گروه اقتصادی: امروز، یکشنبه ۲۱ تیر ۱۴۰۵، یکی از بیسابقهترین تلاقیهای ریسکهای خارجی و داخلی بر بدنه اقتصاد معدنی کشور سایه افکنده است. در حالی که پدافند هوایی و نیروهای مسلح در بنادر جنوبی با سومین موج از حملات متجاوزانه ارتش آمریکا در یک هفته اخیر مواجه شدهاند و سپاه پاسداران تنگه هرمز را تا اطلاع ثانوی مسدود اعلام کرده است، چالشهای زیرساختی در داخل کشور نیز به نقطه اوج خود رسیدهاند. این آرایش جنگی در تنگه هرمز، جریان فیزیکی صادرات مواد معدنی و فرآوردههای فلزی ایران را با دستاندازی جدی روبرو کرده است.
به گزارش بولتن نیوز، همزمان با بحران نظامی در آبهای خلیج فارس، ناترازی مزمن انرژی در داخل کشور وارد فاز فرسایندهتری شده و محدودیت تامین برق صنایع سنگین رسماً به دو روز کامل در هفته افزایش یافته است. این تلاقی بحرانها، بازیگران بزرگ زنجیره فولاد و مس را از استراتژیهای متداول سودآوری و توسعه به سمت یک «مدیریت بقا» هدایت کرده است؛ الگویی که در آن حفظ خطوط تولید، پیشگیری از تخریب کورهها و یافتن مسیرهای جایگزین لجستیکی و مالی، اولویتهای نخست بنگاهها به شمار میروند.
با وجود این شرایط ملتهب، بازارهای مالی و نهادهای سیاستگذار ارزی و کالایی در حال بازطراحی ساختار ابزارهای خود برای تطبیق با شرایط جنگی هستند. تایید شیوهنامه جدید واردات از محل صادرات دیگران، تصمیم به صدور گواهی سپرده مدتدار ارزی ویژه برای پروژههای آسیبدیده از جنگ، و مهمتر از همه، راهاندازی آزمایشی نخستین قراردادهای اختیار معامله (آپشن) مس کاتد در بورس کالا، گویای آن است که اقتصاد معدنی ایران موازنه خود را در میان بحران و نوآوری جستجو میکند.
فرماندهی ارتش آمریکا (سنتکام) در سومین دور حملات خود در هفته جاری، حدود ۱۴۰ هدف نظامی و زیرساختی را در شهرهای ساحلی و بنادر جنوبی ایران (از جمله بندرعباس، جاسک، عسلویه، چابهار و ماهشهر) مورد حمله قرار داده است. در پاسخ به این تجاوزات، نیروی دریایی سپاه پاسداران ضمن هدف قرار دادن شناورها و پایگاههای لجستیکی آمریکا در اردن، قطر، بحرین و عمان، تنگه هرمز را تا اطلاع ثانوی مسدود اعلام کرد.
چه اتفاقی افتاده است؟ انسداد فیزیکی مهمترین آبراهه توزیع انرژی و کالای جهان و مواجهه بنادر صادراتی جنوب با ناامنی شدید نظامی .
چرا مهم است؟ بیش از ۸۵ درصد صادرات فیزیکی محصولات زنجیره فولاد، کاتد مس، شمش آلومینیوم و سیمان ایران از طریق بنادر جنوبی و شریان هرمز انجام میشود. انسداد این مسیر به معنای بنبست صادرات فیزیکی و محرومیت آنی از درآمدهای ارزی است .
برندگان رویداد: مسیرهای لجستیکی جایگزین زمینی (شمال به جنوب از طریق کاسپین، راهآهن اینچهبرون و ترانزیت زمینی ترکیه)، تولیدکنندگان رقیب منطقهای در بازارهای جهانی که از حذف موقت عرضه ایران منتفع میشوند، و خطوط لوله نفتی دورزننده تنگه هرمز (مانند پروژه جدید خط لوله عراق-سوریه با حمایت آمریکا).
بازندگان رویداد: هلدینگهای بزرگ معدنی صادراتمحور در جنوب کشور (پتروشیمیها، فولاد کاوه جنوب، فولاد هرمزگان، فملی و چادرملو)، شرکتهای کشتیرانی، و کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس که توان صادرات انرژی خود را از دست دادهاند.
