عبدالله گنجی در گفت وگو با ایرنا، به موضوعات مختلف ملی از جمله انقلاب و رهبری، بررسی شخصیت رهبر شهید از نگاه اهالی فرهنگ و رسانه و پیامدهای راهبردی جنگ ۴۰ روزه و تأثیر آن بر ثبات داخلی و جایگاه بینالمللی جمهوری اسلامی ایران پرداخت.
وی با اشاره به حضور پرشور ملت ایران در آیین وداع و تشییع رهبری اظهارکرد: رهبر شهید فدای استقلال ایران شد، یعنی می توانست الان زنده باشد و در برابر نظام سلطه امیتاز بدهد، تسلیم شود و راهی باز کند و جذابیتش برای ملت ایران همین است که خود را فدا کرد. فرضا در مورد هسته ای که ممکن است برای ما دانش بومی و یا در مسیر رفاه باشد اما نگاه ایشان به هسته ای هم از جانب استقلال بود، ایشان تعصب شدیدی به ایران داشتند.
این فعال رسانه ای با اشاره به تحولات اخیر کشور، وقوع جنگ ۴۰ روزه را یک «معجزه راهبردی» خواند که منجر به رشد قامت سیاسی ایران در عرصه جهانی شده است.
گنجی در تحلیل خود از وضعیت داخلی و گذار از دوران رهبری، اظهار داشت: آنچه برخی معجزهآسا مینامند، در واقع همان رشد قامتی ملت و نظام در مواجهه با چالشهاست. این جنگ که با هدف نابودی از ریشهها طراحی شده بود، دقیقاً نتیجه عکس داد و باعث شد قامت ایران در جهان بلندتر شود؛ برخلاف آنچه در دوران جنگ با عراق شاهد بودیم، اکنون با یک اقتدار جدید روبرو هستیم.
وی با اشاره به برنامهریزیهای دشمن برای بهرهبرداری از تغییرات ساختاری و دوران انتقال قدرت، افزود: بسیاری از جریانهای استکبار، انتظار داشتند با استفاده از چالشهای اقتصادی و تغییر دوران رهبری، فضای امنیتی را برای ایجاد ناآرامی به کار بگیرند، اما آنچه شاهد هستیم، پایداری بیسابقه ریل انقلاب است. حتی در حساسترین لحظات گذار، برخلاف پیشبینیها، هیچ شکاف یا مخالفت ساختاری که بتواند ثبات نظام را متزلزل کند، در رسانهها و کف جامعه مشاهده نشد.
شکست اهداف ششگانه استکبار
این استاد دانشگاه با بازخوانی اهداف دشمن در این درگیری، تأکید کرد: استکبار با شش هدف مشخص از جمله فروپاشی، تسلیم، تجزیه، مدل ونزوئلایی، نابودی توان موشکی و حذف هستهای وارد میدان شد؛ اما اکنون واقعیت میدان کاملاً متفاوت است. بهجای فروپاشی، شاهد مدیریت تنگه هرمز و مدیریت سوخت جهانی توسط ایران هستیم.
وی در ادامه توضیح داد: آنچه دشمن پیش از جنگ به دنبال آن بود—یعنی حذف هستهای و انتقال مواد غنیشده—با وقوع این جنگ به جای حذف، تثبیت شد. ما توانستیم با استفاده بهینه از شرایط جنگ، اصل هستهای را تثبیت کرده و میراثی ماندگار برای آیندگان بر جای بگذاریم.
دیپلماسی مبتنی بر اقتدار جنگی
گنجی بر اهمیت پیوند میان قدرت نظامی و دستاوردهای سیاسی تأکید کرد و گفت: ما در نقطه اوج (قله) بودیم و جنگ را در زمانی به پایان رساندیم که بیشترین امتیازات را میتوانستیم کسب کنیم. امروز دیپلماسی ما سوار بر اقتدار حاصل از این توان دفاعی حرکت میکند و امتیازاتی که به دست آوردهایم، کاملاً قابل دفاع و استوار است. این موفقیتها، برکتِ پایداری ملت در میدان است.
