شناسهٔ خبر: 78891113 - سرویس بین‌الملل
نسخه قابل چاپ منبع: تابناک | لینک خبر

سه سناریو برای مرگ سناتور جنگ‌طلب

معروف است که منتقدان گراهام را «ماشین جنگی واشنگتن» می‌نامیدند، مهمترین سناریو درباره مرگ او یک ترور بیولوژیک آرام است که مرگ را به این چهره شرور خورانده است.

صاحب‌خبر -

به گزارش تابناک به نقل از مشرق؛ خبر کوتاه و مرموز مرگ لیندسی گراهام، سیاستمدار آمریکایی و سناتور جمهوری‌خواه کارولینای جنوبی مورد توجه بسیاری قرار گرفته است.

نام این سناتور ضدایرانی در سال‌های اخیر به دلیل مواضعش بار‌ها در رسانه‌ها مطرح بوده است، او یکی از چهره‌هایجنجالی سیاست خارجی آمریکا در دهه‌های اخیر بود. گراهام که از سال ۲۰۰۳ تا زمان مرگ ناگهانی و البته مشکوک در ۱۱ ژوئیه ۲۰۲۶ سناتور ایالت کارولینای جنوبی بود.

از او در سیاست آمریکا به عنوان یک محافظه‌کار جنگ‌طلب (hawkish) یاد می‌شد که بر سیاست تهاجمی، حمایت از رژیم اسرائیل و فشار حداکثری بر ایران تأکید داشت، گراهام با سابقه خدمت نظامی در ارتش تروریستی آمریکا، وکالت و سال‌ها حضور در کنگره، از منتقدان سرسخت توافق با تهران بود و بار‌ها گزینه نظامی علیه برنامه هسته‌ای و فعالیت‌های منطقه‌ای ایران را مطرح کرده است.

لیندسی گراهام در ۹ ژوئیه ۱۹۵۵ در شهر کوچک سنترال (Central) در ایالت کارولینای جنوبی متولد شد. والدینش، Millie و Florence James «F.J.» Graham، یک رستوران، بار، سالن بیلیارد و فروشگاه مشروبات الکلی به نام Sanitary Cafe اداره می‌کردند. خانواده‌اش از تبار اسکاتلندی-ایرلندی بودند و زندگی ساده‌ای در جنوب آمریکا داشتند. گراهام اولین فرد خانواده‌اش بود که به دانشگاه رفت.

دوران نوجوانی و جوانی او با بالا و پایین فراوان همراه بوده است و نشان از اختلال شخصیتی فراوان دارد، گراهام پس از فارغ‌التحصیلی از دبیرستان D.W. Daniel High School در سال ۱۹۷۳، به دانشگاه کارولینای جنوبی پیوست و در ROTC (آموزش افسران ذخیره) ثبت‌نام کرد.

در ۲۱ سالگی، مادرش بر اثر لنفوم هوجکین (سرطان) درگذشت و ۱۵ ماه بعد پدرش بر اثر حمله قلبی. گراهام سرپرستی خواهر ۱۳ ساله‌اش را بر عهده گرفت و این مسئولیت، او را وادار کرد نزدیک خانه بماند. او در دانشگاه کارولینای جنوبی مدرک لیسانس روانشناسی گرفت (۱۹۷۷) و سپس از دانشکده حقوق همان دانشگاه دکترای حقوق دریافت کرد.

خدمت نظامی نقطه مهم زندگی او بوده است، گراهام از ۱۹۸۲ تا ۱۹۸۸ در نیروی هوایی آمریکا (به عنوان وکیل در Judge Advocate General's Corps) خدمت کرد و در اروپا، به‌ویژه پایگاه تروریستی در آلمان، به عنوان وکیل مدافع و دادستان نظامی فعالیت داشت.

پس از آن، در گارد ملی هوایی کارولینای جنوبی و سپس نیروی هوایی ذخیره خدمت کرد و به درجه سرهنگی رسید، این سابقه نظامی، دیدگاه او را در سیاست خارجی شکل داد و او را به یکی از مدافعان سرسخت بودجه دفاعی و قدرت نظامی آمریکا تبدیل کرد.

