خبرگزاری تسنیم؛ آیا نماز بر پیکر مطهر امام شهید که در قم توسط یک فقیه، فیلسوف، مفسر و عارفِ خودساخته صادر شده است، نوعی شناسنامه و معرفینامه قائد شهید به شمار میآید؟ آیا میتوان گفت حضرت آیتالله العظمی جوادی آملی، در آن عبارات فاخر، قرآنی، دینی و عرفانی؛ عمر سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و معنوی حضرت آقای شهید را تلخیص کردند و آن را به عنوان یادگاری برای تاریخ و آیندگان بر جای گذاشتند؛ همانند زیارتنامههایی که در حقیقت نوعی امامشناسی نیز به شمار میآیند.
در این باره، حجتالاسلام والمسلمین دکتر علی رضایی بیرجندی، استاد عالی حوزه علمیه قم، در گفتوگو با خبرنگار حوزه و روحانیت خبرگزاری تسنیم، به شرح و تفسیر فرازهای دعای قرائتشده از سوی حضرت آیتالله العظمی جوادی آملی در نماز میت پرداخت و با تبیین مفاهیم عرفانی، فلسفی و قرآنی این عبارات، آن را «شهادتنامهای عرفانی، حکمی و قرآنی» برای امام شهید توصیف کرد؛ دعایی که به اعتقاد وی، هر واژه آن با دقت و متناسب با شخصیت متوفا انتخاب شده و ظرفیت تبدیل شدن به یک پژوهش مستقل در حوزه حکمت و عرفان اسلامی را دارد.
متن کامل سخنان استاد رضایی بیرجندی با مقدمهای از پرسش اصلی خبرنگار تسنیم در ذیل تقدیم مخاطبان محترم میشود.
تسنیم ـ حضرت استاد همان گونه که شاهد بودیم پیکر مطهر رهبر عزیز و شهید انقلاب بعد از دو روز وداع و یک روز تشییع در تهران، برای تشییع و وداع مردم قم به این شهر مقدس قم انتقال یافت و نماز میت بر پیکر مطهر از سوی حضرت آیتالله جوادی آملی در مسجد مقدس جمکران قرائت شد. اجازه بدهید گفتوگو را از اصلِ نماز میت آغاز کنیم. پس از تشییع پیکر مطهر امام شهید، نماز میت در چند مرحله و به امامت مراجع عظام تقلید در شهرهای مختلف اقامه شد؛ موضوعی که برای بسیاری از مردم پرسشهایی را درباره احکام و فلسفه این عبادت ایجاد کرده است. از منظر فقه امامیه، نماز میت چه جایگاهی دارد و چه تفاوتهای اساسی با نمازهای یومیه دارد؟ همچنین آیا اقامه چندباره نماز میت بر یک پیکر از نظر شرعی جایز است و در این نماز، مسائلی مانند طهارت، اتصال صفوف، نیت اقتدا و دیگر شرایط معمول نماز جماعت نیز همانند سایر نمازها معتبر است یا احکام ویژهای بر آن حاکم است؟
بسم الله الرحمن الرحیم
«مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَىٰ نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ یَنْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِیلًا»؛ بنده شهادت رهبر عظیمالشأن، قائد بزرگ، حضرت امام خامنهای را تسلیت عرض میکنم. و چون شکرِ انسانیتِ انسان به شکر است، به تعبیر امام سجاد، صمیمانه از همه کسانی که زحمت کشیدند، حضور پیدا کردند و این حماسه بزرگ و جاویدان را آفریدند و در تشییع اثبات کردند، تشکر میکنم.
البته این معلول آن بود که امام خامنهای زیباترین گودال قتلگاه را در عصر حاضر به ما نشان داد، عملی کرد؛ شهادت را انتخاب کرد در سن هشتاد و شش سالگی. و در واقع شهادت و خون پاک این رهبر عظیمالشأن، تأییدی بود بر گفتارش و همان صداقتی که تعبیر این آیه قرآن است: «مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ». صادق بودند؛ به محضر خدا رفتند. صادق در اندیشه بودند، صادق در احساس و عاطفه بودند. وقتی میگفت مردم را دوست دارم، واقعاً دوست داشت. صادق در عمل بودند. اینها به محضر حق رفتند و در محضر خدا روزی میخورند.