مقاومت، راهبرد کمهزینه حیثیتی در مقابل سازش؛ نگاهی به معاهدات تاریخی و تقابلهای اخیر
در ادامه تحلیل راهبردهای پیشین و فعلی جمهوری اسلامی ایران، این استاد دانشگاه و فعال رسانهای به تشریح مؤلفه «دوگانهسازی سازش در برابر مقاومت» پرداخت و این رویکرد را حاصل چینشی ۳۷ ساله برای هدایت افکار عمومی دانست.
وی معتقد است مقاومت، علیرغم برخی هزینههای ظاهری، در بلندمدت کمهزینهتر و حافظ حیثیت ملی است.
مقایسه هزینههای سازش و مقاومت؛ عبرت از تاریخ
گنجی با استناد به تاریخ معاصر ایران، به عهدنامه ترکمانچای اشاره کرد و گفت: اگر امروز به معاهدات تاریخی مانند عهدنامه ترکمنچای بازگردیم، شاهد عمق خفت و خواری ناشی از رویکرد تسلیم و سازش هستیم. در این عهدنامه، علاوه بر از دست دادن سرزمین، تعهدات سنگینی بر ایران تحمیل شد، از جمله دخالت روسیه در تعیین پادشاه آینده ایران (حمایت از ولایتعهدی عباس میرزا). این بند، نمونهای روشن از سازش تحمیلی است که بنیاد آن، شکست نظامی و از دست دادن استقلال تصمیمگیری بود.
وی افزود: آنچه در پی این شکستها تحمیل میشد، تنها واگذاری سرزمین نبود، بلکه پذیرش دهها بند دیگر بود که اراده ملی را نادیده میگرفت. این در حالی است که در تقابلهای اخیر، ایران با سلاح بومی در برابر فشارهای ۴۰ روزه ایستادگی کرد و سپس پای میز مذاکره آمد، اما این بار مذاکره بر سر شروطی بود که از موضع اقتدار تعریف میشد.
رویارویی با مدل «تسلیم»؛ شکست سیاستهای آمریکا
این فعال رسانهای، سیاستهای دولتهای پیشین آمریکا را در قبال ایران، نمونهای دیگر از تلاش برای تحمیل مدل «سازش» یا همان «تسلیم» توصیف کرد و گفت: رئیسجمهور سابق آمریکا و دولت فعلی او، بارها به صراحت اعلام کردهاند که ایران باید تسلیم شود. این خواسته، که سه بار در یک سال اخیر تکرار شده، نشاندهنده تداوم مدلی است که در آن، ایران باید به طور کامل از مواضع خود عقبنشینی کند.
گنجی در تشریح رویکرد «مقاومت» در برابر این فشارها، بیان داشت: مدل مقاومت، راهی است که با برشمردن مزایا و معایب هر دو رویکرد (سازش و مقاومت)، در نهایت نشان میدهد که هزینههای حیثیتی و بلندمدت مقاومت، بسیار کمتر از سازشهای تحمیلی است. این رویکرد، قدرت چانهزنی و استقلال تصمیمگیری را برای ملت ایران حفظ میکند و از افتادن در دام معاهدات خفتبار جلوگیری میکند.
هویت ایرانی، زبان فارسی و مفهوم «ملت»؛ پیوند میان اسلام سیاسی و اقتدار ملی
در ادامه این گفت و گوی تحلیلی این استاد دانشگاه و فعال رسانهای به تبیین مؤلفههای هویت ملی ایرانی، جایگاه زبان فارسی و درک مفهوم «ملت» در گفتمان رهبران انقلاب اسلامی پرداخت.
وی با اشاره به رویکرد روشنفکران سکولار، این دیدگاهها را در تقابل با هویت فراگیر ایرانی و اسلامی قرار داد.