شدت اثر: فوقالعاده شدید و ساختارطلب.
افق زمانی اثرات:
کوتاهمدت: توقف آنی بارگیری کشتیها، جهش نجومی نرخ بیمه جنگی دریایی، و دپوی محصولات در انبار کارخانهها.
میانمدت: افت شدید درآمدهای ارزی، کسری بودجه، و فشار مضاعف بر نرخ تسعیر ارز در بازار آزاد.
بلندمدت: از دست رفتن بازارهای صادراتی تثبیتشده در شرق آسیا و اروپا و تغییر جغرافیای توسعه صنعتی به سمت مناطق مرکزی و شمالی کشور.
تحلیل اقتصادی: قطع جریان نقدینگی ارزی منجر به کاهش شدید سرمایه در گردش بنگاهها و انباشت داراییهای منجمد (محصولات غیرقابل فروش) در ترازنامه شرکتها میشود.
تحلیل سیاستی: دولت ناگزیر به مداخله مستقیم در توزیع و انبارداری کالاها شده و احتمالاً سیاستهای تسهیل ارزی موقتی برای جبران خسارت کارخانهها وضع خواهد کرد.
تحلیل سرمایهگذاری: خروج جدی سرمایهها از پروژههای توسعهای سواحل مکران و خلیج فارس و توقف طرحهای سرمایهگذاری خارجی.
تحلیل بازار سرمایه: ایجاد جو روانی منفی شدید و سقوط موقت شاخص کل، هرچند هلدینگهای ارزی به دلیل انتظارات تورمی و رشد دلار در بلندمدت مورد توجه مجدد قرار خواهند گرفت.
تحلیل زنجیره ارزش: بروز گلوگاه لجستیکی در بخش تامین مواد اولیه وارداتی (مانند الکترود گرافیتی و کک متالورژی) و صادرات محصولات نهایی.
تحلیل ریسک: ریسک فیزیکی آسیب به تاسیسات تولیدی ساحلی و ریسک عدم ایفای تعهدات قراردادی بینالمللی.
تحلیل فرصت: شتاببخشی به توسعه خطوط ریلی ترانزیتی شرق و غرب و راهاندازی کریدورهای حمل زمینی جایگزین.
با ناترازی اسمی ۱۳.۶ هزار مگاواتی برق در پیک تابستان ۱۴۰۵، شرکت توانیر محدودیت برق صنایع سنگین را به دو روز کامل در هفته افزایش داده است. در پاسخ به این بحران، خانه صنعت، معدن و تجارت ایران (صمت) پیشنهادی حقوقی ارائه کرده تا روزهای قطع برق رسماً به عنوان تعطیلی واحدهای تولیدی تلقی شده و کارخانهها بتوانند در روزهای جایگزین (مانند جمعه) بدون پرداخت حقوق و دستمزد مازاد اضافهکاری به فعالیت بپردازند.
چه اتفاقی افتاده است؟ کاهش حدود ۳۰ درصدی زمان عملیاتی تولید کارخانهها و تلاش تشکلها برای مدیریت هزینههای سربار دستمزد .
چرا مهم است؟ ناترازی برق از یک مسئله ساده انرژی به تهدیدی برای بقای بنگاهها تبدیل شده است. توقف ناگهانی کوره های ذوب قوس الکتریکی خسارتهای سنگین تعمیراتی برجای میگذارد .
برندگان رویداد: شرکتهای دارای نیروگاههای خودتامین متصل به مدار داخلی (مانند فولاد مبارکه اصفهان که با نیروگاه جدید خود تداوم تولید کوره خود را تضمین کرده است).
بازندگان رویداد: کارخانههای فاقد نیروگاه مستقل، کارگران صنایع که با تغییر اجباری تقویم کاری و حذف اضافهکاری مواجه میشوند، و خریداران نهایی مقاطع ساختمانی به دلیل کاهش عرضه.
شدت اثر: بسیار شدید.
افق زمانی اثرات:
کوتاهمدت: افت محسوس حجم عرضهها در بورس کالا و نوسان مثبت قیمت مقاطع فولادی.
میانمدت: آسیب جدی به نسوزها و تجهیزات ذوب و افزایش ضایعات تولید.
بلندمدت: کاهش راندمان اقتصادی و انحراف سنگین تولید از اهداف برنامه هفتم توسعه.