خود امام خامنهای بارها تصریح کردند که فکر نکنید اینهایی که شهید شدند، این تعبیر قرآن است: «وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُون»
چون جان تو میستانی، چون شکر است مردن / با تو ز جان شیرین، شیرینتر است مردن
بردار این طبق را، زیرا خلیل حق را / باغ است و آب و رضوان، گر آذر است مردن
ظاهرش سخت است، ولی باطنش لقای الهی است. این محصول آن بود؛ لذا ما صمیمانه از مردم بزرگ، مسلمانها و اصلاً در سراسر دنیا تشکر میکنیم. واقعاً همهجا، آنهایی که حلالزاده بودند نشان دادند که این سید بزرگوار در عملش برای اسلام، برای قرآن و برای انسانیت تلاش کرد. و من هم به سهم خودم تشکر میکنم.
نماز میت، دعاست نه نماز به معنای مصطلح
نماز میت اصلاً اسمش صلات میت است. نمازی که به اصطلاح پیش ما هست و طهارت دارد و خیلی از ویژگیها و شرایط خاص را دارد، آن نیست. نماز میت یک دعا است؛ یک دعای دستهجمعی که جمعی از مؤمنین از خدا میخواهند برای این بندهای که از دنیا رفته و اکنون دستش کوتاه شده است، طلب غفران، آمرزش و سعادت در آخرت کند.
بنابراین، آن احکام نماز که در ذهن خیلیها هست و از اذکار خاص یا اوضاع خاص تعبدی سخن میگوید، در اینجا به آن صورت مطرح نیست. لذا برخی از بزرگان ما فتوا دادهاند که در نماز میت حتی میتوان فقط پنج تکبیر گفت؛ یعنی کنار میت بایستد و پنج بار بگوید: «الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر» و این نماز میت محسوب میشود.

دعاهای مأثور در نماز میت
البته بعضیها دعاهایی میخوانند و این دعاها خوب است و توصیه هم شده است؛ از جمله:
-شهادت به وحدانیت حضرت حق.
-شهادت به رسالت پیامبر اکرم صلیالله علیه و آله.
-ذکر حق بودن نکیر و منکر و مانند آن.
-طلب صلوات بر رسول خدا صلیالله علیه و آله، به عنوان اسوه همه انسانها و کسی که امید داریم در آن عالم شفیع مؤمنان باشد.
-طلب غفران برای همه مؤمنان.
اهمیت تکبیر چهارم
سپس نوبت به تکبیر چهارم میرسد که بخش سرنوشتساز نماز است؛ و با توجه به اینکه امام جماعتِ نماز میت چه کسی باشد و نماز بر چه کسی خوانده شود، آن تکبیر چهارم اهمیت ویژهای پیدا میکند که انشاءالله در ادامه درباره آن سخن خواهیم گفت.
حضرت آیتالله العظمی جوادی آملی در تکبیر چهارم نماز میت، از تعابیری بهره بردند که بسیاری از اهل علم، آن را متنی کمنظیر و سرشار از مفاهیم عرفانی، فلسفی و قرآنی دانستند. عباراتی مانند «نزل مجاهداً»، «ورعاً»، «موحداً» و «متألهاً» برای بسیاری از مخاطبان نیازمند شرح و تفسیر است. به نظر شما این واژگان چه پیام و دلالتی دارند و چرا معظمله چنین ادبیاتی را برای این نماز برگزیدند؟ و اگر این دعا را با متنهای متعارف نماز میت مقایسه کنیم، تفاوتهای آشکاری در ادبیات و مضامین آن دیده میشود. آیا میتوان گفت حضرت آیتالله جوادی آملی در این دعا، صرفاً به طلب مغفرت اکتفا نکردهاند، بلکه در واقع نوعی معرفی و توصیف شخصیت معنوی و تاریخی امام شهید ارائه دادهاند؟
اولاً، نماز شخصیتی مانند این عارف، فیلسوف و حقیقتاً فرشتهصفت، من بارها به عزیزان گفتهام که خودم، به عنوان یک طلبه، خود را مدیون این مرد بزرگ میدانم. سالهای سال در محضر ایشان بودم. ایشان اهل قرآن بودند، فیلسوف بودند، در اوج عرفان قرار داشتند و از بزرگترین استادان عرفان به شمار میروند.