گنجی با تأکید بر اهمیت زبان فارسی، اظهار داشت: زبان فارسی، فراتر از یک ابزار ارتباطی، ستون فقرات هویت ملی ایرانی و حتی بخش مهمی از حوزه تمدنی ایران، شامل افغانستان، پاکستان و آسیای میانه است. این در حالی است که در قاره آمریکا، زبانها عمدتاً ریشههای اروپایی دارند؛ اما زبان فارسی، هویتی بومی و تاریخی برای ایران محسوب میشود.
وی به تعصب عمیق رهبران انقلاب، از جمله امام خمینی (ره) و رهبر شهید، نسبت به ایران و زبان فارسی اشاره کرد و گفت: این تعصب، به معنای نفی دیگر هویتهای منطقهای نیست، بلکه پاسداری از یکپارچگی و استقلال هویتی ایران است. این رویکرد، با دیدگاه برخی روشنفکران که «اسلام سیاسی» را پدیدهای غیربومی دانسته و تنها بر سکولاریسم و دموکراسی غربی تأکید دارند، در تضاد است. این در حالی است که رهبران ما، زبان فارسی را جزئی اساسی از هویت ایرانی میدانند و اهتمام ویژهای به پاسداری از آن دارند.
این استاد دانشگاه و فعال رسانه ادامه داد: آیت الله خامنهای به «ایران اسلامی» تعصب داشت و با آنکه یک چهره متعبد انقلابی است اما پرچمدار زبان فارسی هم هست
به گفته وی رهبر شهید همانند امام معتقد بود مسئله غرب با ما ماهیت نظام است، نه مسئله هستهای و موشکی. ایشان بعد از برجام، در مرداد ۹۴ گفتند با دادن مسائل هستهای هم دشمن ما را رها نمیکند و با قانون اساسی ما مشکل دارند.
«ملت» در گفتمان رهبران؛ گذار از «امت» به هویت ملی مدرن
این استاد دانشگاه با استناد به پژوهشهای خود، به تکرار کلمه «ملت» در گفتمان امام خمینی (ره) و رهبر شهید اشاره کرد و افزود: بررسیها نشان میدهد که واژه «ملت» از سالهای ابتدایی دهه ۶۰ شمسی به طور فزایندهای در سخنان امام خمینی (ره) تکرار شده است. این پدیده، بازتابی از ورود مفاهیم مدرن به گفتمان تشیع و گذار از مفهوم سنتی «امت» به «ملت» به عنوان یک هویت سیاسی-اجتماعی در اسلام است.
وی تصریح کرد: سه واژه «ملت ایران»، «امید» و «دشمن» بیشترین تکرار را در گفتمان رهبر شهید نیز، با تأکید بر همین رویکرد، داشتهاند. این تأکید بر «ملت ایران» نشاندهنده ارتقاء و تقویت هویت ملی است؛ هویتی که باعث شده ایرانیان امروز در ترازی قرار گیرند که بتوانند روی پای خود بایستند و کسی نتواند به آنها امر و نهی کند.
استقلال در تصمیمگیری؛ پایانی بر دوران تحمیل
گنجی به تصمیمگیری جمهوری اسلامی در قبال پایان جنگ اشاره کرد و گفت: در مقطع پایانی جنگ (قطعنامه ۵۹۸)، این مسئولان جمهوری اسلامی بودند که با اتکا به استقلال و استقلال رأی خود، تصمیم به پذیرش قطعنامه گرفتند. امام خمینی (ره) نیز بر این نکته تأکید داشتند که این تصمیم، کاملاً مبتنی بر اراده داخلی و بدون هیچگونه تحمیل خارجی اتخاذ شده است. این روحیه استقلال، حاصل تقویت همان هویت ملی است که به ایران اجازه میدهد در عرصههای بینالمللی با اقتدار عمل کند.
در ادامه تحلیل علل پایداری انقلاب اسلامی، گنجی، ریشه اصلی حضور پرشور مردم در صحنه را در «هوشیاری ذاتی» و «عدم تعلق دنیوی» رهبران نظام، بهویژه امام خمینی (ره) و رهبر شهید، دانست. وی این ویژگیها را عامل اصلی باورپذیری نظام و ناکامی دشمنان در ایجاد شکاف میان مردم و رهبری عنوان کرد.