تحلیل اقتصادی: افزایش بهای تمامشده هر واحد محصول به دلیل توزیع هزینههای ثابت (مانند حقوق و استهلاک) بر حجم تولید کمتر.
تحلیل سیاستی: این رویداد نشاندهنده شکست سیاست جلب رضایت مصرفکننده خانگی به قیمت سرکوب بخش مولد اقتصاد است.
تحلیل سرمایهگذاری: توجیه اقتصادی طرحهای فولادی و معدنی به شدت منوط به احداث نیروگاههای خودتامین حرارتی یا خورشیدی اختصاصی شده است.
تحلیل بازار سرمایه: شناسایی زیان یا افت شدید سودآوری در گزارشهای میاندورهای نمادهای فولادی و آلیاژی.
تحلیل زنجیره ارزش: پاره شدن زنجیره تامین؛ توقف در بخش شمش فولاد مستقیماً بخش نورد و مقاطع ساختمانی را با بیپشتیبانی مواجه میکند.
تحلیل ریسک: ریسکهای قانونی ناشی از مغایرت پیشنهاد تعطیلی با قانون کار و اعتراضات احتمالی کارگری.
تحلیل فرصت: توسعه شتابان نیروگاههای تجدیدپذیر خورشیدی در اراضی اجارهای واگذارشده دولتی.
مدیریت ابزارهای نوین مالی بورس کالا اعلام کرد که برای نخستینبار قراردادهای اختیار معامله (آپشن) مس کاتد بر پایه گواهی سپرده یک کیلوگرمی از روز سهشنبه ۲۳ تیر ۱۴۰۵ آغاز به کار خواهد کرد. این قراردادها بدون حد نوسان قیمتی معامله میشوند.
چه اتفاقی افتاده است؟ ایجاد یک ابزار مدرن پوشش ریسک برای بازار فلزات پایه ایران همگام با بازارهای جهانی .
چرا مهم است؟ قیمت جهانی مس کاتد در محدوده ۱۳,۳۴۱ دلار قرار دارد و حاشیه سود شرکت ملی صنایع مس ایران (فملی) به دلیل بهای تمامشده پایین (۴ تا ۵ هزار دلار) بالای ۶۰ درصد است. این ابزار به فعالان زنجیره پاییندستی اجازه میدهد ریسک نوسان دلار آزاد و مس جهانی را مدیریت کنند .
برندگان رویداد: صنایع پاییندستی کابل و مفتول، معاملهگران هوشمند بازار مشتقه، و هلدینگ فملی جهت قفل کردن قیمتهای فروش آتی.
بازندگان رویداد: دلالان سنتی بازار آزاد مس که از نوسانات شدید غیرشفاف تغذیه میکردند.
شدت اثر: متوسط تا بالا (در صورت عمقگیری بازار).
افق زمانی اثرات:
کوتاهمدت: دوره گشایش و آشنایی بازار با ابزار جدید بدون حجم مبادلات چشمگیر.
میانمدت: کاهش نوسانات هیجانی در تالار فیزیکی بورس کالا.
بلندمدت: ایجاد مرجعیت قیمتی داخلی همگرا با نوسانات بورس فلزات لندن (LME).
تحلیل اقتصادی: کاهش هزینههای معاملاتی و تسهیل برنامهریزی مالی برای تولیدکنندگان صنایع دفاعی و مخابراتی خریدار مس.
تحلیل سیاستی: گامی مهم در جهت گذار بورس کالا از یک بازار صرفاً فیزیکی به یک بازار مالی مدرن و کارآمد.
تحلیل سرمایهگذاری: ایجاد پرتفویهای اهرمی بدون نیاز به خرید فیزیکی مس کاتد برای صندوقهای سرمایهگذاری.
تحلیل بازار سرمایه: افزایش جذابیت بنیادی نماد فملی و شرکتهای گروه مس به دلیل شفافیت در پیشبینی درآمدهای آتی.
تحلیل زنجیره ارزش: تثبیت جریان نقدینگی در صنایع پاییندستی مس کاتد و جلوگیری از توقف کارهای پیمانکاری بزرگ.
تحلیل ریسک: ریسک عدم ایفای تعهد در صورت نوسانات جهشی دلار آزاد (بالای ۱۲۰ هزار تومان).
