شناسهٔ خبر: 78894058 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: ایکنا | لینک خبر

در یک نشست علمی مطرح شد

روش‌شناسی فرهنگی دعوت و جلب اطاعت در قیام عاشورا

در میان موضوعات روش‌شناختی علوم انسانی، بازخوانی سیره اهل بیت(ع) نه تنها یک ضرورت پژوهشی در ابعاد سیاسی و اجتماعی است، بلکه می‌تواند دریچه‌ای نو به سوی تحلیل...

صاحب‌خبر -

به گزارش ایکنا، سلسله‌نشست‌های تخصصی دهه سوم محرم با عنوان «افق‌های نو در مطالعات عاشورایی؛ از علل‌شناسی تا فرهنگ‌پژوهی» به همت انجمن تاریخ‌پژوهان حوزه علمیه و با همکاری مشترک پژوهشکده تاریخ و سیره اهل‌بیت (ع)، دانشگاه مجازی جامعه‌المصطفی و پژوهشکده بین‌المللی امام رضا(ع) برگزار می‌شود. نخستین نشست آن با موضوع «روش‌شناسی فرهنگی دعوت و جلب اطاعت در قیام عاشورا» با ارائه محمدمصطفی اسعدی، عضو هیئت‌علمی دانشگاه علوم پزشکی ایران، امروز ۲۱ تیرماه به بررسی ابعاد تحلیلی و مدیریتی این قیام اختصاص داشت.

تأکید بر ضرورت توجه به روش‌شناسی

اسعدی در بخش نخست سخنان خود، با اشاره به اهمیت روش‌شناسی در علوم انسانی، اظهار داشت: این حوزه در پژوهش‌های تاریخی و مطالعات مربوط به سیره اهل بیت(ع) کمتر مورد توجه قرار گرفته، در حالی که ظرفیت‌های فراوانی برای پژوهش از جمله در عرصه‌های سیاسی، نظامی، اجتماعی و سبک زندگی دینی وجود دارد. از سویی با تفکیک میان دو رویکرد درون‌نگر و برون‌نگر در پژوهش تاریخی، می‌توان واقعه را تحلیل کرد. در رویکرد برون‌نگر، یک پدیده تاریخی در بسترهای اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، زمانی و مکانی آن تحلیل می‌شود و قیام عاشورا نیز باید از همین سنخ باشد؛ یعنی نه به‌صورت جداافتاده، بلکه در پیوند با زمینه‌های تاریخی، قبیله‌ای، خاندانی و سیاسی زمانه خود مورد تحلیل قرار گیرد.

ارسالی/روش‌شناسی فرهنگی دعوت و جلب اطاعت در قیام عاشورا

قیام عاشورا و عنصر دعوت

این استاد دانشگاه در ادامه، به بحث اصلی خود یعنی دعوت و جلب اطاعت در قیام عاشورا پرداخت و گفت: در بسیاری از جنبش‌های تاریخی، دعوتگران نقش مهمی در جذب افراد، گروه‌ها و جریان‌های سیاسی و اجتماعی دارند. در قیام عاشورا نیز چنین عنصری به‌صورت پررنگ وجود داشته است؛ به‌گونه‌ای که سیدالشهدا(ع) و نمایندگان ایشان، در فرآیند دعوت به همراهی با نهضت، از شیوه‌ها و ابزارهای خاصی بهره برده‌اند. این قیام، هرچند در یک مقطع خاص تاریخی رخ داده، اما هدف‌گذاری آن فرا‌عصری و فرا‌نسلی است و آثار و پیام‌های آن محدود به همان زمان نمی‌ماند.

نسبت عاشورا با امروز

وی در بخشی از سخنان خود به بحث نسبت دادن عاشورا به شرایط امروز اشاره کرد و گفت: نباید میان همه ابعاد تاریخی قیام عاشورا و شرایط امروز، انطباق کامل و مستقیم برقرار کرد؛ اما می‌توان از مشی، منش و الگوی رفتاری عاشورایی الهام گرفت و آن را در سلوک فردی، اجتماعی و سیاسی به‌کار بست. آنچه مهم است، منطبق‌بودن رفتار، منش و راهبری یک ملت یا رهبر اجتماعی با الگوی عاشورا است، نه تطبیق جزئی و کامل همه زمینه‌ها و ساختارها.