چنین شخصیتی، هنگامی که سخنی میگوید، کاملاً حسابشده سخن میگوید و متناسب با شخصیتی که بر او نماز میخواند، واژهها را انتخاب میکند و بر هر تعبیر، تأکید ویژه دارد. این استاد عارف ـ که حقیقتاً من به عنوان شاگرد ایشان، پس از سالها حضور در محضرشان و ارتباط ویژهای که با ایشان داشتهام، عرض میکنم ـ انسانی فرشتهصفت بود؛ انسانی که عمری با دست بر سینه، با نهایت تواضع، بر نفس، جان و روح خویش مسلط زندگی کرد.
تکبیر چهارم؛ شهادتنامهای عارفانه و حکیمانه
در حقیقت، ایشان در تکبیر چهارم نماز میت، یک شهادتنامه عارفانه، نورانی و حکیمانه برای حضرت امام شهید ارائه دادند. طبیعی است که درباره افراد عادی، در نماز میت گفته میشود: «این بنده توست، فرزند بنده توست، فرزند کنیز توست. خدایا، این بنده تو به درگاه تو آمده است؛ "نزل بک"، به درگاه تو وارد شده است. ما از او جز خیر ندیدیم. البته تو خود داناتری؛ شاید خطاها و لغزشهایی هم داشته که ما از آنها خبر نداریم، اما تو أعلم هستی. در هر صورت، خدایا او را ببخش». این، زبان معمول نماز میت است.
تفاوت تعابیر در نماز میت شخصیتهای بزرگ
اما هنگامی که یک علامه، عارف، فیلسوف و استاد بزرگ حوزه علمیه درباره حضرت آقا سخن میگوید، از همان ابتدا تعابیر متفاوتی را به کار میبرد. نخست آنکه چندین بار تعبیر «نزل» را تکرار میکند؛ «نزل، نزل، نزل..» یعنی مهمانی آمده است.
این مهمان، وارد قلمرو رحمت الهی شده است؛ وارد ساحت پروردگار شده است. اما تنها نمیگوید «نزل»، بلکه میفرماید: «نزل بعزّ جلالک» یعنی این مهمان، به عزت نفوذناپذیر جلال الهی وارد شده است.
«نزل بعزّ جلالک» و سنخیت با مقام الهی
این تعبیر، نشاندهنده سنخیت او با آن مقام است. در فلسفه گفته میشود که میان دو حقیقت، سنخیت برقرار است. این انسان، با جلال، جبروت، هیبت و عظمت الهی سنخیت پیدا کرده است. این عالم، تنها عالم ظاهر نیست.
خدای متعال میفرماید: «یَعْلَمُونَ ظَاهِرًا مِنَ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَهُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غَافِلُونَ» بسیاری از مردم تنها ظاهر دنیا را میشناسند و از ملکوت غافلاند؛ اما این انسان، اهل ملکوت بود. به همین جهت، سه بار بر تعبیر «نزل» تأکید میشود؛ یعنی مهمانی ویژه وارد شده است، مهمانی که به عزت، جلال، جبروت و عظمت الهی وارد شده است. این، نخستین شناسنامهای است که یک عارف الهی برای این رهبر شهید ترسیم میکند.
«مجاهداً»؛ نخستین وصف در شناسنامه ملکوتی
بعد از آن، ایشان دوباره همین تعبیر را ادامه میدهند و میفرمایند: اللهم إنه نزل مجاهداً، مبالغاً، ورعاً، موحِّداً، متألِّهاً؛ این تعابیر، به اعتقاد من، کلید فهم این شناسنامه ملکوتی و نورانی است که حضرت آیتالله العظمی جوادی آملی برای امام شهید ترسیم کردند. نخستین وصف، «مجاهداً» است. یعنی روح این شخصیت، روح جهاد بوده است؛ انسانی موحد و مجاهد. این، نکته بسیار مهمی است. همه کسانی که حقیقت زندگی ایشان را دیدهاند، میدانند که این ویژگی در وجود ایشان تجسم داشت.
مولوی میگوید: موحد آن بود کز تیغ بر سر / امید و هراسش نباشد ز کس
این، مبنای توحید است.