افسر ضدایرانی یا ماشین جنگی سیاست خارجی آمریکا؟

گراهام پس از خدمت نظامی، به عنوان وکیل خصوصی فعالیت کرد و سمت‌هایی مانند وکیل شهر سنترال را بر عهده داشت، ورود رسمی او به سیاست در سطح ایالتی آغاز شد، گراهام در مابین سال ۱۹۹۲–۱۹۹۴به عنوان نماینده مجلس نمایندگان ایالتی کارولینای جنوبی و از سال ۱۹۹۵ تا ۲۰۰۲ به عنوان نماینده حوزه سوم کارولینای جنوبی در مجلس نمایندگان آمریکا حاضر بوده است.

در مجلس نمایندگان، گراهام در روند استیضاح بیل کلینتوننقش داشت. او در سال ۲۰۰۲، پس از بازنشستگی استرام تورموند، به سنای آمریکا راه یافت و در انتخابات ۲۰۰۸، ۲۰۱۴ و ۲۰۲۰ مجدداً انتخاب شد.

در سنا، گراهام در کمیته‌های کلیدی مانند بودجه (رئیس در دوره اخیر)، قضایی، تخصیص اعتبارات و محیط زیست خدمت کرد. گراهام در سال ۲۰۱۶ برای نامزدی ریاست‌جمهوری جمهوری‌خواهان تلاش کرد، اما موفق نشد. او ابتدا منتقد دونالد ترامپ بود، اما بعداً به یکی از متحدان نزدیک او تبدیل شده است.

گراهام یکی از ضدایرانی‌ترین مواضع را در کنگره آمریکا داشت، مخالفت با توافق هسته‌ای برجام (۲۰۱۵) که گراهام برجام را توافقی فاجعه‌بار می‌دانست که به ایران اجازه غنی‌سازی می‌دهد و در بلندمدت مسیر ساخت سلاح هسته‌ای را هموار می‌کند از جمله این موارد است.

گراهام از قانون Corker-Menendez-Graham حمایت کرد که بررسی کنگره‌ای هر توافق را الزامی می‌کرد. گراهام قول داد که کنگره با اکثریت veto-proof (قابل رد وتو) علیه توافق رأی دهد. پس از امضای برجام، او آن را «تسلیم» اوباما به ایران خواند.

مواضع ضدایرانی او تا جایی پیش رفت که گراهام از تصمیم ترامپ برای خروج از برجام استقبال کرد. او معتقد بود تحریم‌های شدید اقتصادی، تنها ابزار مؤثر برای تغییر رفتار ایران است، گراهام بار‌ها خواستار تحریم مردم ایران شده بود وهشدار داد که بدون فشار مداوم، ایران قابل مهار نیست.

این چهره ضدایرانی و منحوس حمایت از اقدام نظامی را رد نمی‌کرد وبار‌ها از حملات رژیم صهیونیستی و آمریکا به تأسیسات ایران حمایت کرد، از نکات عجیب درباره او آن بود که پیشنهاد کنترل جزیره خارک (مرکز صادرات نفت) توسط نیرو‌های تروریستی آمریکایی را داد و آن را با عملیات ایوو جیما مقایسه می‌کرد..

گراهام معتقد بود دیپلماسی باید با تهدید نیروی نظامی همراه باشد. حتی در مذاکرات اخیر (۲۰۲۶)، گراهام نسبت به توافق‌های جدید بدبین بود و گفت اگر غنی‌سازی ادامه یابد، معامله شکست‌خورده است. او گاهی دیپلماسی را «امتحان کنیم» می‌خواند، اما سریعاً اضافه می‌کرد که احتمال شکست بالا است و باید به جنگ متوسل شد.

معروف است که منتقدان گراهام را «ماشین جنگی واشنگتن» می‌نامیدند. او در مسائل داخلی مانند مهاجرت، بودجه و قضایی مواضع محافظه‌کارانه داشت، اما در سیاست خارجی، رابطه‌اش با ترامپ از تنش به اتحاد رسید، مخالفان او را متهم به کشاندن آمریکا به جنگ‌های بی‌پایان می‌کردند.