اسعدی در ادامه با اشاره به تنوع چشمگیر رویکردهای پژوهشی و تحلیلی به قیام عاشورا، از خوانش‌های گوناگونی همچون رویکردهای عرفانی و سیاسی یاد کرد و گفت: این کثرت دیدگاه‌ها را نشان‌دهنده ظرفیت‌های بی‌پایان نهضت حسینی برای تحلیل در حوزه‌های مختلف علوم انسانی است؛ امری که ضرورت انجام پژوهش‌های عمیق‌تر، به‌ویژه در حوزه روش‌شناسی را بیش از پیش نمایان می‌سازد. واقعه عاشورا را می‌توان از منظرهای متعددی همچون تاریخ، جامعه‌شناسی، اخلاق، فقه و حتی علوم سلامت مورد بررسی قرار داد.

وی با بیان اینکه برخی پژوهشگران قیام عاشورا را بر پایه مفاهیمی چون تعاون بر برّ و تقوا، عدم تعاون بر اثم و نیز اعانه بر تقوا تحلیل کرده‌اند، افزود: این تنوع خوانش‌ها نشان‌دهنده ظرفیت گسترده نهضت حسینی برای ورود به عرصه‌های مختلف علمی است. در سال‌های اخیر پژوهش‌های ارزشمندی درباره عاشورا از پنجره روان‌شناسی، روان‌پزشکی و دیگر شاخه‌های مرتبط انجام شده است. برخی محققان با تحلیل رفتار و منش حضرت زینب کبری(س) در شرایط سوگ شدید، از منظر روان‌درمانی و روان‌پزشکی، نشان داده‌اند که ایشان با وجود فشارهای عظیم روحی و روانی، هیچ‌یک از کارکردهای فردی، خانوادگی و اجتماعی خود را از دست ندادند و این امر بیانگر استحکام کم‌نظیر شخصیت ایشان است.

وی همچنین با اشاره به برخی مطالعات نوین در زمینه بررسی آثار جسمانی و تاریخی وقایع مربوط به اهل بیت(ع)، این قبیل پژوهش‌ها را نشانه‌ای از افق‌های تازه در مطالعات عاشورایی دانست و تصریح کرد: با وجود این ظرفیت‌ها، هنوز بسیاری از زمینه‌های پژوهشی در سیره اهل بیت(ع) مغفول مانده است. در پژوهش حاضر، تمرکز اصلی بر «روش‌شناسی فرهنگی» است؛ به این معنا که قیام عاشورا نه از منظر سیاسی، نظامی یا رسانه‌ای، بلکه از زاویه فرهنگ‌پژوهی و فرهنگ‌شناسی بررسی شود تا روشن شود دعوت و جلب اطاعت در این نهضت، از حیث فرهنگی، بر چه عناصر و مؤلفه‌هایی استوار بوده است.

تأکید بر دو لایه اصلی فرهنگ در تحلیل قیام عاشورا

اسعدی در ادامه این نشست با اشاره به لایه‌های مختلف فرهنگ در مطالعات فرهنگ‌شناسانه، اظهار کرد: برخی صاحب‌نظران فرهنگ را در سه لایه «بینش و نگرش»، «ارزش و گرایش» و «کنش، رفتار و آداب و رسوم» بررسی می‌کنند و برخی نیز لایه چهارمی با عنوان «نمادها و اسطوره‌ها» به آن می‌افزایند. در این پژوهش، تمرکز اصلی بر دو دامنه از این لایه‌ها قرار گرفته است؛ نخست «نگرش‌سازی» و دوم «گرایش‌سازی» که استوانه اصلی بحث روش‌شناسی فرهنگی دعوت و جلب اطاعت در قیام عاشورا را شکل می‌دهند.

نگرش‌سازی؛ نخستین ضلع دعوت در قیام عاشورا

اسعدی با تبیین مفهوم نگرش، آن را نوعی ذهنیت، موضع‌گیری پیشینی و سازمان‌یافته برای انجام رفتار دانست و تصریح کرد: هر دین، آیین و مکتبی بر پایه مجموعه‌ای از باورها و اعتقادات، نوعی نگرش مشترک در میان پیروان خود پدید می‌آورد. هنگامی که رهبران یک قیام یا جنبش در پی ایجاد تحول در جامعه هستند، نخستین گام آنان، ایجاد یک ذهنیت جدید و اصلاح در اندیشه‌هاست؛ اصلاحی که در نهایت به تغییر رفتارها منجر می‌شود.

