شناسهٔ خبر: 78889001 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: جام‌جم آنلاین | لینک خبر

پدر ۱۵ ماه بعد از کشتن فاطمه، پای میز محاکمه ایستاد

روایت قتل جنجالی دختر ۱۷ ساله

۱۵ ماه پس از جنایتی که انتشار فیلم آن در فضای مجازی موجی از بهت و واکنش‌های گسترده را در پی داشت، پرونده قتل دختر ۱۷ ساله‌ای که قربانی ضربه‌های چاقوی پدرش شده بود، وارد مرحله رسیدگی قضایی شد. مرد میانسال که پس از دستگیری به قتل اعتراف کرده بود، دیروز در شعبه سیزدهم دادگاه کیفری یک استان تهران از جنبه عمومی جرم محاکمه شد. در این جلسه، مادر مقتول با تشریح سال‌های پرتنش زندگی مشترکش، برای همسرش درخواست اشد مجازات کرد و متهم نیز، مدعی شد لحظه وقوع جنایت کنترل رفتارش را از دست داده است.  ۱۵ ماه پس از جنایتی که انتشار فیلم آن در فضای مجازی موجی از بهت و واکنش‌های گسترده را در پی داشت، پرونده قتل دختر ۱۷ ساله‌ای که قربانی ضربه‌های چاقوی پدرش شد...