جهاد؛ از مبارزه با نفس تا عالیترین مرتبه ایثار
جهاد نیز تنها جهاد با دشمن بیرونی نیست؛ جهاد با نفس، جهاد در عرصههای گوناگون و مجاهدتی مستمر در همه میدانهاست. اما گاهی مجاهد، در عالیترین مرتبه جهاد قرار میگیرد؛ مرتبهای که دیگر بالاتر از آن قابل تصور نیست. واقعاً چه کاری بود که این انسان ملکوتی میتوانست انجام دهد و انجام نداد؟
او در هشتادوششسالگی، با آرامش و آگاهی، زیباترین گودال قتلگاه را، همراه خانواده خویش، انتخاب کرد.
جلوهای از حقیقت جهاد
یادم هست شخصی میگفت اگر دشمن حمله کند، مردم کشته میشوند و مسئولیت آن متوجه رهبر است. این سخن، در ظاهر، حرفی طبیعی است و در بسیاری از کشورها چنین تحلیلی مطرح میشود؛ اما امام مجاهد ما، همراه با یاران شهیدش، حقیقت دیگری را به نمایش گذاشت.
همان عزیزانی که در بیت ایشان، گمنام و مظلوم به شهادت رسیدند؛ آن پاسداران، آن کودک خردسال، آن دختر عزیز و آن داماد بزرگوار؛ همه آنان، در کنار رهبرشان، تجسم همان حقیقت بودند.
گودال قتلگاه در برابر شمرهای زمان
ایشان، گودال قتلگاه را در برابر چه کسانی به نمایش گذاشت؟ در برابر پلیدترین پلیدهای روزگار؛ در برابر شمرهای زمان، ابنزیادهای زمان. برای همه دنیا آشکار شد که این جبهه، جبهه زیبایی، عشق، ایثار و حقیقت است و آن جبهه، جبهه پلشتی و جنایت.
این شهادت، در عصر هوش مصنوعی، در عصر رسانههای جهانی و در برابر دیدگان همه مردم جهان رقم خورد؛ نه فقط برای ایران و نه فقط برای کشورهای اسلامی، بلکه در برابر همه بشریت. تمام زیباییها، در برابر تمام پلشتیها ایستادند و با عشق و ایثار به شهادت رسیدند.
«مبالغاً»؛ بیانگر اوج مجاهدت
از همین رو، حضرت استاد تعبیر «مبالغاً» را نیز به کار میبرند. برخی گفتهاند «مُبلِّغاً» نیز قرائت شده است؛ اما در هر صورت، مقصود آن است که این مجاهد، در اوج جهاد قرار داشت و همه مراتب آن را پیموده بود.
«ورعاً»؛ اوج پرهیزگاری و زهد
سپس میفرمایند: «ورعاً» یعنی اهل ورع. این تعبیر نیز بسیار مهم است. کسانی که سالها در بیت مقام معظم رهبری رفتوآمد داشتند، این حقیقت را با چشم خود دیدهاند. ما نیز گاهی توفیق حضور داشتیم. واقعاً ایشان دامن خود را از دنیا برچیده بود.
مرحوم آقای رسولی محلاتی ـ که ارتباط ویژهای با ما داشتند ـ بارها نقل میکردند که آقا گاهی برای اداره زندگی شخصی خود، از اطرافیان قرض میگرفتند. دیگران نیز نمونههای فراوانی از این سادهزیستی نقل کردهاند.
گاهی که به محل استقرار پاسداران نزدیک بیت میرفتیم، میدیدیم درباره مسائل بسیار ساده زندگی و تأمین نیازهای اولیه خود گفتوگو میکنند. زندگی ایشان، زندگی خالصانه بود. یکی از بزرگان نیز نقل میکرد که ساختمانی برای او ساخته بودند. آقا به او فرمودند: «وقتی چنین ساختمانی ساختید، دیگر نمیتوانید مردم را در نماز جمعه به تقوا دعوت کنید.» یعنی ایشان، نسبت به کوچکترین مظاهر دنیا حساس بود.