وی در همین زمینه با اشاره به نقش اصلاح‌گرانه انبیا گفت: در نهضت اصلاحی پیامبران نیز همین عنصر اصالت دارد؛ چنان‌که امیرالمؤمنین علی(ع) درنهج‌البلاغه، نقش انبیا را در برانگیختن دفینه‌های عقول و بیرون کشیدن عقل‌های مدفون‌شده بشر توصیف می‌کنند. در تحلیل تاریخی قیام عاشورا نیز این عنصر، یعنی «نگرش‌سازی»، به صورت پررنگ قابل مشاهده است.

عقلانیت عاشورا؛ ضلعی که کمتر دیده شده است

این عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی ایران در ادامه با اشاره به بیانی از رهبر معظم انقلاب، یادآور شد: در عاشورا می‌توان سه ضلع «عقلانیت»، «احساسات و عواطف» و «حماسه» را بازشناخت. آنچه در بحث حاضر مورد توجه قرار می‌گیرد، بیش از همه به ضلع نخست، یعنی عقلانیت، بازمی‌گردد. یکی از چالش‌های پررنگ در جامعه شیعی آن است که گاه ضلع عاطفه و حتی حماسه در فهم عاشورا پررنگ‌تر از ضلع عقلانیت و نگرش‌سازی شده است، در حالی که از منظر فرهنگی، همین ضلع نخست باید بیشترین سهم را در تحلیل و بازخوانی قیام عاشورا داشته باشد. این موضوع باید بیش از پیش مورد توجه پژوهشگران، خطیبان، واعظان و مداحان اهل بیت(ع) قرار گیرد، زیرا عنصر بینشی و نگرشی عاشورا، به‌رغم اهمیت بنیادینش، در بسیاری از موارد کمتر از دیگر ابعاد این قیام مورد توجه قرار گرفته است.

بازتبیین جایگاه امام؛ مهم‌ترین محور نگرش‌سازی

اسعدی در ادامه، مهم‌ترین متعلق نگرش‌سازی در قیام عاشورا را «بازتبیین جایگاه امام» دانست و گفت: امام حسین(ع) در دعوت خود با جامعه‌ای ملحد یا مشرک مواجه نبودند، بلکه با جامعه‌ای مسلمان روبه‌رو بودند؛ اما همین جامعه اسلامی نیز در فهم جایگاه امام دچار خلأ و نقصان بود. در نظام فکری شیعه، امام جایگاهی منصوص و مفترض‌الطاعه دارد، اما در جامعه‌ای که تحت تأثیر مکتب خلفا، صحابه و جریان سقیفه قرار گرفته، این جایگاه با چالش‌های جدی مواجه شده بود.

وی افزود: امام حسین(ع) نه فقط در بستر خود قیام، بلکه از سال‌ها پیش از آن، به تدریج فرآیند نگرش‌سازی نسبت به جایگاه امامت را آغاز کرده بودند.  در این زمینه به گزارشی از موسی بن عقبه می‌توان اشاره کرد. بر اساس این نقل، امام حسین(ع) روزی در مسجد و به درخواست معاویه بر منبر رفتند و در سخنان خود به حدیث ثقلین استناد کردند و یادآور شدند که اهل بیت(ع) همتای قرآن و محل رجوع در تفسیر حقایق آن هستند. در این روایت، تأکید امام بر اطاعت از اهل بیت(ع) نشان می‌دهد که ایشان حتی در دوره معاویه نیز در موضع تبیین‌گرانه و روشنگرانه نسبت به جایگاه امامت قرار داشتند.