سه سناریو برای مرگ سناتور جنگ طلب

در ۱۱ ژوئیه ۲۰۲۶، گراهام پس از یک بیماری کوتاه و ناگهانی (گزارش‌شده به عنوان ایست قلبی) در خانه‌اش در واشنگتن دی‌سی درگذشت. او تازه از سفری به کی‌یف بازگشته بود و تا آخرین روز‌ها فعال و سرحال بوده است، ترامپ در شرح حال به درک واصل شدن او نوشته است که جزئیات و ترتیبات بعدی اعلام میشود. خیلی غم‌انگیز است!

مرگ ناگهانی و مرموز گراهام، که دهه‌ها در خط مقدم سیاست خارجی آمریکا قرار داشت، به سرعت فضای رسانه‌ای و شبکه‌های اجتماعی را پر از گمانه‌زنی کرد.

سناریو اول: مهمترین سناریو درباره مرگ او که در رسانه‌ها دست به دست می‌شود، احتمال یک «ترور بیولوژیک» است که در روندی آرام، چون یک سکته قلبی شبانه جان سناتور ضدایرانی را گرفته است؛ در این رویکرد یک سرویس اطلاعاتی با توجه به بانک اهداف از وسوژه با تعقیب او به ویژه در سفر به اوکراین که مرکزی بدون حفاظت است توانسته به گراهام نزدیک شده و شربت مرگ را به این چهره شرور خورانده باشد.

در این سناریو بسیاری از سرویس‌های اطلاعاتی، چون ایران، روسیه، چین و کره شمالی هر یک به شکلی امکان آن را داشته‌اند که با نزدیک شدن به این سناتور آمریکایی با داشتن فرمی از اختلالات شخصیتی حاکم بر او خط ترور را پیش برده باشند. همچنین بسیاری از آزادگان جهان نیز امکان آن را داشته‌اند که با انگیزه‌های انسانی یک قاتل آمریکایی را کشته باشند، بدون آنکه آب از آب تکان خورده باشد!

سناریو دوم: یکی از سوژه‌های مهم رسانه‌ای در ساعات اخیر مرگ او توسط هم حزبی‌ها و حتی ترامپ است، گراهام در سال‌های اخیر مواضعی داشت که با سیاست‌گذاری‌های داخلی آمریکا در تضاد بود، در سناریو‌های ترور داخلی این اقدام توسط عواملی صورت گرفته است که گراهام را «مزاحم فعال» می‌خواندند، این ادعا شواهد جالبی هم دارد از جمله آن‌که ترامپ اخیرا مخالفان خودش را تهدید به حذف از حزب جمهوری خواه کرده بود.

سناریو سوم: در این سناریو به ردپایی از اسرائیل وجود دارد، در روز‌های اخیر و بعد از احتمال امضای توافق میان ایران با آمریکا برخی محافل سیاسی در مناطق اشغالی به انتقاد از ترامپ پرداخته و معتقد بودند که باید رایطی را فراهم کرد که روی تصمیم رئیس‌جمهور آمریکا اثر بگذرد، مرگ مشکوک سناتور ضدایرانی می‌تواند سوژه خوبی برای بازگشت به جنگ باشد؛ به ویژه درشرایطی که بحث قصاص قاتلین در ایران به شدت داغ است، در این پروژه رژیم صهیونی با حذف گراهام به ترامپ انگیزه لازم برای ادامه جنگ را می‌دهد.

درباره مرگ سناتور ضدایرانی هر سه گزینه قابل تحلیل و ارزیابی بوده و شواهد مناسب و محکمی برای آنها وجود دارد، به ویژه گزینه اول که روی قتل مرموز او تمرکز دارد، البته سایر سناریو‌ها نیز از درجه اعتبار لازم برخوردار است، درست یک روز پس از پیام راهبردی رهبر معظم انقلاب اسلامی برای قصاص قاتلین در جنایت مرگ مشکوک گراهام دارای، اما و اگر‌های فراوان است.