تحلیل فرصت: طراحی صندوقهای کالایی مبتنی بر آپشن مس مشابه صندوقهای طلا.
سازمان توسعه تجارت مهلت آستانه نرخ بازگشت ارز حاصل از صادرات (۶۰ درصد) را تا ۳۱ مرداد ۱۴۰۵ تمدید کرد، اما از ابتدای شهریور این میزان به ۷۰ درصد و به زودی به ۸۰ درصد افزایش خواهد یافت. همزمان بانک مرکزی از طرح سپرده ارزی با سرمایهگذاری خاص برای طرحهای مولد خبر داد.
چه اتفاقی افتاده است؟ سختتر شدن قوانین بازگشت ارز صادراتی برای جلوگیری از خروج سرمایه در دوران جنگ .
چرا مهم است؟ با اصرار بر رفع تعهد بالای ۷۰ درصد، صادرکنندگان کوچک و متوسط در صورت عدم ایفای تعهد با تعلیق کارت بازرگانی مواجه میشوند .
برندگان رویداد: بانک مرکزی جهت حفظ ذخایر ارزی کشور، واردکنندگان بزرگی که ارز مورد نیاز خود را مستقیماً از صادرکنندگان بزرگ میخرند.
بازندگان رویداد: صادرکنندگان متوسط بخش خصوصی (بند ۲ قانون پیمانسپاری) که توانایی بازگشت ارزی سریع در مرکز مبادله را ندارند.
شدت اثر: بالا.
افق زمانی اثرات:
کوتاهمدت: تلاش صادرکنندگان برای اتمام صادرات پیش از اعمال نرخ ۷۰ درصدی شهریورماه.
میانمدت: کاهش تمایل به صادرات و افت اسمی آمارهای گمرک.
بلندمدت: اصلاح قانون قاچاق کالا و ارز و خروج پیمانسپاری از این قانون با فشار اتاق بازرگانی.
تحلیل اقتصادی: کاهش انگیزه صادرات بخش خصوصی واقعی و تشدید فرار سرمایه از مسیرهای غیررسمی.
تحلیل سیاستی: اولویتبخشی بانک مرکزی به حفظ ذخایر استراتژیک در شرایط اضطراری نظامی.
تحلیل سرمایهگذاری: کاهش جذابیت سرمایهگذاری در بخشهای معدنی کوچک و متوسط به علت عدم امکان استفاده آزاد از منابع ارزی خود.
تحلیل بازار سرمایه: هلدینگهای بزرگ (بند ۱) که ملزم به عرضه ۱۰۰ درصدی ارز در ۸۰ روز هستند، تحت فشار حاشیه سود قرار میگیرند.
تحلیل زنجیره ارزش: تسهیل موقت تامین ارز واردات قطعات از طریق روش خرید مستقیم ارز صادراتی دیگران.
تحلیل ریسک: ریسکهای حقوقی و قضایی برای صادرکنندگان بالای ۳ میلیون یورو تعهد رفعنشده.
تحلیل فرصت: بهرهگیری از سپردههای ارزی خاص بانک مرکزی برای تامین مالی ماشینآلات.
---
بخش معدن و صنایع معدنی کشور در حال حاضر با ده گلوگاه بحرانی و فعال مواجه است که حیات تولید و زنجیره ارزش را تهدید میکنند:
ردیف
حوزه گلوگاه
شرح مسئله و چالش عملیاتی
خسارت اقتصادی ناشی از گلوگاه
دستگاه مسئول مستقیم
راهکار پیشنهادی ضربتی و پایدار
فوریت اقدام
۱
انرژی
قطعی برق صنایع به میزان ۲ روز در هفته و عدم تحویل برق نیروگاههای خودتامین صنایع.
توقف کورهها، ذوب نسوزها و افت ۳۰ درصدی تولید اسمی.
وزارت نیرو و شرکت توانیر
تحویل بدون قید و شرط برق نیروگاههای خودتامین به خود صنایع و تصویب طرح تعطیلی جایگزین.
آنی (بسیار بالا)
۲
ارز
اصرار بر افزایش آستانه بازگشت ارز به ۷۰ و ۸۰ درصد در شرایط فورسماژور جنگی.
تعلیق کارتهای بازرگانی و مسدود شدن حسابهای صادرکنندگان بخش خصوصی.