تکرار تبیین جایگاه اهل بیت(ع) در مقاطع مختلف

اسعدی با اشاره به تداوم این رویکرد در دیگر مقاطع تاریخی گفت: در صحرای منا نیز امام حسین(ع) بار دیگر جایگاه اهل بیت(ع) را برای مخاطبان تبیین کردند و سخنان پیامبر اکرم(ص) را درباره جایگاه پدر، مادر، برادر و خودشان بازگو نمودند. همچنین پس از مرگ معاویه و در مواجهه با درخواست بیعت برای یزید، امام حسین(ع) با صراحت از جایگاه خاندانی خود به عنوان «خاندان نبوت»، «معدن رسالت» و «محل رفت و آمد فرشتگان» سخن گفتند. این تعابیر صرفاً بیان فضیلت نبود، بلکه بخشی از یک فرایند عمیق نگرش‌سازی در جامعه اسلامی محسوب می‌شد؛ فرایندی که باید مخاطب را به درک صحیحی از جایگاه امام و نسبت آن با هدایت الهی می‌رساند.

بهره‌گیری از عناصر نمادین در فرایند نگرش‌سازی

وی در ادامه توضیح داد: نگرش‌سازی صرفاً با گفتار محقق نمی‌شود، بلکه گاه عناصر بصری و نمادین نیز در این فرایند نقشی مهم ایفا می‌کنند. در برخی گزارش‌های تاریخی آمده است که امام حسین(ع) در یکی از مجالس، عصای نبوی را همراه داشتند. این موضوع از نظر فرهنگی و ارتباطی بسیار معنادار است، زیرا امام تنها با زبان سخن نمی‌گفتند، بلکه با نشانه‌ای عینی و بصری نیز به مخاطب یادآوری می‌کردند که جایگاه اهل بیت(ع) امتداد همان جایگاه نبوی است. این شیوه، نمونه‌ای از نگرش‌سازی از مسیر نمادهاست؛ بدین معنا که مخاطب نه فقط از راه استدلال لفظی، بلکه از طریق نشانه‌های مرجع‌ساز و هویت‌ساز نیز با حقیقت جایگاه امام روبه‌رو می‌شود.

اسعدی با اشاره به برخی گزارش‌های طبری گفت: امام حسین(ع) در نامه به اهل بصره نیز همین محور را دنبال کردند و تصریح نمودند که خاندان پیامبر(ص)، اولیا و وارثان حقیقی اویند. همچنین در آغاز دعوت در مکه و در طول مسیر کربلا، بارها همین معنا بازتکرار شد که رضایت اهل بیت(ع) با رضایت الهی همسوست. در منزلگاه «بیضه» نیز امام خود را الگوی مردم معرفی می‌کنند؛ تعبیری که عملاً جایگاهی هم‌سنخ با اسوه‌بودن پیامبر(ص) را برای امام در نظام هدایت جامعه ترسیم می‌کند.

گرایش‌سازی؛ ضلع دوم روش‌شناسی فرهنگی دعوت

اسعدی در ادامه سخنان خود، دومین محور اصلی در روش‌شناسی فرهنگی دعوت در قیام عاشورا را «گرایش‌سازی» دانست و گفت: در ادبیات فنی مطالعات فرهنگی، گاه از این حوزه با عنوان «ارزش» نیز یاد می‌شود؛ حوزه‌ای که به عواطف، احساسات و کشش‌های درونی انسان مربوط است و معمولاً در پیوند با نگرش قرار می‌گیرد. گرایش‌سازی را می‌توان نوعی دعوت در سطح عاطفی و احساسی دانست؛ دعوتی که ساحت عاطفی مخاطب را برمی‌انگیزد و او را از درون به سوی همراهی و اطاعت سوق می‌دهد.

وی تأکید کرد: میان نگرش‌سازی و گرایش‌سازی پیوستگی عمیقی وجود دارد؛ به این معنا که معمولاً موضوعی که درباره آن شناخت و نگرش ساخته می‌شود، موضوع تعلق عاطفی و گرایشی نیز قرار می‌گیرد. از همین‌رو، در قیام عاشورا نیز همان‌گونه که نسبت به جایگاه امام نگرش‌سازی صورت می‌گیرد، نسبت به امام گرایش‌سازی نیز دنبال می‌شود؛ یعنی افزون بر آنکه جامعه باید امام را بشناسد، باید نسبت به او محبت، کشش، التزام و احساس مسئولیت نیز پیدا کند.

