تحولات بزرگ تاریخ، تنها در میدان سیاست و نبردهای نظامی رقم نمیخورند؛ سرنوشت آنها پیش از هر چیز در میدان روایت تعیین میشود. هر ملتی که بتواند روایت خود را از یک حادثه تاریخی حفظ کند قادر خواهد بود آن حادثه را به سرمایهای ماندگار برای آینده تبدیل کند. از همین منظر، پیام اخیر رهبر انقلاب اسلامی را نباید صرفا پیام وداع با یک رهبر شهید یا بیانیهای عاطفی تلقی کرد. این پیام سند آغاز مرحلهای تازه از حیات انقلاب اسلامی و نقشه راه «جهاد روایت» در دوران جدید است.
نخستین ویژگی این پیام، تغییر زاویه نگاه از «شخص» به «مکتب» است. رهبر انقلاب، با بهکارگیری تعبیر معنادار «مکتب خمینی کبیر و خامنهای شهید» تاکید میکنند که راز ماندگاری انقلاب اسلامی در تداوم یک منظومه فکری و تمدنی است، نه در حضور یک فرد. این تعبیر، مهمترین پاسخ به همه روایتهایی است که بقای انقلاب را به اشخاص گره میزنند. در این نگاه، شهادت پایان راه نیست؛ آغاز مرحلهای تازه از حیات مکتب است.
از همین رو پیام از همان سطرهای نخست، با سلام به حضرت سیدالشهدا (ع) پیوندی عمیق میان عاشورا، بعثت، انقلاب اسلامی و شهادت رهبر شهید برقرار میکند. این پیوند صرفا یک ارجاع تاریخی یا مذهبی نیست بلکه تبیین یک هویت است. پیام نشان میدهد انقلاب اسلامی، امتداد همان نهضتی است که از کربلا آغاز شد و هر نسل مسئولیت دارد این مسیر را با وفاداری و استقامت ادامه دهد. در این چارچوب، وداع با رهبر شهید پایان یک فصل نیست؛ آغاز عهدی تازه با مکتب است.
یکی از مهمترین دستاوردهای این پیام، تبدیل احساس به مسئولیت است. میلیونها انسانی که در ایران، عراق و دیگر کشورهای اسلامی در آیینهای وداع حضور یافتند، تنها سوگوار یک شخصیت نبودند. آنان با حضور خود، وفاداری به یک آرمان و یک مسیر تاریخی را به نمایش گذاشتند. رهبر انقلاب نیز این حضور را صرفا یک اجتماع عاطفی نمیدانند بلکه آن را پاسخ امت به ندای «هل من ناصر» و نشانه استمرار روح عاشورا در عصر حاضر معرفی میکنند.
در همین چارچوب، عبارت «انتقام خواست ملت ماست و بهطور حتمی باید صورت بگیرد» نیز باید در منظومه کلی پیام فهم شود. این عبارت جدا از مفاهیمی، چون عهد، استقامت، استمرار راه و وعده نصرت الهی نیست. پیام، انتقام را نه یک واکنش احساسی و مقطعی بلکه بخشی از استمرار مسئولیت تاریخی امت معرفی میکند؛ مسئولیتی که به اشخاص وابسته نیست و با تغییر نسلها نیز متوقف نخواهد شد.
اما شاید مهمترین مخاطب این پیام رسانهها باشند. امروز جنگ اصلی در میدان شناخت و روایت جریان دارد. دشمن میکوشد هر حادثهای را به نشانه ضعف اختلاف یا بنبست تبدیل کند و با تصرف افکار عمومی، دستاوردهای میدانی را بیاثر سازد. در چنین شرایطی رسانه دیگر صرفا ناقل خبر نیست بلکه یکی از ارکان قدرت ملی و فرمانده میدان افکار عمومی است.
از این رو نخستین مسئولیت رسانهها، عبور از شخصیتمحوری و تبیین مکتب است. رسانه باید به جامعه نشان دهد که سرمایه اصلی جمهوری اسلامی، نه صرفا ساختارهای سیاسی یا قدرت نظامی بلکه منظومهای از اندیشه، ایمان، مردمباوری و مقاومت است که توانسته در دشوارترین آزمونهای تاریخی استمرار یابد. اگر این حقیقت برای نسل جوان تبیین نشود، میدان روایت به رقیب واگذار خواهد شد.