دشمن مدعی تنهایی رهبر ایران بود، اما شهادت ایشان نشان داد مردم پشت نظامند
گنجی ادامه داد: اامام مردم ایران را وارد میدان کرد و با کمک آنها جنگ اداره کرد و هیچ بحرانی در جمهوری اسلامی نیست که با کمک مردم حل نشود. اما تصویر ایجادشده توسط دشمن، یک رهبری تنها و دیکتاتور است که با زدن او، جمهوری اسلامی تمام میشود! بعد میبینید در نبود رهبری و فرماندهان عالی کشور مثل ساعت کار میکند.
به گفته وی، همین الان برای مردمی که در خیابانند، فرقی ندارد رئیس جمهور روحانی است یا رئیسی یا دیگری و رویکردشان اصلا وابسته به افراد نیست؛ همان گونه که امام میگفت رهبری خادم مردم است و با رفتن او هیچ خللی در اراده ملت ایجاد نخواهد شد.
وی ادامه داد: نگاهها درباره سازگاری اسلام و ناسیونالیسم متفاوت است؛ امام و رهبر شهید به ناسیونالیسم اعتقاد داشتند، اما نه بر مبنای معرفتی اومانیسم، بلکه مبنای معرفتیشان دین است که دفاع از وطن را واجب میداند، ناسیونالیسم امام البته مثبت است، برخلاف ناسیونالیسم منفی که جنبه نژادی برتری طلبی دارد، مثل نازی ها، امام به عنوان یک مرجع تقلید میگوید دفاع از ملت را واجب میدانم، دفاع از ملت که یک پدیده مدرن است، نه امت!
مردم؛ سرمایه اصلی نظام و پشتوانه هویت ملی
گنجی با اشاره به حضور مردم در صحنههای مختلف، از جمله راهپیماییها و مراسم مذهبی، اظهار داشت: مردم ایران، ذاتاً هوشیارند و متوجه شدهاند که رهبران این انقلاب، نه برای منافع شخصی، بلکه برای اهداف بلندمدت و اعتلای کشور مبارزه کردهاند. حتی دشمنان نیز به این نکته اذعان دارند که رهبران ما، دنبال منافع فردی یا خانوادگی نبودهاند.
وی در تشریح این مدعا، به رویکرد رهبر شهید در قبال مسائل شخصی و خانوادگی اشاره کرد و گفت: ایشان حتی حاضر نشدند مکانی به عنوان «حرم جایگزین» برای خود ایجاد کنند و ترجیح دادند در حرم امام رضا (ع) و در کنار بنیانگذار کبیر انقلاب، جایگاه خود را حفظ کنند. این عدم تمایل به خودنمایی و ایجاد بدیل، نشان از زهد و تواضع ایشان دارد.
سیره رهبران؛ الگوی عدم وابستگی به دنیا
این استاد دانشگاه، با استناد به آموزههای دینی و سیره عملی رهبران، بر عدم دنیاطلبی آنها تأکید کرد و افزود: امام خمینی (ره) در آخرین سالهای حیات خود، صراحتاً اعلام کردند که اگر چیزی از بیتالمال نزد فرزندشان (احمد) بود، باید به بیتالمال بازگردد و در صورت مقاومت، دادستانی ورود کند. این سیره، نشاندهنده تعهد راسخ به حفظ بیتالمال و عدم تبعیض حتی برای نزدیکان است.
گنجی در ادامه، رویکرد مشابه رهبر شهید در قبال مسئولیتپذیری فرزندان و دامادان را یادآور شد و بیان داشت: ایشان نیز در پاسخ به پیگیریها، تأکید کردهاند که فرزند یا داماد ایشان در جمهوری اسلامی، باید مانند سایر مردم، بر اساس شایستگی و بدون هیچگونه رانت یا امتیاز ویژهای، مسئولیت پذیرند. این برخورد قاطع و عادلانه، عاملی است که مردم را در صحنه نگه داشته و به نظام باورمند ساخته است.