بانک مرکزی و سازمان توسعه تجارت
تمدید مهلت رفع تعهد ارزی تا پایان سال و تسهیل مصالحههای ریالی.
بالا
۳
حملونقل
انسداد فیزیکی تنگه هرمز و افزایش ریسکهای امنیتی بنادر جنوبی کشور.
دپوی محصولات در بنادر، افزایش ۴ برابری هزینه حمل داخلی و بیمههای جنگی.
وزارت راه و شهرسازی و سازمان بنادر
فعالسازی کریدورهای ریلی به سمت روسیه و آسیای میانه و ترانزیت جادهای ترکیه.
بسیار بالا
۴
قوانین
صدور بخشنامههای خلقالساعه و تغییر مکرر ضوابط عوارض صادراتی و تعهدات ارزی.
سلب امکان برنامهریزی بلندمدت از هلدینگهای بزرگ معدنی.
وزارت صنعت، معدن و تجارت (صمت)
وضع قانون ممنوعیت تغییر تعرفهها و قوانین تجاری بدون پیشآگاهی ۳ ماهه.
بالا
۵
تامین مالی
انقباض شدید اعتباری بانکها و هزینه بالای تامین مالی ریالی (نرخ بهره بالای ۳۵ درصد).
متوقف شدن پروژههای بزرگ توسعهای و طرحهای افزایش ظرفیت زنجیره ارزش.
بانک مرکزی و وزارت اقتصاد
انتشار اوراق بدهی ارزی و ریالی در بازار سرمایه و توسعه صندوقهای سپرده خاص ارزی.
بالا
۶
محیط زیست
ممانعت سازمان از واگذاری اراضی اکتشافی در مناطق تحت حفاظت و استانداردهای سختگیرانه.
محدود شدن ذخایر در دسترس معادن بزرگ و کاهش عیار کانسنگ استخراجی.
سازمان حفاظت محیط زیست
تدوین آییننامه مشترک معدنکاری سبز با استفاده از تکنولوژیهای کمتخریب.
متوسط
۷
منابع طبیعی
تداخل شدید محدودههای ثبتشده معدنی با اراضی ملی و منابع طبیعی استانها.
بلوکه شدن داراییهای اکتشافی و توقف عملیات پیش از استخراج.
سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری
یکپارچهسازی سامانههای کاداستر معدنی با نقشههای اراضی ملی در قالب پنجره واحد.
متوسط
۸
ماشینآلات
فرسودگی شدید ناوگان استخراج (به ویژه لودرها و دامپتراکهای بالای ۱۰۰ تن).
افت شدید بهرهوری استخراج و افزایش بهای تمامشده عملیات معدنی.
وزارت صمت و صندوق بیمه معدن
تخصیص ارز وارداتی بدون انتقال ارز و توسعه خطوط اعتباری صندوق بیمه معدن.
بالا
۹
زیرساخت
عدم توسعه خطوط ریلی اختصاصی برای معادن بزرگ و بحران جدی آب در فلات مرکزی کشور.
اتکا به حمل جادهای گرانقیمت و صرف هزینههای سنگین برای انتقال آب خلیج فارس.
ایمیدرو و شرکت راهآهن
سرمایهگذاری مشترک شرکتهای بزرگ (کنسرسیوم) در زیرساختهای ریلی اختصاصی.
متوسط
۱۰
نیروی انسانی
فرار نخبگان فنی معدنی، چالش صلاحیت حرفهای و کاهش ارزش واقعی دستمزد کارگران.
وقوع حوادث ناگوار معدنی به دلیل ضعف مهارت (۷۸ درصد خطاها ناشی از آموزش است).
وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی
استقرار نظام شایستگی حرفهای و افزایش واقعی دستمزد متناسب با سختی کار.
بالا
علیرغم محدودیتهای شدید، پویاییهای تکنولوژیک و تغییرات بازار فرصتهای نوینی را ایجاد کرده است:
مس: توسعه بازار قراردادهای اختیار معامله در بورس کالا به عنوان ضربهگیر نوسانات ارزی و بهرهبرداری از حاشیه سود بیش از ۶۰ درصدی صادرات کاتد مس به بازارهای تشنه جهانی.