گرایش‌سازی در دعوت عاشورایی؛ عنصری مستقل در کنار نگرش‌سازی

اسعدی در ادامه سخنان خود با تأکید بر اینکه «گرایش‌سازی» در قیام عاشورا صرفاً تابعی از نگرش‌سازی نیست، تصریح کرد: این عنصر می‌تواند به‌صورت مستقل نیز در فرایند دعوت و جلب اطاعت نقش‌آفرین باشد. همان‌گونه که در سیره نبوی نیز می‌توان دید، جذب برخی افراد از طریق استدلال‌های عقلی صورت می‌گیرد و جذب برخی دیگر از مسیر عواطف، احساسات و محبت است. از این‌رو، گرایش و کشش درونی انسان خود می‌تواند یک عنصر مستقل در دعوت به شمار آید، نه اینکه الزاماً همواره وابسته به فرایند نگرش‌سازی باشد.

وی در تبیین مصادیق گرایش‌سازی در عاشورا، به گفت‌وگوی امام حسین(ع) با عبیدالله بن حرّ جعفی اشاره کرد و گفت: در این نقل تاریخی، امام هنگام دعوت او به یاری و جهاد، از تعبیر «دعوت به توبه» بهره می‌گیرند و می‌فرمایند که این همراهی می‌تواند گناهان گذشته او را بشوید. این بیان نشان می‌دهد که امام در دعوت خویش، از عنصر پاکی از گناه و امکان توبه به‌عنوان یک جاذبه درونی و انگیزاننده استفاده می‌کنند؛ یعنی مخاطب از منظر منفعت اخروی و رهایی از آلودگی‌های پیشین نیز به همراهی با امام فراخوانده می‌شود. در اینجا منفعت ابدی و ریزش گناهان، خود یک گرایش مستقل پدید می‌آورد و امام بر اساس همین منافع و جاذبه‌های معنوی، دعوت را شکل می‌دهند.

هشدار نسبت به خطر ابدی عدم یاری اهل بیت(ع)

این پژوهشگر حوزه معارف اسلامی ادامه داد: یکی دیگر از مؤلفه‌های گرایش‌سازی در قیام عاشورا، هشدار نسبت به پیامدهای اخروی عدم یاری اهل بیت(ع) است. وقتی گفته می‌شود هرکس استغاثه اهل بیت پیامبر(ص) را بشنود و آنان را یاری نکند، گرفتار عذاب الهی خواهد شد، در حقیقت عنصر دفع خطر ابدی به‌عنوان یک انگیزه درونی برای همراهی با امام فعال می‌شود. اینجا صرفاً بحث از یک شناخت نظری نیست، بلکه سخن از برانگیختن گرایشی عمیق در انسان است؛ گرایشی که از رهگذر خوف، مسئولیت و احساس خطر نسبت به آینده ابدی خود، مخاطب را به حمایت از امام فرامی‌خواند.

اسعدی در ادامه، به نمونه‌ای از سخنان حبیب بن مظاهر در گفت‌وگو با گروهی از بنی‌اسد اشاره کرد و گفت: حبیب در دعوت آنان به یاری سیدالشهدا(ع)، بر این نکته تأکید می‌کند که هرکس در رکاب فرزند دختر رسول خدا(ص) با تحمل سختی‌ها کشته شود، در عالی‌ترین درجات، همنشین پیامبر اکرم(ص) خواهد بود. این‌گونه بیانات، روشن می‌سازد که در دعوت عاشورایی، تشریح منافع ابدی بخش مهمی از فرایند گرایش‌سازی را تشکیل می‌دهد و داعیان قیام، از طریق ترسیم آینده‌ای روشن و متعالی برای یاران امام، آنان را به همراهی فرا می‌خوانند. عنصر شهادت نیز در همین چارچوب قابل فهم است؛ زیرا شهادت در این منظومه، صرفاً یک رخداد تلخ و پرهزینه نیست، بلکه ارزشی متعالی و گشاینده راه به سوی قرب الهی و رفاقت با پیامبر(ص) تلقی می‌شود.