وی خاطرنشان کرد: این هوشیاری مردم و سیره پاک رهبران، باعث شده تا تلاشهای دشمنان برای ایجاد شکاف و القای مفاهیمی چون دنیاطلبی یا خویشاوندسالاری، ناکام بماند و اعتماد عمومی به عنوان سرمایه اصلی نظام حفظ شود.
در ادامه تحلیلهای راهبردی، این استاد دانشگاه و فعال رسانهای با بررسی ریشههای تاریخی و جامعهشناختی تحولات سیاسی ایران، بر نقش کلیدی «اسلام» به عنوان عامل وحدتبخش اقوام و مولفه اصلی هویت ملی ایران تأکید کرد. وی معتقد است موفقیت انقلاب اسلامی در بسیج تودهها، حاصل درک عمیق رهبری از پیوند ناگسستنی میان «عقیده» و «هویت ملی» بود.
فراتر از ایدئولوژیهای سیاسی؛ چرایی بازگشت تودهها به میدان
گنجی با اشاره به چالشهای جنبشهای سیاسی پیش از انقلاب از جمله جریانهای روشنفکری و گروههایی نظیر جبهه ملی یا چریکهای فدایی، اظهار داشت: بسیاری از جریانهای سیاسی و تریبون داران قدرتمند دوران پیش از انقلاب، علیرغم تلاش برای جلب حمایت عمومی، نتوانستند تودههای مردم را به طور پایدار به میدان بکشانند. دلیل این امر، عدم توانایی در ایجاد یک پیوند عمیق با باورهای بنیادین و هویت اصلی مردم بود.
وی افزود: امام خمینی (ره) با درک دقیق این واقعیت، نهضت خود را در قالب جلوهای از «نهضت عاشورا» بازتعریف کردند. ایشان با ایجاد دوگانه مفهومی «حسین و یزید»، توانستند جنبش را از یک تقابل سیاسی صرف، به یک حرکت آیینی و هویتی تبدیل کنند که با تار و پود باورهای مردم گره خورده بود.
تشیع؛ مولفه هویتی و مرجعیت تمدنی ایران
این استاد دانشگاه با نگاهی تاریخی به نقش تشیع در شکلگیری هویت معاصر ایران، گفت: از دوران صفویه به بعد، تشیع نه تنها یک مذهب، بلکه به یکی از مولفههای اصلی هویت ایرانی و بومی تبدیل شد. تشیع با محوریت ایران، به یک مرجعیت تمدنی در جهان تبدیل گشته که حوزه تمدنی ایران، از افغانستان و پاکستان تا آسیای میانه را در بر میگیرد؛ درست همانگونه که زبان فارسی یکی از ستونهای اصلی این هویت است.
وی تصریح کرد: تشیع در ایران، از یک قالب دینی به یک عنصر هویتی تبدیل شده است؛ به گونهای که در ذهنیت ایرانیان، این دو مفهوم با یکدیگر گره خوردهاند. این ویژگی، ایران را از یک کشور با اقوام متنوع، به یک واحد ملی و یکپارچه تبدیل کرده است.
گنجی در ادامه با استناد به سخنان رهبر معظم انقلاب (ره)، بر نقش اسلام به عنوان عامل وحدتبخش تأکید کرد و گفت: همانگونه که ایشان همواره بر اهمیت زبان فارسی به عنوان رکن هویت ملی تأکید داشتهاند، همزمان بر این نکته نیز پای میفشارند که «اسلام»، وجه پیونددهنده ملت ایران است. اسلام همان عاملی است که اقوام متنوع و گوناگون این سرزمین را در قالب یک «ید واحد» و یک ملت منسجم در کنار هم قرار میدهد و این، همان نقطه قوت و استراتژیک جمهوری اسلامی در حفظ یکپارچگی ملی است.