زندگی ایشان، حقیقتاً زندگی علوی بود. ما گاهی نام امیرالمؤمنین علیهالسلام را بر زبان میآوریم؛ اما زندگیمان اموی است و رفتارمان نیز اموی. اما آقا، واقعاً علوی زندگی میکرد.
از همین رو، حضرت استاد میفرمایند: «ورعاً» یعنی در اوج ورع و پرهیزگاری.
«موحِّداً»؛ انسانی که سراسر وجودش توحید بود
پس از آن میفرمایند: «موحِّداً» یعنی انسانی که سراسر وجودش توحید بود.
«متألِّهاً»؛ انسانی که رنگ الهی گرفته است
و سپس: «متألِّهاً» یعنی اهل خدا، اهل اله، اهلالله. این تعبیر نیز بسیار بلند و عمیق است.
همانگونه که عرض کردم، این سخنان را یک حکیم و عارف الهی بیان میکند؛ انسانی که خود، عمری فرشتهگونه زیسته و حقیقت این مفاهیم را چشیده است. ازاینرو، هنگامی که درباره رهبر شهید سخن میگوید، او را «متألّه» مینامد؛ یعنی انسانی که سراسر وجودش رنگ الهی گرفته است.

تکرار «اللهم» و پیام آن
پس از بیان این اوصاف، حضرت آیتالله العظمی جوادی آملی سه بار با حالت تضرع عرضه میدارند: «اللهم، اللهم، اللهم...» این تکرار، خود حامل پیام است. گویا در اینجا مسألهای استثنایی مطرح است؛ یک درخواست ویژه و یک مقام خاص.
«نزل عندک»؛ اشاره به مقام «عندیت»
سپس میفرمایند: «إنه نزل عندک...» دقت کنید؛ اینجا دیگر نمیفرمایند: «نزل بک»، بلکه تعبیر «نزل عندک» را به کار میبرند. یعنی این بنده، اکنون نزد تو آمده است. این تعبیر، اشاره به مقام «عندیت» دارد؛ مقامی که در فرهنگ قرآن و معارف اسلامی، جایگاهی بسیار بلند و ویژه است.
قرآن کریم درباره اولیای الهی میفرماید: «فِی مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِیکٍ مُقْتَدِرٍ» اولیای خاص خدا، همگی در یک مرتبه قرار ندارند. بهشت، درجات فراوانی دارد. نعمتهای الهی نیز دارای مراتب مختلف است. برخی در مراتب متوسط بهشت قرار میگیرند و برخی در درجات بالاتر؛ اما مقام «عندیت»، جایگاهی ممتاز است.
«فی مقعد صدق»؛ یعنی در جایگاه صدق. چرا؟ زیرا این انسان، سراسر عمر خود را با صداقت سپری کرد. همان صداقتی که قرآن کریم درباره مؤمنان راستین میفرماید: «مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ» او در اندیشه صادق بود. در گفتار صادق بود. در احساس و عاطفه صادق بود. در رفتار نیز صادق بود. میان آنچه میاندیشید، آنچه میگفت و آنچه عمل میکرد، هیچ فاصلهای وجود نداشت. یعنی اکنون در محضر خدایی قرار گرفته است که مالک همه چیز و صاحب بالاترین اقتدار است.
شهیداً للإسلام والقرآن والعترة
پس از آن، تعبیر بسیار بلندی را به کار میبرند: «اللهم إنه نزل عندک شهیداً للإسلام والقرآن والعترة». این، سخنی بسیار عمیق است. ایشان نمیفرمایند تنها شهید شد؛ بلکه شهادت او را در نسبت با سه حقیقت بزرگ معرفی میکنند: اسلام؛ قرآن؛ و عترت.
آغاز بخش دیگری از شهادتنامه نورانی
این، نخستین بخش از آن شهادتنامه نورانی است که حضرت آیتالله العظمی جوادی آملی درباره این رهبر شهید بیان میکنند. اما سخن در همینجا پایان نمییابد. پس از این، دوباره با تعبیر: «اللهم، اللهم...» فرازهای دیگری را مطرح میکنند که هر یک، بُعدی از شخصیت این شهید بزرگوار را ترسیم میکند و در حقیقت، مردم را با سرمایه عظیمی که در راه خدا تقدیم کردهاند، آشنا میسازد.