وظیفه دوم رسانهها جلوگیری از انفعال روانی جامعه است. دشمن همواره پس از هر حادثه بزرگ، بر یأس، سردرگمی و القای آیندهای مبهم سرمایهگذاری میکند. در حالی که پیام رهبر انقلاب، سرشار از امید، استقامت، فتح و نصرت الهی است. رسانهها باید این امید را از سطح شعار به سرمایه اجتماعی تبدیل کنند؛ امیدی مبتنی بر واقعیتهای ملی، ظرفیتهای کشور، حضور مردم و اعتماد به وعدههای الهی.
در کنار این ماموریت، مقابله با عملیات روانی دشمن نیز ضرورتی انکارناپذیر است. تجربه سالهای اخیر نشان داده رسانههای معارض همواره تلاش میکنند با برجستهسازی روایتهایی، چون شکاف داخلی، خلأ قدرت یا تضعیف نظام، افکار عمومی را دچار تردید کنند. پاسخ به این عملیات، تنها انتشار خبر نیست بلکه تولید روایت مستند، اقناعکننده و مستمر است؛ روایتی که بتواند حقیقت را پیش از آنکه تحریف شود برای مخاطب تبیین کند.
این مسئولیت تنها به رسانههای داخلی محدود نمیشود. در سطح منطقه، حضور گسترده ملتهای مسلمان در آیینهای وداع، سرمایهای کمنظیر برای بازنمایی عمق نفوذ اجتماعی و فرهنگی انقلاب اسلامی است. رسانههای منطقه باید این واقعیت را در چارچوب گفتمان عدالتخواهی، مقاومت و استقلال ملتها روایت کنند و اجازه ندهند رسانههای غربی آن را به یک رخداد صرفا احساسی تقلیل دهند.
در عرصه بینالمللی نیز رسانههای برونمرزی باید تصویری واقعی از ایران پس از این تحول تاریخی ارائه کنند؛ ایرانی که ثبات ساختاری، انسجام اجتماعی و استمرار راهبردهای کلان خود را حفظ کرده و در عین اقتدار، بر عدالت، استقلال و امنیت منطقهای تاکید دارد. مخاطب جهانی بیش از هر چیز نیازمند درک این حقیقت است که جمهوری اسلامی، با اتکا به مکتب و مردم مسیر خود را ادامه خواهد داد.
پیام رهبر انقلاب درواقع آغاز فصل جدیدی از جهاد روایت است؛ فصلی که در آن حفظ مرجعیت روایت، بخشی از امنیت ملی و اقتدار راهبردی کشور محسوب میشود. همانگونه که در میدان نظامی، فرماندهی و هماهنگی شرط پیروزی است، در میدان رسانه نیز نمیتوان با روایتهای پراکنده و جزیرهای در برابر جنگ شناختی ایستاد. امروز بیش از هر زمان دیگر، رسانههای کشور به همافزایی، روایت واحد، سرعت، اقناع و حضور فعال در میدان افکار عمومی نیاز دارند.
پیام رهبر انقلاب بیش از آنکه روایت یک وداع باشد، ترسیمکننده افق آینده انقلاب اسلامی است. پیام اصلی آن نیز روشن است. انقلاب با شهادت متوقف نمیشود، مکتب با فقدان اشخاص پایان نمییابد و آینده از آن ملتی است که روایت خود را حفظ کند. در این میان، رسانهها تنها ناظر این مسیر نیستند. آنان در خط مقدم ساختن این آینده قرار دارند.
رسانهها در خط مقدم جهاد روایت
تحولات بزرگ تاریخ، تنها در میدان سیاست و نبردهای نظامی رقم نمیخورند؛ سرنوشت آنها پیش از هر چیز در میدان روایت تعیین میشود. هر ملتی که بتواند روایت خود را...
صاحبخبر -