم نشد، اما جلوي مصر و بلژيك كه قدرتمند بودند، نتايج خوبي گرفتيم.
به نظر شما اگر يك مربي بزرگ در حد كيروش روي نيمكت تيم ملي بود نتابج بهتري كسب نميكرد؟
دو دوره كيروش بود ديگر، اما مربي بزرگ يك ليگ بزرگ و قوي هم ميخواهد تا بازيكنان را انتخاب كند و تداركات مناسب ميخواهد. وقتي نميتوانيم دو تا بازي دوستانه جور كنيم و تداركات خوب بگذاريم مثل اين است كه شوماخر را پشت پيكان بگذاري و بگويي تند برو، خب نميشود!
وضعيت بد لجستيكي مثل نداشتن بازيهاي تداركاتي ميتواند دليل محكمي بر كسب نتايج اينچنيني باشد؟
نه، اولين مشكل ما به ليگهاي ما برميگردد. وقتي جوانسازي نميشود و تيمها نتيجهگرا و دنبال اسمها هستند براي نتيجه و ساختارها و جوانها و پايهها را نميسازند و مديريت ناقصي درونشان حكمفرماست، خب فوتبالمان همين ميشود. الان به ليگهاي چهار تيم پاياني جام نگاه كنيد كه چه ليگهاي قوي دارند و چه تمرينات و بازيهاي خوبي را پشت سر ميگذارند. ما هم ليگمان را ميخواهيم 18 تيمي كنيم تا كمي رشد كنيم، اما كيفي بالا نرويم كه به درد نميخورد. در ليگ مقرراتي است كه جوانها بايد بازي كنند، اما مربيان از آنها استفاده نميكنند و اينها ايراد است يا دانش بسياري از مربيان ما بالا نيست. اينها مشكلات اصلي ساختاري ليگهايمان است كه نتيجهاش ميشود تيم ملي.
برگرديم به قبل از جام جهاني؛ شما اگر رييس بوديد بازيهاي ليگ را قبل از جام تعطيل ميكرديد؟
نميتوانم اين را بگويم، چون در آن موقعيت نبودم و نيستم. شايد مسائل امنيتي فشار آوردند يا مسائل ديگري بوده، اما به نظر خودم بايد ليگ را ادامه ميدادند و ليگ هيچ وقت نبايد قطع شود. وسط ليگ مسابقات را قطع كنيم حتما اضطراري بوده وگرنه نبايد تعطيل شود.
كادرفني و رييس فدراسيون پاسخگوي منتقدان نيستند. مگر نبايد ملزم به پاسخگويي باشند؟
از راه دور آمدهاند بايد استراحت كنند و خستگيشان در برود بعد مصاحبه كنند! اما بايد پاسخگو باشند و از برنامههاي آينده و از ليگ و خواستههاي مردم بگويند.
شما كه رييس فدراسيون بوديد تا چقدر به خواستههاي مردم اهميت ميداديد؟
براي من خيلي مهم بود. يكي از خواستههاي مردم جذب مربي خوب خارجي بود كه براي آن خيلي هزينه كرديم و بعد همه از كيروش راضي بودند و مردم در خيابان ميگفتند دستت درد نكند كه كيروش را آورديد و اين براي من خيلي لذتبخش بود، چون مردم از همه بهتر فوتبال را ميفهمند و مسوولان را ميشناسند.
بسياري از مردم اعتقاد دارند سقف توانايي فني كادر فعلي همين است و از طرفي رييس فدراسيون از ادامه حضور قلعهنويي گفته. آيا اين يك نوع تقابل با خواست مردم نيست؟
نه، الان بايد شرايط را درك كرد و بهترين كسي كه هست همين آقاي قلعهنويي در بين مربيان ايراني است. من با آنها جلسه داشتم يك تيم فني خوب دارند و مسائل را علمي آناليز ميكنند و مثل قديم نيست كه سرسري جلو بروند و بايد به آنها مهلت داد تا بالاخره مربي ايراني ساخته شود. من تاييد ميكنم او مربي خوبي است.
پس شما هم رييس بوديد با كادر فعلي ادامه ميداديد؟
بله، بله!
اما در صحبتهايتان گفتيد به حرف مردم خيلي اهميت ميدهيد و اين مردم ناراضي هستند از اين كادر!
بالاخره يك مربي آورديم كه نتايج خوبي گرفته است!
چند سال است كه قلعهنويي سرمربي است، اما هنوز جوانگرايي رخ نداده؟
اين ايراد هست، اما شرايط طوري است كه بين ايرانيها قلعهنويي بهترين است و نميتوانيم الان برويم سراغ خارجي.
انتقادات نسبت به مهدي تاج را قابل قبول ميدانيد؟
انتقادات كه هميشه بود و هست و وارد است و ايشان هم بايد پاسخگو باشد ديگر.