پس از آن، حضرت آیتالله العظمی جوادی آملی بار دیگر با حالت دعا عرضه میدارند: «اللهم، اللهم...» این تکرار، از اهمیت فوقالعاده مطالبی حکایت دارد که پس از آن بیان میشود. ایشان در ادامه، اوصاف دیگری را درباره این رهبر شهید بیان میکنند؛ اوصافی که به تعبیر بنده، جنبه اجتماعی و تمدنی دارد و نشان میدهد مردم چه سرمایه عظیمی را در راه خدا تقدیم کردهاند.
قتیلاً للإسلام
نخست میفرمایند: «اللهم إنه نزل عندک قتیلاً للإسلام.» یعنی او کشته راه اسلام است. اسلام حقیقی؛ اسلامی که انسانیت، محبت، عشق و رحمت را به همراه دارد. اسلامی که سراسر آن جلوه اسماء الرحمن و الرحیم است. ایشان، جان خود را در راه چنین اسلامی فدا کرد. او دشمن هیچ انسانی نبود. همه را میخواست. اما در برابر دشمن لجوج، معاند و کافری که حاضر به پذیر هیچ حقیقتی نیست، ایستادگی کرد.
همان حقیقتی که قرآن کریم در سوره کافرون بیان میکند: ﴿قُلْ یَا أَیُّهَا الْکَافِرُونَ﴾ از همین منظر بود که مبارزه دائمی این رهبر شهید با آمریکا، اسرائیل و همپیمانان آنان معنا پیدا میکرد.
ایستادگی تا پایان عمر
به اعتقاد بنده، این جریان، فاسدترین جریان تاریخ معاصر است؛ کسانی که خون انسانها را میریزند و از نابودی ملتها ابایی ندارند. ایشان این حقیقت را بهخوبی میشناخت و تا پایان عمر در برابر آن ایستاد. متأسفانه، عدهای سادهاندیش، این حقیقت را درک نکردند.
قدیمیها میگفتند: «إنَّ العسلَ یضرُّ الصغیر.» عسل، با همه شیرینی و خاصیتش، اگر به نوزاد داده شود، ممکن است او را از بین ببرد. بسیاری قدر این شخصیت را نشناختند. امروز اما، آنان که انصاف دارند، افسوس میخورند که چرا وظیفه خود را در برابر چنین شخصیتی بهدرستی انجام ندادند.
بزرگترین مدافع ایران و هویت این ملت
شخصیتی که حقیقتاً ایرانیترین ایرانی بود. اگر کسی از منظر ملیت سخن بگوید، باز هم باید بگوید در تاریخ این سرزمین، شخصیتهایی بزرگ بودهاند. ما درباره کوروش نیز، با همان جایگاهی که برای او مطرح شده است، سخن میگوییم و اگر ذوالقرنین باشد، برای او احترام قائلیم؛ اما این شخصیت، به اعتقاد من، بزرگترین مدافع ایران، فرهنگ ایران و هویت این ملت بود.
وطن ما، اسلام است. وطن ما، ایران است. وطن مولوی، حافظ، سعدی و عشق به اهلبیت علیهمالسلام است. ایشان، این وطن را با عزت و سربلندی حفظ کرد.
«قتیلاً للأمة الإسلامیة»؛ جانفدای امت اسلامی
به یکی از سادات بزرگوار عرض کردم همین لباس روحانیت، همین هیأت و همین هویت را، این شهید، دستکم برای هزار سال بیمه کرد.
سپس حضرت استاد ادامه میدهند: «اللهم إنه نزل عندک قتیلاً للأمة الإسلامیة.» یعنی جان خود را فدای امت اسلامی کرد. او جانفدای ملت بود. همانگونه که همه شهدایی که در رکاب ایشان بودند، جان خود را در همین راه نثار کردند؛ چه در دوران دفاع مقدس و چه در حوادث سالهای بعد. شهدای حزبالله لبنان، شهدای یمن، شهدای افغانستان، شهدای ایران و همه کسانی که در این مسیر به شهادت رسیدند، در همین راه گام برداشتند. اما در نهایت، خود ایشان نیز جان خود را فدای امت اسلامی کرد.