فولاد: جذب سرمایههای خارجی چینی در همدان برای راهاندازی پروژههای فرومنگنز، لولههای بدون درز و شمشهای استنلس استیل با هدف تکمیل کامل زنجیره ارزش.
سنگ آهن: بهبود راندمان استخراج در شرکتهای تابعه صبانور با مدیریت مصرف انرژی و احداث واحدهای کنسانترهسازی مدرن.
عناصر نادر خاکی: آغاز طرحهای ژئوفیزیک هوایی در ابعاد گسترده (برداشت دو میلیون کیلومتر خطی در سال ۱۴۰۵) جهت شناسایی کانسارهای عمیق لیتیوم و عناصر خاص.
طلا: پذیرهنویسی و عمقگیری صندوقهای نوین سرمایهگذاری طلا و نقره (مانند پذیرهنویسی صندوقهای نقره آگاه و دهمین صندوق نقره بورس کالا).
آلومینیوم: بازیافت سیستماتیک ضایعات آلومینیوم (با ارزش تا ۴۵۰ هزار تومان در هر کیلوگرم) جهت دور زدن ناترازی برق کارخانههای احیا.
صادرات: آزادسازی کامل صادرات اسلب و ورقهای گرم پس از محدودیتهای موقت اردیبهشتماه و تنوعبخشی به مقاصد از مرزهای زمینی.
سرمایهگذاری خارجی: بهرهگیری از تمایل سرمایهگذاران افغانستانی به پروژههای معدنی مرزی شرق کشور و جوینتونچرهای چینی در صنعت فولاد استنلس استیل.
بازار سرمایه: استفاده از پتانسیل هلدینگهای بزرگ معدنی (مانند ومعادن با رشد ۱۴ درصدی سود تلفیقی) به عنوان لنگرگاههای امن تورمی برای سبدهای سهام.
انرژی: احداث نیروگاههای خورشیدی اختصاصی توسط صنایع بزرگ با استفاده از تسهیلات واگذاری زمینهای اجارهای دولتی.
فناوری: گذار به سمت هوشمندسازی معادن (معدنکاری نسل ۴) با استفاده از فناوریهای تحلیل کلانداده، هوش مصنوعی در اکتشاف و پهپادهای پایش عملیات معدنی.
شاخصهای وضعیت اقتصادی بخش معدن بین صفر تا صد محاسبه و تبیین شدهاند:
[ شاخص ریسک ناترازی انرژی : ۸۵ ] ========================================> ( بحرانی )
[ شاخص ریسک سیاستگذاری ارزی : ۷۵ ] =====================================> ( بالا )
[ شاخص جذابیت بازار جهانی فلزات : ۷۰ ] ==================================> ( قوی )
[ شاخص پویایی تامین مالی : ۵۰ ] =========================> ( متوسط )
[ شاخص جذابیت سرمایهگذاری معدن : ۴۵ ] ======================> ( ضعیف )
[ شاخص اعتماد عمومی سرمایهگذاران : ۴۰ ] ===================> ( ضعیف )
[ شاخص پتانسیل صادرات فیزیکی : ۳۰ ] ==============> ( بسیار ضعیف )
شاخص جذابیت سرمایهگذاری معدن (۴۵/۱۰۰): تحت تاثیر شوکهای امنیتی جنوب و عدم قطعیت در تامین حاملهای انرژی به محدوده زیر مرز روانی سقوط کرده است.
شاخص ریسک سیاستگذاری (۷۵/۱۰۰): ریسک به علت تداوم اصرار بانک مرکزی بر افزایش تعهدات ارزی صادرکنندگان به ۷۰ درصد و سپس ۸۰ درصد در اوج ناامنی تجاری بالا ارزیابی میشود.
شاخص ریسک انرژی (۸۵/۱۰۰): در وضعیت قرمز و بحرانی قرار دارد؛ با قطع دو روز در هفته جریان برق عملاً خطوط تولید کارخانههای بزرگ متوقف شدهاند.
شاخص تامین مالی (۵۰/۱۰۰): در منطقه خنثی؛ ابزار جدید گواهی سپرده ارزی و شیوهنامه واردات مستقیم اندکی از بار انقباض پولی کاستهاند.
شاخص صادرات فیزیکی (۳۰/۱۰۰): بسیار ضعیف و آسیبدیده به علت انسداد کامل تنگه هرمز و توقف پهلوگیری کشتیها در بنادر اصلی.
