شناسهٔ خبر: 78887932 - سرویس بین‌الملل
نسخه قابل چاپ منبع: تابناک | لینک خبر

تابناک گزارش می‌دهد

مرگ؛ پایانی بر توهمات سناتور جنگ طلب؛ «گراهام» چگونه با آموزش نتانیاهو، ترامپ را به جنگ با ایران کشاند؟

گراهام به عنوان یکی از سرسخت‌ترین چهره‌های جنگ‌طلب در واشنگتن شناخته می‌شد و نقشی کلیدی در شکل‌دهی به سیاست خصمانه آمریکا در قبال ایران ایفا کرد.

صاحب‌خبر -

به گزارش سرویس بین الملل تابناک، «لیندزی گراهام» سناتور جنگ طلب آمریکایی که آرزوی «تغییر رژیم» ایران را برای سالیان متمادی در سر می‌پروراند، مُرد.

گراهام به عنوان یکی از سرسخت‌ترین چهره‌های جنگ‌طلب در واشنگتن شناخته می‌شد و نقشی کلیدی در شکل‌دهی به سیاست خصمانه آمریکا در قبال ایران ایفا کرد.

گراهام به صراحت از حمله نظامی به ایران حمایت می‌کرد و آن را فرصتی برای سود کلان آمریکا توصیف می‌نمود. او معتقد بود که با سرنگونی نظام ایران، ایالات متحده کنترل بخش قابل‌توجهی از ذخایر نفتی جهان را در دست خواهد گرفت و منافع عظیمی به دست خواهد آورد =. حتی از لابی‌گری خود برای متقاعد کردن رئیس‌جمهور ترامپ به انجام این حملات، با افتخار صحبت می‌کرد.

هدف نهایی گراهام از هرگونه راه‌حل دیپلماتیک یا نظامی، تضعیف کامل ایران به گونه‌ای بود که نتواند به روش‌های سابق خود بازگردد. او بر از بین بردن توان هسته‌ای ایران تأکید داشت و معتقد بود که نباید حتی یک اونس اورانیوم غنی‌شده در این کشور باقی بماند. همچنین، او معتقد بود کنترل تنگه هرمز نباید در دست ایران باشد.

با وجود حمایت گراهام از بررسی توافقنامه نهایی با ایران، این حمایت با دیدگاهی عمل‌گرایانه و توأم با بدبینی بود. او اصرار داشت که هر توافقی باید توسط کنگره بررسی شود و بر جزئیات آن نظارتی دقیق داشته باشد. این رویکرد نشان‌دهنده بی‌اعتمادی بنیادین او به تعهدات ایران بود.

با وجود مواضع تند، گراهام در عمل، سیاستمدارِ محتاطی نیز بود. او در نهایت با توافقنامه ابتدایی (تفاهم‌نامه) با ایران موافقت کرد، چرا که آن را گامی برای توقف درگیری‌ها و بازگشایی تنگه هرمز می‌دید و معتقد بود که مزیت اندکی در عدم امتحان این راه وجود ندارد. این مسئله نشان می‌دهد که رویکرد او صرفاً ایدئولوژیک نبود و محاسبات راهبردی و منافع ملی آمریکا را نیز در نظر داشت.

مواضع تند گراهام، علاوه بر ایران، بر متحدان آمریکا در منطقه نیز تأثیر گذاشت. او آشکارا از عربستان سعودی و دیگر کشور‌های شورای همکاری خلیج فارس انتقاد کرد که چرا در جنگ با ایران مشارکت نظامی فعال ندارند و تهدید کرد که در غیر این صورت، «عواقبی در پی خواهد داشت.» این رویکرد نشان‌دهنده انتظار او از متحدان برای همراهی کامل در سیاست‌های خصمانه علیه ایران بود.

نقش گراهام در متقاعد کردن ترامپ برای حمله به ایران، کاملاً علنی بوده است. این لابی‌گری یک کارزار هدفمند و چندوجهی بود.

در این راستا او مستقیما به ترامپ فشار وارد کرد و یک کارزار تهاجمی برای متقاعد کردن ترامپ راه انداخت. در این راستا او ارتباط نزدیک و مداوم با ترامپ داشت و حضوری مکرر در «مارئه لاگو» اقامتگاه ترامپ داشت و جلسات خصوصی مکرری با او داشت.

گراهام همچنین با تمجید از ترامپ در رسانه‌های محبوب او و هم‌زمان تحریک غرور او با اشاره به اینکه روسای جمهور دیگر جرأت چنین اقدامی را نداشتند، یک بازی روانی را برای متقاعد کردن ترامپ برای حمله به ایران راه انداخته بود.

در این بازی روانی او مکرر موضوع طرح ترور ترامپ توسط ایران را برجسته می‌کرد.

همچنین گراهام برای متقاعد کردن ترامپ به جنگ دست روی نقطه حساس ترامپ یعنی اقتصاد می‌گذاشت. او جنگ با ایران را موضوعی با توجیه اقتصادی معرفی می‌کرد و آنرا به عنوان یک سرمایه‌گذاری که منافع عظیم اقتصادی، از جمله کنترل ۳۱ درصد از ذخایر نفتی جهان، را برای آمریکا به ارمغان می‌آورد، معرفی می‌کرد.

گراهام نقش یک حلقه ارتباطی و مشاور را برای نخست‌وزیر نتانیاهو ایفا کرد. او خود اذعان کرده که به نتانیاهو آموزش می‌داده که چگونه با ترامپ گفت‌و‌گو کند. همچنین، گفته می‌شود که نتانیاهو با ارائه اطلاعات خاص و جدید به ترامپ، او را در نهایت برای اقدام نظامی قانع کرده است و گراهام در این فرآیند تسهیل‌گر بوده است.

نهایتا تلاش‌های این سناتور جنگ طلب در کنار عوامل دیگر آمریکا را در کنار رژیم صهیونیستی به جنگ با ایران کشاند و لحظه کلیدی این اتفاق، یک دیدار در کاخ سفید در ۲۶ فوریه بود که به فاصله ۴۸ ساعت، حملات مشترک آمریکا و اسرائیل در ۲۸ فوریه آغاز شد.

با این حال، پس از شروع جنگ، حتی خود گراهام نیز لحنی محتاطانه‌تر در پیش گرفت و از اسرائیل خواست در انتخاب اهداف خود احتیاط کند. این نشان می‌دهد که هدف اصلی او، آغاز درگیری بوده، نه لزوماً مدیریت تمام مراحل آن.

البته این ایده که آمریکا استراتژی ورود به جنگ با ایران را داشت ولی ایده خروج نداشت بیشتر به مقاومت ایران و توان پاسخگویی به اقدامات متجاوزانه آمریکا و رژیم صهیونیستی باز می‌گردد.

گراهام هم از این موضوع بی نصیب نبود و رویکرد محتاظانه او پس از شروع جنگ به مقاومت ایران باز می‌گردد که چگونه ایده‌های جاه طلبانه او و رژیم صهیونیستی و دولت ترامپ را بر باد داد؛ جنگی که هنوز هم ترامپ نتوانسته ادعای پیروزی بکند.