«قتیلاً لصیانتها»؛ پاسداری از اسلام
بعد میفرمایند: «قتیلاً لصیانتها.» یعنی برای پاسداری از اسلام به شهادت رسید. تا اسلام محفوظ بماند. تا حقیقت اسلام آسیب نبیند.
«قتیلاً لکیانها»؛ حفظ موجودیت اسلام
پس از آن میفرمایند: «قتیلاً لکیانها.» یعنی برای حفظ اساس و موجودیت اسلام. نه برای یک مسأله جزئی. البته همه احکام دین اهمیت دارد؛ اما گاهی سخن از اصل موجودیت اسلام است. ایشان برای حفظ کیان اسلام به شهادت رسید.
«قتیلاً لعظمتها»؛ برای عزت اسلام
سپس میفرمایند: «قتیلاً لعظمتها.» یعنی برای عظمت اسلام. برای اینکه عزت و بزرگی اسلام باقی بماند.
«قتیلاً لسیادتها»؛ برای حاکمیت اسلام
بعد از آن میفرمایند: «قتیلاً لسیادتها.» یعنی برای سیادت اسلام. برای اینکه قانون الهی، حاکم باشد و زیر سلطه قوانین دیگر قرار نگیرد. اگر امروز بشریت به دنبال سعادت است، راه آن، قوانین ساخته دست بشر نیست. راه سعادت، اسلام حقیقی است؛ همان اسلامی که این سید بزرگوار برای آن به شهادت رسید.
«قتیلاً لوحدتها»؛ برای وحدت امت اسلامی
در پایان این بخش نیز میفرمایند: «قتیلاً لوحدتها» یعنی برای وحدت امت اسلامی. البته اختلاف سلیقه، امری طبیعی است. تفاوتهای فردی، اصلی پذیرفتهشده است. هیچ دو انسانی کاملاً شبیه یکدیگر نیستند. اما همه این تفاوتها باید در چارچوب وحدت امت اسلامی معنا پیدا کند.
اگر سیره خود حضرت آیتالله العظمی جوادی آملی را نیز بررسی کنیم، خواهیم دید که با وجود دلدادگی عمیق به این رهبر شهید ـ که همین نماز، بهترین گواه آن است ـ همواره با سعه صدر و تا آنجا که ممکن بود، با همه گروهها و افراد با بزرگواری برخورد میکردند. از همین رو، آخرین تعبیر نیز «وحدت» است؛ وحدتی که سرمایه امت اسلامی است.
«یا من یقبل الیسیر»
پس از بیان این اوصاف، حضرت آیتالله العظمی جوادی آملی با حالت تضرع و دعا، چنین عرضه میدارند: «یَا مَنْ یَقْبَلُ الْیَسِیرَ، اقْبَلْ مِنْهُ وَمِنَّا الْیَسِیرَ، إِنَّکَ عَلَىٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ.» یعنی ای کسی که عمل اندک را میپذیری، از او و از ما نیز همین عمل اندک را بپذیر؛ زیرا تو بر هر چیزی توانایی.
«نزل بعزِّ غفرانک»
سپس دوباره عرضه میدارند: «اللهم إنه نزل بعزِّ غفرانک.» یعنی این بنده، در سایه عزت آمرزش تو فرود آمده است.
بعد میفرمایند: «وهو عبدک، ومحتاجٌ إلى رحمتک.» او بنده توست و به رحمت تو نیازمند است. با همه آن مقام، با همه آن عظمت، با همه آن جهاد، با همه آن ورع، با همه آن توحید و با همه آن مراتب معنوی، باز هم در برابر خداوند، تنها یک بنده است و محتاج رحمت الهی. این، ادب بندگی است. انسان هر اندازه هم به مقامات بلند برسد، باز خود را نیازمند لطف و رحمت پروردگار میبیند.
دعا برای بازماندگان
پس از آن، حضرت استاد، اهلبیت علیهمالسلام را یاد میکنند و میفرمایند: «اللهم بالأئمة الهادین المهدیین..» و سپس دعا را ادامه میدهند. بعد از آن نیز عرضه میدارند که خداوند خود، جانشین و سرپرست بازماندگان باشد و آنان را در پناه لطف و رحمت خویش حفظ کند.