شاخص بازار جهانی فلزات (۷۰/۱۰۰): در وضعیت مطلوب؛ پایداری قیمت مس بالای ۱۳ هزار دلار و سنگ آهن نزدیک ۱۰۰ دلار از حاشیه سود دلاری غولهای معدنی حمایت میکند.
شاخص اعتماد سرمایهگذاران (۴۰/۱۰۰): افت جدی اعتماد به دلیل سایه سنگین جنگ و بیثباتی در ابلاغیههای مکرر صمت و بانک مرکزی.

با تلاقی متغیرهای کلان داخلی و تحولات نظامی در تنگه هرمز، دو سناریو برای نیمه دوم سال ۱۴۰۵ قابل پیشبینی است:
در این سناریو، تنشهای دریایی در خلیج فارس ادامه یافته و تنگه هرمز برای ماههای آینده مسدود میماند. صادرات فیزیکی فولاد و مس از بنادر جنوبی متوقف شده و انبارها اشباع میشوند. ناترازی برق تا پایان شهریورماه پابرجا مانده و به ناترازی گاز در فصل پاییز وصل میشود. بانک مرکزی با اصرار بر تعهدات ارزی ۸۰ درصدی عملاً بخش خصوصی صادرکننده را با ابطال گسترده کارتهای بازرگانی مواجه میکند. بورس تهران تحت تاثیر افت سودآوری شرکتهای کامودیتیمحور وارد یک دوره رکود فرسایشی طولانی میشود.
مذاکرات دیپلماتیک با واسطهگری عمان و قطر به یک توافق موقت نظامی و بازگشایی مشروط تنگه هرمز میانجامد. با رفع محدودیتهای تجاری، بانک مرکزی در تخصیص ارزهای آزادشده (رشد ۴.۵ میلیارد دلاری ذخایر) سخاوت بیشتری به خرج داده و صنایع معدنی بزرگ گشایشهای ارزی جدیدی را ثبت میکنند. از سوی دیگر، با تصویب طرح "تعطیلی جایگزین" خانه صمت، زیان ناشی از ناترازی برق تا حدودی کنترل شده و کارخانجات ظرفیت خود را احیا میکنند. بازار آپشن مس کاتد نیز عمق گرفته و ابزار موثری برای ثباتبخشی به صنایع پاییندستی پدید میآید.
تحلیل همهجانبه اقتصاد معدن ایران در تاریخ ۲۱ تیر ۱۴۰۵ نشان میدهد که این صنعت بزرگ علیرغم برخورداری از مزیتهای کمنظیر جهانی (نظیر ذخایر عظیم و بهای تمامشده پایین دلاری)، در محاصره سیاستهای انقباضی ارزی داخلی و بحرانهای حاد زیرساختی انرژی و ژئوپلیتیک قرار گرفته است. برای عبور از این برهه تاریخی، ارتقای ابزارهای بازار سرمایه (مانند آپشن مس)، تسهیل واردات ماشینآلات بدون فرآیندهای زائد اداری و بازنگری در مدلهای تعهد ارزی در زمان بحران فورسماژور، حیاتیترین نیازهای صنف به شمار میروند. بقای این زنجیره منوط به انعطافپذیری و چابکی تصمیمگیری در سطح کلان حاکمیتی است.
مهمترین فرصت روز: آغاز به کار نخستین بازار قراردادهای اختیار معامله (آپشن) مس کاتد در بورس کالای ایران برای مدیریت ریسکهای ارزی.
مهمترین تهدید روز: انسداد کامل فیزیکی تنگه هرمز و لغو محمولههای صادراتی بنادر جنوبی به دلیل تنشهای نظامی شدید.
مهمترین ریسک سیاستی: افزایش تدریجی آستانه بازگشت ارز صادراتی از ۶۰ درصد به ۷۰ و ۸۰ درصد که ریسک تعلیق گسترده کارتهای بازرگانی صادرکنندگان را به همراه دارد.
مهمترین متغیر فردا: تصمیم نهایی سران قوا و وزارت کار در خصوص طرح پیشنهادی خانه صمت برای تبدیل روزهای خاموشی به تعطیلات رسمی و جبران کارکرد در روزهای جمعه بدون اضافهکاری.
∎