صاحب‌خبر -
 
به گزارش خبرنگار جام‌جم، ۲۸ فروردین سال گذشته انتشار فیلمی کوتاه در شبکه‌های اجتماعی افکار عمومی را شوکه کرد. در این فیلم، مردی کنار جوی آب با چاقو به دختر جوانی حمله ‌کرد و با وارد کردن ضربه‌های پیاپی، او را از پا در ‌آورد. دقایقی پس از انتشار تصاویر، بررسی‌ها آغاز و مشخص شد قربانی، دختر ۱۷ ساله‌ای به نام فاطمه است که به دست پدرش به قتل رسیده است‌؛ جنایتی که به‌دلیل وقوع در انظار عمومی و انتشار تصاویر آن، بازتاب گسترده‌ای در جامعه داشت. پس از تشکیل پرونده، کارآگاهان پلیس آگاهی اسلامشهر تحقیقات خود را آغاز کردند. متهم در مدت کوتاهی شناسایی و دستگیر شد و در بازجویی‌ها به قتل دخترش اعتراف کرد. با تکمیل تحقیقات مقدماتی، پرونده با صدور کیفرخواست برای رسیدگی به شعبه سیزدهم دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد و صبح دیروز جلسه رسیدگی به اتهام او از جنبه عمومی جرم برگزار شد. در ابتدای جلسه، مادر مقتول در جایگاه حاضر شد و با طرح شکایت علیه همسرش، از دادگاه خواست اشد مجازات قانونی و پرداخت دیه را برای او در نظر بگیرد. این زن در تشریح زندگی مشترک خود گفت طی ۲۷ سال زندگی با متهم، بخش زیادی از هزینه‌های زندگی را با کار در حرفه خیاطی و آرایشگری تأمین و تلاش کرده فرزندانش را در محیطی سالم بزرگ کند اما همسرش بارها با او رفتار خشونت‌آمیز داشته است. 
این زن با اشاره به اختلافات خانوادگی اظهار کرد که همسرش در طول سال‌های زندگی مشترک بارها او را مورد ضرب و جرح قرار داده و حتی در چند مورد باعث شکستگی بینی و دندانش شده بود. به گفته این زن، همین رفتارها باعث تشکیل چندین پرونده قضایی با موضوع فحاشی و ضرب و جرح شده بود. او همچنین مدعی شد متهم پیش از این نیز قصد آسیب رساندن به پسرشان را داشته و یک‌بار تلاش کرده بود با خودرو او را زیر بگیرد که موفق نشده بود. 
شاکی پرونده در ادامه گفت زمانی که احساس کرد ادامه این زندگی امنیت او و فرزندانش را به خطر انداخته، تصمیم به جدایی گرفت تا بتواند جان خود و فرزندانش را حفظ کند اما این جدایی نیز مانع وقوع حادثه نشد و در نهایت دختر نوجوانش قربانی خشم پدر شد. 
او در بخش دیگری از اظهاراتش به اختلافاتی اشاره کرد که از سال ۱۴۰۲ شدت گرفته بود. به گفته وی، دخترش در همان سال متوجه ارتباط‌های خارج از خانواده پدرش شده و پس از آن، تنش‌ها میان آنها افزایش یافته بود. این زن مدعی شد دخترش پس از اطلاع از این موضوع، از سوی پدر تهدید شده و حتی در یکی از پیام‌های صوتی خود از فشارهای روحی وارد شده سخن گفته و عنوان کرده بود دوست دارد بمیرد. 
مادر مقتول همچنین مدعی شد همسرش بارها او را با چاقو تهدید کرده و حتی به دستش ضربه زده بود. او با بیان این‌که دخترش نوجوانی آرام و بی‌دفاع بود، گفت هرگز از حق خود نخواهد گذشت و خواستار اشد مجازات برای متهم است. 
پس از پایان اظهارات شاکی، وکیل او نیز در جایگاه قرار گرفت و با اشاره به نحوه وقوع قتل گفت متهم در یکی از معابر عمومی و مقابل دیدگان مردم، دخترش را هدف ضربه‌های متعدد چاقو قرار داده است. به گفته وکیل، بررسی‌های پرونده نشان می‌دهد متهم پس از وارد کردن نخستین ضربه نیز دست از حمله برنداشته و به رفتار خشونت‌آمیز خود ادامه داده است. او با استناد به محتویات پرونده، این جنایت را اقدامی از پیش طراحی‌شده دانست و از دادگاه خواست اشد مجازات قانونی را برای متهم در نظر بگیرد. 
پس از آن، رئیس دادگاه با تفهیم اتهام، از متهم خواست در جایگاه قرار گرفته و از خود دفاع کند. 
مرد میانسال در آغاز دفاعیاتش درباره زندگی شخصی خود توضیح داد و گفت سال‌ها در یک شرکت لاستیک‌سازی مشغول به کار بوده و ساعت‌های طولانی کار می‌کرده است. او مدعی شد علاوه بر شغل اصلی، برای تأمین هزینه‌های زندگی بعد از پایان کار نیز در یکی از پارک‌ها بادبادک می‌فروخته و تلاش می‌کرده وضعیت مالی خانواده را بهبود ببخشد. 
متهم در ادامه به خرید خانه‌ای در سال ۱۳۹۹ اشاره کرد و گفت این خانه به‌صورت وکالتی خریداری شده بود و به دلیل انجام امور اداری، آن را به نام همسرش کرده بود تا مراحل قانونی ساخت‌و‌ساز را پیگیری کند. او همچنین تأیید کرد همسرش نیز کار می‌کرد اما مدعی شد نسبت به نوع فعالیت‌های او اختلاف نظر داشته است. 
او گفت پس از راه‌اندازی آرایشگاه توسط همسرش و آغاز همکاری دخترشان در آن محل، اختلافات خانوادگی بیشتر شد.  
متهم به قتل ادامه داد: من کلی وام گرفتم تا همسرم بینی‌‌اش را عمل کند و یخچال و فرش بخرد. ۲۰۰ میلیون وام گرفتم تا دیسک گردنم را جراحی کردم که گفت با آن طلا بخریم و بعد از عید عمل کنیم. بعد از عید که پول را خواستم تا عمل کنم، گوشواره‌ای فروخت و ۳۶ میلیون به من داد و قرار شد بقیه طلاها را هم بفروشیم. فردایش سر کار بودم که گفت سوئیچ ماشین کجاست؟ می‌خواهیم دوری بزنیم. بعد ساعت ۵ صبح پیام داد که از زندگی‌ات رفتیم. وقتی به خانه رفتم، دیدم لباس‌هایم در حیاط است و در نیز قفل بود. قفل را بریدم و وارد شدم. با کاتر رگم را زدم تا بمیرم اما پشیمان شدم و با همکارم تماس گرفتم و او نجاتم داد. 
متهم سپس درباره روز حادثه توضیح داد که صبح آن روز به محل کار دخترش رفته و از یکی از کارکنان خواسته بود او را صدا بزند. قصد داشته دخترش را برای خوردن کله‌پاچه با خود ببرد و درباره اختلافات خانوادگی با او صحبت کند اما دخترش حاضر به همراهی نشده و میان آنها مشاجره لفظی شکل گرفته است. 
او مدعی شد پس از بالا گرفتن مشاجره، ناگهان کنترل خود را از دست داده و با چاقویی که همراه داشت به دخترش حمله کرده است. متهم گفت زمانی متوجه عمق فاجعه شد که صدای فریاد مردم را شنید. او در ادامه با اشاره به وضعیت خود در زندان گفت به دلیل عذاب وجدان، از مصرف داروهای قلبش خودداری می‌کند. 
پس از پایان دفاعیات متهم، وکیل شاکی بار دیگر در جایگاه حاضر شد و با رد اظهارات او گفت‌: متهم از محل زندگی همسر و فرزندانش اطلاع داشته است. نخستین ضربه زمانی وارد شده که دختر نوجوان داخل خودرو بوده و پس از تلاش برای فرار، متهم ضربه‌های بعدی را به او وارد کرده است. 
در پایان جلسه، وکیل مدافع متهم با اشاره به وضعیت روحی و روانی موکلش، از دادگاه خواست هنگام صدور رأی این شرایط را مد نظر قرار دهد و مدعی شد قتل شبه‌عمد بوده است. 
پس از پایان دفاعیات طرفین، قضات دادگاه برای بررسی محتویات پرونده و اتخاذ تصمیم نهایی، وارد شور شدند.