به اعتقاد بنده، آنچه حضرت آیتالله العظمی جوادی آملی در تکبیر چهارم این نماز قرائت کردند، صرفاً یک دعای معمولی نبود. این دعا، در حقیقت یک شهادتنامه عرفانی، حکمی و قرآنی برای یک رهبر شهید بود. در این شهادتنامه، شخصیت ایشان از منظر یک فقیه، فیلسوف، مفسر قرآن و عارف الهی معرفی شد.
به همین دلیل، هر واژهای که در این دعا به کار رفته است، حسابشده، دقیق و متناسب با شخصیت کسی است که نماز بر او خوانده میشود. اگر کسی بخواهد این عبارات را بهدرستی بفهمد، باید از منظر حکمت، عرفان، فلسفه و معارف قرآن به آنها نگاه کند؛ زیرا این واژهها، الفاظ عادی نیستند، بلکه هر کدام بیانگر مرتبهای از سلوک، معرفت و حقیقت وجودی آن شخصیت هستند. از اینرو، معتقدم این نماز، خود میتواند موضوع یک پژوهش مستقل در حوزه حکمت، عرفان، الهیات و فقه باشد و هر یک از این تعابیر، ظرفیت آن را دارد که به صورت مستقل مورد شرح و تفسیر قرار گیرد.
تسنیم ـ همانگونه که اشاره کردید، ظاهراً شعری نیز با تعابیر خاصی سروده شده بود که آقای مصطفی راغب قطعه وداع را اجرا کردند و بسیار زیبا خواندند. اگر مایل باشید از آن شعر برای ما بخوانید و اگر نکتهای هست بفرمائید.
نوای زمزمه عاشقانه با او رفت / زلال عشق و صفای ترانه با او رفت
بهار عطر شکوفههای یاس سپید / سریر سبز دعای شبانه با او رفت
اینجا لازم میدانم نکتهای را عرض کنم. بعد از شهادت آقا، حاصل سالها یادداشتها و فیشبرداریهای خود را که پیشتر با عنوان صبح عاشقان منتشر کرده بودم، با عنوان شب عاشقان تنظیم کردم. اعتقاد من این است که این شهادت و این عظمتی که این بزرگوار آفرید، محصول نمازهای شب، اخلاصها، دعاهای شبانه و اشکهای شبانه او در پیشگاه خداوند بود. این کتاب را نیز به روح این شهید بزرگوار، امام شهیدمان، تقدیم کردم.
رضای حضرت حق از کلام او میریخت / لطافت سخن عارفانه با او رفت
خطابههای غرورآفرین و بیدارگر / بها و بهانه با او رفت
سکوت شهر غریبان گواه تنهایی است / نوید رونق دور زمانه با او رفت
جوانههای دلم را کجا برویانم / بوستان شهامت جوانه با او رفت
هزار پنجره وا کرده دست او به امید / اگرچه روشنی و نور خانه با او رفت
امروز رهبران دنیا را ببینید. در برابر بزرگترین قدرت ظاهری جهان، چه کسی توانست اینگونه بایستد؟ ایشان ایران را به قله عزت، معنویت و بزرگی رساند.
هزار پنجره وا کرده دست او به امید / اگرچه روشنی و نور خانه با او رفت
از خداوند متعال میخواهیم به ما توفیق دهد که رهرو راه ایشان باشیم. آرمانهای او را تا زمانی که جان در بدن داریم، دنبال کنیم و انشاءالله به نتیجه برسانیم. همچنین از خداوند مسئلت داریم که فرزند خلف، جانشین شایسته و وارث راه ایشان، حضرت آیتالله سید مجتبی، را در ادامه راه پدر شهیدشان موفق و مؤید بدارد. و به همه ما نیز توفیق دهد که رهرو راه ایشان و راه اولیای الهی باشیم.
از همه شما عزیزانی که زحمت کشیدید، صمیمانه تشکر میکنم.
تسنیم ـ با سپاس از حضرت عالی که وقت ارزشمندتان را در اختیار خبرگزاری تسنیم گذاشته اید.
گفتنی است، فیلم کامل و محصولات چندرسانهای این گفتوگو به زودی در صفحه حوزه و روحانیت و صفحات مجازی تسنیم در ایتا، بله و ویراستی منتشر میشود.
گزارشگران: دانیال بصیر، علی رضایی
پایان پیام/