تأکید بر شهادت‌طلبی در گفتار امام و داعیان نهضت

وی در ادامه با اشاره به گزارشی از ابومخنف درباره منزلگاه گفت: امام حسین(ع) در این منزلگاه به همراهان خود فرمودند هرکس می‌خواهد بازگردد، از سوی ما بیعتی بر او نیست. امام می‌دانستند که اگر واقعیت مسیر و سرانجام آن برای همگان به‌روشنی آشکار شود، جز شهادت‌طلبان و ایثارگران در کنار ایشان باقی نخواهند ماند. این بیان نشان می‌دهد که گرایش به شهادت نیز یکی از عناصر مهم در گرایش‌سازی عاشورایی است؛ عنصری که هم در سخنان شخص امام و هم در گفتار داعیان و همراهان ایشان به‌وضوح قابل رهگیری است.

هشداردهی نسبت به آسیب‌های عدم اطاعت از امام

اسعدی در بخش دیگری از سخنانش، هشداردهی نسبت به آسیب‌های عدم اطاعت و همراهی با امام را سومین ضلع مهم گرایش‌سازی در قیام عاشورا دانست و گفت: این هشدارها در کنار ترسیم منافع ابدی و دعوت به توبه، مجموعه‌ای از سازوکارهای فرهنگی را شکل می‌دهند که از رهگذر آنها، مخاطب نه‌فقط به شناخت حق، بلکه به گرایش عاطفی و ارادی نسبت به حق نیز می‌رسد. این عناصر در عمل، همیشه به‌صورت کاملاً منفک و جدا از یکدیگر ظاهر نمی‌شوند، بلکه در بسیاری از موارد، به‌صورت هم‌پوشان و هم‌افزا در بیانات اهل بیت(ع) و یاران ایشان حضور دارند.

این عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی ایران در جمع‌بندی این بخش از سخنان خود تأکید کرد: قیام عاشورا را باید دارای یک «رویکرد فرهنگی مستقل» دانست؛ رویکردی که در دل یک حرکت سیاسی و نظامی، به‌مثابه یک عملیات فرهنگی جدی و هدفمند عمل می‌کند. این عملیات فرهنگی، هم جنبه حداقلی و هم جنبه حداکثری دارد، هم در سطح فوری و عینی اثرگذار است و هم دارای بُعدی فراعصری و ماندگار است.

ظرفیت‌های پژوهشی تازه در ابعاد جزئی‌تر فرهنگ عاشورا

وی در پایان سخنان خود، با اشاره به امکان گسترش این بحث در پژوهش‌های آینده، اظهار کرد: یکی از ابعاد قابل توجه که می‌تواند به‌صورت مستقل موضوع مقاله یا حتی پایان‌نامه قرار گیرد، مسئله «نمادپردازی» در سیره اهل بیت(ع) و به‌ویژه در قیام عاشورا است. نمادپردازی‌ها می‌توانند در قالب‌های بصری، محیطی، گفتاری و آوایی ظاهر شوند و هر یک از این سطوح، ظرفیت بالایی برای تحلیل در چارچوب عملیات فرهنگی اهل بیت(ع) دارند. اگر این موضوع به‌طور جدی دنبال شود، می‌توان نشان داد که دعوت‌گری، نگرش‌سازی و گرایش‌سازی در سیره اهل بیت(ع)، نه‌فقط در قالب الفاظ و گزاره‌ها، بلکه در زمینه‌های نمادین نیز به‌صورت معنادار و هدفمند تحقق یافته است.

وی همچنین در پاسخ به یکی از حاضران، به ظرفیت‌های «روان‌شناسی تاریخی» در مطالعه شخصیت‌های مرتبط با اهل بیت(ع) اشاره کرد و گفت: هرچند روان‌شناسی تخصص اصلی او نیست، اما این حوزه می‌تواند افق‌های جدیدی را در تحلیل شخصیت‌های تاریخی، یاران اهل بیت(ع) و حتی مخالفان آنان بگشاید. برخی نقدهایی که از سوی اهل بیت(ع) نسبت به یاران یا خواص پیرامون آنان مطرح شده، از منظر روان‌شناسی تاریخی قابل بررسی است و این مسئله می‌تواند زمینه پژوهش‌های مهمی را در نسبت میان ویژگی‌های شخصیتی، زمینه‌های وراثتی و عملکردهای اجتماعی و سیاسی فراهم آورد.

انتهای پیام